جمعه 09 ژانویه 15 | 10:36
شعری برای میلاد پیامبر(ص)

لولاک زمین خاک و زمان پیش و پسی بود

حامد اهور از شاعران کشورمان به مناسبت فرارسیدن 17 ربیع الاول و میلاد پیامبر اکرم(ص) شعری سروده است.


13921028000740_PhotoA

حامد اهور از شاعران کشورمان به مناسبت فرارسیدن 17 ربیع الاول و میلاد پیامبر اکرم(ص) شعری سروده است.

حامد اهور از شاعران کشورمان به مناسبت فرارسیدن 17 ربیع الاول و میلاد پیامبر اکرم(ص) شعری سروده است. این شعر به شرح زیر است:

گیرم که به توفیق تو امضاء شده باشد

یا بر اثر لطف تو پیدا شده باشد

یک قطره به توفیق تو دریا شده باشد

با این دل بیچاره مدارا شده باشد

با این همه هنگام سرودن چه بگویم

باید که بفهمم ز تو چیزی که بگویم

من هیچ نمی‌فهمم از آن قدر خدا را

کی فهم کند ذره‌ی بی قدر شما را

باید به مدد خوانم دستان دعا را

یکبار دگر تازه کنم قبله نما را

تا سوی تو این قلب زمین خورده بیاید

تا لطف تو بر شعر من آغوش گشاید

ای آن که قسم خورده به نام تو خدایت

بیدار شده شهر شب از بانگ رهایت

ای آن که تبرک شده کعبه به عبایت

تا عرش خدا صف زده پژواک صدایت

این کیست که در نور تو پیدا شده آقا

آن روح چه سان در تن تو جا شده آقا

گفتم که از آن شب، شب فردا بنویسم

از غار حرا، لیله ی اسراء بنویسم

از کعبه و از مسجدالاقصی بنویسم

آری منم آن قطره که دریا بنویسم

این کیست که چون اشک شب قدر زلال است

ما راه به آن قدر بیابیم؟ محال است

هان چهره بچرخان که زمین نور ببیند

برخیز که هر قدر به پایت بنشیند

دنیا فقط از حسن تو، توحید گزیند

از غنچه لبهای تو لبخند بچیند

ای گلشن رحمت که گلستان شده عالم

از نور خداوندی تو نیّر اعظم

در غار حرا پرده ز حسن تو گشودند

با نور تو رنگ از شب تاریک زدودند

تو بوده ای آن روز که این خلق نبودند

اقراء که به عشق تو لک الحمد سرودند

ای صادر اول که تویی مصدر دنیا

ای گمشده‌ی حسن تو موسی و مسیحا

لولاک زمین خاک و زمان پیش و پسی بود

 لولاک کجا رخصت احیای کسی بود

کی بی تو به دستان کلیمی قبسی بود

کی در دم عیسی دم احیای کسی بود

تو آمده‌ای ای جان به تن خاک بباری

باران شوی و بر تف این خاک بباری

خون در تن توحید روان شد به هوایت

شب روز شد از همرهی عقده گشایت

هر روز خدا تحفه فرستاد برایت

ماودعک ربک خورشید ولایت

ای آن که ز توحید تو صد آینه توحید

زهرا شد و در قاب ولای تو درخشید

قم شهر خدا چشم به راه است فانذر

صف‌های جماعت همه بر پاست فکبّر

ای نور خدا در سکناتت متواتر

ای صادق و هادی، تقی و کاظم و باقر

تو کوثر محضی که در عالم شده تکثیر

نازل شده در شأن شما آیه‌ی تطهیر

در مدح تو اندیشه زمینگیر و زبان لال

جز جذبه قرآن تو نطق همگان لال

اقصای جهان لال، زمین لال، زمان لال

جز نفس خودت قاطبه ی کون و مکان لال

لب باز کن ای مرد، بگو کیست محمد (صلی الله علیه وآله)

جز حیدر کرار کسی نیست محمد (صلی الله علیه و آله)

ای پاره ای از حسن مثالی تو زهرا

ای حیدر کرار به توفیق تو مولا

حق است که وامانده در اوصاف تو دنیا

وقتی که علی عبد تو خوانده است خودش را

گفتیم و نشد در صف تو راه بجوییم

بگذار که از حیدر کرار بگوئیم …

 

 

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: