چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
یکشنبه ۰۹ آذر ۹۳ | ۰۰:۰۷

بچه مسجدی بودن یا نبودن، مسئله این است

زهرا باقری

می‌پرسم: تو که بچه مسجدی محسوب نمی‌شوی؟! با عصبانیت نگاهم می‌کند و می‌گوید: اگر ملاک شمایید، بله، اما اگر ملاک دلم باشد، نه من یک مسجدیم!


مسجد جامع خرمشهرتریبون مستضعفین -زهرا باقری

 هر مذهبی مکانی خاص را برای عبادت ویژه پیروانش مشخص کرده است، کلیسا در مسیحیت و کنیسه در یهود از این جمله اند و در دین اسلام این مکان مسجد نام دارد و همانطور که قرآن کریم می فرماید: «و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيراً»(حج/40)، برترین و اصيل‌ترين محفل براي عبادت و تقرب جستن به خداوند متعال محسوب می‌شود.

احادیث و روایات متعددی برای اهمیت حضور در مساجد، حفظ و نگهداری از آن و نیز ساخت و تعمیر آن، بیان شده است، به طور مثال در پیامبر اسلام«ص» در یک حدیث فرموده‌اند: مساجد، بازارى از بازارهاى آخرت است، پذيرايى آن مغفرت و هديه آن بهشت است. (مستدرک الوسائل، ج٣، ص٣٦١).

به جز کارکرد معنوی مسجد که می‌تواند مهمترین اصل باشد، می‌توان به کارکردهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی آن نیز اشاره کرد.

در جوامع اسلامی حضور در مساجد همواره مورد توجه بوده و با گذشت چندین قرن از ساخت اولین مسجد توسط پیامبر اسلام(ص)، پس از هجرت به مدينه، همچنان شأن و قداست معنوي آن حفظ شده است اما با توجه به گسترش زندگی شهری و وجود تبلیغات مختلف ضد اسلامی از منابع بیگانه، به نظر می‌رسد تغییراتی در خصوص فعالیت‌های مساجد باعث جذب بیشتر جوانان به این مکان معنوی شده و مانع از تاثیرپذیری از آن نوع تبیلغات می‌شود.

فاطمه دختر دانشجویی است که اکثر نمازهایش را اول وقت می خواند، بسیار هم اصرار دارد که اگر در مسیرش مسجد بود نماز را به جماعت بخواند، اما وقتی از او می پرسم که چرا در مسجد محله تان نماز جماعت نمیخوانی، می‌گوید: نماز جماعت را خیلی دوست دارم، ولی در اکثر مساجد که به صورت ثابت می روم، به خاطر وجود جوانان کم، خیلی زود مورد توجه قرار می‌گیرم، این توجهات اذیتم می‌کند و نمی‌گذارد در حال معنوی خود بمانم، به این خاطر از حضور در یک مسجد ثابت خوشم نمی‌آید.

حرف‌هایش که تمام می‌شود، می‌پرسم: تو بچه مسجدی هستی؟ برقی به چشمانش می افتد و می‌گوید: بله، اما نه در مسجد محله خودم!

مهسا که تازه دانشگاهش را تمام کرده است، در جواب حضور در مسجد محله و نگاه‌های سنگین دیگران می‌گوید: از اینکه در محله به عنوان یک فرد مسجدی هستم، خوشحالم و به آن افتخار می‌کنم، حتی همین حضورم در مسجد باعث جذب دیگر دختران محله شده است.

پرستو که هیچوقت در نماز جماعت شرکت نمی‌کند اما در مسجد همیشه هست، می‌گوید: مسجد جای خوبی است، فضای آن معنوی است، صدای اذان که می پیچند، روح به پروز در می آید، اما معطل شدن برای نماز اذیتم می‌کند، دوست دارم که سریعتر نمازم را بخوانم تا به کارهایم برسم، اگر هم کار نداشته باشم قرآن یا دعا بخوانم، اما نماز جماعت نه!

جوابش راضیم نمی‌کند، به این خاطر بیشتر می‌پرسم و سوال پیچش می‌کنم تا اینکه می‌گوید: من امام جماعت‌ها را نمی‌شناسم و نمی‌توانم اعتماد کنم که چه کسی به عنوان امام جماعت مسئول نماز من است، آیا عادل است، صادق است؟ یکی دوبار هم تحقیق کردم، اما دیدم امام جماعت محلی نیست و کسی او را نمی شناسد، به این خاطر ترجیح می‌دهم که نمازهایم را به صورت فرادا بخوانم.

می‌پرسم: تو که بچه مسجدی محسوب نمی‌شوی؟! با عصبانیت نگاهم می‌کند و می‌گوید: اگر ملاک شمایید، بله، اما اگر ملاک دلم باشد، نه من یک مسجدیم!

 بهاره که تازه اهل مسجد رفتن شده است هم می‌گوید: برای من صحبتهای امام جماعت خیلی مهم است، این حاج آقایی که جدیدا پیش نماز  مسجدمان شده اند، خیلی خوب و با اطلاعات هستند و در بین صحبت هایشان من هر روز مطالب جدیدی یاد می‌گیرم، به این خاطر بیشتر به مسجد می‌آیم و حتی بقیه را هم تشویق می کنم که بیایند و صحبت های حاج آقا را بشنوند.

نسیبه که گاه گداری در مسجد محله دیده می‌شود نیز در مقابل سوال من نگاهی به خودش می اندازد و می‌گوید: نمی دانم، شاید برایم دیگر اهمیت ندارد که نماز را در خانه بخوانم یا در مسجد، به این خاطر اگر در مسیرم از سر کار تا منزل وقت نماز شد و مسجدی بود، نمازم را آنجا می‌خوانم، اما اگر نبود، در خانه میخوانم.

نگاه بی تفاوتش به کلمه بچه مسجدی و سکوت سنگینش را وقتی می‌پرسم: پس بچه مسجدی حساب نمی‌شی، نمی‌فهمم! شاید خودش درگیر همان کلماتی شده است که به من گفت: اصلا هیچوقت اینکه حتما باید نمازم را در مسجد بخوانم برایم اولویت نداشته است.

زینب دختر مسجدی محله شان است، همه اهل محل او را به خاطر مداومتش در حضور در مسجد می‌شناسند، او در مقابل سوالم می‌گوید: من همیشه نماز خواندن در مسجد را دوست داشتم و دارم، از وقتی یادم هست در همین مسجد محله مان نماز جماعت می‌خواندیم و آن وقت‌ها نماز که تمام می‌شد، با دیگر دختر بچه ها مهرهای نماز را جمع می کردیم، موقع دعای توسل کتاب دعا پخش می‌کردیم و خادم مسجد هم گاهی به خاطر این کارها به ما شکلات می‌داد، برادر بزرگترم هم به خاطر مکبر بودن، مسجدی شد و مسجدی ماند.

هرچند که این گفتگوها با تعداد کمی از افراد جامعه صورت گرفته است، اما می‌توان از میان آنها به نکاتی از جمله تاثیر شناخت امام جماعت، رفتار وی و نیز رفتار مسجدی‌ها در جذب و یا دفع نمازگزاران اشاره کرد، همچنین تبلیغات در خصوص اهمیت حضور در مساجد نیز می‌تواند راهکار مناسب دیگری برای اهمیت حضور در مساجد باشد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: