پنج شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
دوشنبه ۲۶ مرداد ۹۴ | ۱۶:۵۶

آن‌ها به جُرم وحدت کشته می‌شوند

28 سال پس از ترور ملاصالح در سنندج، مرکز استان کردستان به فاصله چهار روز صحنه ترور دو نفر از علمای برجسته اهل سنت شد. اولین هدف ماموستا برهان عالی امام جمعه موقت سنندج بود که در 22شهریور 1388 به ضرب گلوله به شهادت رسید. چهار روز بعد در بیست و هفتمین روز شهریور ماه همان سال نیز ماموستا شیخ الاسلام امام جماعت مسجد سید قطب سنندج و نماینده مردم کردستان در مجلس خبرگان رهبری هدف حمله تروریستی قرار گرفت.


 

محسن صالحی خواه- روحانیون و علمای اسلام فارغ از گوناگونی تفکر، نقش اصلی را در وحدت میان شیعه و سنی ایفا می‌کنند. در این میان، باید حساب آن دسته از فریب‌خوردگانی که لباس روحانیت بر تن دارند اما بر طبل نفاق می‌کوبند را از علمای واقعی جدا کرد. برخی گروه‌های تندرو نیز که وحدت میان دو گروه اصلی اسلام را برنمی‌تابند، دست به سلاح برده و تلاش می‌کنند با ریختن خون منادیان وحدت در این مسیر خلل ایجاد کنند.

وحدت، شاکله انقلاب اسلامی ایران

اتحاد میان شیعه و سنّی و اقوام مختلف یکی از پایه‌های اصلی انقلاب اسلامی ایران است. بسیاری از علما و برادران اهل سنت در پیروزی انقلاب و پس از آن در دوران هشت سال دفاع مقدس نقش بسزایی داشتند. اهمیت وحدت را می‌توان در آموزه‌های امام خمینی (ره) جستجو کرد. این سخن معروف که «در اسلام‏ بین شیعه و سنى ابداً تفرقه نیست؛ بین شیعه و سنى نباید تفرقه باشد. باید وحدت کلمه را حفظ کنید. ما با آن‌ها برادر هستیم، آن‌ها با ما برادر هستند»، نشان از میزان اهمیت این مهم برای بنیان‌گذار جمهوری اسلامی دارد. به همین دلیل سازوکارها و تمهیداتی برای پیمودن این مسیر اتخاذ شد. علمای شیعه و سنّی زیادی برای حفظ وحدت میان مسلمانان تلاش کرده‌ و می‌کنند؛ گستره این فعالیت‌ها نیز از مساجد کوچک تا سطوح بالای نظام وسعت دارد. «ملاصالح خسروی»، «مولوی مصطفی جنگی زهی»، «ماموستا محمد شیخ الاسلام» و «ماموستا برهان عالی» از جمله نام‌هایی هستند که در آسمان انقلاب اسلامی می‌درخشند؛ شهدای شاخص اهل سنت که نامشان با انقلاب و وحدت اسلامی گره خورده است.

شهید خسروی شاید مظلوم‌ترین و قدیمی‌ترین شهید راه وحدت در سال‌های پس از انقلاب باشد؛ روحانی مبارز اهل سنت که به دلیل مخالفت با رژیم شاه چندین بار در سنندج و تهران به زندان افتاد. ملا صالح در سال 1360 به جرم همسو بودن با جریان انقلاب اسلامی در سنندج به همراه فرزندش، به ضرب گلوله عناصر ضدانقلاب به شهادت رسید.

28 سال پس از ترور ملاصالح در سنندج، مرکز استان کردستان به فاصله چهار روز صحنه ترور دو نفر از علمای برجسته اهل سنت شد. اولین هدف ماموستا برهان عالی امام جمعه موقت سنندج بود که در 22شهریور 1388 به ضرب گلوله به شهادت رسید. چهار روز بعد در بیست و هفتمین روز شهریور ماه همان سال نیز ماموستا شیخ الاسلام امام جماعت مسجد سید قطب سنندج و نماینده مردم کردستان در مجلس خبرگان رهبری هدف حمله تروریستی قرار گرفت. رسانه‌ها هنگام مخابره اخبار ترور این دو روحانی برجسته از عبارت تروریست‌های ناشناس استفاده می‌کردند؛ اما مدتی بعد مشخص شد که گروهک «توحید و جهاد» مرتکب این جنایت شده است.

مولوی مصطفی جنگی زهی

مولوی جنگی زهی، امام جمعه راسک که به عنوان شهید وحدت شناخته می‌شود، به فاصله دو سال پس از ترورهای کردستان در مسیر چابهار به سرباز در استان سیستان و بلوچستان مورد حمله دو موتورسوار قرار گرفت و به شهادت رسید. جنگی زهی نیز یکی از منادیان وحدت شیعه و سنّی بود که در طول زندگی خود تلاش کرد تا توطئه‌های داخلی و خارجی را خنثی کند.

نقطه مشترک تمام این شهدا، تعلق به جبهه انقلاب اسلامی و قدم گذاشتن در راه وحدت است. اتحاد مسلمان‌ها چه در ایران و چه در کشورهای دیگر به معنای شکست توطئه‌ها است؛ به همین دلیل برخی قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تلاش می‌کنند با دامن زدن به اختلافات، شرایط را برای پیاده کردن برنامه های خود فراهم کنند. در این میان، افراد شاخصی پیدا می شوند و با صحبت ها و اعمال خود در مسیر توطئه ها را منحرف می کنند؛ به همین دلیل وجودشان تحمل نمی شود و از دم تیغ ترور می گذرند.

تفرقه مذهبی و امنیت ملی

پس از فروپاشی شوروی، خطر نفوذ کمونیسم در منطقه از میان رفت و اسلام انقلابی نشات گرفته از جمهوری اسلامی و خطر اشاعه آن به کشورهای منطقه به عنوان خطر اول برای منافع غرب شناسایی شد. آمریکا، انقلاب اسلامی ایران و حضور شوروی در افغانستان را تهدیدی علیه منافع خود می دانست؛ لذا برای تضمین منافع خود نیروهای موسوم به واکنش سریع با استعداد 222هزار و قابل افزایش به 444 نیرو را در اقیانوس هند مستقر کرد. اما اقدام اساسی در سال 1369 صورت گرفت و با انعقاد قرارداد دفاعی با کویت، ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده در خلیج فارس مستقر شد و پس از آن، دیگر کشورهای حاشیه خلیج نیز اقدام به عقد قراردادهایی اینچنین با این کشور کردند. با استقرار این ناوگان، اولین حضور نظامی آمریکا در مرزهای آبی جمهوری اسلامی ایران و دشمن بزرگ رژیم اسرائیل صورت گرفت تا تامینی برای آن رژیم باشد.

با وقوع انقلاب اسلامی، پیشانی اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا علیه شوروی از دست واشنگتن خارج شد و سرویس اطلاعاتی آمریکا پایگاه های خود را در ایران از دست داد. از این زمان به بعد ایران شاهد تحرکات جدایی طلبانه و ضد انقلاب در چند نقطه مانند خوزستان، مازندران و کردستان بود. پس از جواب نگرفتن از تحرکات شورشیان در ایران، یک ائتلاف بین المللی برای نابودی نظام نوپای ایران تشکیل شد. رژیم بعث عراق به عنوان همسایه ایران، نقش نوک پیکان غرب را برای نابودی نظام جمهوری اسلامی ایفا کرد. همزمان با همین تحرکات، فعالیت گسترده تروریست های گروهک منافقین و فرقان و پس از آن رهروان فرقان در زمینه ترور فیزیکی و شخصیتی اشخاص متفکر و پلند پایه نظام و مردم عادی کوچه و خیابان هستیم. سال ها از آن موقع می گذرد و برخی کشورهای رقیب در طول این مدت تلاش کرده اند که از این ظرفیت ها استفاده کنند.

افتراق مذهبی و قومی یکی از ابزارهای به خطر انداختن امنیت ملی است. برانگیختن احساسات جدایی طلبانه بر اساس عقاید مذهبی و تعلقات قومی، از حربه هایی است که همواره در طول تاریخ برای شکست یک کشور استفاده شده است و محدود به ایران نیز نیست. ایالات متحده در آخرین سال جنگ جهانی اول، برای در هم شکستن امپراتوری اتریش – مجارستان از همین حربه استفاده کرد.

تکثر قومی در ایران شرایط را برای سوء استفاده عوامل داخلی و خارجی فراهم می کند. کنار تکثر اقوام، برادران اهل تسنن نیز بخشی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند که همان عوامل در تلاش هستند با قرار دادن این دو عامل کنار هم، بیشترین بهره را ببرند. ایجاد اختلال و بهم ریختگی در کشور مورد نظر یکی از ماموریت های سرویس های اطلاعاتی جهان است. این امر از طریق نشر ارزش هایی صورت می پذیرد که مغایر با نظم رایج در کشور هدف باشد. این کار از طریق رسانه های گروهی و یا از طریق بهره برداری از گروه های معارض و مخالف انجام می شود. در این کار تلاش می گردد میان اقلیت ها و اکثریت ها اختلاف ایجاد شود.

پس از حوادث ۱۱ سپتامبر، با فعالیت های تروریستی هدایت شده ای در ایران، افغانستان، پاکستان، سوریه و اخیرا عراق مواجه هستیم. فعالیت گروهک پژاک (شاخه ایرانی پ.ک.ک ترکیه) در غرب و شمالغرب، جندالله در شرق کشور، فعالیت های پراکنده در خوزستان (الاحواز و خلق عرب) و تحرکات افراطی در کردستان از جمله فعالیت های هدایت شده سرویس های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در ایران است. اقدامات این گروه ها در مناطق مختلف کشور متفاوت بوده است. برای مثال پژاک (در غرب و شمالغرب کشور) بیان می کند که برای احقاق حقوق ملت کرد در ایران مبارزه می کند (تحریکات ناسیونالیستی). اما در مقابل گروهک جندالله در منطقه سیستان و بلوچستان هدف خود را احقاق حقوق ملت بلوچ و اهل سنت اعلام می کرد (تحریکات ناسیونالیستی و مذهبی). ایجاد ناامنی در مناطق محل زندگی اهل تسنن، ایجاد اختلاف میان شیعیان و سنی های ساکن در یک منطقه، تحت فشار قرار دادن نیروهای حکومتی در منطقه و مرکز و در یک کلام ایجاد مساله برای نهادهای امنیتی نظام، از جمله اهداف این گروهک های افراطی و تروریستی است. حتی امروز پس از انحلال جندالله و تشکیل جیش العدل ایران از پسماند های آن فرقه گمراه، باز هم همین ادعاها از سوی سردمداران تروریست ها به عنوان دلایل مبارزه مسلحانه آنان با نظام جمهوری اسلامی ایران بیان می گردد.

نام یک فرد مانند «عبدالمالک ریگی» یا گروه مانند جندالله یا جیش العدل که در رسانه های داخلی و خارجی به صورت گسترده مطرح می گردد و پیرو آن بحث های زیادی انجام می گیرد به خودی خود هیچ اهمیتی ندارد. بلکه اندیشه و دستگاه تحریک کننده جریان است که دارای ارزش اطلاعاتی است. برای مثال شخص صلاح الدین فاروقی و گروه زیر دست وی، جیش العدل تنها مجریان اهداف سرویس های اطلاعاتی حریف در خاک ایران هستند. اگر شخص یا گروه به خودی خود دارای اهمیت می بود، پس از دستگیری یا کشته شدن رهبر آن، فعالیت نیز پایان می یافت اما ادامه ی فعالیت های افراط گرایانه در کشورهای هدف، لازمه موفقیت طرح است. 

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: