شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
چهارشنبه ۱۲ شهریور ۹۳ | ۱۹:۳۸

«گلاب» و «رز قرمز» روایت‌های دروغین از ایران

با افزایش ضریب نفوذ و اثر گذاری جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه و جهان موج ایران هراسی و اسلام هراسی با مدیریت غرب به سردمداری آمریکا آغاز شد و به عنوان یک مشی مهم مورد توجه تولیدکنندگان عرصه های فرهنگی آمریکا نیز قرار گرفت و آن ها ایران هراسی و اسلام هراسی را به عنوان یک کار ویژه در دستور کار خود قرار دادند.


با افزایش ضریب نفوذ و اثر گذاری جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه و جهان موج ایران هراسی و اسلام هراسی با مدیریت غرب به سردمداری آمریکا آغاز شد و به عنوان یک مشی مهم مورد توجه تولیدکنندگان عرصه های فرهنگی آمریکا نیز قرار گرفت و آن ها ایران هراسی و اسلام هراسی را به عنوان یک کار ویژه در دستور کار خود قرار دادند.«گلاب» و «رز قرمز» روایت های دروغین و خسته کننده از ایران

از جمله ی مصادیق ایران هراسی و اسلام هراسی می توان به نگرش غربی ها به حوادث پس از انتخابات سال 88 اشاره کرد. جایی که غربی ها می خواهند به مخاطبین  جهانیان القا کنند در جمهوری اسلامی ایران هیچ صدای مخالفی حق اظهار مخالفت ندارد و در ایران خبری از آزادی و دموکراسی نیست.

فیلم «رز قرمز» به کارگردانی سپیده فارسی، یک ایرانی ضد انقلاب خارج از کشور و فیلم «گلاب» محصول کمپانی های فیلمسازی هالیوود و به کارگردانی یک فیلمساز فیلم اولی به نام جان استوارت از جمله فیلم هایی هستند که با همین رویکرد تولید شده اند.

این دو فیلم که در جشنواره تورنتو 2014 اکران می شوند در مورد حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 ایران است. جایی که این روزها مشخص شده است که دشمنان انقلاب اسلامی چه نقش هایی را در آن روزها برای شعله ور کردن آتش فتنه در ایران انجام داده اند.

نکته جالب توجه در این میان واکنش مخاطبان به این دو فیلم در این جشنواره است. از آن جایی که با پیشرفت تکنولوژی و موج جریان آزاد اطلاعات هیچ اتفاقی از چشم مخاطبان پنهان نمی ماند این فیلم نیز از چشم مخاطبان پنهان نمانده است و پیش از آن که سازندگانش در یک اقدام برنامه ریزی شده موج تبلیغاتی خود را برای فیلم هایش آغاز کنند مخاطبان سینما سعی در پیدا کردن داستان و تصاویری از این فیلم کرده اند. امری که سبب شده است پیش از اکران عمومی این فیلم ها واکنش هایی علیه آن ها به راه بیفتد.

از هفته جاری حمایت‌های جشنواره‌ای برای بر سر زبان انداختن نام فیلم ضد ایرانی «گلاب» در ایالات متحده کلید خورده است. حمایت نهایی که برای یک کارگردان فیلم اولی اندکی عجیب به نظر می رسد.

«گلاب» فیلمی بر پایه رمانی از «مازیار بهاری» خبرنگار ایرانی – کانادایی است که برای پوشش حوادث پس از انتخابات سال 88 به ایران می‌آید. «گلاب» روایتگر بخشی از زندگی «مازیار بهاری» است که سال 88 به عنوان یک روزنامه‌نگار و مستندساز ایرانی – کانادایی به ایران سفر می‌کند ولی در جریان شلوغی‌های آن سال به زندان اوین می‌افتد و 118 روز را در آنجا سپری می‌کند. او طی این مدت زندانبانش را بدون آنکه ببیند از روی بوی گلابی که می‌داده، می‌شناخته و به همین خاطر به او لقب «گلاب» می‌دهد. نام پروژه در دست ساخت نیز برگرفته از لقب زندانبان اوست.

این فیلم هم اکنون سفرش را در جشنواره‌های خارجی با حمایت رسانه‌های غربی آغاز کرده است. فرآیندی که طبق رویه‌ای معمول برای فیلم‌های ضد‌ایرانی اتفاق می‌افتد؛ برای مثال روزنامه گاردین در گزارشی جدید درباره این فیلم آن را یکی از مهمترین فیلم‌های فصل سینمای هالیوود معرفی کرده که مردم در آینده درباره آن بیشتر خواهند شنید. سایت امریکایی «ورایتی» نیز پیشتر در کنار شمار دیگری از رسانه‌های غربی با اغراق فراوان استوارت را به خاطر ساخت این فیلم ستایش کرده بودند.

در این میان واکنش مخاطبین غربی به این فیلم جالب است. یکی از کاربران خارجی سایت گاردین در واکنش به فیلم «گلاب» نوشته است: «بیایید درباره کلاهبرداری‌های بی‌شمار اسرائیل و عربستان سعودی هم فیلم بسازیم. درباره داستان «مردخای وانونو»، یک اسرائیلی که اطلاعات و تصاویر محرمانه نیروگاه و کلاهک‌های اتمی اسرائیل را افشا کرد و به خاطرش 15 سال را در سلول انفرادی گذراند هم فیلم بسازیم. هالیوود چیزی نیست جز ماشین شست و شوی مغزی».

کاربر دیگری در پاسخ او نوشته است: «داستان مردخای در قالب یک فیلم؟ داری شوخی می‌کنی؟ برای این کار لازم است که جان استوارت ستون فقرات خودش را داشته باشد نه اینکه به کوته‌نظرها بچسبد و به جای آن ایرانی‌ها را تخریب کند!»

کاربری دیگر نوشته است: «آیا در هالیوود به غیر از الیور استون می‌شود کارگردان دیگری را پیدا کرد که ستون فقرات مستقل داشته باشد؟ آن طور که می‌بینم می‌شود آن هم به شرط اینکه کارگردان قاطی این سیستم نشود و مورد سوء‌استفاده این سیستم قرار نگیرد. در این صورت حاصل کارش نیز فیلمی بی‌ارزش خواهد بود که امپریالیسم و استثناگرایی امریکایی را به مخاطبان سردرگم می‌فروشد!»

واکنش های منفی به مخاطبان عام محدود نمی شود و منتقدان آمریکایی نیز علیه این فیلم موضع منفی گرفته اند. منتقد مجله آنلاین ددلاین در اینباره می‌نویسد: فیلم «گلاب» ساعت 9 صبح برای اولین بار در جشنواره تلوراید به نمایش درآمد، زمانی‌که به دوستانم پیشنهاد دادم برای تماشای آن برویم گفتند که از کسانی که از تماشای فیلم آمده‌اند، شنیده‌اند که فیلم، فیلم خوبی نیست و بسیار خسته کننده است.

«اریک کوهن»، منتقد سایت سینمایی «ایندی وایر» نیز ضمن مقایسه فیلم «گلاب» با یکی از شوهای تلویزیونی «جان استوارت» (کارگردان آمریکایی فیلم) می‌نویسد: «جان استوارت» در این فیلم مثل این می‌ماند که در حال تقدیر از یکی از میهمانان شوی تلویزیونی خود است.(مازیار بهاری خرداد سال 1390 میهمان برنامه «دیلی شو» با اجرای «جان استوارت» بود.)

«کوهن» بازی «گائل گارسیا برنال» در این فیلم (در نقش مازیار بهاری) را می‌ستاید ولی می‌افزاید: شخصیت «مازیار بهاری» در این فیلم شخصیتی ضعیف و غیر قابل قبول است که به خوبی پرداخته نشده است.

او در پایان فیلم «گلاب» را فیلمی کم‌مایه و سطحی دانسته و متذکر می‌شود که این فیلم آنچنانکه باید نتوانسته به هدفی که در پشت ساخت آن نهفته است دست یابد.

روزنامه لس‌آنجلس تامیز نیز درباره گلاب می‌نویسد: استوارت تلاش کرده همانگونه که در شوی تلویزیونی‌اش مسائل و مشکلات جهان امروز را به چالش می‌کشد، موضوع مطرح شده در فیلم را با شوخی‌های گاه‌گاهی در آمیخته و به مخاطب منتقل کند. این روزنامه در ادامه می‌نویسد: ولی این فیلم نتوانسته جوابگوی هدف ساخت آن باشد.

اما فیلم «رز قرمز» ماجرای متفاوتی دارد و نسبت به فیلم «گلاب» فضای داستانی متفاوتی را به مخاطب خود القا می کند. این فیلم اثر کارگردانی ایرانی – فرانسوی به نام سپیده فارسی است که از قضا قرار است همچون «‌گلاب» در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو 2014 که در آینده نزدیک برگزار می‌شود به نمایش در آید اما این فیلم در بخش فرعی «سینمای دنیای معاصر»‌ جشنواره اکران می‌شود. از این حیث می‌توان جشنواره فیلم تورنتو را محفل و جشن فیلم‌های ضد ایرانی خواند.

البته دو فیلم با یکدیگر تفاوت‌های عمده‌ای دارند؛ گلاب اثری است که برای مخاطب خارجی تعریف شده و گلایه‌های معمول مخاطبان ایرانی از ساخته شدن این قبیل فیلم‌های ضدایرانی و استقبال نکردن از آنها برای سازندگان این آثار اهمیت چندانی ندارد. فیلم‌هایی چون «گلاب» که دستپخت کارگردانان خارجی هستند، بازار خود را در خارج از ایران دارند اما برای فیلمی چون «‌رز قرمز» چنین شرایطی فراهم نیست. در «رز قرمز» از بازیگران ناشناخته ایرانی بهره گرفته شده و این فیلم دارای صحنه‌های به شدت غیراخلاقی است.

داستان آن درباره عشقی است که در داخل یک آپارتمان و در جریان حوادث پس از انتخابات شکل می‌گیرد. بدون شک این فیلم مخاطب خارجی نخواهد داشت و جالب آنجا است که حتی کاربران ایرانی نیز به آن روی خوشی نشان نداده‌اند و بعد از تماشای تیزر «رز قرمز» انتقادات تند و تیز خود را نثار آن کرده‌اند.

دو فیلم «رز قرمز» و «گلاب» با آنکه درست در موسم معرفی فیلم به اسکار وارد چرخه اکران جشنواره‌ای می‌شوند اما بعید به نظر می‌رسد از شانسی برای رسیدن به اسکار برخوردار باشند؛ چراکه هنوز اکران عمومی نشده‌اند. بدون شک آنها حمایت قوی رسانه‌های جریان اصلی را با خود به همراه خواهند داشت، ولی به خاطر لوث شدن فوت و فن قدیمی هالیوود در تخریب دوره‌ای برخی کشورها به نظر می‌رسد که دیگر کارایی ترس‌آور جادوی این گلاب و رز قرمز قلابی هالیوودی و فیلم‌های نظیر آن از بین رفته باشد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: