یکشنبه 07 دسامبر 14 | 22:18
اختتامیه مسابقه کتابخوانی در 20 تشکل حاشیه شهر

فردی، هنوز زنده است و بچه ها را کتابخوان می‌کند

زندانی کوچک کتاب خیلی جذابی است خصوصا برای نوجوانان پسر. قهرمان اصلی داستان یک پسر روستایی از استان فارس است که در جریان مبارزات انقلاب وارد می شود و یک مجاهده تمام عیار می‏کند.


به گزارش تریبون مستضعفین جمعه، چهاردهم آذر ماه هزار و سیصد و نود و سه، بیش از سیصد نفر از بچه ها، دانش آموزان و پدر و مادرهای مشهدی، از محلات حاشیه شهر، در آمفی تئاتر فرهنگسرای زیارت دور هم جمع شده بودند تا آیین اختتامیه مسابقه کتابخوانی «زندانی کوچک» را برگزار کنند. حاشیه هایی که در حوزه کتاب -متن اصلی فرهنگ- فعال بوده اند.

مسابقه به همّت بانیان و گردانندگان کتابخانه مردمی امیر حسین فردی، همراهی انتشارات شهرستان ادب، 20 تشکل حاشیه شهری و مشارکت فرهنگسرای انقلاب اسلامی مشهد، برای دانش آموزان دوره اول و دوم دبیرستان برگزار شده است.

مسابقه کتابخوانی، به مناسبت ایام محرم و روز دانش آموز و با کتاب  “زندانی کوچک” است. کتابی که نوشته سید حسن حسینی ارسنجانی است و برگزیده اول چهارمین جشنوارۀ داستان انقلاب. جایزه ای که نویسنده کتاب در سال 1390 از دست مرحوم امیرحسین فردی می گیرد.

این، دومین تجربه موفق کتابخانه امیرحسین فردی در برگزاری مسابقه کتابخوانی، با هدف گسترش فرهنگ کتابخوانی و ارزش های انقلاب اسلامی است. کتابخانه ای که از دی ماه سال 92 تاسیس شد، تا الان بیش از چهارصد نفر عضو دارد و اولین مسابقه کتابخوانی اش را در شهریور 93 و با کتاب “راز درخت کاج” برگزار کرد.

“زندانی کوچک” کتاب خیلی جذابی است خصوصا برای نوجوانان پسر. قهرمان اصلی داستان یک پسر روستایی از استان فارس است که در جریان مبارزات انقلاب وارد می شود و یک مجاهده تمام عیار می‏کند. حالا نزدیک هزار دانش آموز مشهدی، با “زینل” زندانی کوچک این کتاب و داستان همت و هوشیاری و مقاومتش آشنا هستند. به جرات می‏توان گفت که امیر حسین فردی، هنوز زنده است و بچه ها را کتابخوان می کند.

این را از لابه‏لای پاسخنامه ها و بازخوردهایی که دانش آموزها داده اند می توان فهمید. یکی اصلا اهل کتاب خواندن نبوده و زندانی کوچک اولین کتاب غیر درسی بوده که خوانده است. یکی سفارش کرده اگر فلان کتابها را دارید لطفا با من تماس بگیرید و یک نفر دیگر از کتابخانه حسین فردی تشکر کرده که باعث علاقه مند شدنش به کتاب و کتابخانه شده است.

دانش آموزان و پدرو مادرهاشان، مهمانان عزیزی هم در مراسم اختتامیه داشتند: احمد یوسف زده، که یکی از “آن بیست و سه نفر” است و ناصر صاحبی که جهادگری با ایمان و انگیزه است. پیر جهادسازندگی و فرهنگی و جوان در انگیزه و انرژی و تلاش. تلاشی که نمودهایی از آن را در باشگاه کشاورزان جوان و کانون روستازادگان سرزمین آفتاب می توان دید.

احمد یوسف زاده، مهمان ویژه این مراسم، آزاده ای ست که در عملیات بیت المقدس و در حالی که دانش آموزی شانزده ساله است اسیر بعثی ها می شود.

او برای بچه ها ماجراهایی از اسارت را تعریف می کند که شاید کمتر کسی آن را شنیده باشد. بیست و سه نفر دانش آموز از سیزده ساله تا نوزده ساله که هر کدام به شکلی از سدّ کم بودن سن و سال برای جبهه رفتن گذشته بودند و خود را به خط مقدم رسانده بودند، با اتفاقاتی اسیر صدام می شوند. بعد از مدتی که در زندان بصره بودند به بغداد منتقل می شوند.

آنجا این بچه ها، طعمه خوبی برای استفاده تبلیغاتی رژیم بعث می‏شوند و پس از مدتی زندگی در اردوگاه، آن بیست و سه نفر را از بقیه اسرا جدا می کنند، لباس تمیز و غذای خوب به آنها می‏دهند و تمام روزنامه ها و رادیو تلوزیونشان پر می شود از رفتار انسانی رژیم بعث با کودکانی! که ایران آنها را به زور به جنگ فرستاده و در مقابل صدام قصد آزاد کردن آنها را دارد. آنها را به شهر بازی بغداد می برند تا در حال بازی و خوشی از فیلمشان را بگیرند. حالا بغض گلوی این شیربچه های در قفس را می فشارد که چطور جلوی این سوء  استفاده بعثی ها را بگیرند. بعد از آن به قصری برده می شوند که آنها را یاد قصر سیندرلا می اندازد!

بیست و سه دانش آموز ما صدام و دختر کوچکش هلا را می بینند که وارد سالن شدند و پشت میز، کنار آنها نشستند. می بینند صدامی که به کشورشان تجاوز کرده، هزاران نفر از هموطنان آنها را کشته و حتی یکی از همکلاسی های مدرسه شان را شهید کرده، با مهربانی با آنها حرف می زند و می گوید که شما مهمان ما هستید، خمینی شما را به زور فرستاده جنگ ولی من به شما سوغاتهایی می دهم که با آن پیش خانواده‏هایتان برگردید! و کلی حرف های دیگر.

همه این ماجرا هم فیمبرداری می شود تا همه چیز برای استفاده تبلیغی و روانی از این ماجرا آماده باشد. صدام به چنین داستانی احتیاج دارد تا افکار عمومی را از شکستهای خود در جبهه و از دست دادن خرمشهری که آن را اشغال کرده بود دور کند.

یوسف زاده فیلم مستند این داستان را هم همراه خود به مشهد و این مراسم آورده بود که نمایش داده شد.

آن بیست و سه نفر امّا، دیگر طاقت این وضعیت را ندارند و نمی خواهند وسیله ای برای خراب شدن وجهه و حیثیت کشور خود شوند. پس همه با هم تصمیم می گیرند برای برنگشتن به ایران و پیوستن به سایر اسرا در اردوگاه، اعتصاب غذا کنند. پنج روز تمام در گرسنگی می مانند و علی رغم تهدیدات فراوانی که ترس را بر آنها تحمیل می کرد، ایمان خود را قوی تر کردند و اعتصاب خود را ادامه دادند و در نهایت موفق شدند این نیرنگ تبلیغاتی صدام را بشکنند و نقشه بعثی ها را نقش بر آب کنند.

اعتصاب و مقاومت این شیر بچه ها، با اینکه یک نتیجه اش طول کشیدن اسارت تا هشت سال و سه ماه و هفده روز شد، اما نتیجه بزرگترش، رشد و بزرگ شدن آنها بود و آبرویی که برای خود و میهن و دین شان خریدند. شانزده ساله اسیر شدند و بیست و پنج ساله به وطن برگشتند.

حالا احمد یوسف زاده، کتاب “آن بیست و سه نفر” را از این ماجراها نوشته و منتشر کرده است. چاپ اول آن در مدت کوتاهی به اتمام رسید. او در این مراسم به دانش آموزان مشهدی قول داد که با چاپ دوم کتاب آن را به دستشان برساند و وقتی لوح سپاس را از طرف دانش آموزان شرکت کننده در مسابقه کتابخوانی دریافت کرد، گفت که این لوح، از تمامی لوح تقدیرهایی که تا به حال از مقامات و مسوولین، از رییس جمهور گرفته تا دیگران دریافت کرده، برایش با ارزش تر است.

 به بچه ها سفارش کرد که امروز جبهه جنگ شما جبهه فرهنگ است و سلاح شما، کتاب است و کتاب است و کتاب. این را هم گفت که دلش می خواهد زودتر به کرمان برگردد تا از کتابخانه مردمی امیرحسین فردی و فعالیتهای خوب آن و اعضای فعال و پرشورش در مشهد به همشهریانش بگوید.

بعد از صحبتهای این مهمان ویژه، گروه سرود کوثر ولایت مسجدالّرضا (ع) بلوار دوم طبرسی، در سرودشان از ایران اسلامی گفتند و این که برایش جان می دهند.

کتابخانه امیرحسین فردی، که با لطف الهی و همت مردم در یک مغازه در طبرسی شمالی 9 دایر شده است، یک زیر زمین هم دارد که محلی شده برای کارگاه قصه گویی برای کودکان محل. امروز اختتامیه این کارگاه هم بود و کودکان سه تا شش ساله این کارگاه هم شعری خواندند و نمایشی اجرا کردند.

هزار نسخه از کتاب زندانی کوچک میان دانش آموزان برای مسابقه توزیع شده بود که آخر مراسم هم بیش از چهل نفر برگزیده مسابقه کتابخوانی، تشویق شدند و جایزه های یکصد تا سی هزار تومانی خود را گرفتند.

بانیان کتابخانه امیر حسین فردی، با اهدای لوحی از سالها مجاهده و قیام جناب آقای مهندس ناصر صاحبی در برابر جنود جهل و جبهه استکبار در کتابخانه های روستایی جهاد سازندگی و کانون روستازادگان سرزمین آفتاب هم تقدیر کردند و آرزو کردند که روز به روز سرعت و سبقت در این راه، روزی این آشنای قدیمی کتاب و مستضعفین باشد.

آخر مراسم هم، قبل از اینکه پذیرایی و بدرقه شرکت کننده ها با بیسکوییت شروع شود، آقای حسن سلطانی مسوول کتابخانه، با توجه به محدودیت فضای کتابخانه، از برگزاری کارگاه مهارتهای قصه گویی برای مادران گفت تا این کلاسهای قصه گویی به داخل خانه های مردم منتقل شود. هل من ناصری هم زد برای گرداندن چرخ کتابخانه با نذورات و خیرات فرهنگی. همان همّت مردمی که تا الان کتابخانه را با اجاره ماهی هفتصد هزار تومان سرپا نگاه داشته است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: