شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
دوشنبه ۰۸ تیر ۹۴ | ۱۸:۰۰

انحصار جنگ از نظر شیعه در فتنه، ظلم و دفاع

یک منتقد و پژوهشگر ادبی در كرسی ترويجی با موضوع «تقسيم‌بندی ادبيات جنگ و ضدجنگ» گفت: «جنگ اسلامی» از نظر شيعه منحصر به سه مورد فتنه، ظلم و دفاع شده است.


کرسی ترویجی كرسی ترويجی گروه ادبيات انديشه پژوهشكده فرهنگ و مطالعات اجتماعي پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با موضوع «تقسيم ‌بندي ادبيات جنگ و ادبيات ضدجنگ» با ارائه حجت ‌الاسلام و المسلمين مهدی جهان، منتقد و پژوهشگر ادبي، و نقد ناقدين دكتر عليرضا كمره‌اي و خانم فرانك جمشيدي، در حضور اهالي ادب و نظر، ۷ تير در محل پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي برگزار شد.

در ابتدای نشست حجت الاسلام جهان با اشاره به این موضوع اين نشست، در قالب مباحث نظريه ادبيات جاي مي ‌گيرد، سخن گفتن از ادبيات جنگ را ورود به وادي مباحث نظري دانست و گفت: براي تعريف جنگ بايد آراء مختلفي كه در باب «جنگ» مطرح است ديده شود. در بين مسلمين ابن‌ خلدون، فارابي و در غربي‌ها نيز تحت عنوان «جنگ و صلح» بسياري سخن گفته ‌اند. اما در اين ميان ما به آراء دو نفر توجه مي ‌كنيم: يكي از وجه نظامي، كلاوزووتيس كه چندين اثر از او در باب نظريه جنگ ترجمه شده است و ديگري از وجه اجتماعي آن و با نگاه جامعه ‌شناسي؛ پيتر مه‌ پر است.

وی با اشاره به نگاه كلاوزوتيس، نظامي نظرپرداز، افزود: جنگ؛ «عملی جمعی مبتنی بر زور است تا دشمنان را مجبور به انجام خواسته ‌‌مان کنیم.» است. پيتر مه ‌پر، جامعه‌شناس مي ‌گويد: «مجموعه کنش ها و واکنش‌های جمعی و گروهی ناشی از مقتضیات زندگی اجتماعی که متکی به قدرت است.» تعريفي كه در ادبيات اسلامي از جنگ مي‌ كنيم متفاوت است. اگر خدای تو می ‌خواست همه مردم را یک امت قرار می ‌داد ولی غیر از مردمی که مورد رحمت خدا قرار گرفته‌اند، دیگر مردمان در حال اختلاف هستند (سوره هود آیه ۱۱۸- ۱۱۹)

حجت الاسلام جهان اصل دیدگاه اسلام را بر مصالحه و سازش دانست و از توسل به زور و جنگ به عنوان حالتی اضطراری نام برد و تاکید کرد: طبق آیه ۶۱ سوره انفال، که به جنگ بدر اشاره دارد، مسلمانان در صورت تمایل دشمن، به پذیرش صلح مکلف شده ‌اند، همچنین خداوند به مسلمانان دستور داده است که با فراهم آوردن نیرو و اسلحه، که موجب ترس دشمنان می ‌شود، از جنگ پیش‌ گیری کنند و از سوی دیگر پیامبر اکرم را رحمت برای جهانیان خوانده و از او خواسته که مردم و اهل کتاب را به بهترین شیوه، یعنی با بحث و گفتگو و حکمت و موعظه نیکو، به راه خدا (سبیلِ ربِّک) دعوت نماید.

این پژوهشگر درباره جنگ مشروع تصریح کرد: پس از هجرت، که مشرکان آزار مسلمانان را از حد گذراندند، خدا به مسلمانان اجازه جهاد داد تا از حقوق مشروع خویش دفاع کنند و از انواع جنگ، تنها جنگ در راه خدا مشروع اعلام شد؛ یعنی، جنگ با انگیزه‌ های خداپسندانه مانند دفاع از مظلومان، سرکوب کردن فتنه ظالمان و دفاع از سرزمین اسلامی نه برای رسیدن به اهدافی چون کشورگشایی، انتقام، ستم و برتری‌ جویی.

وی با اشاره به عروة الوثقي و تحريرالوسيله امام خميني(ره)، بيان کرد: «جنگ اسلامي» از نظر شيعه در سه مورد انحصار شده است.

۱- فتنه: فتنه‌ انگیزی میان مسلمانان حرام و از گناهان کبیره است پس هر عملی که موجب فتنه‌ انگیزی و اختلاف میان مؤمنین شود محاربه است.

۲- ظلم: قرآن کریم در حدود ۲۹۰ آیه در مورد جنگ با ظالم و دفاع از مظلوم به صراحت بیان فرموده است.

۳- دفاع: دفاع از اسلام و سرزمین‌ هاى اسلامى و نفس و مال و ناموس در برابر دشمنى که موجودیت این ها را تهدید مى‌کند و یا قصد استیلا بر بلاد اسلام و ناموس و اموال مسلمانان دارد، بر هر مکلف، واجب است و شرط آن حضور امام (علیه السّلام) یا نایب وى نیست.

حجت الاسلام جهان ادامه داد: «جنگ مشروع» يا جنگي كه مورد پذيرش عموم واقع مي‌ شود نه مشروع به معناي ديني! به معناي مقبول تلقي شده، بنده حداقل شش دليل استقرایی در آثار غربي ‌ها و غيرمسلمانان يافتم.

۱- کشورگشایی: نظر سن طوماس آکویناس

۲- انتقام: نظر آگوستین قدیس

۳- برتری‌ جویی: یهودیت

۴- شمشیر خدا: شارلمانی

۵- گسترش دین: کشورگشایی ‌های خلیفه‌ های عثمانی

۶- اعتقادات مذهبی: ارهاب عربی

این پژوهشگر «جنگ اسلامي» را در مقابل «جنگ مشروع» دانست و با مذموم و ناپذيرفتني دانستن جنگ مشروع، متذکر شد: نه انتقام، نه كشورگشايي و برتري‌ جويي، كفايت براي آغاز جنگ نمی کند. «جنگ اسلامي» چهار وجه دارد. تحت عنوان «جهاد اسلامي» در كتاب آيت‌ا… جوادي آملي، در كتاب جهاد در اسلام آيت‌ا… مظاهري و ديگر بزرگان هم مورد اشاره رفته است: جهاد ابتدايي، جهاد دفاعي، خودسازي، تبليغ اسلام. جهاد ابتدايي را اكثر فقها متفق هستند كه در زمان غيبت امام و بدون حكم امام مجاز نيست.

وی در توضیح این چهار وجه، گفت: جهاد دفاعي كه در مقابل تعرض و ستم است و به حكم ولي فقيه ممكن است. خودسازي نيز با تعبير جهاد اكبر مورد اشاره رفته است. تبليغ اسلام را هم بسياري از جمله آيت ا… مظاهري در كتاب اصول و فروع دين اسلام تعبير جهاد را براي تبليغ اسلام به كار مي ‌برند. آن چنان كه فرمودند مسلمانان باید در راه اعتلای توحید، ترویج شعائر ایمان و برافراشتن پرچم اسلام با تمام امکانات خود حتی با گذشتن از جان و سلامت خویش مبارزه و کوشش کنند.

حجت الاسلام جهان با تاکید بر این موضوع که براساس مباحث نظري ارائه شده در باب جنگ، «ادبيات جنگ» را به سه شكل مي‌ توان فرض كرد و درباره این فرضیات تصریح کرد: فرض اول ادبیات به مثابه خاطره؛ روایتی از عمل جمعی مبتنی بر زوراست که دشمن مجبور به انجام خواسته‌ای شده است این روایت از عملکرد یا شکل جنگی یا روایتی از راهبرد جنگی است. كه خصوصاً در غرب مرسوم است. فرض دوم ادبیات به مثابه اعتراض اجتماعی؛ روایتی ازمجموعه کنش ها و واکنش های جمعی و گروهی ناشی از مقتضیات زندگی اجتماعی که متکی به قدرت است.

این پژوهشگر در تکمیل سخنانش افزود: داستان هايي كه غربي‌ ها براي ما روايت مي ‌كنند خيلي از اين جنس است و مثلاً وقتي آمريكاي لاتين مي ‌بيند در نگاه واقع‌گرايانه، او حقيقي را نمي ‌توان ديد يا نمي ‌توان از آن سخن گفت، رو به رئاليسم جادويي مي ‌آورد كه البته با مباني ديني هم همخواني ندارد. فرض سوم ادبیات به مثابه زیبایی: روایتی از تلاش و کوشش انسانی برای شناخت، اراده کردن و رسیدن به نقطه دوم که تعالی است. كه در آن «شناخت»، «اراده» و «تعالي» نقطه ثقل است. قدري تفاوت هم بين «تعالي» كه در ادب ديني ما بسامد لفظي و مفهومي دارد با «آرمانگرايي» كه بسياري از جمله هايدگر بر آن اشاره دارد، هست اين فرض سوم مي‌تواند در تعريف «ادبيات دفاع مقدس» مبنا واقع شود.

وی تلقي از ادبيات جنگ را بر اساس اين سه فرض بر سه گونه دانست و یادآور شد: اول ادبیات جنگ، ادبیاتی است که در جنگ و پیامدهای آن خلق می ‌شود و شامل ادبیات طرفین جنگ یعنی مهاجم و مدافع، خواص و عوام (ادبیات فاخر و ادبیات مردم عادی) است. پس ارزش‌ گذاری ادبیات جنگ مبتنی بر ارزش ‌های معنوی، اخلاقی و انسانی نیست و مبتنی بر شاخصه ‌های ادبی خواهد بود. دوم ادبیات مقاومت (پایداری) ادبیاتی است که رنگ و نشانی از ادبیات حماسی دارد. سوم ادبیات دفاع مقدس به مجموعه آثاری گفته می‌شود که درون ‌مایه و بن مایه آنها به مسایل هشت سال جنگ و دفاع مقدس و پیامدها و تبعات آن می ‌پردازد.

حجت الاسلام جهان با اشاره به این موضوع که این سه گونه تفاوت‌ هاي اساسي با هم دارند، خاطرنشان کرد: به عنوان مثال در تلقي اول، ادبيات جنگ و ضد جنگ مي ‌توان داشت، اما در ادبيات در تلقي سوم اساساً نمي ‌توان ادبيات ضدجنگ داشت.

در ادامه این کرسی ترویجی جمشيدي به عنوان ناقد ضمن نقد، مباحث طرح شده گفت: اول آنكه با چه معياري از بين صاحب‌نظران مختلف اين دو را انتخاب فرمودند و چرا به باقي نظرات اشاره نشد. في ‌المثل نظريه كلي كلاوزووتيس بيش از آنكه نظريه نظامي تلقي شود، منبعي از نظريه فلسفه سياسي مدرن است كه از دل نحوه رابطه و تعارض آزادي فردي، منابع و حقوق جمعي بيرون مي ‌آيد.

وی ادامه داد: دوم، فرض سوم كه اشاره فرمودند تقريباً فرض جديدي بود كه دقيقاً مبتني بر مباحث پيشين نبود ً يا نشد، اين ابتناء مشخص نيست. سوم، اشاره فرمودند كه تفاوت بين آرمان و تعالي است؛ آيا تعالي اساساً بدون آرمان ممكن است؟ چهارم، جنگ ما يك واقعه است البته واقعه ‌اي كه بعد فيزيكي و متافيزيكي دارد. در روايت واقعه هم، در مقام شناخت، پرده از وجود آن برمي ‌داريم، شما  فرموديد كه در تلقي آخر از ادبيات جنگ، ادبيات ضدجنگ نداريم. اين تعارض به وجود مي ‌آيد كه پس آثاري كه در پي روايت وجوه ديده نشدة جنگ نوشته شده‌ اند كه به ادبيات سايا يا ضدجنگ معروف است، چه مي ‌ناميد و در اين تقسيم ‌بندي كجا قرار مي گيرند؟

پس از جمشیدی دیگر ناقد این جلسه آقاي كمره‌اي که با پرداختن به حاشيه‌ بيرونی متن سعی در جهت روشن‌شدن آفاق بحث داشت سخنانش را اینگونه آغاز کرد: اول آنكه عنوان تقسيم ‌بندي «ادبيات جنگ و ضدجنگ» مشخص نمي‌ كند كه ما در مقام تبيين هستيم يا نفي. دوم آنكه اين بحث امروز در كل مباحث ادبيات جنگ چه جايگاهي دارد و چقدر مهم است؟ به نظر مي‌ رسد در دهة قبل و خصوصاً حول برخي آثار نويسندگاني چون احمد دهقان، به اين بحث پرداخته شد و تقريباً مثل خيلي بحث ‌هاي از سرگذشته چون ادبيات سفارشي و … مباحث مفصلي طرح شد و به نتيجه رسيد. سوم آنكه برخي گزاره‌ هاي مبناً نادرست و ژورناليستي مطرح شده در اين سالها كه غيرعلمي، غير دقيق و غيرروشمند و ذوقي بود؛ چون «ما ادبيات جنگ نداريم چون ما دفاع كرديم» يا «ادبيات جنگ، جنگ تبليغي نيست» و …  در باب ادبيات جنگ داريم.

وی علت طرح اين مباحث را عدم ورود، بحث كننده، از مباني شناختي دانست و با اشاره به این موضوع كه  اساساً نقد، مبتني بر نگاه فلسفي است. افزود: ما بايد به دلالت كلمه بپردازيم و دقت كنيم در معناي واژه ‌ها و اصطلاحات كه به كار مي ‌بريم. اول بايد معلوم شود كه منظور از «ادبيات»   چيست و برخي در باب تفاوت اثر ادبي ـ با «ي» معنادارش ـ و ادبيات صحبت كردند و بعد «كسر» معناساز و در آخر «جنگ» به چه معنا اند؟ اين پيشا فهم ورود به اين حوزه است. در راست‌ ترين تعريف از ادبيات «كاربرد كلمات در غير ما وضع له» يا به تعبير بنده ادبيات وقتي اتفاق مي‌ افتد كه اديب خلع، خرق و خلق كند.

این منتقد ادبی تصریح کرد: در «ادبيات جنگ»، «ادبيات» مضاف است و «جنگ» مضاف‌اليه، پس جنگ بر ادبيات عرضه مي ‌شود و اُبژه قرار مي‌ گيرد. در «ادبيات ضدجنگ» ما با يك تركيب وصفي طرفيم. از طرف ديگر ادبيات جنگ ناظر به داستان است و ادبيات دفاع مقدس عموماً به خاطره و مثابه آن. «ضد» چه معني مي‌دهد: منكر؟ تنفر معارض؟ غير؟ تعريف متفاوتي بر آن مترتب است و اين از همان پيشافهم ‌هاست. آيا بحث، از «ضد» درون ‌گفتماني است يا برون‌ گفتماني است؟ در داخل ادبيات فهم مي‌شود يا خارج از آن؟ «ضد» بسيار كثير الاضلاع و كثيرالمعناست و ظاهراً مشترك لفظي است. «جنگ» در سال ۶۰ همان معناي سال ۹۰ و يكي فهم مي ‌شود؟ آيا جنگ براي يك خرمشهري و يك شيرازي يكي است؟ اينها همه قابل بحث است.

کمره ای در پایان سخنانش بیان کرد: خوب است دقت كنيم به اينكه چرا  اصلاً به ادبيات ضد جنگ مي پردازيم؟ و مطالبي  كه آقاي شاكري در كتاب «اصطلاح‌ شناسي ادبيات داستاني دفاع مقدس» در شرف چاپ در همين مجموعه دارند، تا حدودي مطرح كرده‌اند، شايد مجال بررسي خوبي در اين باب باشد.

در پایان نشست حجت الاسلام جهان ضمن پاسخ گویی به نقدها گفت: اينكه چرا به اين دو تعريف اشاره شده است بدين جهت است كه تقريباً از معروفترين هستند و آثارشان هم جهت مطالعه در دسترس است و در كتاب قريب الانتشار «جنگ و صلح در نظر فلاسفه مسلمان و غيرمسلمان» كاملاً پرداخته ‌ام و قابل ملاحظه و مراجعه است، لذا در اين جلسه بناي ورود به جهت محدوديت ‌هاي زماني و موضوعي را نداشتم.

وی داستان يا در تلقي عام ‌تر، ادبيات را شاخص ‌ترين نوع هنر دانست و افزود: نقاشي، سينما، همه از داستان، و عصارة آن، يعني روايت شكل مي‌ گيرد. گاهي اوقات اين روايت مي‌ شود متن و آواها و … مي ‌شود سمفوني و اگر حالت مكتوب يا در قالب كلمات تعين يابد و پيرنگ و شخصيت و تعليق و … بيابد داستان خلق مي ‌شود. روايت هنری محدود به حرف خوب‌زدن نيست بلكه مهم همان زيبايي‌ هايي است كه در روايت تنيده شده است.

این پژوهشگر در باب امكان تعالي بدون آرمان گفت: در فلسفه اسلامي، علل اربعه دخيل است، و ممكن است بعضاً اعمال بدون آرمان تحقق يابد، مانند صلاة كه بنده دليل آن را تكليف مي ‌دانم البته مي ‌توان گفت خود عمل صلاه بعد از تحقق خودش آرمان مي‌ شود يعني آرمان امري پيشيني نيست. در مورد آرمانگرايي كه بطور خاص هايدگر بدان توجه مي‌كند و به هايدگر اين ايراد را وارد مي‌ كنند كه آرمان اگر پيشاحركت باشد، همه مي ‌بايد به يك نقطه حركت كنند و به تعريض مي ‌گويند هيتلر مرد! يعني كسي كه مي‌ خواست همگان را به يك نقطه برساند، مردود و مطرود شد و ايده ‌اش شكست خورد. در باب تعالي متون اسلامي مي ‌گويند: انسان به سمت عالم عقلي مي‌ شود و صيرورت پيدا مي ‌كند.

حجت الاسلام جهان ادامه داد: در باب سه تعريف و اينكه في‌ المثل چرا قضاوت و در برخي موارد تعارض بين حماسه و ادبيات دفاع مقدس است بايد مختصراً گفت حماسه چارچوب مشخصي از ايجادها و نفي ‌ها و اضمحلال ‌ها و غيره دارد و تنگناهايي دارد كه بعضاً تعالي آنرا برنمي‌ تابد و از اين منظر است كه عرض شد اينكه گفته مي‌شود ادبيات دفاع مقدس ژانرش حماسه است هم جاي بحث دارد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: در باب تفاوت مبنايي واقع ‌گرايي اسلامي با رئاليسم جادويي مطالبي خوبي نوشته شده است اما مختصراً بايد عرض شد رئاليسم جادويي مبتني بر تجربه ‌گرايي است، تلقي كه از ماوراء ارائه مي ‌دهد تفاوت دارد با مباني ما به مجردات در اسلام و تلقي متفاوت از امر شهود و … كه بحثي مفصل جدا از بحث اين جلسه است. آنها معتقدند به امر واقع نمي ‌توان معنويت را درك كرد در حالي كه ما معتقديم ممكن است.

گفتنی است در ادامه این نشست جمعی از حضار نیز پرسش هایی را مطرح کردند که توسط حجت الاسلام جهان پاسخگویی شد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: