جمعه 26 ژوئن 15 | 14:02
گفتاری از استاد شیخ حسین انصاریان

چرا طلاق زیاد است

فردی به پیغمبر (ص) عرض کرد که دعا کنید خداوند مرا مستجاب الدعوه قرار دهد، گفت: غذای خود را حلال کن مستجاب‌الدعوه می‌شوی! حتی به او نگفت نماز شب بخوان یا حج برو، بلکه تنها گفت غذایت را حلال کن! حال چه مقدار زندگی خانوادگی امروز ما با قرآن کریم هماهنگ است که اگر اینطور است چرا این همه طلاق و اختلاف داریم؟


استاد شیخ حسین انصاریان: خداوند دوازده ماه در تقویم خلقت آفرید، از این دوازده ماه تنها ماهی که در قرآن مجید نام برده شده، ماه رمضان است. بنابراین این ماه ارزش ویژه‌ای نسبت به سایر ماه‌ها برخوردار است، در ادعیه‌ای که رسول خدا (ص) دارند نیز از این ماه بسیار با ارزش یاد شده است.

زمان در ادبیات به نام «ظرف» شناخته شده است، یک روز یا شب، ظرف است که در ظرف روز یا در ظرف شب تحولات عظیم مادی و معنوی صورت می‌گیرد، ماه مبارک رمضان نیز یک ظرف است که خداوند متعال در این ظرف یک مظروف بسیار با ارزش قرار داده است.

درباره ارزش یک شب قدر در قرآن مجید می‌خوانیم: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ» این یک شب به لحاظ ارزش، عظمت، اثرگذاری و اثردهی از هزار ماه بهتر است.

در هر صورت تنها ماهی که در قرآن کریم نام برده شده، ماه رمضان است و این رمضان ظرف بالاترین گوهری که پروردگار در این ظرف قرار داده «لیلة القدر» است و هر انسانی که قدر لیلة القدر را بداند،‌ یقیناً به سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت خواهد رسید و کسی هم که قدر نداند، شقاوت در پرونده او رقم زده خواهد شد.

اما خود این مظروف یعنی شب قدری که در ماه رمضان و ظرف این ماه قرار دارد باز ظرف گرانبهاترین گوهر عالم آفرینش است که از ازل تا ابد پربهاترین و بالاتر از این گوهر خلق نشده و نخواهد شد و این گوهری که ظرف آن لیلة القدر است، قرآن کریم است.

خداوند می‌فرمایند که ما قرآن کریم را شب قدر فرود آوردیم. قرآن کریم یک چهره علمی دارد که علم‌الله نام دارد بدین سان که پروردگار عالم در یک شب قدر قرآن را نازل کرده است. این قرآن در آسمان بلند علم‌الله در شب قدر بر صفحه لوح محفوظ تجلی کرده و بر این صفحه باقی بوده است تا زمانی که رسول گرامی اسلام (ص) مبعوث به رسالت شده و جبرئیل امین (تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ) واسطه شدند که آیه به آیه و سوره به سوره این قرآن از صفحه لوح محفوظ قرائت شود و ابتدا به قلب مبارک پیغمبر (ص) نازل شود.

خود ماه رمضان با عظمت و با کرامت است اما لیلة القدر خیر برتر است و مظروف یکپارچه قرآن کریم است. این قرآن به قلبی نازل شده که گنجایش آن قلب یقینا از تمام هستی گسترده‌تر است به همین دلیل در روایات نیز آمده که وقتی تمام مردم و هزاران مفسر و دانشمند قرآن کریم وارد قیامت شده آنجا درک می‌کنند که در دنیا چیزی از این قرآن کشف نشده است.

روایتی هم از اهل سنت به نقل از شیخ سلیمان بلخی حنفی داریم که می‌گوید امیرالمؤمنین (ع) به ابن عباس شاگرد قرآنی خود فرمود که اگر من آنچه از سوره حمد می‌دانم از این هفت آیه برای شما بیان کنم، بیانات من نوشته شود و از جایی به جایی حمل بکنند، هفتاد شتر جوان قوی هیکل را باید بیاورند و نوشته‌ها را بار آن بکنند.

فردی به پیغمبر (ص) عرض کرد که دعا کنید خداوند مرا مستجاب الدعوه قرار دهد، گفت: غذای خود را حلال کن مستجاب‌الدعوه می‌شوی! حتی به او نگفت نماز شب بخوان یا حج برو، بلکه تنها گفت غذایت را حلال کن! حال چه مقدار زندگی خانوادگی امروز ما با قرآن کریم هماهنگ است که اگر اینطور است چرا این همه طلاق و اختلاف داریم؟ چه مقدار از عفت و عصمت زنان و پاکدامنی با آیات سوره احزاب و نور هماهنگ است؟ حجاب الان در کنار قرآن کریم در چه وضعیتی است؟ چه شده که این اندازه مردم قرآن را کوچک کرده‌اند و آن را اندک شمرده‌اند و از عظمت آن انداخته‌اند؟!

  1. ناشناس
    26 ژوئن 2015

    عزیزان! ازدواج رسمی سنتی است که بقای آن نیاز به شرایط سنتی دارد و نمی
    توان با الگوی های مدرنیته زندگی کرد و انتظار ازدواج موفق داشت.
    در جامعه سنتی رابطه دختر و پسر تقریبا قطع بود. این مادران بودند که در
    حمام عمومیبرای پسرهایشان عروس پیدا می کردند. آن پسر هم هرپز دختر
    نامحرم ندیده بود و آن دختر هم مرد نامحرم ندیده بود پس وقتی به هم می
    رسیدند خیال می کردند بهترین زن یا شوهر دنیا را یافته اند! برای همین
    زندکی هایشان شیرین بود و طلاقهایشان کم.
    زن در جامعه سنتی خیلی کار می کرد اما فقط در حریم خانواده و نه خارج از
    آن. و این مرد بود که مسوول تامین معیشت بود و اصلا عار برای خودش می
    دانست که به مال همسرش دست درازی کند. آن زمان مخارج بزرگ کردن فرزندان
    اندک بود و تازه پسران خود نیروی کار بودند و دختران هم در همان حدود
    دهسالگی شوهر می کردند. بچه ها ضمنا بیمه عمر بودند و وظیفه نگهداری از
    پدر و مادر پیر را بر عهده داشتند.

    اما الان چه؟ این پپسر و دختری که چشمان به هزاران زن و مرد نامحرم در
    جامعه و محیط کار می افتد وقتی ازدواج هم بکنند همیشه فکرشان جای دیگر
    است! که می شد همسر زیبا تری داشته باشند! وقت زن و مرد هر دو در خارج
    از خانه می گذرد. مردی که در اداره با خانمهای کارمند و منشی گشت ولو هیچ
    رابطه خطرناکی هم برقرار نکند قطعا محبتش نسبت به زنش سرد می شود و
    بالعکس. تازه تلویزیون و ماهواره هم که هست! و زن و شهر و بچه ها بیشتر
    وقتشان در خانه هم پای تلویزیون است! آنهم برای دیدن هنرپیشه های بزک
    کرده ایرانی و خارجی! یقین کنید مرد ایرانی که از دیدن چهره و رفتار
    یانگوم لذت برد دیگر محبت زنش در دلش نمی ماند. و بالعکس در مورد زنها.
    حالا محتوی فیلم و سریالها که همه طلاق و خیانت است هم بماند. فیلمهای
    مستهجن هم اگر بیاید که دیگر هیچ.
    تازه زن همیشه فکر می کند می تواند کار کند و مستقل باشد! دیگر نیازی نمی
    بیند که نفقه گیر شوهر باشد! شوهر هم وقتی می تواند به جای کگار کردن از
    دسترنج زن بخورد می رود زن کارمند می گیرد! جوان دانشجو را در حالی به
    ازدواج تشویق می کنیم که دارد از دسترنج پدرش می خورد و اصلا نمی داند
    مردی که توان نفقه دادن ندارد حق ازدواج دایم هم ندارد.

    جالب اینکه حتی زنهایی هم که به خواهند خانه داری کنند کارشان به طلاق می
    کشد!! چرا در خانه مدتها تنهایتند و وقتشان کم کم به اینترنت و چت کشیده
    می شود! چرا ؟چون کارهای خانه اندک است! زت دیگر برایشتن رختها نباید تا
    سر چشمه برود یا ساعتها گندم آرد کند و آتش تنور ببینند!! الان ماشین
    لباسشویی و طرفشوییی و غذای آماده و سریع دیگر وقت آزاد زیادی به زنها
    داده است. وقتی که قطعا به نادرستی تلف می شود.

    از آن بدتر بچه ها هستند!! بچه ها که الان بزرگ کردنشان از نکهداری از
    توله سگ مشکلتر است. بچه ای که حتما باید به مهد کودک برود و ول مدرسه و
    تیزهوشان و سرویس و دانشگاه می خواهد! تازه نه تنها نیروی مولد نیست که
    بیکار می ماند! و اگر هم کاری پیدا کند پدر و مادر پیر را به خانه
    سالمندان می فرستد!

    پس می بینید که با آمدن مدرنیته زندگی ها عوض شده است و شما نمی توانید
    رسمهای سنتی را نگهدارید و خواه ناخواه روابط جنسی هم مدرن می شود. این
    ازدواج سفید یا به قول شما سیاه حداقل ظاهر و باطنش یکی است و مثل ازدواج
    های صوری دیگران نیست که نیت واقعی زندگی برایش وجود ندارد.

    یا به سنت برگردید یا باور کنید که تاریخ مصرف در مدرنیته ازدواج تمام شده است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: