پنج‌شنبه 25 سپتامبر 14 | 10:36

شعری از حسین منزوی برای امام جواد (ع)

شاعر: حسین منزوی

خورشید، فخر از آن بفروشد که هر سحر | بوسیده آستان امام جواد(ع) را || خورشیدِ بی غروب امامت که جود او | آراسته است کوکبه ی بامداد را


حسین منزوی

حسین منزوی

ای ریخته نسیم تو گل های یاد را
سرمست کرده نفحه ی یاد تو باد را

افراشته ولای تو در هشت سالگی
بر بام آسمان علم دین و داد را

خورشید، فخر از آن بفروشد که هر سحر
بوسیده آستان امام جواد(ع) را

خورشیدِ بی غروب امامت که جود او
آراسته است کوکبه ی بامداد را

جود و سخا جواز تداوم از او ستاند
تقوا از او گرفت ره امتداد را

آن سر خط سخا که به جود و کرم زده
بر لوح آسمان رقم اعتماد را

بیرنگ کرده بددلی دشمنان او
افسانه ی سیاه دلی های «عاد» را

تنگ است دل به یاد امام زمان، مگر
بوییم از امام نُهم عطر یاد را

وقتی که نیست گل ز که جوییم جز نسیم
عطر بهارِ وحدت و باغِ وداد را؟

جز آستان جود و سخایت کجا برم
این نامه ی سیاهِ گناه، این سواد را؟

بی یاری شفاعت تو چون کشم به دوش
بار ثواب اندک و جرم زیاد را؟

خط امان خویش به ما ده که بشکنیم
دیوارِ امتحانِ غلاظ و شداد را

ای آنکه هرگز از درِ جودت نرانده ای
دلدادگان خسته دلِ نامُراد را

بگذار تا به نزد تو سازم شفیع خود
جدت امام ساجد زین العباد را

تا روز حشر یار غریبی شوی که بست
از توشه ی ولای تو زادالمعاد را

  1. محسن
    25 سپتامبر 2014

    ماشاءالله بک. احسنت. دمت گرم، با پدرش محشور بشی ان شاءالله.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن:

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.