پنج شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۸
چهارشنبه ۲۹ بهمن ۹۳ | ۱۰:۴۸

جای‌خالی مسائل‎اجتماعی در داستان‎ایرانی

یک نویسنده گفت: در چند سال اخیر ادبیات داستانی ما به بیشتر سمت‌وسوی کافه‌نشینی و طبقه متوسط رفته بود، به همین دلیل در کتاب “تاول” به طبقه پایین جامعه و فضای آن پرداختم.


1420104202570_bookmark-books-bokeh-hd-wallpaper

یک نویسنده گفت: در چند سال اخیر ادبیات داستانی ما به بیشتر سمت‌وسوی کافه‌نشینی و طبقه متوسط رفته بود، به همین دلیل در کتاب “تاول” به طبقه پایین جامعه و فضای آن پرداختم.

مهدی افروزمنش  با بیان این‌که نمی‌تواند به طور دقیق نقش روزنامه‌نگار بودنش را در نوشتن داستان خود تعیین کند، اظهار کرد: نمی‌توانم بگویم روزنامه‌نگاری موجب نوشتن داستان تاول شده است، همچنین نمی‌توانم نقش روزنامه‌نگار بودنم را در نوشتن این داستان نادیده بگیرم. من روزنامه‌نگار اجتماعی هستم و اتفاقات و حرف‌هایی که دیده و شنیده‌ام در نوشته‌هایم تأثیر گذاشته است.

او افزود: روزنامه‌نگار با نوشتن نسبت دارد و همین می‌تواند در نوشتن داستان نیز تأثیر بگذارد، اما این را که روزنامه‌نگاری من موجب نوشتن داستان “تاول” شده باشد قبول ندارم. من نوشته‌ام را دوست دارم و از نوشتن لذت می‌برم.

این داستان‌نویس ادامه داد: من فقط می‌خواستم یک قصه را تعریف کنم ولی طبعاً گرایش‌ها و تجربه‌های زیستی انسان هم در نوشتن تأثیرگذار است. من بچه جنوب شهر تهران و خبرنگار اجتماعی‌ام، از این‌رو خواسته یا ناخواسته هنگام نقل یک داستان به سمت‌وسوی قصه‌های اجتماعی می‌روم.

افروزمنش با بیان این‌که جای نوشتن درباره مسائل اجتماعی در داستان‌های ایرانی خالی است، گفت: به اندازه کافی در مورد مسائل گوناگون نوشته شده اما به نظرم نیاز بود که توجهی هم به بخش‌های فقیرتر و از دید پنهان‌مانده جامعه شود.

او در پاسخ به این‌که در گذشته نیز به مسائلی همچون بزهکاری و فقر پرداخته شده و آیا “تاول” رویکرد جدیدی در پرداختن به این موضوع دارد، اظهار کرد: رویکرد جدیدی در کار من نیست، می‌توان گفت در آثار افرادی همچون جعفر مدرس صادقی هم پرداختن به مسائل اجتماعی بوده است. با این حال در چند سال اخیر ادبیات داستانی ما به بیشتر سمت‌وسوی کافه‌نشینی و طبقه متوسط رفته بود، به همین دلیل به طبقه پایین جامعه و فضای آن پرداختم.

او درباره تعداد بالای اسامی در داستانش، تصریح کرد: در “تاول” من قصه جنوب شهر را روایت می‌کنم و فضای جنوب شهر نیز شلوغ است. اگر در طبقه متوسط، زندگی فردی را می‌توان دید و یک نفر می‌تواند به تنهایی زندگی کند و در ادبیات داستانی چند سال اخیر نیز این موضوع را بارها دیده‌ایم، اما در جنوب شهر تقریباً مغایر این وضعیت وجود دارد. در جنوب شهر اگر در زندگی همسایه یا بچه محله‌ات دخالت نکنی کار بدی کردی نه این‌که اگر دخالت کنی کار بدی کرده‌ای.

افروزمنش ادامه داد: شیوه روایت داستان “تاول” در ادبیات قدیمی نیز وجود دارد که فلان شخص از فلان شیخ شنید که فلان اتفاق افتاد. من این تکنیک را در داستان خود آوردم چون برخی از قصه‌هایی که نقل می‌شد به سن راوی نمی‌خورد. این تکنیک دستم را در بازی زمانی باز می‌گذاشت و می‌توانستم قصه‌ای را از گذشته نقل کنم. در این‌جا راوی می‌گفت فلانی شنیده که این اتفاق افتاده است.

او تصریح کرد: کاری در حال نوشتن دارم و امیدوارم تا پایان امسال یا ابتدای سال آینده به پایان برسد، اما هنوز برای آن اسمی انتخاب نکرده‌ام.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: