جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
پنج شنبه ۱۴ اسفند ۹۳ | ۲۱:۲۴
یادداشت

راه اقتصاد مقاومتی از مسیر علم می‌گذرد

محمد سلیمانی

نماینده تهران در مجلس در یادداشتی با انتقاد از خام‌فروشی نفت، تأکید کرد: راه اقتصاد مقاومتی از مسیر تحقیق و علم می‌گذرد.


13910620000248_PhotoA

نماینده تهران در مجلس در یادداشتی با انتقاد از خام‌فروشی نفت، تأکید کرد: راه اقتصاد مقاومتی از مسیر تحقیق و علم می‌گذرد.

متن این یادداشت به شرح ذیل است:

بسمه تعالی

دولت و اقتصاد مقاومتی

مدت‌هاست بحث اقتصاد مقاومتی و ضرورت آن توسط مقام معظم رهبری مطرح شده است و معظم‌له همواره و مکرر خواستار اقدامات عملی، برنامه‌ریزی شده و همراه با زمانبندی شده‌اند.

نقش حوزه صنعت و معدن و تجارت در اقتصاد، نقشی محوری و اساسی است و برای تحقق اقتصاد مقاومتی ضرورت دارد تا این بخش پیشتاز باشد. استراتژی توسعه صنعتی، هدفمندی یارانه‌ها، تأمین نقدینگی و سرمایه در گردش صنایع، واردات و صادرات، معدن، و تولید ملی از مقولاتی هستند که اقتصاد مقاومتی به آنها وابستگی شدید و مستقیم دارد.

هنوز دولت به صورت شفاف و قابل فهم، استراتژی توسعه صنعتی مبتنی بر اقتصاد مقاومتی را ارائه نکرده است. گاهاً ادامه همان برنامه‌های جاری و گذشته را با پسوند مقاومتی همراه کرده است. سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی صنعتی کشور چگونه به سمت مقاومتی شدن در حرکت است؟ سؤال این است که علیرغم مطالبه نخبگان و صنعتگران به آن پاسخی داده نشده است. همه دولت‌ها بدون استثنا تاکنون صحبت از کاهش تصدی­گری دولت و میدان داری بخش خصوصی کرده‌اند.

ولی در عمل همان روند چاق شدن بخش خصولتی (خصوصی+ دولتی) را پیش گرفته‌اند. بارها صحبت از تهیه پیش‌نویس سند راهبرد صنعتی ایران شده است. ولی هیچگاه سندی رسمی این راهبرد قطعی و منتشر نشده است.

اجرای هدفمندی یارانه‌ها نوعی جراحی در اقتصاد مریض ایران بود و می‌توانست به اقتصاد مقاومتی کمک شایان کند، مشروط و منوط به اینکه به تولید توجه ویژه شود. ولی از اول اجرای این طرح تاکنون همیچنان کش و قوس­‌های فراوان بر سر دادن سهم تولید از محل هدفمندی یارانه­‌ها ادامه دارد و در دولت یازدهم بنا به دلایلی حساسیت به این موضوع از دستور کار مجلس و کارشناسان خارج شده است، که خود جای بسی تأمل دارد.

اگر قبول کنیم که تولید یکی از ارکان اصلی اقتصاد مقاومتی است- که هست- در این صورت باید قبول کنیم که تأمین نقدینگی و سرمایه در گردش برای تولید باید جزء اولویت‌های بودجه­‌ای و دولت باشد. یکی از علل اصلی عدم تحقق این امر، نبود نظام هدایت نقدینگی به سمت تولید است.

رشد نقدینگی آفتی است در اقتصاد که اگر هدایت نشود، فاصله از اقتصاد مقاومتی را روز به روز زیادتر می‌کند- که کرده است- در شروع دولت یازدهم نقدینگی در حدود 450 هزار میلیارد تومان بوده است (طبق فرمایش وزیر محترم اقتصاد بلافاصله بعد از رأی اعتماد از مجلس) ولی اکنون از مرز 700 هزار میلیارد تومان رسیده است، یعنی ظرف کمتر از 18 ماه کار دولت یازدهم نقدینگی بالغ بر 70% افزایش یافته است.

ولی دولت هیچگاه پاسخ نمی‌دهد که از این مبلغ چه میزان آن به سمت تولید هدایت شده است. دولت یا قدرت کنترل و سازماندهی بانکها در امر هدایت نقدینگی را ندارد و یا اصولاً این امر جزء سیاست‌هایش نیست. سؤال اصلی از دولت این است که شما که مسکن مهر را با رکود مواجه کردید و در نتیجه بسیاری از مردم را با ضرر هنگفت مواجه نمودید، چرا نقدینگی آزاد شده را به سمت تولید نبردید؟

چرا که امروز هم تولید به شدت با کمبود نقدینگی مواجه است و رنجور است. دقت شود که سال‌هاست بانک مرکزی اعلام می کند 30 درصد منابع بانکی به بخش تولید اختصاص داده می‌شود، ولی واقعیت امر عملاً این را نشان نمی‌دهد. در هر صورت این درصد اعلامی سال‌هاست ثابت است. در صورتی که اگر قرار است به سمت اقتصاد مقاومتی حرکت شود نیازمندیم که این درصد یک تکان چشم گیر بخورد.

رشد اقتصادی کشور در بخش تولید صنعتی نیز خود داستان جالبی دارد. بانک مرکزی اعلام 6/6 درصدی رشد در شاخص تولید کارگاه‌های بزرگ صنعتی کشور در شش ماهه اول 93 را می‌کند. غافل از اینکه 4/4 درصد این عدد فقط مربوط به خودروسازی است و باقی رشته‌ها 2/2 درصد و در اکثر صنایع رشد منفی است. اینکه دولت اعلام عبور از رکود می‌کند، ولی کارشناسان قبول ندارند و مردم هم لمس نمی‌کنند، دلیلش همین نکات است که رئیس دولت خودروسازی را می‌بیند که با چند برابر گرانفروشی رشد داشته و بقیه حوزه‌ها و بخش ها را فراموش می‌کند.

ولی توده مردم و کارشناسان با همه صنایع درگیر هستند و آنها را رصد می کنند. بازی با اعداد نیز خود قوز بالای قوز برای کم توجهی بیشتر به تولید شده است.

طبق گزارشات گمرک در نه ماهه اول سال جاری واردات از مبادی رسمی کشور 38 میلیارد دلار بوده است و نسبت به سال 1392 شدت یافته، و روندی صعودی و با شیب تند رو به افزایش بوده است. در اقتصاد مقاومتی کنترل واردات خصوصاً کالاهائی که مشابه آن در کشور وجود دارد، یک اصل است.

ولی متأسفانه با بی‌تدبیری دولت و خصوصاً وزارت صنایع و بی‌برنامگی در این خصوص، شاهد واردات بی‌رویه کالاهایی نظیر لوازم خانگی، کیف و کفش و مبلمان و غیره هستیم و دولت از این بابت عملاً ضد اقتصاد مقاومتی عمل کرده و می کند. در نتیجه تولید داخل به شدت مواجه با ضرر و زیان و خطر نابودی قرار گرفته است.

اقدام اخیر برگزاری نمایشگاه­های تخصصی ویژه کالاهای خارجی نظیر لوازم خانگی ایتالیائی و پوشاک ترکیه­‌ای، بی‌تدبیری و ندانم‌کاری را به اوج رسانیده است و دولت هم هیچ‌گاه دلیل این امر را بیان نکرد و از پاسخ طرفه رفت. اگر این سیاست­‌ها ادامه یابد، باید شاهد تَرَک بیشتر بر نظام اقتصاد مقاومتی بود.

واردات مازاد بر نیاز برنج و شکر در ماه‌های اخیر چنان ضربه‌ای بر تولیدکنندگان داخلی وارد کرد که معلوم نیست چگونه می­‌خواهند کمر راست کنند. از دولت هم سؤال می‌شود صرفاً با نوعی لبخند و پاسخهای بی ربط مواجه می شوید!.

واردات بی‌رویه خودروهای لوکس و میزان ارز بری آنها هم، موجب چالش در دسترسی تولید کنندگان به منابع ارزی شده است. دولت انکار می‌کند، ولی مردم واقعیت را در خیابان‌ها با چشم می‌بینند! و متعجب از انکار دولت، غصه می‌خورند.

کارت‌­های زرد مجلس هم دردی دوا نمی‌کند و موجب تحرک نمی‌شود. طبیعی است که سودهای کلان حاصل از واردات بی‌رویه کالا، اجازه رشد تولید داخلی را نمی‌دهد و عرصه را بر تولیدکنندگان هر روز تنگ‌تر می‌کند. در این شرایط، ناباورانه هم شاهدند که عده‌ای در حرف از اقتصاد مقاومتی می‌گویند و در عمل ضد آن عمل می‌کنند و فریادرسی هم نیست.

بی‌مهری دولت به بخش تولید وقتی به اوج می‌رسد که تولیدکنندگان شاهد قرار داد غیر کارشناسی شده تعرفه‌های ترجیحی با ترکیه می‌شوند. انسان نمی‌تواند باور کند چگونه مسئولان وزارت صنعت موافقت می‌کنند که کالاهای با ارزشی افزوده کم مثل روده گاو و آب پنیر از ایران به ترکیه صادر شود، ولی از ترکیه محصولات با ارزشی افزوده بالا نظیر پوشاک و مبلمان و غیره (که در داخل فراوان تولید می شود) وارد ایران گردد.

سؤال این است آیا مسئولین وزارت صنعت کمر همت به نابودی اقتصاد مقاومتی بسته‌اند و یا فقط به فکر ایجاد اشتغال در ترکیه هستند؟ به وضوح معلوم است این شیوه وزارت صنعت موجب از بین رفتن بخش‌های مولد اقتصاد که قرار است در اقتصاد مقاومتی به آن توجه ویژه گردد، می‌شود.

توجه شود که واردات بی‌رویه بدلیل نبود سامانه جامع اطلاعاتی موجب وارد کردن ضربه مضاعف به تولید می‌شود. چون عوارضی نظیر فساد، رانت، فرار مالیاتی، کاهش در آمد کشور دارد.

در اقتصاد مقاومتی یکی از موارد مهم جلوگیری از خام‌فروشی است. در کشور ما که منابع معدنی و طبیعی فراوان و گسترده‌ای دارد. این موضوع از اهمیت بیشتری برخوردار است (نکته‌ای که مقام معظم رهبری بارها در مورد آن فرمایش داشته‌اند و تذکر داده‌اند).

ملت ایران انگشت به دهان شاهد خروج مواد خام خود می‌باشد، در حالیکه فرآورده‌های حاصل از آن را با قیمت گاهاً 20 برابر که از خارج وارد می‌شود، خریداری می‌کند. صحبت حکیمانه و در عین حال گله‌مندانه مقام معظم رهبری در دیدار با نخبگان در مهر ماه سال جاری و طرح عبارت “بچه پولداری ملی” پتکی است بر سر مسئولان بی‌عرضه در این حوزه.

معظم‌له در همین جلسه بار دیگر یکی از رموز اقتصاد مقاومتی را طرح می‌کنند و می‌فرمایند: “کشور باید با نیروی درونی اداره شود، با ذخایر روی زمین یعنی استعدادهای درونی ما، نیروی انسانی ما، هوش جوانان ما، با اینها باید اداره شود. اگر این شد هیچ قدرتی در دنیا قادر نخواهد بود که سرنوشت اقتصادی کشور را یا هر آنچه به اقتصاد ارتباط پیدا می‌کند، در دست بگیرد و ملعبه خودش قرار دهد، بنابراین باید دنبال علم و تحقیق رفت. این کار، کار لازمی است”.

اینجا باید از مسئولین نفت و گاز سؤال کرد: آیا شما این ندای سرنوشت‌ساز را نمی‌شنوید؟ آیا باید صم بکم بود؟ آیا راه جوانان دانشمندان به صنعت نفت و گاز نباید هموار باشد؟ آیا تا ابد ما باید مجبور به خام‌فروشی بمانیم؟ آیا هند و چین و سنگاپور و کره جنوبی بدون نفت باید بیایند نفت خام ما را مفت ببرند و بعد به قیمت ده‌ها برابر به ما در قالب کالا برگردانند؟ آخر این چه سیاستی است که حاکم است؟ راه اقتصاد مقاومتی از مسیر تحقیق و علم می‌گذرد.

چرا مسئولین مربوطه خصوصاً وزیر محترم نفت همه نگاهش به دست خارجی‌هاست؟ چرا یکبار درب صنعت نفت را برای تولید کالاهای با ارزش افزوده به روی این جوانان باز نمی‌کنند؟ چرا؟ ای بی‌انصافان، ‌نفت و گاز نعمت خدادادی است. کفران نعمت نباید کرد. اگر 1000 دانشجوی دکتری داخل کشور را در صنعت نفت و گاز به کار بگیرید و به هر کدام ماهی یک میلیون تومان برای گذراندن زندگی بدهید، در سال می‌شود 12 میلیارد تومان.

آیا برای شما این مبلغ مثل دو زار در جیب یک فرد عادی نیست؟ آیا این مبلغ را از محل صرفه‌جویی فقط یک طرح نفتی نمی‌توان بدست آورد. آیا این مبلغ معادل کاهش قیمت نفت به میزان یکصد هزارم درصد نیست؟ پس چه وقت می‌خواهید گوش به فرمان رهبری باشید؟ باور کنید جوانان مستعد ایران معجزه می‌کنند. به عنوان یک فرد دانشگاهی فراوان دیده‌ام و شهادت می‌دهم.

آیا وزیر محترم نفت بعد از ربع قرن وزارت هنوز این نکته ساده را یاد نگرفته‌اند که باید اقتصاد نفتی کشور را از ملعبه دست دشمنان خارج کرد؟

خام‌فروشی در معدن هم بیداد می کند. کشور ایران از نظر معدن جزء 10 کشور اول دنیاست. آن هم اکثراً معادن روباز، یعنی کامیون بار کند بیاورد بدون نیاز به تونل و غیره. متأسفانه ایران در صادرات سنگ آهن خام در دنیا شهرت دارد. آخر این چه شهرتی است؟ چرا باید ترکیه که دسترسی به ذخایر سنگ آهن و سوخت کافی ندارد، دو برابر و نیم ایران فولاد تولید کند؟ پس این ژنرال وزیر صنعت چه می‌کند؟

چرا باید ایران یکی از کشورهای عمده در واردات گندله باشد؟ با این حساب بیش از آنچه خام فروشی سنگ‌آهن ارز آوری دارد، واردات گندله ارزبری دارد. آخر این چه اقتصادی است که نباید آن را بر هم زد؟ گزارش گمرک ایران نشان می‌دهد که در 9 ماهه اول سال 1393 واردات فولاد و محصولات فولادی 42% نسبت به سال قبل افزایش داشته است.

خوب با این روند افزایش واردات از یک طرف و صادارت مواد خام معدنی از طرف دیگر، آیا می‌توان انتظار اقتصادی مقاومتی داشت. برای اقتصاد مقاومتی باید مواد خام را تبدیل به فرآورده‌های با ارزش افزوده زیاد کرد و بعد صادر نمود. در حال حاضر مواد خامی که از کشور صادر می‌شود بعضاً اگر آب بجای آن وارد کنیم گران‌تر تمام می‌شود.

سنگ آهن را داریم کیلوئی حدود 200 تومان و نفت را لیتری حدود 600 تومان صادر می‌کنیم، آیا آب لیتری چند است؟ معادن ایران دارد صنایع چین و هند و کره جنوبی را پر رونق می‌کند و برای جوانان آنها اشتغال ایجاد کرده و می‌کند. سنگ آهن را تنی 70 دلار صادر می‌کنیم و فرآوری آن را تنی 700 دلار خریداری می‌کنیم! این تجارت در اقتصاد مقاومتی جایگاهی ندارد. تا زمانیکه این معادله بر هم نخورد و اصلاح نشود، باید شاهد باشیم که فارغ‌التحصیلان ایرانی در بازار ایران مشغول واسطه‌گری در بازار سیم کارت، موبابل، آژانس‌های خدماتی باشند.

آیا کشوری که ماهواره ساخته، هواپیما و موشک ساخته نمی‌تواند مثلاً از سنگ آهن، میلگرد و شمش و گندله و آهن اسفنجی بسازد؟ آیا نمی‌توانیم سنگ‌های معدنی را که خام صادر می‌کنیم به شیشه و درب و پنجره تبدیل کنیم؟ حتماً می‌توانیم ولی باید شعار “ما می‌توانیم” را قبول داشته باشیم. دولت نباید صرفاً به دلیل استفاده دولت قبل از شعار “ما می‌توانیم”، این شعار را کنار بگذارد.

این مطلب از آن امام است. دولت باید از عمق جان، اقتصاد مقاومتی را بپذیرد و برای آن برنامه اجرای زمانبندی شده بدهد. دولت باید پشت میزنشینی را ترک کند و به میدان عمل برای تحقق اقتصاد مقاومتی بیاید.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: