چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۹۴ | ۱۷:۴۱

«برجام»؛ خطوط قرمز ۱۰ گانه و منافع ملی

متن برجام از پیچیدگی های خاصی برخوردار بوده و در بسیاری از موارد، مخصوصا مواردی که به تعهدات طرف های مقابل بر می گردد، از شفافیت لازم برخوردار نبوده و کاملا قابل تفسیر می باشد. به عنوان مثال: برجام هیچ مکانیزم و محدودیت زمانی برای آژانس جهت تایید اقدامات ایران تعریف نکرده است.


تریبون مستضعفین-  دکترجلیل محبی

برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) را می توان از زوایای مختلفی مورد بررسی قرار داد. در این متن تلاش شده است که ضمن بازخوانی کامل متن برجام و پیوست های آن، نکات قابل ذکر در دو بخش ذیل استخراج شود:

الف- سنجش همخوانی برجام با خطوط قرمز

خط قرمز 1: لغو فوری تحریم ها و منوط نشدن لغو تحریم ها به اجرای تعهدات ایران.

خط قرمز 2: روشن و غیر قابل تفسیر بودن متن توافق.

خط قرمز 3: نپذیرفتن تعهدات بازگشت ناپذیر.

خط قرمز 4: نپذیرفتن مصاحبه با شخصیت ها و دانشمندان ایران.

خط قرمز 5: نپذیرفتن موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس.

خط قرمز 6: نپذیرفتن نظارت و بازرسی های غیر متعارف و ویژه ایران.

خط قرمز 7: عدم بازرسی از مراکز مرتبط با حریم دفاعی کشور.

خط قرمز 8: ادامه دادن و کند نشدن فعالیت های مرتبط با تحقیق و توسعه و ساخت و ساز هسته ای.

خط قرمز 9: عدم پذیرش محدودیت های طولانی.

خط قرمز 10: دستبابی به 190 هزار سو ظرفیت غنی سازی در آینده نه چندان دور.

ب- نکات حساس برجام

بخش اول: توافقنامه برجام

بخش دوم: حقوق و برنامه هسته ای ایران

بخش سوم: نظارت ها و بازرسی ها

بخش چهارم: تعدیل و رفع تحریم ها

نکته1: ضمن تشکر از تیم مذاکره کننده ایران، چه در دوره فعلی و چه در دوره های پیشین، مطالب عنوان شده در این متن به هیچ وجه نافی نکات مثبت و دستاوردهای حاصل شده از مذاکرات طولانی و طاقت فرسای تیم ایرانی – که با تعداد نفرات و امکانات محدود خود، حجم کاری معادل چندین برابر هر یک از تیم های کشورهای 5+1 داشته‌اند- نمی‌باشد.

نکته 2: در این نوشتار، متن انگلیسی برجام تنها ملاک ارزیابی این توافق بوده و از اشاره به مطالب فرامتنی، که لاجرم مبتنی بر تحلیل ها و برداشت های اشخاص بوده و به طور یکسان مورد توافق تمامی طرف های مذاکرات نمی باشد،  خودداری شده است.

الف- سنجش همخوانی برجام با خطوط قرمز

از آغاز تا پایان مذاکرات هسته ای، مقام معظم رهبری همواره خطوط قرمز جمهوری اسلامی را به تیم مذاکره کننده ایرانی و کشورهای 1+5 گوشزد کرده و بر آنها پافشاری نموده اند. در این قسمت، ضمن اشاره به برخی از خطوط قرمزی که ایشان به طور صریح در سخنرانی های عمومی خود مطرح کرده و در پایگاه اینترنتی ایشان درج شده است، میزان همخوانی برجام با این خط قرمزها مورد بررسی قرار می گیرد.

خط قرمز 1: لغو فوری تحریم های اقتصادی، مالی و بانکی هنگام امضای موافقتنامه و سایر تحریم ها در فواصل معقول و منوط نشدن لغو تحریم ها به اجرای تعهدات ایران

«ازجمله نقاط مهم این است: بنده تصریح میکنم، تحریم‌هاى اقتصادى و مالى و بانکى، چه آنچه به شوراى امنیتّ ارتباط پیدا میکند، چه آنچه به کنگره آمریکا ارتباط پیدا می‌کند، چه آنچه به دولت آمریکا ارتباط پیدا میکند، همه باید فورا در هنگام امضاى موافقت نامه لغو بشود؛ بقیهّ تحریمها هم در فاصله هاى معقول [لغو بشود]… یک نکته اساسى دیگر اینکه لغو تحریمها منوط به اجراى تعهّدات ایران نیست؛ نمی‌شود بگویند: شما رآکتور آب سنگین اراک را خراب بکنید، سانتریفیوژها را به این تعداد کاهش بدهید، این کارها را بکنید، آن کارها بکنید، بعد که کردید، بعد آن وقت آژانس بیاید شهادت بدهد، گواهى کند که شما راست میگویید و این کارها را انجام داده اید، بعد ما تحریمها را برداریم! نه، این را ما مطلقا قبول نداریم.» (2 تیر 1394)

«به مسئولین گفتیم و به مردم هم عرض میکنیم، این است که در این جزئیاّت مذاکرات  که خیلی هم این چند ماه آینده مهم است  اتفّاقی که باید بیفتد این است که تحریمها به طور کامل و یکجا بایستی لغو بشود. اینکه یکی از آنها میگوید تحریمها شش ماه دیگر لغو میشود، یکی میگوید نه ممکن است یک سال هم طول بکشد، یکی دیگر می‌گوید ممکن است از یک سال هم بیشتر بشود، اینها بازیهای متعارف معمول اینها است؛ اینها هیچ قابل اعتناء و قابل قبول نیست؛ تحریمها بایستی  اگر چنانچه حالا خدای متعال مقدّر فرموده بود و توانستند به یک توافقی برسند  در همان روز توافق به طور کامل لغو بشود؛ این باید اتفّاق بیفتد. اگر قرار باشد که لغو تحریمها باز متوقفّ بشود بر یک فرایند دیگری، پس چرا ما اصلا مذاکره کردیم؟ اصلا مذاکره و نشستن پشت میز مذاکره و بحث کردن و بگومگو کردن برای چه بود؟ برای همین بود که تحریمها برداشته بشود؛ این را باز بخواهند متوقفّ کنند به یک چیز دیگری، اصلا قابل قبول نیست.» (20 فروردین 1394)

«همه اینها برای این است که سلاح و حربه تحریم از دست دشمن خارج بشود. اگر بتوانند این کار را بکنند خوب است. البتهّ باید به معنای واقعی کلمه تحریم از دست دشمن خارج بشود ٬ تحریم برداشته بشود» (19 بهمن 1393)

برجام از این خط قرمز به دو طریق عمده عبور کرده است:

الف) برجام مرحله اول تعدیل تحریم ها را منوط به انجام تمامی اقدامات دفعتی ایران و تایید شدن انجام این اقدامات به وسیله آژانس کرده است. بر اساس برجام، مرحله اول تعدیل تحریم ها بعد از آن صورت می گیرد که آژانس تایید نماید[1] که ایران:

1. از پیگیری ساخت و ساز رآکتور  اراک بر اساس طراحی اولیه خودداری کرده، قلب (Calandria) رآکتور را خارج و به صورتی که دیگر قابل استفاده نباشد بتن گرفته، تولید و آزمایش سوخت برای رآکتور  بر اساس طراحی اولیه را متوقف و سوخت تولید شده را تحت کنترل آژانس قرار داده است.

2. تمامی آب سنگین مازاد بر نیاز ایران برای صادرات آماده شده، ایران آژانس را در مورد حجم ذخایر و میزان تولید آب سنگین کشور مطلع کرده و نظارت آژانس بر آنها را پذیرفته است.

3. ایران تعداد سانتریفیوژ های IR-1 خود در نطنز را از 15240 به 5060 دستگاه تقلیل داده و سانتریفیوژهای مازاد و تمامی زیر ساخت های مربوطه را از میان برداشته و تحت نظارت آژانس انبار کرده است.

4. سانتریفیوژهای IR-2 و IR-4 را از میان برداشته و تحت نظارت آژانس انبار کرده است؛

5.تحقیقات و آزمایشات مکانیکی تنها با یک و یا دو تک سانتریفیوژ  IR-2 و IR-4 و IR-5 و IR-6 و IR-7 و IR-8 و تنها در نطنز و مرکز تحقیقاتی تهران (در صورت عدم بهره گیری از اورانیوم) انجام می دهد.

6. هرگونه استفاده از اورانیوم را در تاسیسات فردو متوقف کرده، تعداد سانتریفیوژها IR-1 در فردو از حدود 3000 به 1044 تقلیل داده و  سانتریفیوژهای مازاد و تمامی زیر ساخت های مربوطه را از میان برداشته و تحت نظارت آژانس در نطنز انبار کرده است.

7. به یک الگوی مورد توافق[2] جهت توصیف و تعریف انواع سانتریفیوژها و نحوه اندازه گیری عملکرد سانتریفیوژ های IR-1 ،IR-2، IR-4، IR-5، IR-6، IR-6s، IR-7 و IR-8 رسیده است.

8. آژانس را مطلع ساخته که پروتکل الحاقی را اجرا و پس از این اصلاحیه کد 3.1 را کاملا اجرا خواهد نمود.

9. آژانس را در مورد تمامی روتور[3]ها و بلوو[4]های موجود در کشور مطلع ساخته؛

10. ذخایر اورانیوم غنی شده خود در هر شکل و حالتی را از حدود 10000 کیلو به 300 کیلو تقلیل داده است.

ب) اگرچه در مرحله اول تعدیل تحریم ها تمامی تحریم های سازمان ملل (به غیر از تحریم های تسلیحاتی) و بخشی از تحریم های اتحادیه اروپا لغو و اجرای بخشی دیگر از تحریم های اتحادیه اروپا و بخشی از تحریم های ایالات متحده متوفق خواهد شد، اما لغو تمامی تحریم های مطرح شده در برجام، از جمله تحریم های اقتصادی، مالی و بانکی مندرج در برجام، در یک پروسه 10 ساله صورت خواهد گرفت. البته سوال باقی است که آیا برجام تمامی تحریم های مد نظر نظام را در بر گرفته است و یا خیر.

خط قرمز2: روشن و غیر قابل تفسیر بودن متن توافق

«همه آنچه هم قرارداد بسته میشود بین مسئولین ما و بین طرف مقابل ٬ باید روشن ٬ واضح ٬ غیر قابل تفسیر و تأویل باشد. این جور نباشد که طرف مقابل که با دبهّ کردن و چک وچانه زدن ٬ کار خود را پیش میبرد بتواند باز سر قضایای گوناگون ٬ بهانه گیری کند ٬ دبهّ در بیاورد ٬ کارها را مشکل بکند؛ نه ٬ همه ی اینها برای این است که سلاح و حربه ی تحریم از دست دشمن خارج بشود. اگر بتوانند این کار را بکنند خوب است. البتهّ باید به معنای واقعی کلمه تحریم از دست دشمن خارج بشود ٬ تحریم برداشته بشود»  (19 بهمن 1393)

متن برجام از پیچیدگی های خاصی برخوردار بوده و در بسیاری از موارد، مخصوصا مواردی که به تعهدات طرف های مقابل بر می گردد، از شفافیت لازم برخوردار نبوده و کاملا قابل تفسیر می باشد. به عنوان مثال:

1. برجام هیچ مکانیزم و محدودیت زمانی برای آژانس جهت تایید اقدامات ایران تعریف نکرده است. به عبارتی دیگر اگر آژانس بهانه گیری کرده و یا صدور تاییدیه ها را تا مدتها به هر دلیلی به تاخیر اندازد، ایران جز انتظار چاره ای نخواهد داشت.

2. در برجام، هنگام اشاره به تعهدات غیر تحریمی و حتی تعدادی از تعهدات مرتبط با رفع تحریم ها، طرف مقابل اجرایی کردن تعهدات خود و همکاری سایر کشورها جهت اجرای برجام را منوط به سازگاری آن تعهدات و همکاری ها با قوانین داخلی خود کرده است. به عنوان مثال:

– بند 29 جمع بندی برجام اشاره دارد که کشورهای طرف مقابل، از سیاست هایی که به عادی سازی روابط تجاری و اقتصادی خود با ایران در راستای اجرای موفق برجام ضربه می زند، «تا جایی که با قوانین داخلی خود همسو باشد»[5]، خودداری خواهند کرد.

– بند 30 جمع بندی برجام اشاره می کند که کشورهای 5+1 تحریم و محدودیتی علیه اشخاص حقیقی و حقوقی که مرتکب فعالیت های رفع تحریم شده توسط برجام می شوند، «تا جایی که آن فعالیت ها با قوانین داخلی کشورهای 5+1 منافات نداشته باشد»[6]، اعمال نخواهند کرد.

– بندهای 4، 7، 11 و 17 پیوست 1، بند3، پاورقی 11 پیوست 2، بندهای 2 و 5 پیوست 3 انجام تعهدات و یا همکاری ها با ایران را منوط به سازگاری با قوانین داخلی کشور ها دانسته است.

از آنجا که طرف مقابل اجرای چنین تعهداتی را منوط به عدم مغایرت آن ها با قوانین داخلی خود کرده است، در عمل، نتیجه انجام این تعهدات به طور واضح مشخص نبوده و ممکن است با آنچه متن برجام به آن اشاره کرده و یا مورد انتظار ایران است تفاوت های قابل ملاحظه ای داشته و یا با تصویب قوانین جدیدی در آن کشورها، زمینه عدم اجرای مطلوب این تعهدات فراهم گردد.

3. در بسیاری از جملات متن توافقنامه برجام، از قیدهایی نظیر «appropriate»، «as appropriate»،«as maybe appropriate»، «where appropriate» که جملگی به مفهوم شرایط، موقعیت ها و یا موارد مناسب می باشند، استفاده شده است. در هیچ جای برجام، مشخص نشده است که شرایط، موقعیت ها و یا موارد مناسب دقیقا به چه معنا و از چه لحاظ بوده، چه زمانی حاصل شده و مرجع تشخیص حصول «شرایط و موقعیت های مناسب» کدام نهاد و یا مرجع می باشد. از این رو، بندهای دارای چنین قیدهایی بسیار تفسیر پذیر و وابسته به طرز تلقی افراد (subjective) می باشند. نکته مهم اینجاست که اکثریت قریب به اتفاق تعهدات و قول های طرف مقابل جهت همکاری در انتقال دانش و فناوری هسته ای و حتی در برخی از موارد تعهدات مربوط به نحوه کاهش و رفع تحریم ها، با استفاه از چنین قید هایی – بدون تعریفی دقیق و غیر قابل تفسیر – منوط به وجود شرایط، موقعیت و یا موارد مناسب گردیده است. به عنوان مثال:

– در بند 13[7] مفاد عمومی[8] برجام، آمده است که اتحادیه اروپا، کشورهای 5+1 و ایران در قالب برجام در مواقع مناسب در زمینه استفاده های صلح آمیز از انرژی هسته ای همکاری کرده و اقدام به انجام پروژه هایی که در زمینه فعالیت های هسته ای صلح آمیز، به طور مشترک تعریف شده اند خواهند نمود.

– در پاورقی 12 پیوست 2، آمده است که مجوزهای لازم صادره توسط ایالات متحده جهت اجرایی کردن بند 5.1.1 پیوست 2، دارای شروط مناسبی خواهد بود تا مطمئن شود که فعالیت هایی که مجوز ها برای آنها صادر شده است منجر به باز-فروش و یا باز-انتقال هواپیماها، کالاها و خدمات به شخصیت های حقیقی  و حقوقی مندرج در لیست سیاه آمریکا (SDN) نمی شود.

– اکثریت قریب به اتفاق بندهای پیوست 3 برجام[9] که در مورد همکاری مشترک آتی میان ایران و سایر کشورها در خصوص فناوری هسته ای می باشد، دارای عبارات مشابهی می باشد که انجام این همکاری ها را منوط به وجود  شرایط، موقعیت ها و یا موارد مناسب کرده است.

– در بندهای 6، 23، 24، 25، 27 و 32 جمع بندی برجام، بندهای 7، 14، 46 و 59 پیوست 1، بند 4 پیوست 2 و بندهای 11، 13 و 15 پیوست 5 نیز بدون تعریفی دقیق، قابل راستی آزمایی و غیر قابل تفسیر از قیدهای مورد اشاره استفاده شده است.

همانطور که در موارد فوق اشاره شد، در توافق نامه برجام از عبارات غیرشفاف و کلمات مبهم و دوپهلو بسیار استفاده شده است و از این رو، با در نظر گرفتن موارد فوق می توان به این نتیجه رسید که برجام از خط قرمز «روشن و غیر قابل تفسیر بودن متن توافق» عبور کرده است. اما نکته مهم تر اینجاست که داور، مفسر و قاضی در کلیه موارد مورد اختلاف در فرایند اجرای برجام، کمیسیون مشترک برجام است که با توجه به ترکیب و فرایند تصمیم گیری در آن، ایران در موارد مورد اختلاف و تفسیر پذیر، هیچگونه توانایی جهت به کرسی نشاندن تفسیر و نظر خود نخواهد داشت.

خط قرمز3: نپذیرفتن تعهدات بازگشت ناپذیر

«آمریکایی‌ها تکرار میکنند که ایران بایستی در تصمیم‌هایی که میگیرد و چیزهایی که قبول میکند، بازگشت‌ناپذیری‌ای وجود داشته باشد؛ این را ما قبول نداریم. اگرچنانچه طرف مقابل میتواند به هر بهانه‌ای باز هم تحریمها را علیه ملّت ایران برقرار کند، هیچ وجهی ندارد که هیئت مذاکره‌کننده‌ی ما بپذیرد و کاری انجام بدهد که این کار برگشت‌ناپذیر است؛ به‌هیچ‌وجه، این یک صنعت مردمی است، یک صنعت بومی است، متعلّق به مردم است، دانش آن و فنّاوری آن مال مردم است، باید پیش برود؛ این پیشرفت جزء ذات هر صنعت و فنّاوری است.» (اول فروردین 1394)

اگر منظور از برگشت ناپذیری، امری مطلق باشد، هر اقدامی در نهایت برگشت پذیر بوده، و به نظر می رسد که برجام از این لحاظ، به جز در مورد خارج کردن و بتن گیری قلب رآکتور  آب سنگین اراک، تعهد برگشت ناپذیر دیگری را به ایران تحمیل نکرده باشد.

اما از تاکیدات مقام معظم رهبری این طور به نظر می رسد که از این عبارت به طور نسبی استفاده شده و منظور از برگشت پذیری تعهدات و اقدامات کشور، برگشت پذیری در دوره ای معقول و در مقایسه با سرعت برگشت پذیری تعهدات طرف مقابل می باشد. به عبارت دیگر، انتظار از توافق برجام این بوده است که برگشت پذیری اقدامات ایران، به لحاظ زمانی با برگشت پذیری تحریم ها متناسب بوده و زمان مورد نیاز صنعت هسته ای ایران برای بازگشت به شرایط پیش از توافق، با زمان مورد نیاز طرف مقابل جهت وضع مجدد تحریم ها، تقریبا برابر باشد.

حال براساس بند 36 و 37 جمع بندی برجام، هر یک از اعضای دائمی شورای امنیت می توانند ظرف یک پروسه 30 روزه – که در ادامه این متن توضیح داده خواهد شد – تمامی تحریم های شورای امنیت سازمان ملل که بر اساس برجام لغو شده اند را دوباره برگردانند و دور از ذهن نیست که در صورت وقوع چنین رویدادی، اتحادیه اروپا و ایالات متحده نیز تحریم های سابق خود را برگردانده و حتی تحریم های جدیدی نیز علیه ایران وضع کنند. بر همین اساس می توان این بازه زمانی 65 روزه را، زمان مورد نیاز طرف مقابل جهت بازگشت از تعهدات برجام و وضع مجدد تحریم ها در نظر گرفت. با توجه به این نکته، می توان هر یک از تعهدات ایران که زمان لازم برای برگرداندن آن به شرایط پیش از برجام، بسیار بیش از 30 روز باشد را جزو تعهداتی دانست که از خط قرمز «نپذیرفتن تعهدات بازگشت ناپذیر» عبور کرده است. حال با در دست داشتن چنین ملاکی، برخی از تعهدات و اقدامات دفعتی ایران و دوره برگشت پذیری آن ها در جدول ذیل بررسی گردیده اند:

برخی از تعهدات و اقدامات دفعتی ایران

زمان مورد نیاز جهت بازگشت به پیش از برجام

خارج کردن قلب (Calandria) رآکتور  آب سنگین اراک و بتن گرفتن آن به صورتی که دیگر قابل استفاده نباشد

قطعا بسیار بیش از دوره زمانی 65 روزه است

کاهش تعداد سانتریفیوژ های IR-1 در نطنز از 15,420 به 5,060 و انبار کردن مابقی در نطنز

به احتمال زیاد بیش از دوره زمانی 65 روزه است

از میان برداشتن سانتریفیوژهای IR-2 و IR-4 و انتقال به انبار تحت نظر آژانس

به احتمال زیاد بیش از دوره زمانی 65 روزه است

کاهش تعداد سانتریفیوژ های IR-1 در فردو از 3000 به 1044 و انبار کردن مابقی در نطنز

به احتمال زیاد بیش از دوره زمانی 65 روزه است

کاهش ذخایر اورانیوم غنی شده ایران در هر شکل و حالتی از حدود 10,000 کیلو به 300 کیلو

قطعا بسیار بیش از دوره زمانی 65 روزه است

از طرف دیگر، عواملی که در طی فرایند احتمالی پذیرش و اجرای تعهدات تغییر خواهند کرد فراتر از مسائل فنی بوده و عواملی نظیر تغییرات سیاسی و حقوقی پیش آمده در پرونده هسته ای کشور و انتظارات و تبعات پیش آمده در داخل و خارج از کشور و همچنین عوامل گوناگون دیگری که بعضا غیر قابل پیش بینی می باشند، ممکن است حتی پس از بازگشت فنی به شرایط پیش از برجام، لزوما امکان بازگشت کامل نداشته باشد. تنها به عنوان یک مثال، اگر چه پیش از پذیرش برجام، کشورهای تحریم کننده ایران ظرفیت لازم برای تشدید تحریم ها را تا حد زیادی از دست داده بودند، اما ممکن است شکست برجام، علی رغم بازگشت شرایط و ظرفیت های فنی به دوران پیش از برجام، ظرفیت جدیدی برای اعمال تحریم های شدید تر از قبل بر علیه کشورمان فراهم کند.

خط قرمز4: نپذیرفتن مصاحبه با شخصیت ها و دانشمندان ایران

«با بازرسى‌هاى غیر متعارف هم بنده موافق نیستم؛ پرس وجوى از شخصیتّ ها را هم به هیچ وجه قبول ندارم.» (دوم تیر 1394)

«ما اجازه نمیدهیم به حریم دانشمندان هسته ای ما و دانشمندان در هر رشته ی حسّاس و مهمّی، اندک اهانتی بشود. من اجازه نمیدهم بیگانگان بیایند با داشمندان ما، با فرزندان برجسته و عزیز ملتّ ایران که این دانش گسترده را به اینجا رسانده اند، بخواهند بنشینند حرف بزنند. در دنیا هیچ عاقلی اجازه نمیدهد، هیچ دولتی اجازه نمیدهد؛ دانشمندانشان را مخفی میکنند، نمیگذارند اسمهایشان را هم کسی بفهمد. دشمن پُررو و وقیح توقعّ دارد اجازه بدهند راه را باز کنند و بیایند با دانشمندان ما، با اساتید ما، با محّققین ما گفتگو کنند، مذاکره کنند. درباره ی چه؟ درباره ی یک پیشرفت اساسی بومی علمی در کشور. این اجازه مطلقا داده نخواهد شد.» (30 اردیبهشت 1394)

بر اساس بند 14 جمع بندی توافق برجام و بند 66 پیوست 1 این توافقنامه، یکی از تعهدات ایران تحت توافق برجام، همکاری با آژانس و اجرای کامل «نقشه راه شفاف سازی موضوعات باقیمانده گذشته و کنونی مربوط به برنامه هسته ای ایران» مورد توافق بین ایران و آژانس می باشد. در حال حاضر، ابعاد گوناگون این نقشه راه محرمانه بوده و تعهدات ایران در قالب آن انتشار عمومی نیافته اند. اما قبل از حصول توافق بر سر اجرای این نقشه راه و از سال 2009، همزمان با شروع دوران دبیر کلی آقای آمانو تا کنون، آژانس همواره تاکید داشته است که بررسی ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته ای ایران (PMD) و مسائل باقی مانده گذشته و کنونی بدون دسترسی به شخصیت ها، دانشمندان، اسناد و برخی اماکن غیر ممکن می باشد. با توجه به این نکات، اگر نقشه راه مورد توافق ایران و آژانس متضمن درخواست های پیشین آژانس یعنی دسترسی به شخصیت ها و دانشمندان ایران باشد، پذیرش این بند از توافق برجام، عبور از خط قرمز «نپذیرفتن مصاحبه با شخصیت ها و دانشمندان ایران» محسوب می گردد. اظهار نظر دقیق دراین خصوص نیاز به بررسی و استعلام از سازمان انرژی اتمی دارد.

خط قرمز5: نپذیرفتن موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس

«یک نکته اساسى دیگر این است که ما با موکول کردن هر اقدامى به گزارش آژانس مخالفیم. ما به آژانس بدبینیم؛ آژانس نشان داده که هم مستقل نیست، هم عادل نیست؛ مستقل نیست زیرا تحت تأثیر قدرتها است؛ عادل نیست [چون ]بارها و بارها برخلاف عدالت حکم کرده و نظر داده.» (دوم تیر 1394)

الف- بر اساس بندهای 18، 19، 21 و بخش سوم بند 34 جمع بندی و بند 10 پیوست 5 توافق برجام، مرحله اول تعدیل تحریم ها منوط به انجام تمامی اقدامات دفعتی ایران و تایید انجام شدن این اقدامات به وسیله آژانس می باشد. در این زمینه برجام از خط قرمز «نپذیرفتن موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس» عبور کرده است.

ب- همچنین بر اساس بند 14 جمع بندی توافق برجام و بند 66 پیوست 1 توافقنامه برجام، ایران ملزم گردیده است تا همکاری های لازم با آژانس را انجام دهد تا آژانس بتواند گزارش برآورد خود از موضوعات باقی مانده گذشته و کنونی مرتبط با برنامه هسته ای را تا تاریخ 15 دسامبر 2015 ارائه دهد. البته یکی از ابهامات توافق، ابهام در خصوص تاثیر نتیجه بررسی های آژانس در خصوص  موضوعات باقی مانده گذشته و کنونی مرتبط با برنامه هسته ای – چه در حالت تایید کاملا صلح آمیز بودن فعالیت های پیشین و فعلی ایران و چه در صورت عدم تایید صلح آمیز بودن برنامه هسته ای کشورمان – است. اما آنچه که به نظر می رسد این است که تایید آژانس در خصوص همکاری ایران با این نهاد جهت تدوین گزارش 15 دسامبر 2015، لازمه ی متهم نشدن ایران به کارشکنی و در نتیجه اجرایی شدن تعهدات طرف مقابل می باشد. در نتیجه ممکن است برجام از این جنبه نیز از خط قرمز «نپذیرفتن موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس» عبور کند.

خط قرمز6: نپذیرفتن نظارت و بازرسی های غیر متعارف و ویژه ایران

«با بازرسى هاى غیر متعارف هم بنده موافق نیستم؛ پرس وجوى از شخصیتّ ها را هم به هیچ وجه قبول ندارم و موافق نیستم؛ بازرسى از مراکز نظامى را هم نمیپذیریم همچنان که قبلًا هم گفتیم؛ زمانهاى 15 سال و 25 سال که مدام میگویند 15 سال براى فلان چیز، 25 سال براى فلان چیز و این زمانهاى این جورى را هم ما قبول نداریم.» (دوم تیر 1394)

«تذکرّ بعدی این است که هیچ شیوه ی نظارتی غیر متعارف که جمهوری اسلامی را به یک کشور اختصاصی از لحاظ نظارت تبدیل میکند، به هیچ وجه مورد قبول نیست. همین نظارتهای متعارفی که در همه ی دنیا معمول است، اینجا هم همان نظارتها [باشد]، و نه بیشتر.» (20 فروردین 1394)

«مذاکره کنندگان کشورمان هیچ حرف زوری را نباید از طرف مقابل قبول کنند و روابط آژانس بین المللی انرژی اتمی با ایران نیز باید بصورت متعارف و  غیرفوق العاده باشد.» (20 فروردین 1393)

برجام حداقل به دو طریق از این خط قرمز عبور کرده است:

الف) بند 11 مفاد عمومی برجام[1] تصریح و تاکید دارد که:  «کلیه مفاد و اقدامات مندرج در این برجام صرفاً برای اجرای آن بین گروه 5+1 و ایران می باشد و نمی بایست به منزله ی ایجاد سابقه برای هیچ دولت دیگری، یا برای اصول بنیادین حقوق بین الملل و حقوق و تعهدات وفق معاهده ی عدم اشاعه سلاح های هسته ای و سایر اسناد مربوطه، و همچنین اصول و رویه های شناخته شده ی بین المللی تلقی گردد.»

این بند به خوبی تصریح می کند که تعهدات و نظارت هایی که در برجام آمده است کاملا منحصر به فرد و ویژه ایران طراحی شده و از این حیث هیچ شباهتی میان ایران و سایر کشورها وجود ندارد و در آینده نیز نخواهد داشت.

ب) برجام نظارت های ویژه ای برای ایران در نظر گرفته است. اگر حتی نظارت های پروتکل الحاقی را متعارف بدانیم، نظارت های مندرج در برجام به مراتب فراتر از پروتکل الحاقی بوده و سابقه ای در طول  حیات 60 ساله آژانس ندارد. موارد ذیل از جمله اقدامات نظارتی برجام است که فراتر از پروتکل الحاقی می باشد:

1. انجام بازدید از مجتمع تولید آب سنگین و نظارت بر میزان تولیدات آب سنگین ایران (بدون محدودیت زمانی)

2. نظارت بر انبار سانتریفیوژهای مازاد و لزوم کسب مجوز آژانس جهت تعویض سانتریفیوژهایی که آژانس خرابی آنها را تایید کند با سانتریفیوژهای انبار شده (10 سال)

3. نظارت آژانس بر تمامی معادن اورانیوم ایران و تمامی اورانیوم های خامی که ایران از سایر کشور ها وارد کند. (25 سال)

4. نظارت بر تمامی روتورها و بلووهای تولید شده و آنهایی که تولید خواهند شد. (20 سال)

5. نظارت بر تمامی کارگاه های تولید سانتریفیوژ (20 سال)

6. بر اساس برجام ایران به آژانس اجازه میدهد تا تمامی طرح های مرتبط با غنی سازی ایران، من جمله طرح های مرتبط با تحقیق و توسعه غنی سازی، را در اختیار کشورهای 1+5 بگذارد.

7. دسترسی و بازرسی از هر مکان و به هر شیوه ای که آژانس تشخیص دهد. در صورت اعتراض ایران، آژانس اجازه خواهد یافت از هر مکان و به هر شیوه ای که مورد تایید حداقل 5 عضو از 8 عضو کمیسیون مشترک برجام، متشکل از آمریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان، اتحادیه اروپا، ایران، روسیه و چین، باشد بازرسی کند. (زمان به طور صریح مشخص نشده، اما از آنجا که موضوع بررسی و هدف بازرسی، راستی آزمایی پایبندی ایران به برجام می باشد، می توان گفت که آژانس تنها تا طول زمان برقراری هر یک از تعهدات ایران در چارچوب برجام می تواند جهت راستی آزمایی پایبندی ایران به آن تعهدات به تشخیص خود و یا کمیسیون مشترک برجام، از هر مکان – به  هر شیوه ای – بازرسی کند).

خط قرمز7: عدم بازرسی از مراکز مرتبط با حریم دفاعی کشور

«با بازرسى هاى غیر متعارف هم بنده موافق نیستم؛ پرس وجوى از شخصیتّ ها را هم به هیچ وجه قبول ندارم و موافق نیستم؛ بازرسى از مراکز نظامى را هم نمیپذیریم همچنان که قبلًا هم گفتیم.» (2 تیر 1394)

«گفتیم که اجازه نمیدهیم از هیچ یک از مراکز نظامی هیچ بازرسی ای از سوی بیگانگان صورت بگیرد.» (30 اردیبهشت 1394)

«که به هیچ وجه اجازه داده نشود که به بهانه ی نظارت، اینها به حریم امنیتّی و دفاعی کشور نفوذ کنند؛ مطلقا.ً مسئولین نظامی کشور به هیچ وجه مأذون نیستند که به بهانه ی نظارت و به بهانه ی بازرسی و مانند این حرفها، بیگانگان را به حریم و حصار امنیتّی و دفاعی کشور راه بدهند.» (20 فروردین 1394)

برجام هیچ استثنائی برای مراکز نظامی و امنیتی کشور قائل نشده است. برجام به آژانس اجازه می دهد که طی یک پروسه حداکثر 24 روزه، به تمامی نقاط کشور دسترسی پیدا کرده و از آنها بازرسی کنند. همچنین بر خلاف برخی مطالب مطرح شده، برجام به مقامات ایرانی این اجازه را نمی دهد تا از بازرسی از مکان و یا استفاده از شیوه بازرسی خاصی، ممانعت کنند.

بر اساس بخش Q (بند های 74-78) پیوست 1 برجام، پروسه دسترسی آژانس به مراکز غیر اعلامی به عنوان مراکز هسته ای به شرح ذیل می‌باشد:

1. در صورتی که آژانس «نگرانی هایی» مبنی بر وجود مواد و یا فعالیت های هسته ای اعلام  نشده و یا فعالیت هایی که با برجام ناسازگارند داشته باشد، آژانس نگرانی های خود و دلیل آن را به ایران مخابره کرده و از ایران درخواست پاسخ خواهد نمود.

2. اگر پاسخ ایران آژانس را قانع نکند، آژانس می تواند به صورت مکتوب و با ارائه دلایل مرتبط، درخواست کند تا به اماکن مورد نظر خود – جهت اطمینان از عدم وجود مواد و یا فعالیت های هسته ای اعلام  نشده و یا فعالیت هایی که با برجام ناسازگارند – دسترسی پیدا کند.

3. ایران می تواند در جواب درخواست آژانس، راه های جایگزین دیگری جهت کسب اعتماد آژانس پیشنهاد کند.

4. اگر پیشنهادات ایران نگرانی های آژانس را مرتفع نکرده و یا ایران و آژانس نتوانند ظرف مدت 14 روز به راهکاری جهت ایجاد اطمینان از عدم وجود مواد و یا فعالیت های هسته ای اعلام  نشده و یا فعالیت هایی که با برجام ناسازگارند، دست یابند، ایران با مشورت کمیسیون مشترک برجام، تلاش خواهد کرد تا با آژانس به توافقی دست یابد که موجب برطرف شدن نگرانی ها شود.

5. اگر پس از کسب مشورت کمیسیون مشترک برجام، ایران و آژانس نتوانستند به توافق برسند، کمیسیون مشترک برجام با اکثریت مطلق (حداقل 5 از 8 عضو) آراء، نحوه جلب اعتماد آژانس توسط ایران را تعریف خواهند نمود.

6. از زمان کسب مشورت از کمیسیون مشترک برجام (روز بعد از سپری شدن مهلت 14 روزه) تا زمان ارائه راهکار توسط کمیسیون مشترک برجام نباید بیش از 7 روز به طول انجامد.

7. ایران باید راهکار ارائه شده توسط کمیسیون مشترک برجام را ظرف مدت 3 روز به اجرا گذارد.

8. برجام هیچ استثنائی – چه در مورد اماکن و چه در مورد روش های بازرسی – در نظر نگرفته و اصل را بر برطرف کردن نگرانی آژانس به هر روش ممکن قرار داده است.

خط قرمز 8: ادامه دادن و کند نشدن فعالیت‌های مرتبط با تحقیق و توسعه و ساخت و ساز هسته ای

«در همین مدّتِ محدودیتّ هم که ما قبول میکنیم، کار تحقیق و توسعه و ساخت و ساز باید ادامه پیدا کند.» (2 تیر 1394)

«در این زمینه؛ توسعه ی علمی و فنیّ هسته ای در ابعاد گوناگون، به هیچ وجه نبایستی متوقفّ بشود. توسعه باید ادامه پیدا کند، توسعه ی فنیّ. حالا محدودیتّهایی را ممکن است لازم بدانند قبول بکنند، ما حرفی نداریم. برخی از محدودیتّها را قبول کنند، اّما توسعه ی فنیّ حتما بایستی ادامه پیدا بکند و با شدّت و قدرت پیش برود.» (20 فروردین 1394)

«این مذاکرات به هیچ وجه به معنای این نیست که جمهوری اسلامی از حرکت علمی و فناوری هسته ای ذره ای کوتاه خواهد آمد… این [حرکت علمی] هیچ نبایستی متوقف شود و کند حتی شود.» (20 فروردین 1393)

اگرچه بندهای1 ، 3، 5، 15 و16 جمع بندی برجام و بندهای 18، 24، 26، 31 الی 43، 45، 50، 52، 61، 63، 72، 73 و 81 پیوست 1 توافق برجام، محدودیت های مختلفی را در زمینه تحقیق و توسعه فعالیت های هسته ای کشورمان اعمال می کند، اما رئیس سازمان انرژی اتمی  معتقد است که این محدودیت ها، عموما فرآیند توسعه و کسب دانش هسته ای توسط کشورمان را کند و یا مختل نخواهد کرد. ایشان طی صحبت های گوناگون بر این نکته تاکید داشته است که حتی اگر برجام بخش تحقیق و توسعه برنامه هسته ای را محدود نکرده بود، سیر طبیعی کسب دانش و فناوری های نوین هسته ای به گونه ای است که میزان پیشرفت و توسعه فناوری هسته ای کشور نمی توانست بیش از آنچه که اکنون در قالب برجام می توانیم به آن دست یابیم، باشد.

اما همانطور که مقام معظم رهبری بارها[1] تاکید داشته اند «دانشمندان جوان کشورمان قادر به کارهای خیره کننده و شگفت آور هستند» و این موضوع در دستیابی به فناوری و تولید سوخت مورد نیاز رآکتور  تحقیقاتی تهران نمود واضحی داشته است. از این رو به نظر می رسد که تعیین سقفی به این کوتاهی برای سطح توانمندی جهت پیشرفت دانشمندان جوان کشورمان، به نوعی مبتنی بر بی اعتمادی به ظرفیت های داخلی و عدم آگاهی از تصاعدی بودن روند کسب دانش و مهارت های فنی می باشد. به عبارت دیگر همانطور که تجربه ایران در صنعت هسته ای نیز نشان داده است، اگر چه روند پیشرفت های علمی و فنی در مراحل اولیه سرعت چندان زیادی ندارد، اما با اندوختن تجربه و عبور از موانع علمی اولیه، معمولا سرعت کسب دانش افزایش چشمگیری پیدا می کند. به عنوان مثال، در حالی که از سال 1369 تا 1376 و در طی حدود 7 سال، ایران تنها توانست دو دستگاه سانتریفیوژ IR-1 را پایدار نماید؛ بعد از آن و تا سال 1385، حدود 9 سال طول کشید تا یک آبشار 164 عددی از IR-1 تکمیل شود. اما از آن به بعد  و از سال 1385  تا 1394، و در زمانی مشابه و حدود 9 سال، علاوه بر بیش از 100 آبشار IR-1، یک آبشار IR-2، یک آبشار IR-4 و تحقیق، توسعه و تولید سانتریفیوژهای IR-6، IR-6s، IR-7 و IR-8 انجام پذیرفته است.

با توجه به اینکه یکی از عوامل اصلی شتاب دهنده و تصاعدی کننده رشد علمی، انگیزه دانشمندان جهت کشف ناشناخته ها و دستیابی به قله های علمی می باشد، سرعت رشد هر علمی، مبتنی بر تعریف و هدف گذاری قله های آن می باشد. از این رو، اگر سقفی برای اهداف علمی در نظر گرفته شود – مخصوصا اگر آن سقف پایین تر از علم روز و بسیار پایین تر از سطح علمی جهان در زمان پایان محدودیت ها باشد – این امر قطعا باعث کاهش انگیزه دانشمندان جهت فعالیت علمی و دستیابی به افق های جدید علمی گردیده، دانشمندان مستعد و با انگیزه را به فعالیت در صنایع دیگر و یا مهاجرت به کشورهایی که چنین محدودیت هایی ندارند سوق داده و در نتیجه باعث کاهش رشد علمی و فنی کشور خواهد گردید.

همانطور که مقام معظم رهبری بارها تاکید نموده اند، کند کردن روند پیشرفت علمی کشور در زمینه های مختلف و به ویژه در دانش هسته ای، همواره یکی از اهداف اصلی دشمنان ایران بوده و این هدف در برجام نمود واضح و انکار ناپذیری یافته است. از آنجا که طرف مقابل ایران، خود قبلا مسیر دستیابی به علوم مختلف مرتبط با برنامه هسته ای و سکوهای پرش موجود در این روند را طی کرده و به خوبی به آن ها اشراف دارد، بسیار ساده انگارانه به نظر می رسد که بر این باور باشیم که تمامی محدودیت هایی که برجام در زمینه تحقیق و توسعه هسته ای برای ایران قائل شده است، محدودیت هایی واهی، عبث و غیر تاثیر گذار در روند رشد علمی و فنی کشور بوده و پذیرش چنین محدودیت هایی، عبور از خطوط قرمز کشور نباشد.

خط قرمز 9: عدم پذیرش محدودیت های طولانی

« ما گفتیم ما محدودیتّ ده سال و دوازده سال و مانند اینها را قبول نداریم؛ ده سال یک عمر است؛ همه ى آنچه ما در این مدّت به دست آوردیم، در حدود ده سال طول کشیده است! … محدودیتّ ده ساله را ما قبول نداریم.» (2 تیر 1394)

برجام از این خط قرمز نیز عبور کرده است؛ چرا که به غیر از نظارت های اعمال شده، طول زمان اکثریت قریب به اتفاق محدودیت های اعمال شده بر ایران از ده سال شروع می شوند:

طول محدودیتنوع محدودیت
15 سال

عدم ذخیره آب سنگین مازاد بر نیاز رآکتور  اراک

15 سال

عدم انجام بازفراوری

15 سال

عدم انجام تحقیقات مرتبط با بازفراوری

15 سال

عدم انجام غنی سازی فراتر از 3.67 درصد

10 سال

محدود نگاه داشتن سانتریفیوژهای نطنز به تعداد 5060 سانتریفیوژ از نوع IR-1

10 سال

انجام تحقیقات و توسعه با استفاده از اورانیوم تنها بر روی سانتریفیوژهای IR-4 و IR-5 و IR-6 و IR-8

10 سال

استفاده از حداکثر 10 عدد سانتریفیوژ IR-4 جهت تحقیق و توسعه

10 سال

استفاده از حداکثر یک عدد سانتریفیوژ IR-5 جهت تحقیق و توسعه

8 سال و نیم

استفاده از حداکثر یک عدد سانتریفیوژ IR-6 جهت تحقیق و توسعه

8 سال و نیم

استفاده از حداکثر یک عدد سانتریفیوژ IR-8 جهت تحقیق و توسعه

10 سال

عدم استخراج اورانیوم غنی شده از سانتریفیوژ IR-6 و IR-8

15 سال

انجام تحقیقات و توسعه با استفاده از اورانیوم تنها در سایت نطنز

15 سال

عدم انجام هر گونه غنی سازی اورانیوم و استفاده از مواد هسته ای در فردو

15 سال

محدود نگاه داشتن سانتریفیوژهای فردو به تهداد 1040 سانتریفیوژ از نوع IR-1

15 سال

محدود نگاه داشتن ذخایر اورانیوم غنی شده در هر شکل و حالتی به 300 کیلوگرم

15 سال

عدم ساخت تاسیسات لازم جهت تبدیل قرص سوخت به گاز UF6

10 سال

ساخت سانتریفیوژ جدید تنها به منظور جلوگیری از کاهش تعداد کل سانتریفیوژهای IR-1 انبار شده به زیر 500 عدد

15 سال

انجام هرگونه غنی سازی تنها در نطنز

15 سال

عدم انجام هرگونه تعامل و یا صادرات در زمینه غنی سازی با هر کشور دیگر بدون کسب موافقت کمیسیون مشترک برجام

10 سال

عدم انجام تحقیق و توسعه و یا عملیات غنی سازی با استفاده از فناوری هایی به غیر سانتریفیوژهای گازی

خط قرمز 10: دستبابی به 190 هزار سو ظرفیت غنی سازی در آینده نه چندان دور

«مسئولین ما میگویند ما به 190000 سو احتیاج داریم. ممکن است این نیاز مال امسال و دو سال دیگر و پنج سال دیگر نباشد ٬ اّما این نیاز قطعى کشور است ٬ خب ٬ باید نیاز کشور تأمین بشود.» (16 تیر 1393)

«نیاز ما برای یک فاصله زمانی مورد توافق، یعنی هشت ساله آینده برای تامین سوخت سالانه نیروگاه اتمی بوشهر، حدودا 190 هزار سو است تا بتوانیم پس از اتمام قرارداد با روسیه، سوخت این نیروگاه و رآکتور  تحقیقاتی تهران و رآکتور  اراک را تامین کنیم.»   دکتر صالحی در تبیین سخنان مقام معظم رهبری – خبرگزاری جمهوری اسلامی کد خبر: 81230268 (4114394) – تاریخ خبر: 17/04/1393

پر واضح است که به دلیل زمان بندی و نوع محدودیت هایی که برجام بر ایران تحمیل می کند، در بهترین شرایط ایران تا 15 الی 20 سال آتی امکان دستیابی به 190 هزار سو ظرفیت غنی سازی را نخواهد داشت. این زمان دو الی سه برابر زمان 8 سالی است که آقای دکتر صالحی در تاریخ 17/04/1393 در تبیین فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص زمان نیازمند بودن کشور به دستیابی به ظرفیت غنی سازی به میزان 190 هزار سو عنوان کرده است.

ب- نکات حساس برجام

برجام علاوه بر نکاتی که در بخش قبل ذکر گردید، دارای نکات حساس و قابل تامل دیگری نیز می باشد که در این بخش به ذکر برخی از نکات حساس پرداخته می شود. برای کوتاه شدن مطلب، ضمن عدم تکرار نکات ذکر شده در بخش قبل، سعی در اختصار و بیان نکات مهمتر بوده است. مجددا تاکید می گردد که نگاهی که در تدوین این متن مد نظر بوده، تنها مبتنی بر متن منتشر شده برجام بوده و تلاش شده است تا فارغ از هر گونه تحلیل های شخصی، فرامتنی و یا مبتنی بر حواشی مذاکرات باشد.

بخش اول: توافقنامه برجام

1- بندهای 36 و 37 جمع بندی برجام که به تشریح مکانیزم حل و فصل اختلافات احتمالی در خصوص مسائل مرتبط با برجام می پردازد، می تواند مشکلات متعددی را برای کشورمان ایجاد نماید (به روندنمای شماره یک مراجعه شود).

بر اساس این دو بند، در صورتی که هر یک از طرف های برجام – از جمله ایران-  نسبت به عملکرد یکی دیگر طرف های برجام اعتراضی داشته باشد، باید اعتراض خود را به کمیسیون مشترک برجام – متشکل از کشورهای 5+1، ایران و اتحادیه اروپا – ارائه کند.

اعضای این کمیسیون می بایست راه حل های پیشنهادی خود را – که باید از طریق اجماع به آن برسند – ظرف پروسه ای 35 روزه ارائه کرده و در نتیجه یا رضایت طرف معترض را از طریق راه حل ارائه شده جلب کرده و یا طرف معترض از ادامه پیگیری اعتراض خود صرفنظر کند. در غیر اینصورت، طرف معترض می تواند در روز 36 ام، موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهد.

شورای امنیت می بایست در فرصتی 30 روزه، منطبق با رویه های خود، در خصوص قطعنامه ای برای «تداوم لغو تحریم ها» رای گیری نماید. نتیجه فرایند رای گیری، در شورای امنیت، یکی از حالات زیر خواهد بود:

– رای آوردن قطعنامه تداوم لغو تحریم ها در شورای امنیت بدون وتو توسط اعضای دائمی:در این صورت تحریم های شورای امنیت سازمان ملل برنخواهند گشت، ولی در عمل، خواسته و شکایت طرف معترض، تغییری در رفتار سایر طرف های برجام به وجود نیاورده و در صورت تداوم شکایت، طرف معترض می تواند فرایند فوق را مجددا بیازماید.

– رای آوردن قطعنامه تداوم لغو تحریم ها در شورای امنیت و وتو شدن قطعنامه توسط یکی از اعضای دائمی: اعضای دائمی شورای امنیت متشکل از آمریکا، روسیه، چین، انگلستان و فرانسه – که پنج عضو از هشت عضو کمیسیون مشترک برجام نیز می باشند – می توانند قطعنامه های شورای امنیت را وتو و بی اثر نمایند. در صورتی که شورای امنیت به تداوم لغو تحریم ها رای دهد، ولی هر یک از اعضای دائمی شورای امنیت با تداوم لغو تحریم ها علیه ایران مخالف باشد، تمامی تحریم های لغو شده توسط شورای امنیت بر اساس توافق برجام، بازخواهند گشت و به احتمال زیاد، آمریکا و اتحادیه اروپا نیز تحریم های خود را متعاقبا باز خواهند گرداند.

– رای نیاوردن قطعنامه تداوم لغو تحریم ها در شورای امنیت: اگر در فرصت 30 روزه، شورای امنیت سازمان ملل به تداوم لغو تحریم های ایران رای ندهد، تمامی تحریم های لغو شده توسط شورای امنیت بر اساس توافق برجام، به طور خودکار باز گشته و به احتمال زیاد، آمریکا و اتحادیه اروپا نیز تحریم های خود را متعاقبا باز خواهند گرداند.

روند رسیدگی به شکایات و اعتراضات طرف های برجام دارای مشکلات متعددی است که مهمترین آن ها عبارتند از:

1.1- این روند به دلیل اجماعی بودن، باعث می شود که در صورتی که کشورهای 5+1 در انجام تعهدات خود کوتاهی کرده باشند، در صورت اعتراض ایران، کشور خاطی به دلیل حضور در جایگاه قضاوت و تصمیم گیری بتواند از اتخاذ هرگونه تصمیم بر علیه خود در کمیسیون مشترک برجام جلوگیری کند. در این حالت، ایران یا می بایست نسبت به موضع اعتراضی خود کوتاه آمده و از اعتراض خود صرف نظر کند، و یا اینکه شکایت خود را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ببرد.

از آنجا که کشورهای مورد اعتراض ایران همگی به جز آلمان، از اعضای دائمی و پر نفوذ شورای امنیت سازمان ملل بوده و در آن شورا دارای حق وتو می باشند، احتمال اینکه ایران بتواند در شورای امنیت به نتیجه دلخواه خود دست یابد بسیار اندک بوده و حتی دادخواهی ایران در شورای امنیت به دلیل مکانیزم تعریف شده در برجام، می تواند منجر به بازگشت مجدد تمامی تحریم های سازمان ملل علیه ایران گردد.

1.2- همچنین به دلیل اجماعی بودن روند تصمیم گیری در کمیسیون مشترک برجام، در صورتی که ایران مورد اعتراض هر یک از کشورهای 5+1 قرار گیرد، یا ایران باید برای جلوگیری از ارجاع موضوع به شورای امنیت به درخواست های طرف معترض تن در دهد و یا اینکه موضوع به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع خواهد شد.

از آنجا که کشورهای اعتراض کننده به ایران، همگی به جز آلمان، از اعضای دائمی و پر نفوذ شورای امنیت سازمان ملل بوده و در آن شورا دارای حق وتو می باشند، در صورتی که ایران اعتراض آن ها را وارد نداند، این کشورها می توانند موضوع را در شورای امنیت مطرح کرده و در آن شورا با استفاده از نفوذ خود، ایران را به پذیرش خواسته های خود و یا تن دادن به بازگشت دوباره تمامی تحریم ها مجبور کنند.

1.3- باید توجه داشت که در صورت بازگشت مجدد تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از اجرای برجام، ایران در وضعیتی به مراتب نامناسب تر از شرایط پیش از اجرای برجام قرار خواهد گرفت. از آنجا که بسیاری از اقداماتی که ایران می بایست پیش از مرحله اجرای برجام انجام دهد، اقداماتی برگشت ناپذیر و یا دارای دوره برگشت پذیری طولانی می باشند، در صورت بازگشت مجدد تحریم ها، بازگشت وضعیت فعالیت های هسته ای کشور به شرایط پیش از اجرای برجام، زمان و هزینه زیادی خواهد طلبید. همچنین به دلایلی نظیر تغییرات سیاسی و حقوقی پیش آمده در پرونده هسته ای و انتظارات و تبعات پیش آمده در داخل و خارج از کشور، ممکن است ایران حتی پس از بازگشت شرایط فنی به وضعیت پیش از برجام، در سایر موضوعات، به موقعیت پیش از اجرای برجام دست نیافته و حتی زمینه هایی برای اعمال تحریم ها و فشارهای بیشتری علیه کشورمان نیز فراهم شود.

1.4- با توجه به موارد ذکر شده در بندهای قبل، عواملی از جمله 1) زمان، 2) هزینه های مادی و سیاسی لازم برای بازگشت به شرایط پیش از برجام و همچنین 3) مراحل غیر منطقی و نامتوازن رسیدگی به شکایات و اعتراضات در قالب برجام و احتمال بازگشت تحریم ها در صورت رجوع به شورای امنیت، باعث خواهد شد تا در صورت کوتاهی و یا تخطی طرف مقابل، چندان به صرفه نباشد که ایران نسبت به این کوتاهی ها اعتراض کرده و بر اعتراض خود پافشاری کند. این موضوع سبب خواهد شد تا طرف مقابل برای کوتاهی در انجام تعهدات خود انگیزه مضاعفی پیدا کرده و این کوتاهی ها هر روز ابعاد تازه تری به خود گیرد.

2- بند 54 پیوست 1 برجام تصریح می کند که: «تا قبل از روز اجرا، ضروری است تا یک مدل و نمونه توافقی شامل شرح انواع مختلف سانتریفیوژها (IR-1, IR-2m, IR-4, IR-5, IR-6, IR-6s, IR-8) و تعاریف مربوطه تهیه گردد.» همچنین در بند 55 پیوست 1 آمده است: «تا قبل از روز اجرا ضروری است تا یک پروسه و روند توافقی برای اندازه گیری داده های مربوط به کارکرد سانتریفیوژ های IR-1، IR-2m و IR-4 تهیه گردد.» از طرفی در بند 15 پیوست 5، مجددا تاکید شده است که این دو پروسه و روند توافقی می بایست حتما پیش از «روز اجرا» انجام پذیرفته باشد. در خصوص این بخش از برجام، نکات ذیل قابل توجه می باشد:

2.1- در این دوبند تصریح نگردیده است که دو توافق مورد بحث اولا میان ایران و کدام کشور و یا نهاد و ثانیا در طول چه مدت زمانی می بایست انجام پذیرند.

2.2- همانطور که پیش از این نیز اشاره شد، بسیاری از اقداماتی که ایران باید پیش از روز اجرای برجام انجام دهد، اقداماتی دفعتی بوده که بازگرداندن آن ها پس از انجام، پر هزینه و زمان بر می باشد. از این رو لازم است که ایران تاکید داشته باشد تا پیش از اجرایی کردن تمامی اقدامات عملی و دفعتی خود، این دو توافق حاصل شده باشند. میزان همکاری طرف این دو توافق برای نهایی شدن آن ها پیش از انجام گرفتن اقدامات دفعتی ایران، می تواند به عنوان یکی از شاخص های حسن نیت و راستی آزمایی قصد طرف های مقابل، مورد استفاده ایران قرار گیرد.

از آنجا که در هر دو بند 54 و 55 پیوست 1 و همچنین بند 15 پیوست 5 برجام تاکید شده است که این دو توافق باید پیش از «روز اجرای برجام» حاصل شود، عدم پافشاری ایران بر حصول این دو توافق پیش از انجام اقدامات دفعتی خود، ممکن است باعث شود تا طرف مقابل با طولانی کردن روند تدوین و نهایی کردن این دو توافق از اعلام فرارسیدن «روز اجرای برجام» – که در واقع روز عملیاتی شدن تعلیق و لغو تحریم های شورای امنیت سازمان ملل و تحریم های اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا است – خودداری نمایند.

بخش دوم: حقوق و برنامه هسته‌ای ایران

3- بند 2 مفاد عمومی[1] «حصول اطمینان از ماهیت صرفا صلح آمیز برنامه هسته ای ایران» را منوط به «اجرای کامل این برجام» نموده است. از آنجا که اولا برخی از تعهدات ایران در برجام، بدون هیچگونه قید زمان و یا شرایط مطرح گردیده[2] و در مواردی نیز که قید زمان مطرح شده، برخی از تعهدات عمری 25 ساله دارد، لذا به نظر می رسد در صورت اعمال تفسیری سختگیرانه و یا مغرضانه از این بند، «حصول اطمینان از ماهیت صرفا صلح آمیز برنامه هسته ای ایران» حداقل تا 25 سال و یا به خاطر وجود تعهداتی که قید زمان و یا شرایط خاصی ندارند، هیچگاه مقدور نشود.

4- بند 4 مفاد عمومی[3]، دارا بودن، تملک و اعمال حق بهره مندی از انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز را برای ایران، متوقف به اجرای «موفقیت آمیز برجام» نموده است. این در حالی است که اصل چهارم خود معاهده NPT تصریح می کند که حتی هیچ یک از مفاد معاهده NPT تاثیری بر دارا بودن، تملک و اعمال حق ذاتی کشورهای عضو جهت بهره مندی از انرژی هسته ای صلح آمیز توسط آن ها نداشته و برآن خللی وارد نمی کند. این که ایران بپذیرد که دارا بودن و تملک این حق ذاتی منوط به اجرای «موفقیت آمیز برجام» و یا هر چیز دیگر شود، برخلاف اصل حاکمیت ملی و استقلال کشور می باشد. لازم به ذکر است که ترجمه ارائه شده از این بند از سوی وزارت امور خارجه، نادرست می باشد. در حالی که وزارت امور خارجه عبارت “Enjoy” را «اعمال کردن» معنا کرده است، اما ترجمه دقیق و حقوقی این کلمه، تنها « اِعمال کردن» نبوده و این کلمه در متون حقوقی می تواند به طور همزمان بر «دارابودن»، «تملک» و «اِعمال کردن» دلالت داشته باشد[4].

5- بند 13 جمع بندی برجام و بند 65 پیوست 1 تصریح می کند که قبل از ورود به مرحله اجرای برجام، ایران باید به آژانس اعلام نماید که  کد اصلاحی 3.1 در مورد پادمان میان ایران و آژانس را تا زمانی که توافق پادمانی میان ایران و آژانس پابرجاست، به طور کامل اجرا خواهد نمود. از آنجا که این موضوع تعهدات پادمانی ایران را تغییر می دهد و عملا ایران پادمان جدیدی را به صورت دائمی و الزام آور اجرا خواهد نمود، پذیرش این بند طبق اصل 77 قانون اساسی می بایست به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد و اجرای بند 13 جمع بندی و بند 65 پیوست 1 برجام بدون تصویب مجلس، به نظر می رسد که بر خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران باشد.

6- بند 16 پیوست 1 برجام می گوید: «ایران مطابق با برنامه خود، توسعه رآکتور های آینده تحقیقاتی و تولید برق خود را با پیشرفت تکنولوژی در سطح بین المللی تنها با تکیه بر استفاده از رآکتور های آب سبک، همراه با بهره مندی از همکاری های بین المللی شامل تضمین تأمین سوخت لازم، همگام خواهد کرد.» همچنین، بند 13 پیوست 1 برجام تصریح می کند: «ایران تاسیسات تولید سوخت (FMP) را فقط برای تولید مجتمع سوخت برای رآکتور های آب سبک و بارگذاری های آتی رآکتور مدرن اراک عملیاتی خواهد کرد.» این دو بند دارای اشکالات بسیار پر اهمیت ذیل می باشند:

6.1- کلمه Only به معنای «تنها»، در ترجمه بند 16 پیوست 1 برجام که توسط وزارت امور خارجه منتشر گردیده، از قلم افتاده است. با توجه به نکات بعدی، این کلمه بسیار کلیدی بوده و حذف آن معنای این بند و تعهدات ایران را به صورت کلی و بنیادین متفاوت می سازد.

6.2- با توجه به اینکه تعهدات ایران در این دو بند، فاقد هرگونه قید زمانی و یا شرایطی می باشد، به نظر می رسد که این تعهدات همیشگی و دائمی بوده و این موضوع، تعهدات ایران در قالب برجام را دائمی و پایان ناپذیر می سازد.

6.3- از مجموع دو بند بالا، می توان نتیجه گرفت که ایران خود را متعهد کرده است که از ساخت رآکتور های آب سنگین- بجز رآکتور  جدید اراک – برای همیشه صرف نظر کند. این در حالی است که بند 10 جمع بندی برجام، ساخت رآکتور  آب سنگین جدید را تنها برای مدت 15 سال محدود کرده است و معلوم نیست که بنابر کدام دلیل و یا مصلحت، ایران محدودیتی فراتر از محدودیت های تحمیلی را بر خود هموار کرده است. همچنین، آیا تصریح بر عدم قصد ایران برای ساخت رآکتورهای آب سنگین دیگر، ارزش امتیاز محدودیت 15 ساله ای که ایران در بند 10 جمع بندی داده است را دست کم کاهش نداده و از توان ایران جهت کسب امتیازی در ازای امتیاز داده شده نکاسته است؟

6.4- از آنجا که دانش و تکنولوژی مورد استفاده بشر روز به روز در حال گسترش و بهبود بوده و نیازهای صنایع نیز پیوسته در حال تغییر و تکامل است، به نظر صحیح نمی رسد که ایران بر اساس شرایط و تصورات فعلی – که لاجرم با محدودیت های ناشی از عدم آگاهی از شرایط، نیازها و محدودیت های نسل های آینده و پیشرفت های علمی آتی عجین می باشند – زیر بار محدودیت های همیشگی در استفاده از فناوری های هسته ای برود. سوالی که باید مطرح شود این است که اگر در آینده فناوری های نوین هسته ای که لزوما نتوان از تعبیر «آب سبک» برای آن ها استفاده کرد اختراع شوند، آیا تصریح بی قید و شرط ایران به اینکه تنها از رآکتور های «آب سبک» استفاده خواهد کرد باعث نخواهد شد که ایران نتواند در آن زمان نیازهای مشروع خود را مرتفع سازد؟

7- در متن برجام، موارد متعددی وجود دارد که دلالت بر آن دارد که ایران از انجام بعضی از فعالیت ها، صرف نظر کرده و بدون هیچگونه قید زمان و یا شرایط خاصی، اعلام کرده است که در آینده نیز «قصد» انجام آن فعالیت‌ها را نخواهد داشت. این موارد عبارتند از:

– بند 11 جمع بندی برجام تصریح می کند که: «ایران قصد دارد همه سوخت مصرف شده کلیه رآکتور های هسته ای تحقیقاتی و برق فعلی و آینده خود را برای نگهداری یا اقدامات بعدی، آنگونه که در قراردادهایی که به نحو مناسب با طرف دریافت کننده منعقد خواهد شد، از کشور خارج کند.» همچنین در بند 17 پیوست 1 برجام نیز بر همین «قصد» تاکید شده است.

– بند 12 جمع بندی برجام می گوید که ایران پس از محدودیت 15 ساله برجام نیز قصد انجام «بازفرآوری سوخت مصرف شده یا ساخت تاسیسات قادر به بازفرآوری سوخت مصرف شده، یا فعالیت های تحقیق و توسعه بازفرآوری که منتج به ایجاد قابلیت بازفرآوری سوخت مصرف شده» را نیز ندارد. همچنین در بندهای 18، 19 و 20 پیوست شماره 1 برجام نیز بر همین «قصد» تاکید شده است.

اصلی‌ترین دغدغه درباره موارد ذکر شده، در دو نکته خلاصه می‌شود:

7.1- با توجه به وجود محدودیت زمانی مشخص شده 15 ساله که طبق برجام از طرف ایران نیز پذیرفته می شود، این سوال ایجاد می شود که ذکر مجدد عدم قصد ایران برای انجام چنین فعالیت هایی حتی پس از سپری شدن محدودیت 15 ساله این فعالیت ها، چه منفعتی را برای کشورمان تامین می کند؟ آیا تصریح بر چنین موضوعی ارزش امتیاز محدودیت 15 ساله ای که ایران داده است را دست کم کاهش نداده و از توان ایران جهت کسب امتیازی در ازای امتیاز داده شده نکاسته است؟

7.2-  از آنجا که دانش و تکنولوژی مورد استفاده بشر روز به روز در حال گسترش و بهبود بوده و نیازهای صنایع نیز پیوسته در حال تغییر و تکامل می باشند و همچنین با توجه به محدودیت های روزافزون منابع طبیعی و نگرانی های زیست محیطی که در حاشیه صنایع مختلف از جمله صنعت هسته ای وجود دارد، به نظر صحیح نمی رسد که ایران بر اساس شرایط و تصورات فعلی – که لاجرم با محدودیت های ناشی از عدم آگاهی از شرایط، نیازها و محدودیت های نسل های آینده و پیشرفت های علمی آتی عجین می باشند – زیر بار محدودیت های همیشگی رفته و از بخش هایی از تکنولوژی موجود و آتی، برای همیشه صرف نظر کند. حال سوالی که مطرح می شود این است که اگر به دلایلی کشور به دانش و فناوری هایی که ایران تصریح کرده است که در پی آنها نخواهد بود نیاز پیدا کند، آیا تصریح بی قید و شرط ایران بر عدم قصد انجام فعالیت های ذکر شده، باعث نخواهد شد که ایران نتواند در آن زمان نیازهای مشروع خود را مرتفع سازد؟

8- طبق بند 56 پیوست 1 برجام، ایران به مدت 15 سال، ذخایر اورانیوم غنی شده خود در هر شکل و حالتی را به 300 کیلوگرم[1] محدود خواهد نمود. از آنجا که فعالیت های غنی سازی ایران در این 15 سال متوقف نخواهد شد، برجام در بندهای 56 و 59 پیوست 1، اقدام به احصا و مشخص کردن راه های پیش رو جهت جلوگیری از افزایش ذخیره اورانیوم غنی شده ایران از میزان 300 کیلوگرم نموده است. این راهکارها عبارتند از:

الف- فروش اورانیوم غنی شده مازاد بر 300 کیلوگرم در بازارهای بین المللی در ازای دریافت اورانیوم با غنای طبیعی

ب- تبدیل اورانیوم غنی شده مازاد بر 300 کیلوگرم به مجتمع سوخت و محصولات میانی مورد تایید کمیسیون مشترک برجام

ج- رقیق کردن اورانیوم غنی شده مازاد بر 300 کیلوگرم و رساندن آن به سطح غنای طبیعی

این محدودیت و راهکارهای ارائه شده در رابطه با آن، دارای اشکالات اساسی ذیل می باشد که حتی می تواند باعث بیهوده شدن کامل فعالیت های غنی سازی اورانیوم در کشور شود.

8.1- گزینه فروش اورانیوم غنی شده ی مازاد، به دلایل متعددی  با موانع جدی و مهمی مواجه بوده و احتمال امکان پذیر بودن فروش اورانیوم غنی شده – با توجه به اینکه هیچ یک از کشورهای 5+1 خرید اورانیوم غنی شده ی مازاد ایران را تضمین نکرده است -حداقل در کوتاه مدت می تواند بسیار پایین باشد. برخی از این دلایل عبارتند از:

8.1.1- از آنجا که در متن تاکید شده است که اورانیوم غنی شده ی مازاد، در ازای دریافت اورانیوم با غنای طبیعی فروخته می شود، تعداد مشتریان بالقوه اورانیوم غنی شده ایران، بسیار محدود خواهد شد. لازم به ذکر است که پیدا کردن کشورهایی که هم دارای اورنیوم با غنای طبیعی بوده و هم تمایل به خرید اورانیوم غنی شده ی ایران داشته باشند، به سادگی مقدور نمی باشد. از این رو، لازم است قبل از انجام اقدامات دفعتی ایران جهت آغاز «روز اجرا» ی برجام، نسبت به شناسایی و انعقاد قرارداد فروش اورانیوم غنی شده با مشتری و یا مشتریان واجد شرایط اقدام شود. در غیر اینصورت کشورهای 5+1 برای ارائه تسهیلات ذکر شده در بند 57 پیوست 1 برجام جهت فروخته شدن مازاد اورنیوم غنی شده ایران انگیزه لازم را نخواهند داشت. فروش مازاد اورانیوم غنی شده کشور را می توان از هم اکنون با اورانیوم غنی شده موجود در کشور – که می بایست به 300 کیلوگرم کاهش یابد – آغاز کرد تا بتوان میزان عملیاتی بودن این گزینه را در شرایط فعلی آزمود.

8.1.2- با در نظر گرفتن بند 73 پیوست 1، بند 2.1.9 پیوست 5 برجام[2] و همچنین بندهای 21 و 22 قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل، ابهامی جدی وجود دارد که آیا صادر کردن مازاد اورانیوم غنی شده ی ایران می بایست صرفا به اطلاع کمیسیون مشترک برجام برسد و یا اینکه فروش اورانیوم غنی شده ی ایران علاوه بر اطلاع رسانی به این کمیسیون، منوط به تایید و کسب اجازه ی موردی کمیسیون مزبور نیز می باشد. در صورتی که نظر کمیسیون مشترک برجام بر این باشد که فروش اورانیوم غنی شده ایران منوط به کسب اجازه از این کمیسیون است،  از آنجا که تصمیم گیری در کمیسیون مشترک برجام بر مبنای اجماع می باشد، هر یک از اعضای این کمیسیون خواهند توانست در فرایند فروش و به ویژه انتخاب مشتریان اورانیوم ایران دخالت کرده و عملیاتی شدن آن را با مشکل مواجه کنند.

8.2- بند 59 پیوست 1 برجام تصریح می کند که «اورانیوم غنی شده در مجتمع سوخت و محصولات میانی ساخته شده در ایران که براساس استانداردهای بین المللی تایید شده اند، از جمله سوخت رآکتور  مدرن شده اراک، جزو 300 کیلوگرم محدودیت ذخایر نخواهد بود مشروط برآنکه کار گروه فنی ارزیابی کند که چنین سوخت ساخته شده ای و محصولات میانی آن به سهولت قابل تبدیل مجدد به گاز UF6 نیست.» مشکلات موجود در این بند، می تواند باعث شود که ایران نتواند اورانیوم غنی شده خود را به سوخت تبدیل کرده و در این قالب نگهداری نماید.

از مهمترین این مشکلات می توان به این نکته اشاره داشت که در حال حاضر تعریف خاصی از «به سهولت قابل تبدیل مجدد به گاز UF6 نبودن» وجود ندارد و برجام مشخص نکرده است که چه میزان از مشقت این عدم «سهولت» را فراهم می کند. همچنین طبق همین بند، «[کارگروه فنی برجام] در طی یک سال، معیارهای فنی عینی، برای ارزیابی اینکه آیا سوخت ساخته شده و محصولات میانی آن به سهولت قابل تبدیل مجدد به گاز UF6 می باشند و یا خیر را طراحی خواهند کرد.» از این رو، این امکان دور از ذهن نیست که کارگروه فنی برجام به تعریفی از «به سهولت قابل تبدیل مجدد به گاز UF6 نبودن» و معیارهای فنی لازم تاکید کند که دستیابی به آن ها برای کشورمان عملا ممکن نباشد.

8.3- همانطور که در بخش های فوق ذکر گردید، از سه مسیر ارائه شده برای جلوگیری از افزایش ذخیره اورانیوم غنی شده ایران از میزان 300 کیلوگرم، یعنی:

الف- فروش اورانیوم غنی شده مازاد بر 300 کیلوگرم در بازارهای بین المللی در ازای دریافت اورانیوم با غنای طبیعی

ب- تبدیل اورانیوم غنی شده مازاد بر 300 کیلوگرم به مجتمع سوخت و محصولات میانی

ج- رقیق کردن اورانیوم غنی شده مازاد بر 300 کیلوگرم، به سطح غنای طبیعی

عملیاتی شدن دو مسیر (الف) و (ب) – با توجه به محدودیت هایی که برجام ایجاد کرده است – با مشکلاتی مختلف و جدی مواجه بوده و امکان میسر شدن این دو مسیر می تواند بسیار اندک باشد.

توجه به این نکته بسیار با اهمیت است که طرف مقابل، با اختیاراتی که برجام به او می دهد، می تواند دو مسیر اول را برای ایران به طور کامل مسدود کند تا ایران مجبور شود به عنوان تنها راه ادامه فعالیت غنی سازی اورانیوم در ایران از روش (ج) – یعنی رقیق کردن اورانیوم های غنی شده قبلی – استفاده نماید. این مسیر علاوه بر بی فایده ساختن فعالیت های غنی سازی طی دوران محدودیت، بسیار تحقیر آمیز بوده، انگیزه دانشمندان و کارکنان این مراکز را به شدت از میان برده و می تواند موجب استهزاء کشورمان در میان سایر کشورها گردد.

9- در بند 46 پیوست 1 تصریح شده است که ایران تنها اجازه دارد که 1044 سانتریفیوژ IR-1 نصب شده را در سایت فردو داشته باشد که از این تعداد، 348 سانتریفیوژ به تولید ایزوتوپ های پایدار اختصاص یافته و 696 سانتریفیوژ به صورت بیکار[3] نگهداری خواهند شد. همچنین در بند 49 پیوست 1 برجام اجازه داده شده است که در صورت خراب شدن و یا صدمه دیدن هر یک از 348 سانتریفیوژ مربوط به تولید ایزوتوپ های پایدار، از 696 سانتریفیوژ بیکار به عنوان جایگزین استفاده گردد.

از آنجا که پس از جایگزین کردن سانتریفیوژ های خراب و یا صدمه دیده با سانتریفیوژ های بیکار، تعداد سانتریفیوژ های بیکار رفته رفته کاهش خواهد یافت، در مورد نحوه و محل تامین و تکمیل تعداد سانتریفیوژ های بیکار فردو و نگاهداشتن تعداد آنها در سطح 696 سانتریفیوژ – برخلاف نطنز-  ابهامات جدی وجود داشته و تصریح مشخصی در این زمینه وجود ندارد. نکته بسیار مهم این است که در صورت عدم تامین و نگاهداشتن تعداد این سانتریفیوژ ها در سطح 696 دستگاه، به مرور زمان سانتریفیوژهای سالم موجود در فردو رو به اتمام خواهد رفت و این موضوع علاوه بر ایجاد چالش برای تولید ایزوتوپ های پایدار در این سایت، باعث از دست رفتن ذخیره استراتژیک سانتریفیوژ های فردو جهت تضمین استمرار اصل غنی سازی خواهد گردید.

10- بند 8 جمع بندی برجام، تصریح می کند که «همه سوخت مصرف شده در اراک برای دوره ی عمر رآکتور  به خارج از ایران منتقل خواهد شد.» همچنین بند 11 پیوست 1 نیز بر همین موضوع تاکید کرده و به صورت ناقص، شرایطی مبهم و مستعد اختلاف برای این موضوع ذکر کرده است. چنین تعهدی می تواند مشکلات مختلفی از جمله نکات ذیل را در بر داشته باشد:

10.1- براساس این تعهد، طول عمر برجام حداقل به اندازه طول عمر رآکتور  اراک خواهد بود که طبق متوسط طول عمر رآکتور های آب سنگین، حداقل حدود 30 سال پس از آغاز بهره برداری عملیاتی از این رآکتور  خواهد بود. از آنجا که بند 2 مفادعمومی برجام صریحا «حصول اطمینان از ماهیت صرفا صلح آمیز برنامه هسته ای ایران» را منوط به «اجرای کامل این برجام» نموده است، لذا طرف مقابل می تواند اعلام حصول اطمینان از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران را حداقل تا پایان دوره عمر رآکتور  اراک به تاخیر اندازد.

10.2- با توجه به اینکه در متن برجام و ضمائم آن نحوه خروج سوخت مصرف شده، هزینه های نگهداری در کشور دیگر و سایر جزئیات به طور کامل و غیر قابل تفسیر مشخص نگردیده و هیچیک از کشورهای 5+1 تعهد نکرده است که سوخت مصرف شده را از ایران دریافت کند و همچنین از آنجا که مطابق با بند 11 پیوست 1، ایران نمی تواند بدون کسب موافقت کشورهای 5+1، سوخت مصرف شده خود را به کشور دیگری ارسال نماید، همواره این احتمال وجود خواهد داشت که طرف مقابل ضمن ایجاد مشکلاتی در زمینه شرایط ارسال، کشور پذیرنده، هزینه های نگهداری و اموری از این قبیل، هزینه های ادامه فعالیت رآکتور  اراک را چندان افزایش دهد تا بهره گیری از این رآکتور  را غیرمعقول و یا غیر اقتصادی نماید.

11- بند 4 پیوست 1 برجام تصریح می کند که برای تجدید طراحی رآکتور  آب سنگین اراک، ایران و اعضای 5+1 پیش از «روز اجرای برجام»، اسنادی متضمن تعهد اعضای 5+1 برای این مدرن سازی و مسئولیت هر یک از آن ها در این فرایند را امضا خواهند کرد. همانطور که پیش از این نیز اشاره شد، بسیاری از اقداماتی که ایران باید پیش از «روز اجرای برجام» انجام دهد، اقداماتی غیر قابل بازگشت و یا با زمان بازگشت پذیری طولانی خواهد بود. یکی از مهمترین این اقدامات که با بند 4 پیوست 1 نیز ارتباط دارد، بند 3 پیوست 1 – که در مورد خارج کردن قلب رآکتور  (Calandria) آب سنگین اراک و بتن گرفتن آن می باشد – است.

بدیهی است که غیر قابل استفاده کردن قلب رآکتور  اراک و انجام سایر اقداماتی که بازگشت پذیری آنها پر هزینه و طولانی مدت می باشد، ممکن است باعث شود که کشورهای 5+1 انگیزه لازم برای ورود به پروژه آب سنگین اراک را از دست بدهند. از این رو لازم است که ایران بر امضای این موافقتنامه، پیش از اجرایی کردن تمامی اقدامات عملی خود، به ویژه عملیات خروج قلب رآکتور  اراک تاکید و پافشاری کند.

میزان همکاری طرف مقابل در تدوین و امضای این اسناد پیش از انجام گرفتن اقدامات برگشت ناپذیر ایران، می تواند به عنوان یکی از شاخص های حسن نیت و راستی آزمایی قصد طرف مقابل برای انجام توافق، مورد استفاده ایران قرار گیرد. عدم پافشاری بر امضای این سند پیش از انجام اقدامات عملی ایران، ممکن است دو پیامد ذیل را به همراه داشته باشد:

الف- بی انگیزه شدن کشورهای 5+1 برای ورود به پروژه آب سنگین اراک می تواند منجر به طولانی کردن و به درازا کشاندن تجدید ساخت این رآکتور  شود.

ب- از آنجا که در بند 4 پیوست 1 برجام، تاکید شده است که این سند باید پیش از[4] «روز اجرای برجام» امضا شود، ممکن است کشورهای 5+1 با طولانی کردن روند امضای این قرارداد و در حالی که ایران تمامی اقدامات برگشت ناپذیر خود را انجام داده، به این بهانه از اعلام فرارسیدن «روز اجرای برجام» – که در واقع روز عملیاتی شدن تعلیق و لغو تحریم های شورای امنیت سازمان ملل و تحریم های اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا است – خودداری نمایند.

12- بند 5 پیوست 1 برجام تاکید می کند که  طراحی و نهایی کردن نقشه ساخت رآکتور  جدید آب سنگین اراک و آزمایشگاه های جانبی آن با همکاری ایران و گروه کاری 5+1 انجام پذیرفته و برای تایید نهایی، به کمیسیون مشترک برجام ارائه خواهد شد. این بند دارای ابهامات و نکات ذیل می باشد:

12.1- از آنجا که هیچگونه قید زمانی و یا شرایطی برای زمان مورد نیاز برای طراحی نقشه ساخت رآکتور  جدید تعریف نشده، ممکن است طرف مقابل بتواند با به تاخیر انداختن طراحی این رآکتور ، عملیاتی شدن آن را به تاخیر انداخته و یا حتی ساخت چنین رآکتوری هرگز عملیاتی نشود. [5]

12.2- بر اساس این بند، عملیاتی شدن طرح مشترک ایران و کارگروه در زمینه ساخت رآکتور  جدید آب سنگین اراک، منوط به تایید نهایی طرح از سوی کمیسیون مشترک برجام خواهد بود. از این رو این بند این امکان را فراهم می سازد که هر یک از اعضای کمیسیون مشترک برجام، بتوانند مانع اجرایی شدن طرح شوند. در صورت مانع تراشی هر یک از اعضای کمیسیون مشترک برجام، ایران تنها می تواند مطابق مکانیسم حل و فصل مناقشات در برجام، به همین کمیسیون شکایت کند که به مشکلات این مکانیسم در همین متن پرداخته شده است.

در نهایت، نکته بسیار با اهمیت آن است که به دلیل نیاز به اجماع در کمیسیون مشترک برجام و همچنین عدم وجود ساز و کاری مناسب برای پیگیری شکایات ایران، این بند می تواند زمینه را برای هرگز به سرانجام نرسیدن طرح تجدید ساخت رآکتور  آب سنگین اراک فراهم کند. البته در این شرایط ایران می تواند با پذیرش هزینه های مادی، سیاسی و حقوقی زیاد، از برجام خارج شده و بدون همکاری با کشورهای 5+1، مجددا اقدام به ساخت رآکتور  آب سنگین نماید.

13- با توجه به اینکه در بند 14 پیوست 1 برجام، نیاز داخلی ایران به آب سنگین به طور تقریبی مشخص شده و ایران ملزم گردیده است که آب سنگین مازاد خود را صادر کند، و از طرفی هیچ یک از اعضای 5+1 تعهدی جهت خرید آب سنگین مازاد ایران برعهده نگرفته اند، این سوال مطرح می گردد که آیا در صورت نبود تقاضای بین المللی برای آب سنگین تولیدی در ایران، پذیرش برجام منجر به تعطیلی کارخانه آب سنگین ایران نخواهد گردید؟

بخش سوم: نظارت‌ها و بازرسی‌ها

14- بند 16 جمع بندی تصریح می کند که: «ایران به فعالیت هایی که می تواند به توسعه تجهیزات انفجاری هسته ای منجر شود، شامل فعالیت های متالورژی (فلزکاری) اورانیوم و پلوتونیوم به نحو مشخص شده در پیوست 1، از جمله در سطح تحقیق و توسعه، مبادرت نخواهد نمود«. جزئیات مربوط به این بند از جمع بندی، در بندهای  82 پیوست 1 برجام با تفصیل بیشتری آمده است.

بندهای 82.2 و 82.3 پیوست 1 «طراحی، توسعه، ساخت، دستیابی و یا استفاده» از سیستم چاشنی های انفجاری چند نقطه ای و همچنین سیستمهای تحلیل انفجار شامل دوربین های سرعت بالا Streak، دوربین های فریمینگ و دوربین های اشعه ایکس – که همگی همانطور که همین بندها نیز اذعان دارند کاربردها غیر مرتبط با سلاح هسته ای نیز دارند –  را بدون هیچگونه قید زمانی و یا شرایطی، منوط به تایید و کسب اجازه از کمیسیون مشترک برجام نموده است. با فرض اینکه فعالیت هایی که شامل بند 16 جمع بندی می شوند، تنها منحصر به موارد ذکر شده در بندهای 82 پیوست 1 باشد، نکات ذیل در این خصوص قابل طرح است:

14.1- موارد محدودیت های اعمال شده چه در بند 16 جمع بندی و چه در بندهای 82 پیوست 1 فاقد هرگونه قید زمانی و یا شرایطی بوده و به نظر می رسد که همیشگی و دائمی باشند. این موضوع تعهدات ایران در قالب برجام را دائمی و پایان ناپذیر کرده و کمیسیون مشترک برجام را برای همیشه بر«طراحی، توسعه، ساخت، دستیابی و یا استفاده» از سیستم چاشنی های انفجاری چند نقطه ای و همچنین سیستمهای تحلیل انفجار شامل دوربین های سرعت بالا Streak، دوربین های فریمینگ و دوربین های اشعه ایکس مسلط می سازد.

14.2- از آنجا که بندهای 82.2 و 82.3، «طراحی»، «توسعه»، «ساخت»، «دستیابی» و یا «استفاده» از تجهیزات متعدد دارای کاربرد دوگانه را منوط به اجازه، تایید و نظارت کمیسیون مشترک برجام نموده است، این موضوع می تواند از چند جنبه، منافع ملی کشورمان را تهدید نماید:

14.2.1- در صورتی که اقلام مذکور از نیازهای با اهمیت و تاثیرگذار دفاعی و یا صنعتی کشور باشد، عدم تایید استفاده ایران از این تجهیزات توسط کمیسیون مشترک برجام می تواند مشکلاتی را برای کشور ایجاد کند. البته از آنجا که نگارنده تخصص ویژه ای در مسائل نظامی مرتبط ندارد، میزان اهمیت و تاثیرگذاری اقلام فوق و خسارات ناشی از رویکرد سختگیرانه احتمالی کمیسیون مشترک برجام، می بایست از مراجع ذیربط استعلام گردد.

14.2.2- بدون در نظر گرفتن میزان اهمیت و کاربرد اقلام مذکور در صنایع و مراکز نظامی کشور، صرف نیاز به کسب اجازه و هماهنگی با کمیسیون مشترک برجام برای «طراحی»، «توسعه»، «ساخت»، «دستیابی» و یا «استفاده» از تجهیزات فوق، باعث می شود که ناظران خارجی بتوانند برای اطمینان از عدم انحراف ایران از این تعهدات، طبق وظایف و فرایندهای تعریف شده در بندهای 74 الی 78 پیوست 1 برجام، توجیه لازم برای دسترسی به کلیه اماکن نظامی – شامل پادگان ها، کارخانجات تولید ادوات و تجهیزات نظامی، پژوهشگاه ها و دانشگاه های مرتبط با صنایع نظامی و حتی مراکز اداری و تصمیم گیری مرتبط با مراکز نظامی – را داشته باشند. در خصوص بازرسی های مجاز توسط بازرسان خارجی، نکات کلیدی و با اهمیت ذیل جالب توجه می باشد:

الف-  از آنجا که تعهدات ایران شامل مراحل طراحی و توسعه تجهیزات مذکور نیز می باشد، نوع نظارت ها و بازرسی های مورد درخواست، طبعا شامل دسترسی به رایانه ها، اسناد و اشخاص مرتبط با طراحی احتمالی و یا ادعایی نیز خواهد بود.

ب- از آنجا که تجهیزات مذکور دارای تشعشعات رادیو اکتیو نبوده و همچنین بعضا به لحاظ ابعاد و اندازه ها، تجهیزات بزرگی محسوب نمی شوند، مراحل و نحوه بازرسی و راستی آزمایی جهت کسب اطمینان از عدم «طراحی»، «توسعه»، «ساخت»، «دستیابی» و یا «استفاده» از آن ها می تواند مستلزم بازرسی عینی و فیزیکی و حتی در سطح اتاق به اتاق از مراکز مشکوک باشد.

14.2.3- اگرچه بازرسی از مراکز نظامی و مرتبط با صنایع دفاعی از حساسیت به مراتب بالاتری برخوردارند، اما از آنجا که دست کم مرحله طراحی و یا بهره گیری از تجهیزات ذکر شده در این بند، می تواند در مراکز علمی غیر نظامی و یا برخی از شرکت های صنعتی نیز انجام پذیرد، لذا پیگیری فرایند بازرسی ذکر شده می تواند مشمول برخی از دانشگاه ها، پژوهشگاه ها، شرکت ها و صنایع غیر نظامی نیز گردد.

15- پاورقی 1 پیوست 1 برجام[6] اشاره می کند که «ایران به آژانس اجازه می دهد تا محتوای برنامه غنی سازی و تحقیق و توسعه غنی سازی خود را همانگونه که به عنوان بخشی از اظهارنامه اولیه ایران ارائه شده است با اعضای کمیسیون مشترک به اشتراک بگذارد.» اما اسناد و مدارک مرتبط با برنامه هسته ای هر کشور جزو اسناد سری و غیر قابل انتشار آن کشور محسوب شده و حتی اصل پنج موافقتنامه پادمانی میان ایران و آژانس تصریح می کند که آژانس بین المللی انرژی اتمی حق ندارد اطلاعات، اسناد و مدارک ایران را بدون کسب اجازه از ایران در اختیار هیچ کشور، ارگان و یا اشخاص ثالثی قرار دهد. این پاورقی، ضمن شکستن حرمت اطلاعات محرمانه ایران، کشورمان ایران را به طور مضاعف و تحقیر آمیزی تبدیل به کشوری ویژه در زمینه ی بازرسی ها و نظارت های آژانس تبدیل کرده و اطلاعات ایران را در اختیار کشورهایی قرار می دهد که همواره کشورمان را به حمله نظامی تهدید کرده و برای تضعیف آن تلاش نموده اند.

16- بند 7 پیوست 4 برجام[7] تصریح می کند که ایران برای خرید اقلام مندرج در لیست INFCIRC/254/Rev.12/Part1 و لیست INFCIRC/254/Rev.9/Part2  و یا اقلامی که در آخرین نسخه این لیست ها موجود باشد، می بایست ابتدا تایید کارگروه خرید کمیسیون مشترک برجام را کسب نماید. همچنین ایران پس از کسب اجازه کارگروه خرید کمیسیون مشترک برجام، براساس دو بند 6 و 6 پیوست 4 برجام[8]، باید در مورد اقلام INFCIRC/254/Rev.12/Part1 به آژانس و در مورد اقلام INFCIRC/254/Rev.9/Part2 به کشورهای صادر کننده آن کالا به ایران، اجازه دهد تا بتوانند اجازه داشته باشند نسبت به نحوه و مکان نهایی مصرف این اقلام، اطمینان کسب کنند. از آنجا که بندهای ذکر شده، خرید تعداد قابل توجهی از تجهیزات متعدد دارای کاربرد دوگانه را منوط به اجازه و تایید کارگروه خرید کمیسیون مشترک برجام و همچنین نظارت آژانس و کشورهای صادر کننده آن کالاها به ایران  نموده است، این موضوع می تواند از چند جنبه، منافع ملی کشور را تهدید نماید:

16.1- در صورتی که اقلام مذکور از نیازهای با اهمیت و تاثیرگذار کشور باشد، عدم تایید استفاده ایران از این تجهیزات توسط کارگروه خرید کمیسیون مشترک برجام می تواند مشکلاتی را برای کشور ایجاد کند. باید توجه داشت که پذیرش برجام باعث می شود که از این پس، دیگر نتوان این کالاها را در صورت عدم تایید کارگروه خرید، از مبادی غیر رسمی وارد کشور نمود؛ چرا که ورود غیر تایید شده این کالاها، ولو به صورت قاچاق و از مبادی غیر رسمی، نقض برجام محسوب شده و می تواند حتی باعث بازگرداندن تحریم ها گردد.

16.2- از آنجا که ممکن است برخی از این کالاها در اقدامات و فعالیت های محرمانه ایران کاربرد داشته باشد، اطلاع و نظارت سایر کشورها از واردات این کالاها و مکان و نحوه ی استفاده از آنها می تواند حفظ و صیانت از محرمانه بودن آن اقدامات و فعالیت های کشور را تهدید نماید.

16.3- بدون در نظر گرفتن میزان اهمیت و کاربرد اقلام مذکور در صنایع مختلف کشور، صرف نیاز به کسب اجازه و هماهنگی با کارگروه خرید، باعث می شود که ناظران خارجی بتوانند برای اطمینان از عدم انحراف ایران از این تعهدات، طبق وظایف و فرایندهای تعریف شده، توجیه لازم برای دسترسی به کلیه اماکن کشور از جمله اماکن نظامی و امنیتی را داشته باشند. در خصوص بازرسی های مجاز توسط بازرسان خارجی، لازم است که به این نکته کلیدی و با اهمیت توجه داشت که از آنجا که بسیاری از تجهیزات مذکور دارای تشعشعات رادیو اکتیو نبوده و همچنین بعضا به لحاظ ابعاد و اندازه ها، تجهیزات بزرگی محسوب نمی شوند، مراحل بازرسی و راستی آزمایی جهت کسب اطمینان از نحوه و مبدا ورود و مکان و شرایط استفاده از آن ها می تواند مستلزم بازرسی عینی و فیزیکی و حتی در سطح اتاق به اتاق از مراکز مختلف کشور باشد.

بخش چهارم: تعدیل و رفع تحریم ها

17- پیوست 2 برجام ضمن بر شمردن تحریم های هسته ای اتحادیه اروپا و ایالات متحده علیه ایران، به تشریح نحوه برطرف شدن این تحریم ها پرداخته است. اتحادیه اروپا در بند 2 پیوست 2[1] و ایالات متحده در بند 6 پیوست 2[2] تصریح می نمایند که تحریم های ذکر شده، «فهرست کامل و جامع کلیه تحریم های مرتبط هسته ای» آن ها می باشد. در خصوص این موضوع، نکات ذیل بسیار حائز اهمیت است:

17.1- از آنجا که در صفحه 4 توافق سال 2013 ژنو میان ایران و کشورهای 5+1 مشهور به «برنامه اقدام مشترک» تصریح گردیده است که برجام باید کلیه تحریم های هسته ای اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا را بردارد، و همچنین از آنجا که بسیاری از تحریم های اتحادیه اروپا و ایالات متحده، اگر چه همگام با پیشرفت برنامه هسته ای تدوین شده و یا توسعه یافته اند، اما مشخصا و یا صرفا و به طور صریح و رسمی تحریمی هسته ای نمی باشند، تشخیص این مطلب که کدام تحریم ها مطابق با تعهدات «برنامه اقدام مشترک» می بایست برداشته شوند، امری پیچیده، قابل تفسیر و غیر شفاف است. از این رو لازم است که ایران بررسی دقیق و جامعی در مورد قوانینی که می تواند از نگاه ایران جزو تحریم های مرتبط با برنامه هسته ای قرار گیرد انجام داده و اطمینان حاصل کند که تحریم های فهرست شده در پیوست 2 برجام، کلیه تحریم های مد نظر ایران را شامل می گردد.

17.2- از آنجا که به دلیل مسائل ذکر شده در نکته قبل و گستردگی، تعدد، پیچیدگی و غیر واضح بودن مجموعه تحریم های اتحادیه اروپا و به ویژه ایالات متحده و همچنین این واقعیت که احتمال دارد که طرف مقابل کماکان برخی از اهرم های تحریمی را برای بهره گیری در آینده نزد خود نگاه داشته باشد، بعید به نظر نمی رسد که فهرست تحریم های موجود در پیوست 2 برجام از جامعیت مد نظر ایران برخوردار نبوده و  ایران در آینده متوجه شود که برخی از تحریم های مرتبط با برنامه هسته ای ایران در این فهرست وجود ندارد. یکی از مشکلات جدی برجام این است که در این زمینه ساز و کاری در نظر نگرفته و در صورت کشف تحریم های جامانده احتمالی، هیچ روش تضمین شده ای جهت گنجاندن آن ها در میان تحریم هایی که کشورهای 5+1 متعهد به برداشتن آن ها می باشند وجود ندارد.

18- در پاورقی های 10، 11، 12، 14، 16 و 17 پیوست 2 برجام[3] تاکید شده است که تعدیل تحریم ها شامل اشخاص حقیقی و حقوقی که در لیست سیاه آمریکا (SDN) قرار دارند و یا در آینده قرار گیرند و همچنین مجموعه هایی که این اشخاص در آن ها نقش دارند نمی شود. این تاکید تا آنجا پیش رفته است که پاورقی های 10 و 17 که در ارتباط با تحریم های مربوط به اسکله ها و بنادر بندرعباس می باشد، تاکید دارند که رفع تحریم های این بنادر مشروط به این است که اشخاص (اعم از حقیقی و حقوقی) اداره کننده ی این بنادر، در لیست سیاه آمریکا نباشند. در حال حاضر برجام پیش بینی کرده است که تعداد قابل توجهی از اشخاص معین ایرانی و غیر ایرانی موجود در لیست سیاه آمریکا – که به خاطر نقش آن ها در برنامه هسته ای ایران در این لیست قرار گرفته اند – می بایست در دو مرحله (ابتدا هنگام آغاز «روز اجرا» ی برجام و سپس هشت سال بعد از آن، در «روز انتقالی[4]») از لیست سیاه آمریکا حذف شوند. اما از آنجا که لیست سیاه آمریکا تنها مربوط به برنامه هسته ای ایران نیست و تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی که به هر دلیلی نظیر «نقض حقوق بشر»، «حمایت از تروریسم» و «ضدیت با طرح صلح خاورمیانه»  تحت تحریم های آمریکا قرار می گیرند در این لیست قرار دارند، آمریکا می تواند مجددا هر یک از اشخاص حذف شده و حتی اشخاص جدیدی را به دلایل دیگری در لیست سیاه خود وارد کرده و از این طریق، برطرف شدن تحریم ها را کم اثر سازد.

ایران به منظور جلوگیری از بی اثر شدن رفع تحریم ها، در بند 26 جمع بندی برجام، اتحادیه اروپا و ایالات متحده را متعهد کرده است که از وضع تحریم های جدید به خاطر برنامه هسته ای ایران خودداری کرده و تحریم های پیشین را به بهانه های دیگری بازنگردانند و ایران تصریح کرده است که در صورت وقوع چنین اقداماتی، آنها «را به منزله مبنایی برای توقف کلی یا جزیی اجرای تعهدات خود وفق این برجام، تلقی خواهد نمود.» اما افزوده شدن افراد جدید به لیست سیاه آمریکا پیش از این نیز مسبوق به سابقه بوده[5] و از سوی ایران نیز به عنوان وضع تحریم جدید شناخته نشده است.

در توافق «اقدام مشترک» در سال 1392، آمریکا با آنکه متعهد شده بود که «تحریم های جدیدی» به خاطر برنامه هسته ای علیه ایران وضع نکند، اما تعدادی از اشخاص حقیقی و حقوقی جدید را از آن تاریخ تا کنون به لیست سیاه خود اضافه کرده است که این اقدام از سوی جمهوری اسلامی به عنوان نقض توافق «اقدام مشترک» شناخته نشده و ایران همچنان به تعهدات خود در قالب این توافق ادامه داده و این اقدام به رویه ای متداول مبدل گردیده است. از این رو دور از ذهن نیست که اضافه شدن اشخاص حقیقی و حقوقی جدید در لیست سیاه آمریکا به دلایل غیر هسته ای، مجددا تکرار شده و این پتانسیل را داشته باشد که بتواند اثرات رفع تحریم ها را تاحد زیادی کاهش داده و یا فعالیت های جدیدی را تحت تحریم قرار دهد.

19- مطابق با بند 21 جمع بندی برجام و بندهای مرتبط در پیوست 2 که مرتبط با نحوه تعدیل تحریم های ثانویه ایالات متحده است، آمریکا متعهد شده است که پس از انجام تعهدات اولیه ایران، «اجرای تحریم ها»ی مذکور در برجام را «متوقف سازد» و در این خصوص از عبارتCease the application of the sanctions» » استفاده گردیده است.

از آنجا که در ادبیات حقوقی ایالات متحده و قوانین آمریکا، در اشاره به قدرت رئیس جمهور مبنی بر تعلیق و استثنا کردن اشخاص حقیقی و حقوقی از قانون خاصی عبارت Waive به مفهوم «مستثنی کردن از قانون» به کار می رود و از طرفی در هیچ یک از قوانین ایالات متحده اصطلاح Cease برای توقف، تعلیق و یا مستثنی کردن افراد از قانون استفاده نگردیده است، تبعات حقوقی استفاده از اصطلاحCease the application of the sanctions» » برای توقف تحریم های ثانویه آمریکا علیه ایران، جای سوالات و ابهاماتی دارد. مقامات آمریکایی در صورت غرض ورزی، می توانند تنها رویکردی رفع تکلیفی به این موضوع داشته باشند.

در صورت اتخاذ چنین رویکردی از سوی مسئولان آمریکایی، تمامی کسانی که اقداماتی بر خلاف قوانین تحریم های آمریکا انجام می دهند، می توانند متصور باشند که اگر چه فعلا به خاطر زیر پا گذاشتن قوانین تحریمی آمریکا مجازات نخواهند شد، اما از آنجا که به طور قانونی از این قوانین استثنا نشده اند، احتمال این که در صورت توقف اجرای برجام، فعالیت های گذشته آنها نیز مورد بازخواست و یا مجازات قرار گیرد وجود خواهد داشت. قائل شدن به چنین احتمالی توسط سرمایه گذاران – به ویژه آن دسته از سرمایه گذارانی که منافع و اموال قابل توجهی در آمریکا دارند – می تواند انگیزه آن ها را برای سرمایه گذاری در ایران شدیدا کاهش دهد.

20- اگر چه ایالات متحده متعهد گردیده است که اجرای بسیاری از تحریم های پولی و بانکی را متوقف کند، و اگر چه توقف تحریم  مبادلات بین المللی به ریال ایران نیز جزو تعهدات آمریکا در بند 2 ذیل بند 21 جمع بندی برجام[1] ذکر شده است، اما در هیچ جای برجام به مطلبی در خصوص توقف اجرای تحریم های مرتبط با مبادلات بین المللی به دلار آمریکا اشاره ای نگردیده است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: