دوشنبه 19 ژانویه 15 | 14:56
حجت‌الاسلام برنجکار

نظریه پلورالیزم را چه کسی مطرح کرد

استاد پردیس قم دانشگاه تهران گفت: ما پلورالیزم دینی را قبول نداریم ولی در عین حال به اختلافات بین شیعه و سنی معتقد هستیم اما این اختلافات دلیل نمی‌شود که مسلمانان با هم دشمن باشند، باید در عین اختلاف با هم متحد باشیم.


13920505000587_PhotoA

استاد پردیس قم دانشگاه تهران گفت: ما پلورالیزم دینی را قبول نداریم ولی در عین حال به اختلافات بین شیعه و سنی معتقد هستیم اما این اختلافات دلیل نمی‌شود که مسلمانان با هم دشمن باشند، باید در عین اختلاف با هم متحد باشیم.

در بحث معرفت ما پلورالیزم را قبول نداریم و معتقدیم که تنها یک واقعیت وجود دارد و معرفت‌های متناقض هم تنها یکی درست است، درباره ادیان هم ما معتقد هستیم که دین حق اسلام است البته دین مسیحیت هم در زمان خود حق بوده، در زمینه پلورالیزم نجات هم باید گفت که ما قائل هستیم به اینکه اگر کسی حجت برایش تمام شد که مثلاً اسلام حق است اما سراغ یک دین دیگر رفت،‌ نجات نمی‌یابد.

ما پلورالیست نیستیم بنابراین حق یکی بیشتر نیست اما اختلاف نظر با هم داریم چنانکه خود شیعه و سنی هم در درونشان با خودشان اختلاف نظر دارند، مسلمانان باید در مقابل دشمنان وحدت داشته باشند، چنانکه رهبر معظم انقلاب نیز در بیانات اخیرشان به مناسبت سالروز میلاد حضرت محمد (ص) درباره پلورالیزم و وحدت شیعه و سنی تأکید کردند. دراین باره حجت‌الاسلام رضا برنجکار استاد پردیس قم دانشگاه تهران بدین شرح توضیح می‌دهند.

*به عنوان مقدمه درباره مفهوم لغوی پلورالیسم توضیح بفرمایید؟

-پلورال در لغت به معنای کثرت است پلورالیزم یعنی کسی که پیرو تکثّر است در مقابل آن لغت «مونیسم» به معنای وحدت‌گرایی است در واقع پلورالیست و مونیست به معنای کسانی است که قایل به کثرت یا وحدت هستند.

این واژگان در حوزه‌های مختلف به کار می‌روند که یکی از آنها پلورالیزم معرفتی است یعنی بستگی دارد به متعلق پلورال یا مونیسم. پلورالیسم اگر درباره معرفت شناسی بحث شود منظور این است که پلورالیست معرفت شناختی کسی است که معتقد است ما یک معرفت ثابت نداریم بلکه در واقع نسبی گرایی در جامعه حاکم است یعنی هر کس هر درکی که دارد، همان برایش واقعیت دارد.

پلورالیزم را پروتاگوراس مطرح کرد

*این نظریه را چه کسی مطرح کرد؟

-این نظریه را نخست بار شخصی به نام پروتاگوراس سوفسطایی یونانی مطرح کرد، البته سوفسطایی‌ها دارای دو شاخه اصلی بودند، یکی شاخه گورکیاس و دومین شاخه پروتاگوراسی‌ها هستند. پروتاگوراس معتقد به نسبیت بود یعنی مطرح می‌کرد که انسان معیار همه چیز است به طور مثال من احساس گرما یا سرما می‌کنم بنابراین واقعا هوا گرما است و این درباره خوب یا بد برای من هر چه هست واقعیت دارد، بنابراین یک واقعیت مطلق و یک معرفت مطابق با واقع برای ما وجود ندارد به تعداد انسان‌ها معرفت داریم البته گرگیاس هم سوفسطایی بود ولی می‌گفت اصلاً معرفتی وجود ندارد.

*پلورالیسم دینی به چه معناست؟

-زمانی که در دین بحث پلورالیسم دینی مطرح می‌شود دو معنا استنباط می‌شود، گاهی گفته می‌شود که ادیان مختلف همه حق هستند و بیان حقیقت می‌کنند اما این بیان‌ها متفاوت است گاهی هم تشبیه مولوی را مطرح می‌کنند که کسی دست به پای فیل می‌زند و می‌گوید ستون است و دیگری گوش فیل را دست می‌کشد و می‌گوید بادبزن است، یعنی هر کسی حرف حق می‌گوید ولی هر کس بخشی از این واقعیت را می‌گوید بنابراین دین اسلام و هم مسیحیت، بودا و … همه ادیان درست و واقعی هستند و واقعیت را می‌گویند.

یک معنای دیگر پلورالیزم، «پلورالیزم نجات» است که در بحث دین بحث حقانیت را مطرح نمی‌کند و اینکه ادیان همه حق هستند بنابراین ممکن است کسی در دین یا معرفت مونیست باشد یعنی معتقد باشد که ما یک دین بیشتر نداریم و به طور مثال در دین فقط اسلام حقیقی است اما بگوید که شما به هر چه متمسک شوید شما را نجات می‌دهد، به این می‌گویند پلورالیزم نجات. بنابراین یکی از این اعتقادات بحث معرفتی و حقانیتی است و نسبی‌گرایی را اثبات می‌کند و در مقابل مونیسم است، اگر ۱۰ نظریه داریم تنها یکی درست است و همه درست نیست یعنی قبول داریم که اکنون یا روز یا شب است نه اینکه هرچه شما استنباط کردید همان درست است!

پلورالیزم معرفتی را به هیچ وجه قبول نداریم

*بحث پلورالیزم و اعتقاد به آن چه مشکلی در بین شیعه و سنی در دین اسلام ایجاد می‌کند و با توجه به بیانات رهبری آیا اعتقاد به پلورالیزم در دین اسلام خللی ایجاد می‌کند؟

-در بحث معرفت که ما اصلاً پلورالیزم را قبول نداریم و معتقدیم که تنها یک واقعیت وجود دارد و معرفت‌های متناقض هم تنها یکی درست است ،درباره ادیان هم ما معتقد هستیم که دین حق اسلام است البته دین مسیحیت هم در زمان خود حق بوده اما دینی که الان خدا به آن راضی است،‌ دین اسلام است. در زمینه پلورالیزم نجات هم باید گفت که ما قائل هستیم به اینکه اگر کسی حجت برایش تمام شد که مثلاً اسلام حق است اما سراغ یک دین دیگر رفت،‌ نجات نمی‌یابد مگر اینکه مستضعف باشد و در واقع متوجه نشده باشد بنابراین این فرد را خداوند در روز قیامت حجت را بر او تمام می‌کند و باید یکی از مسیرها را انتخاب کند و بهشت و جهنمش مشخص می‌شود.

بنابراین در زمینه مذهب باید بگوییم ما چنین اعتقادی داریم که بالاخره نمی‌توان گفت هم شیعه حق است و هم سنی البته ما مشترکات زیادی هم با برادران اهل سنت داریم. در هر حال کتاب، پیغمبر، توحید و معاد بین ما یکی است اما باز هم در برخی مسائل با هم اختلاف داریم نظیر خود اهل سنت که معتزله با اشاعره با سلفی‌ها، وهابی‌ها و دیگر فرقه‌ها اختلاف دارند در بین خود شیعیان هم مراجع در فتاوا اختلافاتی وجود دارد بنابراین بین شیعیان با اهل سنت در برخی مسائل مثل بحث امامت اختلاف نظر وجود دارد.

اما ما نمی‌خواهیم بگوییم در بحث وحدت که هر دو این نظرات درست است بهرحال این دو نظر بین ما و اهل سنت یکی درست است و ما معتقد هستیم که نظر ما صحیح است بنابراین باید بگوییم که ما پلورالیزم مذهبی را قبول نداریم ولی در عین حال اینکه با هم اختلاف نظر داریم این دلیل نمی‌شود که با هم دشمن باشیم و باهم برادر نباشیم و در برابر دشمن واحد که استکبار جهانی و صهیونیسم و آنها که می‌خواهند اسلام را نابود کنند، مسلمان‌ها با هم اتحاد نداشته باشیم در عین حال که ما معتقد به پلورالیزم نیستیم همانطور که مراجع شیعه نیستند مثلاً مرجع (الف) نظر خود را قبول دارد و مرجع (ب) نظر خود را اما اینها با هم منافاتی ندارند با اینکه با هم برادر هستند و با هم مشورت می‌کنند و درنهایت متحد هستند.

*مسلمانان با تأکید بر اشتراکات، وحدت خود را حفظ کنند

پس ما پلورالیزم را قبول نداریم در بحث حق و باطل بودن و اصل معرفت و دین و مذهب اما در عین حال ما عقاید مشترک فراوانی با تسنن داریم به خصوص در این شرایطی که الان در آن هستیم که در واقع دشمنان اعم از خارجی و داخلی دست به دست هم داده‌اند که اسلام را نابود کنند. سیاست دشمنان اسلام این است که اختلاف بیندازند و بهترین حربه هم این اختلاف انگیزی است. انگلیس هم متخصص این قضیه است که اختلاف بیانداز و حکومت کن. ما هم باید عقلانیت را به کار ببریم و توطئه ها را ببینیم، چشم روی واقعیت‌ها نبندیم و در این شرایط نباید بر اختلافات تأکید کرده و آنها را بزرگنمایی کنیم.

ما پلورالیست نیستیم بنابراین حق یکی بیشتر نیست اما اختلاف نظر با هم داریم چنانکه خود شیعه و سنی هم در درونشان با خودشان اختلاف نظر دارند، مسلمانان باید در مقابل دشمنان وحدت داشته باشند و بر مشترکات تأکید کنند بنابراین البته که این اختلافات در جای خود باید مورد بحث قرار بگیرد اما زمانی که زمینه این کار فراهم نباشد نباید بحث کنیم چرا که ما با هم برادریم و گاهی بحث‌هایی پیش می‌آید این دلیل نمی‌شود که همدیگر را تکفیر کرده و دشمنی بورزیم و جنگ کنیم.

بنابراین مجتهدان هم با هم اختلاف پیدا می‌کنند اما این نباید ناشی شود که مقلدین همدیگر با هم ارتباط نداشته باشند و رفیق نباشند این بحث وحدت شیعه و سنی ربطی به پلورالیسم ندارد.

وحدت شیعه و سنی ربطی به پلورالیزم ندارد

*این اختلاف در بین خود غربیان پلورالیست هم وجود داشت؟

-در خود غرب هم اختلاف در یونان همینگونه شروع شد برخی پلورالیست هستند و برخی نیستند حتی در داخل هم پلورال داریم افرادی چون دکتر سروش که صراط‌های مستقیم را می‌نویسد در مقابل قرآن کریم که به جای واژه پلورالیست واژه صراط مستقیم را می‌آورد بنابراین ما در داخل خود مونیست و پلورالیست داریم اما اکثریت ما معتقد است که حق یکی است اما ما ممکن است درست آن با بشناسیم یا خیر، در روایات هم آمده که «آن حقیقتی برای رسیدن بدان تلاش می‌کنی، دو ثواب دارد کسی که بدان می‌رسد هر دو ثواب را می‌برد» پس ما دعوایی با هم نداریم همه تلاش می‌کنیم حقیقت را بشناسیم منتها این حقیقت یکی است و دو تا نیست.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: