شنبه 27 دسامبر 14 | 18:32

روایت بدرقه‌ای عاشقانه از ضریح سید‌الشهدا (ع)

مرکز اتفاقات این سفرنامه ضریحی است که اگرچه آغوشش هنوز خالی از قبرشهید کربلاست، یک ایران دل همراه دارد. شور و شوقی که نویسنده آن را در کتاب اینطور توصیف می کند: «جمعیت قم را در بدرقه که دیدیم فکر کردیم این اتفاق تکرار نمی‌شود. به تهران که رسیدیم وحشت کردیم گفتیم بالاخره تهران شهر بزرگی است و جمعیت زیاد. ساوه روی دست تهران. اراک روی دست ساوه. و حالا بروجرد… انگار صور اسرافیل دمیده شده است.»


تریبون مستضعفین-رها معیری

نام اباعبدالله که در میان باشد جان ها پر می‌کشند به سویش… یک وقت با روضه‌ای و گاه با شعری. پاهای پیاده تا کربلا که هیچ ضریحی که برای او می‌رود هم دل می‌برد…

سفرنامه ضریح جدید اباعبدالله، از قم شروع نمی‌شود، از همانجایی که نشسته ای و کتاب «پنجره های تشنه» را دست گرفته ای و می‌خوانی آغاز می‌شود. این را وقتی درمی‌یابی که تنها چند برگ از روزنوشت انتقال ضریح را خوانده‌ای و دلت رفته است.

مهدی قزلی، این روزها مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی است و نویسنده‌ای خوش روزی که مجموعه کتاب های «قصه کربلا» و چهارده معصوم در کنار آثار دیگری نظیر حاشیه دیدارها و سفرهای رهبر انقلاب را در کارنامه اش دارد. قزلی کوشیده است با روزنوشت انتقال ضریح در تاریخ ثبت کند مردم ایران در بدرقه «ضریح جدید» امام حسین علیه السلام، سنگ تمام گذاشته اند برخلاف آن نامردمانی که با سنگ از «امام و اهلش» استقبال کردند.

مرکز اتفاقات این سفرنامه ضریحی است که اگرچه آغوشش هنوز خالی از قبرشهید کربلاست، یک ایران دل همراه دارد. شور و شوقی که نویسنده آن را در کتاب اینطور توصیف می کند: «جمعیت قم را در بدرقه که دیدیم فکر کردیم این اتفاق تکرار نمی‌شود. به تهران که رسیدیم وحشت کردیم گفتیم بالاخره تهران شهر بزرگی است و جمعیت زیاد. ساوه روی دست تهران. اراک روی دست ساوه. و حالا بروجرد… انگار صور اسرافیل دمیده شده است.»

صداقت و صراحت قلم قزلی در طول سفر در جریان است و با توصیف خالی از تعارف مکالمات و اقدمات سازمان‌ها و نهادها، مسئولین و حتی مردم، وضوح می‌یابد.

331 صفحه روزنوشت انتقال ضریح، اشاره مختصری است بر مصرع «این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست»… البته روضه ای در کار نیست. همان عرض ارادات ها، غبطه خوردن های خودت، گلباران کاروان، ذیح قربانی‌ها پای ضریح و… روزی اشکت می‌شود.

کتاب پنجره های تشنه، روایت آن روزهای خوبی است که ضریح جدید حال و هوای ایران را حسینی کرد و به برکت صاحب آن ضریح و قلم شیوای نویسنده، مطالعه کتاب لحظات دلنشینی را برای مخاطب به همراه دارد. در این کتاب حرف از ضریح جدید است و چه کسی از حال ضریح قدیمی در آن روزها با خبر بود؟ ضریحی که بند بندش را جدا کردند تا دل کند…

نویسنده از سختی ها و مرارت های انتقال ضریح از قم تا کربلا می‌گوید ولی شما را خسته نمی‌کند، که هیچ، همراه تر هم می‌شوید. سفرنامه‌ای که اشک و لبخند و گاهی هیجان را مهمان شما می کند.

قزلی در کنار بیان مشاهداتش از فرهنگ‌های مختلف عزاداری و ارادت به امام حسین، به شیوه‌ای از مردم شناسی هم دست زده است و هم سوال ها و ابهاماتی که ممکن است به وجود بیاید را با نقل سخنان بزرگان در همان ایام پاسخ می دهد.

اگر از حس و حال خوبی که سفرنامه دارد بگذریم، جلد کتاب هم با نوآوری‌اش حس خوبی به مخاطب می‌دهد. طرح جلدی که قمیت تمام شده کتاب را بالا برده و حتی برخی کتابخوان‌ها را از خرید کتاب منصرف می‌کند. ولی در عوض برخی کتاب را صرفا به خاطر جلد زیبا و البته نام امام حسین خریداری می‌کنند.

پنجره های تشنه یکی از آن کتاب‌هایی است که رهبر انقلاب آن را مطالعه کرده و برایش تقریظ نوشته‌اند. نوشته‌ای که بیشترش عرض ارادت به آستان شهید کربلاست و بخشی  تحسین کتاب.

کتاب «پنجره‌هاي تشنه» از این پس با این تقریظ و با هدف تشویق کتاب خوانی با کاهش قيمتی به دست مخاطبان می رسد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: