جمعه 19 مارس 10 | 12:46

بسياري از ظرفيت‎ها را از دست داده و مي‎دهيم

یک روز از تلویزیون «اخبار مستقبل» وابسته به جریان مخالف ایران و حزب‎الله تماس گرفتند و گفتند برنامه زنده داریم در مورد انتخابات ایران. در این برنامه اولین‎بار بود که به زبان عربی در تلویزیون حرف می‎زدم… بعد از این برنامه به‎مدت دو هفته هر شب در شبکه‎های مختلف حضور پیدا کردم و گاه شد که در یک روز به سه استودیوی خبری رفتم. از تلویزیون «ابوظبی» و «العربیه» تا «بی‎بی‎سی عربی»…


محمدرضا زائری

محمدرضا زائری

محمدرضا زائری، خطیب مشهور و صریح‎الهجه‎ای که امروز او را بیش از پیش در جریان مصاحبه‎ها و مناظره‎های رسانه‎ای به‎خصوص رسانه‎های غرب‎زبان می‎بینیم و می‎شناسیم. زائری از سال 1359 و در قامت همکاری با روزنامه جمهوری اسلامی فعالیت‎های مطبوعاتی خود را شروع کرده است. وی اکنون با انبوهی از تجربیات رسانه‎ای جمع‎آوری شده از سال‎ها فعالیت در مجلات زمزم، صرف، خانه روزنامه‎نگاران جوان، مدیریت و سردبیری نشریات همشهری و… آمده و با بیان روشن و نافذ خود در برابر جو‎سازی‎های امواج رسانه‎ای دشمنان جمهوری اسلامی ایستاده است و بار بخشی از کاستی‎های فراوان این حوزه را بر دوش می‎کشد. با او از اولین حضور در برنامه‎های زنده العربیه و ابوظبی و… گفته‎ایم و شنیده‎ایم، از دسیسه‎های رسانه‎های کاربلد، از ضعف‎ها و کاستی‎های جمهوری اسلامی در این حوزه و بسیاری حرف‎های خواندنی دیگر؛ با هم این گفت‎وگو را مرور می‎کنیم.

آقای زائری تحلیل شما از عملکرد رسانه‎های عرب‎زبان در مورد انعکاس اتفاقات و رویدادهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم در ایران چیست؟
رسانه‎های عربی را باید به چند دسته تقسیم کرد: گروه بسیار بسیار اندکی که مدافع جمهوری اسلامی و مقاومت هستند مثل «المنار» لبنان و «الفرات» عراق که طبیعتا در اقلیت قرار دارند. همچنین گروه اندکی که دارای موضع شدیدا منفی و عناد آشکار و علنی هستند مانند «العربیه» و «بی‎بی‎سی عربی» که گرچه از نظر حجم بیشتر از گروه اول و از نظر امکانات قوی‎تر هستند اما باز هم غلبه کامل ندارند. اکثریت رسانه‎های عربی معمولا موضع‎شان منفعل و تابع جریان‎های سیاسی حاکم است که به‎نظر من می‎توان با برنامه‎ریزی در حوزه دیپلماتک شرایط را برای استفاده از موقعیت به‎نفع جمهوری اسلامی به‎وجود آورد. در مجموع می‎توان گفت که متاسفانه ما بسیاری از ظرفیت‎های موجود جهت اعلام مواضع و ابراز وجود در این فضا را از دست داده و می‎دهیم.

به‎نظر شما چطور می‎شود از این موقعیت استفاده کرد؟
معمولا چنین رسانه‎هایی فرصتی هرچند محدود برای حضور رسانه‎ای ما فراهم می‎کنند و این ما هستیم که باید از این فرصت سود ببریم. حتی در رسانه‎هایی مثل «العربیه» و امثال آن‎ها نیز علی‎رغم این‎که موضع کاملا علنی بر علیه جمهوری اسلامی دارند ولی باز هم همین که امکان حضور ما فراهم می‎شود غنیمت است. چون مشکلی که الآن وجود دارد این است که نظام ما متأسفانه واقعا مظلوم است و سمپاشی‎هایی که در طول سال‎ها علیه ما انجام شده و اکنون نیز ادامه دارد در مخاطب عمومی جهان عرب اثر داشته و اصلا صدای ما شنیده نمی‎شود. من خود وقتی متوجه این واقعیت شدم که از نزدیک می‎دیدم چقدر تصوری که از ایران و جمهوری اسلامی وجود دارد مخدوش است و احساس می‎کردم که باید از هر فرصتی برای اعلام مواضع و آگاه کردن مخاطب استفاده کرد.

با توجه به مسائلی که بیان کردید، جریان مصاحبه و مناظره‎های شما با رسانه‎های عربی چطور شروع شد؟
چندبار در این مورد صحبت شده بود که در برنامه‎های برخی شبکه‎ها حضور پیدا کنم اما به‎دلایلی از این موضوع گریزان بودم و پرهیز می‎کردم تا زمانی‎که قضایای بعد از انتخابات پیش آمد و برخی شبکه‎های تلویزیونی فرصت مناسبی برای سوءاستفاده پیدا کردند و اوضاع طوری شد که کمتر کسی به‎عنوان یک شهروند فارغ از مسئولیت‎های دولتی و رسمی و در فضای خارج از ایران وارد این عرصه می‎شد. از یک طرف برخی رسانه‎های معاند به شکل هدفمند جوسازی می‎کردند و از طرف دیگر اخبار یک سویه رسانه‎های غربی در فضای کشورهای عرب زبان را کسی جواب نمی‎داد. در مقابل این هجوم تبلیغاتی من احساس کردم به اندازه توان ناچیز خودم و حضور کم‎اثر خودم وظیفه دارم و به‎یاد سخنی از امام موسی صدر افتادم که به یکی از طلبه‎ها گفته بودند: «درست است ما امروز در اقلیت و موضع ضعف هستیم اما تا می‎توانی حرف بزن و حضور خود را تحمیل کن و از فرصت برای رساندن پیام بهره ببر.» برای همین بعد از انتخابات که مراجعه و تقاضا برای حضور در برنامه‎ها افزایش یافت، دیگر تسلیم شدم و قبول کردم.

حضور شما در این برنامه‎ها هماهنگ شده بود یا خودجوش؟
نه. هماهنگ نشده بود. گرچه قبلا با سفیر ایران و برخی دوستان فرهنگی در داخل و خارج صحبت‎هایی کرده بودیم که باید فکری برای سامان‎دهی به این وضعیت بکنیم ولی جالب این‎جا بود که خیلی ناخواسته این موضوع در مورد خود من شروع شد و اتفاقا با شبکه‎های طرفدار ایران هم نبود. یک روز از تلویزیون «اخبار مستقبل» وابسته به جریان مخالف ایران و حزب‎الله تماس گرفتند و گفتند برنامه زنده داریم در مورد انتخابات ایران و قرار شد بروم. در این برنامه اولین‎بار بود که به زبان عربی در تلویزیون حرف می‎زدم و در مقابل من در استودیو یک روحانی عراقی حضور داشت که بسیار ضد ایران بود و از لندن هم آقای نوری‎زاده که بعد‎ها بارها با هم روبه‎رو شدیم. چیزی که آن‎جا مرا غافلگیر کرد برخورد منطقی و حرفه‎ای و بدون تعصب مجری برنامه بود که انتظار نداشتم. بعد از این برنامه به‎مدت دو هفته هر شب در شبکه‎های مختلف حضور پیدا کردم و گاه شد که در یک روز به سه استودیوی خبری رفتم. از تلویزیون «ابوظبی» و «العربیه» تا «بی‎بی‎سی عربی» و «الجدید» با یک تجربه پیش‎بینی نشده و متفاوت روبه‎رو شدم که در مجموع برای من خیلی مفید و باارزش بود.

بعد از شرکت در این مناظره‎ها و مصاحبه‎ها با تهدید و یا تشویقی هم مواجه بوده‎اید؟
راستش مهم‎ترین تشویق، برخورد دلگرم‎کننده طرفداران جمهوری اسلامی و دوستان و استادانی بود که احساس می‎کردند یک نفر در این وانفسا هرچند کم‎توان و ضعیف به میدان آمده است. تهدید جدی هم وجود نداشت و دلیلش این بود که من کار چندان مهمی انجام ندادم ولی مطمئنم اگر برخی ضعف‎های احتمالی را نداشتم یا برخی آمادگی‎ها و قابلیت‎های لازم را بیشتر کسب می‎کردم، حساسیت‎ها و واکنش‎ها هم بیشتر می‎شد.

چه قابلیت‎ها یا ویژگی‎هایی را مدنظر دارید؟
مهم‎ترین نیاز و ضرورت زبان است و هرچه انسان در ایران و در کلاس درس، زبان آموخته باشد باز هم در یک گفت‎وگوی حساس زنده که میلیون‎ها نفر بیننده دارد و شما هم در موضع قوت نیستید، کار مشکل است. مثلا در این موضوع برخی بزرگوارانی که از ایران در این برنامه‎ها حضور می‎یافتند و اهل خوزستان بودند یا در عراق بزرگ شده بودند یا سال‎ها در لبنان زندگی کرده بودند طبیعتا قوی‎تر از من ظاهر می‎شدند. مسئله دیگر داشتن اطلاعات به‎روز و تحلیل دقیق و عمیق است که نمی‎توان از کسی‎که در خارج ایران زندگی می‎کند و با هیچ نهاد و سازمانی مرتبط نیست انتظار داشت به‎تنهایی جامع همه این‎ها باشد و هم اخبار و اطلاعات را موبه‎مو پیگیری کند و هم تحلیل دقیق و جامع بدهد. البته این استقلال به خودی خود نقطه قوت است و شاید اگر من به‎عنوان نماینده رسمی جمهوری اسلامی حرف می‎زدم این‎قدر اثر و نتیجه نداشت.

معرفی شما به مخاطبان در این برنامه‎ها چگونه بود؟ شما را با عنوان و سمت خاصی در این برنامه‎ها معرفی می‎کردند؟
با هویت شخصی و مستقل، به‎عنوان یک نویسنده و روزنامه‎نگار ایرانی؛ و البته به‎طور طبیعی لحن و ادبیات من هم متناسب با همین جایگاه بود تا مخاطب تصور نکند با یک موضع رسمی و حکومتی طرف است. من در عین‎حال این‎جا به‎خاطر شرایط دانشگاه و محیط‎های علمی و فرهنگی محل تردّد خودم، ملبّس نیستم و خیلی فرق می‎کرد که کسی با لباس روحانی از جمهوری اسلامی دفاع کند تا این‎که یک نفر عادی با ادبیات غیررسمی و غیردولتی و با منطق خودش در این‎باره حرف بزند مخصوصا در موضوع اصل و اساس نظام جمهوری اسلامی که آن ایام اصل حرف‎هایشان این بود که مردم از نظام دینی و حاکمیت روحانیت خسته شده‎اند و جمهوری اسلامی در حال سقوط است و عمده موضع‎گیری‎های‎شان علیه اساس نظام و اساس ولایت فقیه بود و کسانی هم که از طرف مقابل صحبت می‎کردند مثل بنی‎صدر و مخملباف و نوری‎زاده و دیگران مواضع‎شان معلوم بود.

در مورد فضاسازی‎های رسانه‎های خارجی تاکتیک‎های رسانه‎ای که با آن‎ها مواجه بودید چه بود؟
مهم‎ترین موضوع، گزارش‎های تصویری بود که قبل از سخنان ما یا همزمان با صحبت‎های ما پخش می‎شد. وقتی در حین صحبت شما در برنامه زنده گزارش تصویری از زدوخورد‎ها دارد پخش می‎شود و صحنه‎هایی که با موبایل از خیابان‎های تهران ضبط شد (مثلا از حمله نیروی انتظامی به افراد یا امثال این صحنه‎ها)، حالا شما حتی اگر صحبت‎تان در یک موضوع دیگر هم باشد یا بالاترین حجت و برهان را هم داشته باشید یا حتی یقین کنید که این افراد اغتشاش‎گر و فتنه‎جو هستند باز هم در موضع ضعف قرار می‎گیرید چون به‎هرحال زبان تصویر قوی‎تر است و مخصوصا وقتی شما هم در همان حال صدها یا هزاران کیلومتر دورتر از کشور آن تصاویر را می‎بینید، از نظر روانی روی خود شما خیلی اثر منفی دارد چه رسد به مخاطب برنامه، البته به‎هرحال به عنایت خدا هرطور بود پاسخ می‎دادیم و به خیر می‎گذشت.

به غیر از شما چه افراد دیگری در این جریان فعال هستند؟
خیلی از دوستان و بزرگواران هستند که بسیار فعال و موفقند و شاید بیشتر از همه جناب حاج آقای میرزایی و جناب آقای امیر موسوی خوب کار کرده‎اند، آقای سید‎محمد صادق‎الحسینی خیلی خوب کار می‎کنند، آقای رویوران از صدا و سیما و آقای مصیب نعیمی از روزنامه ایران و آقای خامه‎یار بنیاد شهید هم خوب توفیق داشته‎اند. شاید یکی دو نفر دیگر هم هستند که الآن در ذهنم نیست. اما چیزی که خیلی مهم است این است که کسی به‎عنوان ایرانی در فضای خارج از کشور حضور و تأثیر داشته باشد که در این زمینه الآن مشکل و کمبود داریم.

سخت‎ترین سئوالی که با آن در این رسانه‎ها مواجه شدید؟
شاید سخت‎ترین موقعیت‎ها اوقاتی است که شما با یک مغلطه یا سفسطه‎ای از طرف مقابل مواجه می‎شوید که برای توجیه مخاطب فرصت کافی ندارید و طرف مقابل چند دقیقه می‎تواند شبهه را طرح کند ولی شما باید کلی مقدمه‎چینی کنید و ساعت‎ها وقت می‎خواهید تا بتوانید موضوع را روشن کنید. از این نمونه موردی بود در «بی‎بی‎سی عربی» که یک کارشناس کارکشته عرب از لندن با مجری حضور داشت و بحث رسید به موضع شدید ایران در مقابل انگلیس و «بی‎بی‎سی» و سخنان تند مقام معظم رهبری؛ مجری برنامه بعد از زمینه‎چینی بسیار زیرکانه‎ای پرسید: نظر شما به‎عنوان یک روزنامه‎نگار و اهل رسانه در این مورد چیست؟ طبیعتا نظر و موضع من منفی بود و آن‎ها این را می‎دانستند اما طوری بحث را هدایت کرده بودند که موضع من به‎عنوان یک موضع غیرمنطقی و ضد آزادی بیان و ضدرسانه مطرح شود و بعد کارشناس برنامه می‎گفت: یعنی شما واقعا فکر می‎کنید جمهوری اسلامی این‎قدر ضعیف است که یک شبکه تلویزیونی می‎تواند آن را نابود کند؟ خوب این حرف یک مغلطه بود که باید برای پاسخ‎گویی فرصت کافی داده می‎شد ولی می‎دانید معمولا درست در همین مواقع وقت برنامه‎ها تمام می‎شود.

ارزیابی‎تان از وضعیت فعلی رسانه‎های عربی و غربی در این جریان چیست؟
ببینید، من اصولا روحیه‎ام این‎طور است که در چنین مواردی اگر سوزنی به‎طرف مقابل می‎زنم یک جُوالدوز نثار خودم می‎کنم. معتقدم دشمن باید دشمنی‎اش را بکند. قرار نیست او کار دیگری بکند. آمریکا و اسراییل در جنگ با ما تعارف و شوخی ندارند و ابزار جنگ‎شان هم همین رسانه‎ها هستند پس نباید از آن‎ها توقع دیگری داشت یا اگر موضع منفی داشتند تعجب کرد. این ما هستیم که باید متقابلا جنگ را جدی بگیریم و برای مقابله با دشمن برنامه‎ریزی کنیم. گاهی بعضی دوستان ما در داخل طوری برخورد می‎کنند که انگار قرار بوده آمریکا مثلا در صدور انقلاب با ما همکاری کند و در این وظیفه کوتاهی کرده! شما سیر رشد و توسعه کانال‎های تلویزیونی ماهواره‎ای فارسی را ببینید و ملاحظه کنید که چندین کانال تازه هم در راه است. به صِرف شعار دادن و محکوم کردن که اتفاقی نمی‎افتد. باید در مقابل دشمن مسلح، من هم خودم را آماده کنم. اگر او کانال‎های جدید و جذاب و موفق راه می‎اندازد، من هم همین کار را بکنم. اگر او یار‎گیری می‎کند، من هم از میان رسانه‎های مختلف موجود در منطقه یارگیری کنم. الآن در شرایط فعلی کمی اوضاع در کُل به اقتضای آرامش اوضاع در ایران آرام‎تر شده و این به‎اعتقاد من فرصتی است تا ما خود را آماده کنیم چون مطمئنا دشمن آرام نمی‎نشیند و دوماه دیگر، یک سال دیگر، دو سال دیگر به‎هرحال با کوچک‎ترین بهانه همین بساط به‎راه می‎افتد و باید نهادهای مسئول برای این مقابله و به تعبیر مقام رهبری جنگ نرم برنامه‎ریزی کنند زیرا کارهای فردی مثل تلاش ناچیز امثال من در یک حدی مفید است ولی حجم هجوم بزرگ‎تر از آن است که بتوان با این تلاش‎های فردی آن را پاسخ گفت.

با توجه به این تجربه‎های خوب رسانه‎ای، توصیه‎های شما به رسانه ملی چیست؟
من نه‎فقط در مورد رسانه ملی بلکه به همه دوستان مسئول در سطوح مختلف پیش‎نهاد می‎کنم حجم واقعی تهدید را درست بشناسند. با ارزیابی‎های غیرواقعی در تهران و از داخل اتاق‎های مدیریت و پشت میز نمی‎توان برای جهان پهناور و گسترده مخاطب کاری کرد. حداقل باید رسانه‎های ما در رقابت جدی و حرفه‎ای با رسانه‎های جهانی خودشان را نشان دهند. حرف در این زمینه زیاد است و سال‎ها این درددل‎ها را گفته و نوشته‎ایم و دیگر احساس ناامیدی و خستگی می‎کنیم و معلوم هم نیست اگر الآن باز بگوییم شما امکان انتشارش را دارید یا نه، ولی خلاصه‎اش این است که باید جایی این تجربه‎های پراکنده، مدون و منسجم شود و برای آینده در تربیت نیروی انسانی لازم برای این کار مورد بهره‎برداری قرار گیرد.
من خودم گاهی نکاتی ریز و دقیق را از تجربه خودم یادداشت کرده‎ام؛ از نحوه لباس و پوشش، تا کلمات و عبارات مهم یا حساس، یا تکنیک‎های مواجهه در برنامه زنده و امثال این‎ها و قطعا اگر کسی بود که می‎شد این موضوعات را با او بحث کرد و تجربه‎ها را رد و بدل کرد خیلی بهتر بود

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن:

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.