پنج شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
سه شنبه ۲۷ مرداد ۹۴ | ۱۱:۳۹

رسوایی تندروها و واتر گیت اصلاح‌طلبان

اصلاح‌طلبان درحالی در دام تاکتیک بگم بگم های احمدی نژاد گرفتار آمدند که پیشتر از این تاکتیک برای تخریب هرچه بیشتر اصولگرایان استفاده می کردند و طی دو سال همواره با افشاگری‌هایی که بعضا تهمت افکنی و شانتاژ رسانه‌ای بود به طور غلوآمیزی علیه دولتهای گذشته خبرپراکنی می کردند.


 بعد از اینکه صادق خرازی در گفت‌وگو با هفته نامه مثلث بیان کرد که «عده‌ای به غرب گرا می دادند و بنده این افراد را اصلاح طلب نمی دانم»، به شدت مورد حمله اصلاح طلبان تندرو قرار گرفت.

تندروهایی که حالا با انحصارگرایی در قدرت در این جناح سیاسی جاروجنجال‌های بسیاری به راه انداخته‌اند و نسل دومی ها را که منتقد اصلی این جریان هستند همواره منکوب می‌کنند. این دسته از اصلاح‌طلبان خود را نسل اولی می نامند؛ اما حاضر نیستند در جایگاه زعیم جریان قرار بگیرند و جای خود را به اصلاح طلبان جوان بدهند. از سوی دیگر نیز اصلاح طلبان نسل دومی انحطاط اصلاحات را نتیجه سیاست تند و خشن این نسل می دانند و بیان می کنند که دیگر این جریان با این طرز فکر نمی تواند در صحنه سیاسی کشور دوام بیاورد.

تندورهای اصلاح طلب متشکل از اعضای حزب منحله مشارکت در این میان تاکتیک بگم بگم های احمدی نژاد را برای منکوب کردن رقیب درون جناحی به کار می گیرند. اما این بلبشو سیاسی سر دراز دارد. حمله اخیر اصلاح طلبان به هم بی‌سابقه بوده و باعث ایجاد رسوایی دامنه داری در این جریان سیاسی شده است.

انحصار گرایان نسل اولی که خود را در مظان اتهام می دیدند برای دفاع از خود و انحراف افکارعمومی حمله به خرازی را راه چاره دیدند و وی را به قاچاق نسخ خطی متهم ساختند. پس از هجمه‌هایی که عبدالله رمضان‌زاده، محمد علی ابطحی، احمد پورنجاتی و صادق زیباکلام به وی وارد کردند این بار اکبر اعلمی نماینده اسبق اصلاح طلبان در مجلس شورای اسلامی مطلبی را علیه موسس حزب ندای ایرانیان منتشر کرده است.

اعلمی اینبار عمل خرازی را سهم خواهی از قدرت توصیف کرد و در صفحه شخصی فیس‌بوکش نوشت: این آقازاده که پس از سال‌ها سکوت در آستانه انتخابات مجلس دوباره فیلش یاد هندوستان کرده، با تاسیس حزب «ندای ایرانیان» و استفاده از همه ظرفیت‌ها و تریبون‌های ریز و درشت چپ و راست تا صدا و سیما، برای سهیم شدن بیشتر در قدرت خود را آماده می کند.

البته اعلمی پای را از این فراتر گذاشت و به ابطحی و دیگر سران اصلاح طلب نیز حمله کرد. این نماینده سابق اصلاح طلب همچنین با بیان اینکه «اگر خرازی «قاچاقچی» است، ابطحی هم شریک جرم است!» نوشت: «اگر اتهامات دو تن از مقامات وقت دولت خاتمی مبنی بر قاچاق نسخ خطی متوجه سفیر دولت وقت باشد در این صورت باید به عنوان مباشرت در جرم قاچاق تحت تعقیب قرار گیرد و البته اگر این دو مقام مسئول نیز قاچاق سفیر را گزارش نکرده باشند، عمل آنها نیز می‌تواند مصداق معاونت در جرم محسوب شود.»

اما همه این موارد نتوانست مطالبه عمومی برای افشای اسامی خائنینی که خرازی از آنها سخن می گفت و این افراد به مقامات غربی گرا می دادند را فروکش کند. همه این شانتاژهای خبری و رسوا کردن رقیب نه تنها عطش افشای لیست این افراد خائن را فروننشاند؛ بلکه بر آن دمید و آتش آن را شعله ور تر کرد. حالا این موضوع به رسوایی واترگیتی برای اصلاح طلبان تبدیل شده است که رقبای درون جناحی برای سرپوش گذاشتن به اقدامات خود دست به افشاگری دیگری می زنند و رسوایی دیگری را رقم می زنند و این موضوع تا به امروز سلسله وار ادامه داشته است.

اصلاح‌طلبان درحالی در دام تاکتیک بگم بگم های احمدی نژاد گرفتار آمدند که پیشتر از این تاکتیک برای تخریب هرچه بیشتر اصولگرایان استفاده می کردند و طی دو سال همواره با افشاگری‌هایی که بعضا تهمت افکنی و شانتاژ رسانه‌ای بود به طور غلوآمیزی علیه دولتهای گذشته خبرپراکنی می کردند. این درحالی است که روزنامه های زنجیره‌ای در مواجه با موارد مشابه همچون محکومیت مهدی هاشمی به سبب منفعت سیاسی از احکام قضایی آنان چشم پوشی می کردند.

فضای آنارشیستی که امروز در جریان اصلاحات به وجود آمده موید چند دستگی در این جریان است که درانتخابات مجلس شورای اسلامی آتی نیز قطعا بازتاب ویژه‌ای خواهد داشت.

در این راستا مشخص و مبرهن است که حزب تازه تاسیس ندای ایرانیان خود به عنوان یک حزب مستقل اصلاح طلب در انتخابات شرکت خواهد کرد و لیستی جداگانه در این انتخابات ارائه خواهد داد و با توجه به اینکه نسل جدید اصلاح طلب اقبال زیادی به این حزب نشان داده است شاهد دو دستگی و جدایی نسل اولی ها از نسل دومی‌های اصلاح طلب در این انتخابات را خواهیم بود.

از سوی دیگر مشارکتیها که همواره سعی کرده اند انحصار قدرت را در این جریان در دست گیرند به مانند موضوع برخورد با خرازی برخورد بسیار تندی با دیگر گروه‌ها و شخصیت های سیاسی اصلاح طلب تا به این جای کار داشته اند و این موضوع سبب افتراق هر چه بیشتر اصلاح طلبان شده است و به نظر می رسد همین مسئله سبب ایجاد لیستهای جداگانهبیشتری در جریان اصلاح طلبی برای انتخابات مجلس شود.

به هر جهت اصلاح طلبان وارد یک ماراتن قدرت شده‌اند که ماجرای رسوایی اصلاح طلبان خائن سبب شده است که این جنگ قدرت بیشتر نمایان شده و شدت بگیرد. جنگی که حاصل آن تفرق سیاسی اصلاح طلبان است و به نظر نمی‌رسد تا زمان انتخابات مجلس شورای اسلامی که اسفندماه سال جاری برگزار می شود بتوان شاهد وحدت و حتی ائتلاف سیاسی گروه‌ها و شخصیت های سیاسی این جریان بود. چه اینکه با توجه به شکل گیری ائتلافات تازه و همچنین نیاز اصلاح طلبان تندرو برای ائتلاف با همراهان دولت این گروه سیاسی کار بسیار سختی را در پیش دارد و کارنامه سیاسی سیاه این گروه نیز در جای خود سبب شده تا حیات سیاسی آینده تندروهای اصلاح طلب بیش از پیش تیره و تار شود.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: