چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
دوشنبه ۱۷ شهریور ۹۳ | ۱۸:۰۵

واقعیت «اصلاح طلبی» در زادگاه خاتمی!

این انتصاب از آن جهت حیرت آور جلوه می کند که مردم اردکان در ادوار مختلف انتخابات نشان داده اند که گفتمانشان اصلاح طلبی است و اکنون وامانده اند که چگونه باید ریاست فردی را بر مهم ترین مرکز آموزش عالیشان بپذیرند که هرگز از این گفتمان تبعیت نکرده و قطعا نخواهد کرد… عملکرد محافظه کارانه ایشان تا به حدی بود که از امضای نامه حمایت از “فرجی دانا” نیز استنکاف ورزید(!) و شنیده های ” شهروند” از منابع موثق حاکی است که این اقدام در جلسه هیأت امنای دانشگاه یزد با اعتراض شدید دکتر تابش مواجه شده…


دانشگاه اردکانبه گزارش تریبون مستضعفین یادداشت زیر توسط م. علوی شورکی از مخاطبین تارنما برای ما ارسال گردیده است.

 مفاهیم «اصلاح طلبی»، «جامعه مدنی»،«عدالت و مهرورزی»، «اعتدال»، «تدبیر و امید» و نظایر آن، شعارهایی هستند که چنانچه در چارچوب موازین شرعی و ملی، محور تصمیم گیری و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی قرار گیرند، نه تنها پیامد ناگواری ندارند، که به پیشرفت حقیقی جمعه کمک شایانی خواهند کرد.

از همین روست که در دوران موسوم به اصلاح طلبی، مقام معظم رهبری فرمودند: اگر مراد از جامعه مدني همان جامعه مدينة النبي باشد ـ كه رئيس جمهور به آن اشاره كرده ‏اند  ما حاضريم براي آن جان بدهيم. هرچند عملکرد هشت ساله دولت وقت نشان داد که جامعه مدنی مورد نظر آن ها در «عمل» چیز دیگری بوده است و از«ناکجاآباد»ها سردرآورد.

کم نبودند و نیستند افراد و جریان هایی که با تکیه بر گفتمان اصلاح طلبی و اعتدال و …، در پشت تریبون و صفحات جراید و تارنماهای فضای مجازی، از اولویت اخلاق و قانون‌مداری و تحمل مخالف و تکریم یکدیگر و مدارا و … دم زده اند؛ اما در عرصه عمل گاه چنان رفتار کرده اند که «مسلمان نشنود کافر نبیند!» ماجرای تلخ فتنه 88 که باعث کشته شدن انسان‌های بی گناه و واردآمدن خسارت های چشمگیر به نظام شد، نمونه ای برجسته و ملموس از پیامدهای این دوگانگی در شعار و کردار به شمار می آید.

در یکی از آخرین این نمونه ها، البته در دایره استان یزد، می توان به واکنش برخی دوستان و متصدیان داعیه دار «اصلاح طلبی» و «اعتدال» به انتصاب رئیس دانشگاه اردکان اشاره کرد.

ماجرا از این قرار است که شورای عالی انقلاب فرهنگی اخیراً در جلسه ای به ریاست دکتر روحانی-رئیس جمهور محترم- رئیسان چند واحد دانشگاهی از جمله دانشگاه اردکان را تعیین کرد. پس ازاین رخداد معمول و قانونی، برخوردهای ناپسندی از سوی برخی مدعیان اخلاق و قانونمداری برضد دکتر حسین غفوری چرخابی صورت گرفت و با تعابیر گوناگون و باچاشنی کنایه و متلک گویی خواسته یا ناخواسته به ترور شخصیت وی روی آوردند.

ماجرا هنگامی شنیدنی می شود که بدانیم بر اساس قانون، رئیس دانشگاه اردکان هم همچون دانشگاه های دیگر، از سوی وزارتخانه علوم در همین دولت اعتدال، به شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد شده و شورای مزبور نیز با ریاست دکتر روحانی- رئیس محترم دولت اعتدال و تدبیر- پس از بررسی با این گزینه پیشنهادی موافقت کرده است. اما دوستان و مسؤولان مدعی اصلاح طلبی و اعتدال در شهرستان اردکان حتی این انتخاب دولت خودشان را هم تاب نیاورده و فریاد برآورده اند که چرا این گزینه انتخاب شده است! و لابد همچنان در آینده باز هم در مذمت «تمامیت خواهی» و «انحصارطلبی» قصیده ها خواهند سرود!

البته نفس انتقاد از تصمیم وزارت علوم، حق طبیعی همه به شمار می آید اما ماجرا هنگامی باعث تاسف می شود که برخی مدعیان اخلاق و جامعه مدنی و اعتدال و …، انتقادها را به باتلاق تخریب وتوهین و متلک گویی سوق دهند و انسانی مسلمان تنها به جرم همسو نبودن با تمام خواست‌های برخی مدعیان، آماج توهین و تخریب های مستقیم و غیرمستقیم قرار گیرد. به نظر می رسد برخی نگاشته ها و مواضع نیش دار اخیر از سوی این عده برضد دکتر حسین غفوری-رئیس دانشگاه اردکان-  بیش از آن که در قالب انتقاد دلسوزانه و اصلاحی باشد، به نوعی پنجه کشیدن در چهره دیگران و جلوه ای دیدنی از  تمامیت خواهی واقعی را تداعی می کند.

برای مثال برادر عزیز مسؤول در استانداری یزد که از سینه چاکان آقای خاتمی به شمار می آيد، در اعتراض به این انتصاب قانونی، در ادبیاتی پر از طعنه و ناسازگار با فرهنگ مردمان خداجوی دارالعباده می نویسد:

« – پیکان 48 نمی تواند با جدیدترین اتومبیل‌های روز دنیا رقابت کند. به همین منوال، شیوه رفتاری یک ناظم دهه 60 مدارس هم نمی تواند جایگزین سبک مدیریتی یک رئیس دانشگاه دهه 90 شود.

-آن‌چه دانشگاه را دانشگاه می کند، نه «نفاق» است و نه «محافظه کاری» و نه «تنگ نظری»(!)

-هرگز «تفکرات پادگانی» و «نگاه از بالا به پایین» و «حرکت‌های زیگزاگی بر مبنای بادنمای سیاسی – اجتماعی» به مزاق(البته منظور نویسنده محترم مذاق بوده که احتمالا به علت شدت هیجان و عصبانیت دچار این اشتباه شده است!) دانشگاه و دانشجو خوش نیامده…

-نمی‌توان با تفکرات محافظه کارانه و تنگ نظرانه و بر مبنای مدیریت چکشی و پادگانی و رفتارهای چند رویه و صوری، دانشگااه اردکان را مدیریت کرد… دانشگاه پادگان نیست… دانشگاه اردکان، با «نفاق»، «جزم اندیشی» ، «تنگ نظری» ، «مدیریت چکشی» و «دستورات یک جانبه» میانه ای ندارد… »!!

و بدین گونه تازیانه های ادعایی «نفاق» و«محافظه کاری»و «تنگ نظری» و «تفکرات پادگانی» و … به آسانی بر سر و صورت کسی فرود می آید که با پیشنهاد وزارتخانه دولت مورد حمایتشان به ریاست دانشگاه منصوب شده است! و صد البته بازهم فریاد اخلاق مداری و ضرورت مبارزه با انحصارطلبی و تمامیت خواهی سر می دهند!

در این میان یکی از سایت های محلی اردکان که همسو با دوستان مدعی اصلاح طلبی فعالیت می کند، به ریشه اصلی این همه هیاهو اشاره می کند و می نویسد:

«این انتصاب از آن جهت حیرت آور جلوه می کند که مردم اردکان در ادوار مختلف انتخابات نشان داده اند که گفتمانشان اصلاح طلبی است و اکنون وامانده اند که چگونه باید ریاست فردی را بر مهم ترین مرکز آموزش عالیشان بپذیرند که هرگز از این گفتمان تبعیت نکرده و قطعا نخواهد کرد… عملکرد محافظه کارانه ایشان تا به حدی بود که از امضای نامه حمایت از “فرجی دانا” نیز استنکاف ورزید(!) و شنیده های ” شهروند” از منابع موثق حاکی است که این اقدام در جلسه هیأت امنای دانشگاه یزد با اعتراض شدید دکتر تابش مواجه شده…»!!

و بدین گونه یکی از جرم های رئیس مغضوب! افشا می شود: «امضا نکردن نامه سفارشی حمایت از فرجی دانا»؛ همان وزیری که بر خلاف توصیه های دلسوزان نظام، فتنه گران را در پست های کلیدی وزارتخانه به کار گمارد و در این مسیر چنان یکه تازی کرد که مراجع تقلید حاضر نشدند وی را به ملاقات خویش بپذیرند و حتی مرجع خبیری چون حضرت آیت الله مکارم شیرازی بر خلاف عرف معمول مراجع، این موضوع را خود شخصا از تریبونی عمومی اعلان کرد:

«همگان توجه داشته باشند وزیر به قم آمد و برخی از آقایان هم با وی ملاقات ‏کردند ولی در برخی رسانه‌ها مشاهده کردیم که خبر دیدار من با او را نیز چاپ کرده بودند.‏ من این دیدار را جداً تکذیب می‌کنم؛ افرادی واسطه شده بودند ولی من گفتم آمادگی دیدار ‏با وزیر علوم را ندارم.‏ در دلیل این عدم آمادگی گفتم عزل و نصب‌های زیادی توسط وزیر در ‏دانشگاه‌ها صورت گرفته که به مصلحت دانشگاه و دانشجویان نبوده و به مصلحت نظام جمهوری ‏اسلامی هم نیست.‏»(کیهان، 18 اسفند 1392)

نگاهی کوتاه به ماجرای امتناع مراجع از به حضورپذیرفتن فرجی دانا و خودداری دکتر غفوری(رئیس دانشگاه اردکان) از امضای نامه حمایت از وی و متعاقب آن، هجمه بی امان به  رئیس دانشگاه اردکان، به آسانی واقعیت های پشت پرده را از ورای این همه هجمه و توهین نمایان می سازد. و این تنها نمونه ای کوچک از رویکرد برخی مدعیان اصلاح طلبی و اعتدال است که بر خلاف توصیه های مکرر مقام معظم رهبری این گونه بر طبل دو قطبی کردن جامعه حتی در شهری کوچک و مذهبی چون اردکان عزیز می کوبند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: