جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
شنبه ۰۶ دی ۹۳ | ۱۱:۲۲

شعر: نه دی هم غدیر دیگری بود

نه دی صبر أمت جوش گردید | تمام فتنه ها خاموش گردید || نه دی چون نگه بر آسمان کرد | تو گویی سرنگون مستکبران کرد


هادي اصفهاني مقدم

نه دی هم غدیر دیگری بود
به دست أمتی دست علی بود

نه دی شیوه مردانگی بود
زن و مردش بدین صحنه یکی بود

نه دی شیر مردان الهی
شدند بر یکدگر پشت و پناهی

نه دی جمله زن‌های ولایی
شدند لشگر بر آن مرد خدایی

نه دی کودکی تا نوجوانی
همه گردیده بودند چون جوانی

نه دی آتشی،آتشفشانی
ببین بر برگ تاریخ این نشانی

نه دی فتنه گر را دربدر کرد
ز سر تا پا ز آشوبش بدر کرد

نه دی مشت خائن باز کرده
دوباره عشق را آغاز کرده

نه دی أمتی را یار کرده
تمام دشمنان را خوار کرده

نه دی أمتی یکسر خدایی
بشد بر رهبری جمله فدایی

نه دی رفع فتنه از کیان کرد
عنایتهای مولا را عیان کرد

نه دی تیشه را بر ریشه ها زد
به سنگ،سر بر سر بی ریشه ها زد

نه دی صبر أمت جوش گردید
تمام فتنه ها خاموش گردید

نه دی چون نگه بر آسمان کرد
تو گویی سرنگون مستکبران کرد

نه دی جبهه حق را عیان کرد
دوباره عهد خود را او بیان کرد

نه دی دین حق را یاوری کرد
خدا را بین چگونه داوری کرد

نه دی این معمای زمانه
ز آن روز فتنه ها کرده کمانه

نه دی را بکن مبنا تو ای دوست
به دامان اروپا آتش از اوست

نه دی ینگه دنیا را به ذلت
بدست مردمش این بوده علت

نه دی را نشان از آن نشان است
که مولایم علی نایب به آن است

من هادی به قربان وجودش
تمام أنس و جان باشد ز جودش

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: