یکشنبه ۲۷ مهر ۹۳ | ۱۲:۳۰
گزارش برنامه‌ثریا از وابستگی غذایی و کشاورزی ایران

وابستگی غذایی کشور نگران‌کننده‌ است

وابسته نگه داشتن کشورها در زمینه مواد غذایی برای ابرقدرت ها انقدر مهم است که در ابتدای توافق نامه هسته ای ژنو هم به نوعی مورد تاکید قرار گرفته است که کانالی برای واردات مواد غذایی به کشور از طریق در آمدهای ایران باز می شود که یادآور همان سیاست های نفت در برابر غذا در ایام تحریم صدام و قذافی می باشد.


به گزارش تریبون مستضعفین برنامه ثریا با موضوع خودکفایی کشاورزی و با حضور مهندس حسین صفایی معاون وزیر جهاد کشاورزی و مدیرعامل سازمان تعاونی روستای ایران و مهندس عباس رجایی رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس به روی آنتن شبکه یک سیما رفت.

در وابستگی غذایی تکان دهنده ای به سر می بریم

در ابتدای این برنامه محسن مقصودی بخشی از پژوهش های انجام شده توسط تیم تحقیق ثریا را در قالب اسلایدهایی ارائه کرد.

وی ضمن ارائه رشد واردات مواد غذایی و کشاورزی در چندسال اخیر در کشورمان گفت: مقایسه آمار واردات مواد غذایی در کشورمان با کشوری همچون آمریکا گویای آنست که در کشور آمریکا فقط 5 تا 7 درصد کل واردات به مواد غذایی اختصاص دارد و حدود نیمی از این رقم یعنی چیزی معادل 2و نیم درصد به واردات غذاهای اساسی مربوط می شود.

محسن مقصودی در ادامه افزود: متاسفانه این رقم در کشور ما در سالهای گذشته چیزی معادل 28 درصد کل واردات کشور را تشکیل می داده است که علاوه بر آن 25 درصد واردات کشور را نیز غذاهای اساسی تشکیل می دهد که یک خطای استراتژیک و مهم محسوب می شود.

وی در ادامه گفت: درحالی مهمترین غذاهای مورد نیاز کشور در ایران جزو 10 قلم کالای اساسی وارداتی هستند و در وابستگی به سر می بریم که تمام دنیا حتی در تلاش برای تولید چندین برابر نیازشان هستند از جمله آمریکا که بیش از 11 برابر نیاز کشورش گندم تولید می کند.

مجری برنامه ثریا همچنین افزود: وابسته نگه داشتن کشورها در زمینه مواد غذایی برای ابرقدرت ها انقدر مهم است که در ابتدای توافق نامه هسته ای ژنو هم به نوعی مورد تاکید قرار گرفته است که کانالی برای واردات مواد غذایی به کشور از طریق در آمدهای ایران باز می شود که یادآور همان سیاست های نفت در برابر غذا در ایام تحریم صدام و قذافی می باشد.

مقصودی در رابطه با اصلاحات ارضی هم گفت: سیاست مستکبرین از زمان شاه در ایران وابسته کردن کشور بود به نوعی که رمزی کلارک گفته بود بعد از اجرای این سیاست ها در ایران موفق شدیم کشوری که 2500 سال غذای خود را تامین می کرد به خودمان وابسته کنیم. وی گفته بود آنقدر اجرای این سیاست ها در ایران موفق بود که بعدها آن را در 22 کشور عربی دیگر هم پیاده کردیم.

وی در پایان این بخش گفت: به خاطر اجرای همین سیاست هاست که هم اکنون در مقایسه اندازه مزرعه در کشورمان با سایر کشورها آمارهای تاسف برانگیز و تکان دهنده ای را می بینیم که عملا باعث فلج شدن کشاورزی شده است.

تمام کسانی که بعد از انقلاب حوزه کشاورزی مسئولیت داشته اند، باید پاسخگو باشند

مهندس رجایی در این برنامه در خصوص چرایی وضعیت کنونی صادرات و واردات مواد غذایی کشور اظهار داشت: نگاه رهبری و امام این بوده که ما باید مسیر توسعه را از کشاورزی دنبال کنیم اما آن چیزی که در عمل شاهد آن بوده‌ایم این است که نرخ سرمایه گذاری در کشاورزی کشور متناسب با ظرفیت‌های آن نبوده است چراکه دیدگاه مسئولان کشور ما این بوده است که واردات غذا راحت ترین راه برای حل مشکلات غذایی است.

وی در ادامه خاطر نشان کرد: در آمارهای مرکز آمار ایران جمعیت روستایی 27 درصد جمعیت کشور است درصورتی که این امار اینگونه نیست چراکه وقتی شهرهایی که زیر بیست هزار نفرجمعیت دارند را نگاه می‌کنیم شغل غالب آنها را کشاورزی و دامداری می‌بینیم که اگر بخواهیم جمعیت را اینگونه محاسبه کنیم تقریبا 60درصد آمار کشور روستایی می‌شوند؛ وقتی ما آمار مردم روستایی را کوچک نشان دهیم طبیعی است که نگاهمان کوچک می‌شود.

این نماینده مجلس تصریح کرد: تمام کسانی که در حوزه کشاورزی مسئولیت داشته اند و نگاه امام و رهبری را ندیده اند باید پاسخگو باشند که چرا ملتی که قرار بود خودکفا باشند اکنون به رشد اقتصادی بالا نرسیده اند و چرا این مردم هدایت نشده اند؟ این مسئولین باید پاسخگو باشند که چرا بعد از 35 سال از انقلاب هنوز کشاورزی ما معیشتی حمایتی است؟

اگر هزینه های سد سازی را در حوزه آبخیز داری هزینه می‌کردیم امروز هیچگونه مشکلی نداشتیم

مهندس صفایی درخصوص نگاه برخی از مسئولین درحوزه کشاورزی که اعتقادی به خودکفایی در این حوزه ندارند، گفت: چنین نگاهی باعث شده است که بسته های حمایتی دراز مدت کشاورزی متزلزل شوند؛ دربسیاری  از محافل و جلسات مدیریتی با شرایطی مواجه هستیم که باید به سختی از کیان کشاورزی ایران دفاع کنیم.

وی درادامه اظهار داشت: کشور باید باخودش تعیین تکلیف کند و اجازه ندهد افرادی در این حوزه نقص ایجاد کنند؛ بسیاری از کشورها حتی کشورهایی مانند امریکا کشاورزی را بخاطر ماهیت راهبردی که دارد بسیار با اهمیت می‌دانند و حتی نرخ حمایت از کشاورزی آمریکا بین 30 تا 60 درصد است ولی با این حال که کشور ما شرایط خاص خودش را دارد چرا باید در بحث مهم کشاورزی مناقشه وجود داشته باشد.

معاون وزیر جهاد کشاورزی با اشاره به برخی معضلات طبیعی گفت: بسته های سیاستی کشور در حوزه کشاورزی کارآمد نبوده، نرخ سرمایه گذاری در این حوزه بسیار پایین بوده و همچنین انتقال تکنولوژی به عرصه کشاورزی با ضعف انجام شده است.

رجایی گفت:  اگر این هزینه هایی را که در سد سازی کرده ایم را در حوزه آبخیز داری هزینه می‌کردیم امروز هیچگونه مشکلی در حوزه آب نداشتیم.

با آمارهای مخدوش از کشاورزی، سیاه نمایی می‌کنیم

مهندس صفایی در پاسخ به این سوال که آیا با این بحران آب می‌توانیم در کشاورزی موفق عمل کنیم، گفت : ما در موضوع آب آمارهایی داریم که به شدت مخدوش هستند چرا که در یک زمانی گفتیم که سهم بخش کشاورزی 88میلیارد متر مکعب است و در آن زمان آبهای تجدید شونده کشور را 132 میلیارد متر مکعب می‌دانستند، الان که همگی این مقدار را 100 میلیارد متر مکعب می‌دانند چرا دومرتبه می‌کوییم که سهم آب کشاورزی 88میلیارد متر مکعب است؛ خب این چه منطقی است؟! در نهایت ما این مقدار آب را که آمار آن نادرست است را بر تولید تقسیم می‌کنیم و یک آمار نادرست و سیاه نمایی از کشاورزی به مردم نشان می‌دهیم.

رجایی در ادامه در توضیح رویکرد غلطی که می گوید 90 درصدآب در کشاورزی است خاطر نشان کرد: مسئله‌ای که ما در بحث آب داریم این است که هم معلوم نیست این ارقام را چگونه محاسبه می کنند و هم تمام سوء مدیریت ها را به گردن کشاورزی میندازیم؛ دولت موظف است که آب را دقیقا در محل زمین کشاورزی و بصورت حجمی تحویل کشاورز بدهد ولی بدلیل مشکلات خط لوله های انتقال تمام هدر رفت های مسیر را هم به گردن کشاورز می اندازند.

این نماینده مجلس با بیان اینکه نباید با مسئله کبود آب واردات کشاورزی را توجیه کنیم، گفت: این کار به نوعی کشاورزی هراسی است.

14 سال وزیر بوده اند بعد می گویند ایران کشور کشاورزی نیست

مهندس رجایی درخصوص چگونگی نگاه برخی از محافل به ظاهر حامی فعالیت های کشاورزی که نام خانه کشاورز را هم بر خود می گذارند گفت:  برخی از این محافل بیشتر نگاه سیاسی به فعالیت های خودشان دارند که این موضوع یک  نوع فرار به جلو است. بطور مثال شخصی که 14سال است در حوزه کشاورزی فعالیت می‌کند اکنون ادعا کرده است که ایران کشور کشاورزی نیست و باید کلا با کشاورزی خداحافظی کنیم ولی جالب این است که امثال این افراد هنوز هم کشاورزی را رها نکرده اند.

وی در ادامه افزود: کشوری که خود کفایی برایش مهم است باید برنامه ریزی کند و روش های نوین را در کشاورزی خودش دخیل کند.

قانون حمایت از یکپارچگی و جلوگیری از خرد شدن زمین های کشاورزی بسته اجرایی ندارد

مهندس صفایی درخصوص بحث خرده مالکی در حوزه کشاورزی اظهار داشت: فروپاشی نظام بهره برداری در کشاورزی از اصلاحات ارضی در ایران اتفاق افتاد؛ وقتی اصلاحات ارضی شروع می‍‌‌شود آنفدر زمین ها خرد می شوند که یک میلیون و صدهزار کشاورز نوپا در کشور پا می‌گیرند؛ در اینجا بخشی از هزینه ها به مالک زمین پرداخت می‌شد و درنهایت مالک هزینه ها را به خارج چهارچوب کشاورزی می‌برد لذا در آن زمان هم بحث خرده مالکی صورت گرفت و هم اینکه بیش از 50درصد دارایی از حوزه کشاورزی خارج شد.

مدیرعامل سازمان تعاونی روستای ایران تصریح کرد: در قانونی هم که سال 85 برای  مجمع تشخیص مصلحت نوشته شد  هم قوانین بازدارنده دارد که مانع کوچکتر شدن اراضی می‌شود و هم قوانین مشوق برای افرادی که زمین هایشان را یکپارچه کنند، دارد که متاسفانه برای این قانون تا کنون بسته اجرایی ابلاغ نشده است.

مهندس رجایی در خصوص پیگیری و نظارت بر این قانونی که اجرا نشده است، گفت: در این خصوص بارها از وزرا سوال شده است اما در مجموع در بحث کشاورزی باید یک عزم عمومی بوجود بیاید که همه به دنبال مسائل کشاورزی باشند.

دولت با طرح “نکاشت” به نظر مجلس تمکین نکند تحقیق و تقحص را کلید می زنیم

مهندس رجایی در خصوص طرح “نکاشت” که برای احیای دریاچه ارومیه طراحی شده است و خداحافظی با کشاورزی و زمزمه های اجرای این طرح برای احیای زاینده رود و حقوق بگیر کردن کشاورزان گفت: ما با این نوع نگاه به مسئله مخالف هستیم چراکه این اقدام به نحوی پاک کردن صورت مسئله است؛ شما نمیتوانید با این طرح‌ها اشتغال و زندگی یک جامعه را به هم بریزید، طرح‌هایی مثل طرح نکاشت و طرح تنفس در جنگل‌ها باید با نگاهی عالمانه و مستدل بررسی شود و یا حداقل به نظرات کمیسیون توجه کنند.

این نماینده مجلس خاطر نشان کرد: اگر قرار است اتفاقی رخ دهد باید نظام پشتوانه این حرکت باشد که این امر یعنی باید تمام کارشناسان و دست اندرکاران نظرات خودشان را بدهند تا با یک جمع بندی مناسب کار به خوبی انجام شود.

وی درخصوص ابزار مجلس برای جلوگیری از طرح نکاشت گفت: اولین ابزار مجلس طرح سوال است و اگر دوستان به نظر مجلس تمکین نکنند، تحقیق و تفحص در این حوزه کلید خواهد خورد.

بازار بازرگانی کشاورزی باید اصلاح شود

مهندس صفایی در خصوص قانون تمرکز وظایف کشاورزی در وزارت جهاد کشاورزی و ادغام شدن شرکت بازرگانی دولت ایران با وزارت جهاد گفت: در زمستان سال 91 مجلس در غالب یک طرح قانون تمرکز وظایف کشاورزی در وزارت جهاد کشاورزی را تصویب کرد اما دولت وقت این قانون را به ستاد تدابیر ویژه مقابله با تحریم ها برد و از آنجا مصوبه گرفت و این قانون را تعلیق کرد و در دولت یازدهم تعلیق این قانون برداشته شد اما تا هفته گذشته بخش محدودی از آن وظایف به وزارت جهاد انتقال پیدا کرده است.

مدیرعامل سازمان تعاونی روستای ایران در ادامه گفت: درمورد بازار محصولات کشاورزی باید گفت که همیشه در موضوع تنظیم بازار دولت آخر بازار مداخله های تندی را داشته است و آن‌هم وقتی است که سازوکار بازار درست عمل نکند.

وی در ادامه افزود: تقریبا دولت های گذشته در بخش بازرکانی کشور تمرکز بر بازرگانی داشته اند و آنهم با اتکا به واردات و اتکا به صنوف شهری برای شبکه توزیع بوده است و تشکل های کشاورزی مورد غفلت واقع شدند و قاعدتا ما باید اتکا کشاورزی را به تشکل های کشاورزی متکی کنیم و کمتر از ابزار تنظیم بازار باید استفاده کنیم چراکه کل بازار باید اصلاح شود.

معاون وزیر جهاد کشاورزی با اشاره به مطالعات موسسه پژوهش های کشاورزی گفت: در طول سال های گذشته اقداماتی که برای اصلاح بازار محصولات کشاورزی داشته ایم نتیجه مثبتی نداشته است و مهمترین شاخصی که این مطالعات به ما داده است این است که باید حاشیه بازار کم شود و به سوی تولید کننده سوق داده شود بعبارتی دیگر باید حلقه های زائد واسطه از این میان حذف شود.

اجماعی بر روی اجرایی شدن کاداستر در کشور وجود ندارد

مهندس صفایی در خصوص عدم پیگیری کاداستر در زمین های کشاورزی گفت: در سالهای گذشته اجماعی بر روی اجرایی شدن کاداستر در کشور نبود.

مهندس رجایی  در خصوص پیگیری‌های مجلس درباره کاداستر گفت: مجلس پیگیری های فراوانی انجام داده است؛ مسئولیت اصلی با سازمان ثبت اسناد و املاک کشور است و اگرچه ما در این موضوع اقدامات را رصد کرده‌ایم نتیجه کمتری گرفته‌ایم؛ این موضوع کاداستر غیر از این که در محاکم قضایی مورد نیاز است باعث شده است که حداقل ده درصد اراضی مرغوب کشاورزی ما صرف حد و مرزها شده است.

وزارت جهاد و کشاورزی در حوزه تغییر الگوی کشت و الگوی بذر بسیار عقب است

وی همچنین با اشاره به اصلاح الگوی کشت گفت: علاوه بر الگوی کشت باید در الگوی بذر هم اقدامات جدی انجام بدهیم چراکه وزارت جهاد کشاورزی در این دو حوزه بسیار عقب است و سال ها است که این بحث مطرح شده اما اقدامی صورت نگرفته است.

معاون وزارت جهاد و کشاورزی در این خصوص گفت: وزارت جهاد و کشاورزی تغییر الگوی کشت را در دور جدید به موسسه پژوهش های اقتصادی و کشاورزی سپرده است؛ امسال قاعدتا نسبت سیاست گذاری دولت در حوزه کشت اطلاع رسانی وسیعی خواهیم کرد و بر الگوی کشت منطقه‌ای تاکید ویژه‌ای خواهیم داشت.

لازم بذکر است که مسابقه پیامکی این برنامه به شرح زیر بود:

علی رغم تاکید قانون اساسی برخودکفایی در تامین غذاهای اساسی، به نظر شما کدامیک از محصولات زیر جزو ده قلم کالای اساسی است؟

1_گندم و برنج   2_شکر  3_گوشت   4_ذرت و سویا   5_همه موارد

که گزینه صحیح یعنی گزینه 5 با حدود 60 درصد آرا توسط مردم انتخاب شد.

  1. ناشناس
    ۲۷ مهر ۱۳۹۳

    مشکل این مباحثات این است که هیچ یک از طرفین دارای تفکر جامع نیستند و هر کدام صرفا بر اساس بخشی نگری بحث می کنند. مدیر کشاورزی فقط برایش افزایش آمار تولید مهم است. مسوول آب خیز داری فقط بحث آب را می بیند. مسوولان استانی هم صرفا نفع استان خود را می بینند.

    همین تفکرات باعث شد تا به اسم لزوم خود کفایی طرح غلط و احمقانه موسوم به خودکفایی گندم طراحی شود و منابع آب کشور را نابود کند.

    سطح زیر کشت گندم آبی چند ده برابر مزار سایر اقلام کشاورزی در ایران وسعت دارد و عملا بیشترین آب را در کل – نه به طور میانگین- در بین اقلام
    کشاورزی مصرف می کند.
    برای خود کفایی گندم زمینهای بیشتری زیر کشت گندم رفت و همینطور بسیاری از زمینهایی که دیم کاری بود به صورت کشت آبی درآمد. همه این موارد مساوی بود با افزایش شدید مصرف آب.
    حتی در بسیاری از موارد باغها را هم از میان بردند و به جایش گندم کاشتند. چرا که تشویقهای دولتی برای خرید گندم بسیار موثر واقع شده بود.
    آب مورد نیاز برای این افزایش سطح کشت از محل روان آبها و یا آبهای زیر زمینی تامین شد. استان یزد به دلیل داشتن خاکهای غنی دو سال پیاپی استان
    نمونه در افزایش کشت گندم شد اما به قیمت آنکه سفره آبهایش خشکید و زمینش نشست کرد حتی تا سه متر در بعضی مناطق استان. ذرات خاک در این حالت طوری به هم می چسبند که حتی با وقوع بارزندگی های مجدد هم سفره آبها دیگر احیا
    نمی شوند چون فاصله بین ذرات خاک کمتر از آن شده است که اجازه تشکیل سفره آب را بدهد. به این می گویند خشکسالی هیدرولوژیکی. الان نه چاه برایشان
    مانده است و نه حتی در هنگام بارزندگی امنیت دارند و باید دایم منتظر سیلاب باشند چون دیگر آب در خاک خوب نفوذ نمی کند.
    در خوزستان همین مساله سبب شد تا مناطق وسیعی زیر کشت گندم برود. دقیقا از همان سالها بود که مشکل کاهش آب کارون و گل آلود شدنش شروع شد.
    در چهار محال و بختیاری همین اتفاق باعث شد تا آب ورودی به زاینده رود و
    کارون بشدت کاهش یابد و ار به جایی رسید که خود این استان با مشکل کمبود آب مواجه شد!
    زاینده رود خشکشید.در آذربایجان هم دریاچه ارومیه خشکید. در فارس بختگان و رود کر خشکیدند.
    تشویق بیجای مردم روستاها به افزایش کشت گندم تا جاییبود که بسیاری از
    روستاییانی که به شهر رفته بودند برگشتند و زمینهایشان را کاشتند. البته چقدر خوب بود اگر آب این زمین ها را هم با خود از شهر می آوردند!!

    رقابتی جنون آمیز بین استانها درگرفت چون هر مدیرکل کشاورزی استان می خواست برنده شود در افزایش سطح زیر کشاورزی صورت گرفت بی آنکه فکر کنیم
    مثلا کشاورزی در استانهای کوهستانی زاگرس به دلیل نوع آب و هوا و جنس خاک کار درستی نیست. و باید بگذاریم آب رودها به مسیر طبیعی خود ادامه دهد.

    و شاهد بودم که وقتی چاهها یکی پس دیگری می خشکیدند دولت با فشار بر
    برداشت آب سدها سعی در جبران این مساله داشت. تا اینکه با وقوع خشکسالی های سالهای بعد ناگهان با بحرانی غیرقابل حل دچار شدیم.

    افرادی که مسبب خودکفایی گندم بودند را باید به پای میز محاکمه کشید. آنها کشور را نابود کردند تا فقط تقدیرنامه های مدیریتی دریافت کنند.

    اما جالب اینکه بعد از آنکه فاجعه به وقوع پیوست و تالاب ها و سفره آبهای ما نابود شدند و آن کشاورزانی که روزی کشاورز نمونه در افزایش تولید
    گندم شده بودند مجبور شدند زمینهای خود را رها کنند و دوباره کاسه گدایی حلوی دولت بگیرند، حالا همان اصلاح طلبان و همان مسببان این فاجعه،
    طلبکارانه دولت احمدی نژاد را که وارث این مصیبت بزرگ بود متهم کردند!!!

    وقتی فاجعه خودکفایی گندم را بگذاریم کنار عدم توسعه پالایشگاهی دوران اصلاحات و افزایش بیسابقه واردات بنزین و همچنین اضافه کنیم ماجرای تشویق شدید مردم به کاهش فرزند آوری و.. می بینیم که گویا همه این برنامه های دولت اصلاحات به طور هماهنگ برای آن طراحی شده بود که تا ایران به کشوری تامین شود که نه سوخت دارد نه کشاورزی و نه جمعیت جوان.
    و البته زمانبندی هم طوری بود که مسببان این فجایع قسر در بروند و کسی نفهمد این مرگ تدریجی نتیجه سمی است که ده سال قبل به کشوری خوراندند.
    کشوری که هم فاقد جمعیت جوان و سوخت و کشاورزی باشد خود بخود تسلیم دشمنش
    خواهد شد .

    اما راه حل حقیقی اینجا است. ایجاد مدیریت جامع صنعتی و کشاورزی در کشور.
    باید دقت کنیم گکدام منطق کشور خاک مفید برای کشاورزی دارند و کدام مناطق آب و هوای مناسب برای دامداری دارند و یا کدام مناطق بیشتر برای امور صنعتی یا بازرگانی مفید هستند. چیزی که هرگز در محاسباتمان لحاظ نمی کنیم.
    فقط مناطق محدودی در ایران بودند که هم آب کافی داشتند و خاک عنی و نفوذ پذیر. مثلا سیستان چنین موردی بود که اصلا لقب انبار غله آسیا را به خود داده بود. محدوده کوچک جلکه شمال و سواحل دریای مازندران هم نمونه دیگری بود. اما در سایر مناطق مشکل اصلی این است که در بیشتر مناطقی که خاکهای غنی از مواد معدنی داریم آب نداریم و جاهایی که آب داریم خاک هایمان فقیر هستند.
    در اینجا بود ایرانیان قدیم با حفر قنات های طولانی آب را به زمینهای غنی و خاکهای ناشی از کمربند آتشفشانی دوران سوم زمین شناسی – که موسوم به زون ارومیه دحتر است و از شمال غرب تا جنوب شرق ایران کشیده شده است – می کشاندند. اما در عوض در سر چشمه رودها و در کوهستان کشاورزی نمی کردند کارشان دامداری بود. همینطور در خاکهایی که رسی بود و نفوذ پذیری نداشت و یا فقد مواد معدنی بود هم کشاورزی نمی کردند و گر چه برخی اهالی متعصب خوزستان ناراحت می شوند، این استان جز در چند نقطه محدود مانند دزفول و شوشتر و رامهرمز کشاورزی نداشت. و همه افرادی هم که در طول تاریخ سعی کردند کشاورزی را در خوزستان توسعه دهند شکست خوردند و شهرهایی که به دستورشاهان کنار رودهایشان بنا می شد بزودی مخروبه شد و جز در تاریخ نامی از آنها نماند. چون خاک حاصل از آبرفت زاگرس فقیر و رسی و آهکی است و مواد معدنی کافی ندارد. اما امروز ما بزور استفاده بیرویه از آب برای خیس کردن خاک رسی خوزستان و همچنین به مدد کود شیمیایی می خواهیم در استان کشاورزی کنیم. خوب نتیجه اش هم بی آبی خود این استان و خشک شدن کارون است. البته متاسفانه عده ای که قصد ایجاد دعوای قومیتی دارند به مردم دروغ می گویند و آنها را تحریک می کنند که آب آنها ت.سط مردم اصفهان غارت شده است! حال آنکه اگر هیچ برداشتی از سر چشمه کارون نمی شد و اصلا خوزستان به اندازه کانادا آب داشت باز هم دچار همین مشکل می شد. گواه این حقیقت اینکه با وجود احداث تونل های اول و دوم کوهرنگ در هها سال قبل – که در حال حاضر تنها برداشت آب از کارون هستند- خوزستان مشکل بی آبی نداشت و دقیقا بعد از دهه هشتاد و افزایش بیسابقه کشت در خوزستان و چهارمحجال بختیاری در طرح خود کفایی گندم بود که خوزستان دچار مشکل کم بود آبود و گل آلود شدن آب و بر گشت آب شور از دریا شد.

    ما باید از تجریه ایرانیان قدیم استفاده کنیم. اولا باید اختیرات استانها را حذف کنیم. و نگاه ملی را جایگزین نگاه استانی کنیم. استانهای کوهستانی زاگرس باید مرکز دامپروری باشند که در مقایسه با کشاورزی آب بسیار کمتری می برد و اتفاقا از نظر سنتی بهترین مکان برای دامداری است. باید عشایر کوچ نشین را مورد حمایت قرار دهیم و مانع از یکجانشین شدن آنها بشویم. این مردم با حداقل هزینه بهترین بهره برداری را از آب و هوا و زمین می نمایند و بدون نیاز به وارد کردن علوفه بخش بزرگی از نیازها دامی کشور را تامین می کنند.
    آب را باید به کوهپایه های ایران مرکزی کشاند تا این منطقه به تنهایی کل نیاز غله و کشاورزی ایران را با خاکهای غنی خود تامین کند بی آنکه محتاج
    دایمی استفاده از کودهای شیمیایی باشد.

    بر عکس ، به جای اصفهان و سایر شهرهای مرکزی که همه کارخانه اصلی کشور در آن مستقر شده است که به طرز وفجیعی آب ناچیز زاینده رود را غارت می کنند همه این کارخانه ها باید به خوزستان و بوشهر منتقل شوند. باید صنایع ما نزدیک بنادر باشد تا حداقل هزینه حمل و نقل و صادرات را داشته باشیم.

    می بینید که راه حل آشکار است. اما یقین دارم نه تعصبات مردم استانها اجازه حل مشکل ایران را خواهد داد و نه مسوولان سیاسی کشوری و استانی حاضرند با گفتن حقیقت به مردم ، رای خود و باندشان را در انتخابات از دست بدهند. اهانتهای فراوانی که به امثال پرفسور کرداونی در ماجرای دریاچه ارومیه شد نشان می دهد مردم تحمل شنیدن حقیقت را ندارند.

    پس همان به وارد کردن ادامه دهید! اینطور بیشتر به صرفه است!

  2. ميرزا
    ۲۸ مهر ۱۳۹۳

    ما كه در كشور ايران نعمتي فوق تعمتها كه همان نعمت رهبري است را داريم و بايد قدر دان اين نعمت بزرگ الهي باشيم .
    در ديگر كشورها ، اعم از مسلمان و غير مسلمان ، بوضوح شاهديم كه نعمت رهبري در هر كجا باشد ، موجب سهولت كار و روشني راه و پيشبرد اهداف از پيش تعيين شده است . كه نمونه بارز آن را در حزب الله لبنان ، سوريه ، عراق و… مي بينيم .
    رهبري نظام اسلامي در تدابير اساسي و اصولي خود كه حاكي از منطق گوياي اسلامي است ، امر به اقصاد مقاومتي فرمودند . لذا اين امر كه بر گرفته شده از ولايت است ، بايد عملي و اجرايي شود .
    چرا مسؤولين امر ، زمينه سازي لازم را براي اجراي اين امر ، فراهم نمي آورند؟؟؟!!!!
    نپرداختن به اين موضوع اساسي و ريشه اي ، كشور را در كوران حوادثي كه دست پخت استكبار جهاني است فرو مي برد و هدف آنها اين است كه همه كشورها ، بخصوص كشور ايران را در تمام زمينه ها عقب نگه دارند تا بتوانند سيطره قدرت طلبي خود بر جهان را ادامه دهند .
    اما هدف رهبري از طرح اقتصاد مقاومتي اين است كه : كشور ، روي پاي خود بايستد و از هر نظر خود كفا شود و حتي از ديگر كشورهايي كه نيازمندند ، دستگيري بعمل آورد .
    با كمي تامل در اجراي سياست اقتصاد مقاومتي در نيروهاي مسلح ، كه دقيقا اوامر رهبري نظام اسلامي را عملي ساخته اند ، مشاهده مي كنيم كه از هر حيث ، نيروهاي مسلح ايران خود كفا شده و روي پاي خود ايستاده اند و هركشوري كه نيازي دارد ، هم اينك توسط ايران سربلند تامين مي شود .
    آيا شيريني اين خود كفايي و اقتدار ملموس نيست؟ و باعث عزت و سرفرازي ايران اسلامي نشده است؟!
    سؤوال اينجاست كه چرا دستگاههاي مسؤول و مسؤلين ذيربط در ديگر مسائل ، خاصه كشاورزي ، به امر رهبري نظام ، به اقتصاد مقاومتي تا كنون نپرداخته و نمي پردازند ؟؟!!!!
    از مجلس محترم خواستار پيگيري مجدانه و انقلابي ، با مديريت جهادي ، نسبت به اجرائي نمودن امر رهبري نظام در خصوص اقتصاد مقاومتي در همه دستگاهها مي باشيم .

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: