سه‌شنبه 11 نوامبر 14 | 09:57
با گذشت بیش از 13 سال

استراتژی پنهان غرب در افغانستان

آغاز و تداوم ترورهای زنجیره‎ای و سازمان‌یافته رهبران افغان‎ها طی ۱۳ سال گذشته مطابق با منافع غربی‌ها سبب شد آنان بدون هیچ واهمه‌ و مخالفتی در افغانستان برنامه تداوم حضور در این کشور و منطقه را پیش ببرند.


13930818000536_PhotoA

آغاز و تداوم ترورهای زنجیره‎ای و سازمان‌یافته رهبران افغان‎ها طی ۱۳ سال گذشته مطابق با منافع غربی‌ها سبب شد آنان بدون هیچ واهمه‌ و مخالفتی در افغانستان برنامه تداوم حضور در این کشور و منطقه را پیش ببرند.

با گذشت بیش از 13 سال از کشته شدن احمد شاه مسعود یکی از رهبران مجاهدین افغان و آغاز قتل‎های زنجیره‎ای در افغانستان به نظر می‎رسد که این نوع قتل‎ها در این کشور همچنان ادامه دارد.

احمد شاه مسعود، در تاریخ نهم سپتامبر 2001 میلادی بر اثر حمله انتحاری 2 تروریست عرب که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند و در حقیقت از اعضای شبکه تروریستی القاعده بودند، کشته شد.

مسعود نه تنها از پایگاه اجتماعی ویژه‎ای میان رهبران افغان برخوردار بود، بلکه ایده و تفکر وی نیز ملی‎گرایانه بود که به همین دلیل افغان‎ها به وی لقب «قهرمان ملی» داده و وی را رهبری ملی می‎دانند.

از سوی دیگر کشته شدن مسعود خود آغازگر قتل‎های زنجیره‎ای و سازمان یافته‎ای در افغانستان است که بر اثر آن ده‎ها رهبر مردمی در این کشور کشته شدند.

«برهان ‎الدین ربانی» رئیس جمهور پیشین، «سیدمصطفی کاظمی» وزیر پیشین تجارت و فرمانده جهادی، «عبد الحق» فرمانده جهادی، «ذبیح‎الله»، «محمد داوود داوود»، «مولانا سید خیلی»، «حاجی قدیر»، «مطلب بیگ»، «احمدخان سمنگانی»، «احمد ولی خان کرزی»، «سید اسدالله مسرور»، «محمد عمر»، «شاه‎جهان نوری»، «خان‎محمد مجاهد» و چندین رهبر مردمی و جهادی دیگر پس از مسعود به شکل مرموزی ترور شدند.

«ظاهر ظاهر» فرمانده پلیس کابل که از حمایت و پشتیبانی ویژه مردمی برخوردار است نیز روز گذشته مورد سوء قصد قرار گرفت که از این سوء قصد جان سالم به در برد.

این در حالی است که قتل‎های زنجیره‎ای رهبران محبوب افغانستان نشان می‌دهد این افراد از پایگاه اجتماعی خوبی برخوردار بوده و تا حدی قادر به اعمال سیاست در دولت افغانستان بودند.

از سویی دیگر این رهبران افغان در جریان حیات سیاسی خود بر استقلال، منافع و مصالح کشور خود تأکید کرده و هر نوع حضور خارجی‎ها را مطرود و برخلاف منافع کشور خود می‎پنداشتند.

با آنکه برخی رهبران افغان که در 13 سال گذشته کشته شدند در کنفرانس «بُن» شرکت کرده و دولت جدید را با حضور سازمان ملل متحد و کشورهای خارجی تشکیل دادند، اما نمی‎توان ادعا کرد که آن‎ها موافق حضور کشورهای خارجی بودند.

این رهبران مردمی سال‌ها برای آزادی افغانستان در برابر شوروی سابق جنگیده و با تروریست‎ها نیز نبرد کرده بودند که خود بیانگر آزادمنشی آن‎ها بوده و گویای مخالفت با هر نوع حضور کشورهای بیگانه در سرزمین افغانستان است.

اکنون با وجود حضور 13 ساله غرب در افغانستان قتل‎های زنجیره‎ای برای از بین بردن رهبران مردمی در حال افزایش بوده و افراد و رهبران نخبه افغان مورد سوء قصد قرار گرفتند و تاکنون پرونده‎های آن‎ها نیز مسکوت مانده است.

عدم توجه کافی به چرایی و چگونگی قتل رهبران مردمی، پرسش‎هایی را در اذهان عمومی ایجاد کرده و از سوی دیگر گویای موافقت غرب با این ترورها است زیرا در صورت زنده‎بودن این رهبران جهادی و مردمی، غرب به هیچ صورت قادر به تداوم حضور در این کشور نبود.

این رهبران با توجه به پایگاه اجتماعی و نفوذ بر گروه‎های مخالف مسلح می‎توانستند نقش مؤثری را در به میان آوردن صلح بازی کنند که خود سبب تأمین امنیت و خروج نظامیان خارجی می‎شد.

به نظر می‎رسد، غرب از این ترورهای زنجیره‎ای سود جسته و زمینه تداوم حضور خود در افغانستان را مساعده کرد که خود گویای استراتژی پنهان کشورهای غربی در قبال افغانستان و کشورهای منطقه است.

 

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: