پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۹
سه شنبه ۱۷ شهریور ۹۴ | ۱۰:۵۸

سخنان رهبری؛ خط قرمز عبور از خط قرمزها

امروز بازی با کلمات شکست خورده است. باید دید تیم هسته‌ای دولت چه راهکاری برای جبران مافات و لحاظ شدن حقیقی خطوط قرمز در برجام می‌تواند بیاندیشد


سخنان رهبری؛ خط قرمز عبور از خط قرمزها «[امریکایی‌ها] می‌گویند تحریم‌ها تعلیق یا متوقّف می‌شود؛ مسئله‌ی ما این نبوده. مشخّص است که تحریمهای اقتصادی باید برداشته شود؛ گفتیم هم فوراً! حالا دوستان ما در اینجا آن «فوراً» را به یک شکلی معنا کردند، ما هم حرفی نزدیم، اشکال ندارد … لکن بالاخره [تحریمها] باید برداشته بشود، توقّف تحریم نداریم، تعلیق تحریم نداریم؛ اگر آنها تعلیق می‌کنند، خب پس ما هم اینجا تعلیق می‌کنیم، اگر این‌جور است ما اقدام اساسی روی زمین چرا انجام بدهیم». (بیانات مقام معظم رهبری، ۱۲ شهریور ۱۳۹۴)

این سخنان رهبر انقلاب را باید پایانی بر روند چند ماهه مسامحه با خطوط قرمز مذاکرات از سوی دولتمردان دانست. در ماه‌های منتهی به توافق هسته‌ای، خطوط قرمزی از سوی رهبر انقلاب تعیین شد که همگی در جهت حمایت از منافع مردم ایران در برابر مستکبران جهان بود. اما استراتژی مسوولان دولت در مواجهه با خط قرمزها این بود که معنای عبارات را به گونه‌ای بچرخانند که در لفظ، خطوط قرمز رعایت شود اما در معنا مسیر دیگری طی شود. این استراتژی در مقاطع مختلفی از مذاکرات به کار بسته شد و به ظاهر برای دولتمردان موفقیت آمیز بود. از جمله:

۱ ـ دو مرحله‌ای نشدن مذاکرات: رهبر انقلاب با دو مرحله‌ای نشدن مذاکرات به این معنی که در مرحله اول بر سر اصول کلی توافق شود و در مرحله بعد بر اساس آن چارچوب کلی، به جزئیات پرداخته شود، مخالفت کردند. علت هم واضح بود. طرف مقابل می‌توانست با این حربه، تعهدات ایران را که واضح و شفاف است در توافق مرحله اول بگنجاند و از ایران امضا بگیرد. سپس در مرحله دوم که مربوط به تعهدات خودش است اصطلاحا بازی در بیاورد.

در مقابل این سخنان، مسوولین سیاست خارجه دولت به سادگی لفظ “توافق” را تبدیل به “تفاهم” کرده و اعلام نمودند که چارچوب لوزان، توافق بر سر کلیات نیست؛ بلکه صرفا یک تفاهم است و الزام آور نمی‌باشد. اما در مذاکرات مرحله بعد دیدیم که همه طرفها از جمله تیم ایرانی، چارچوب لوزان را مبنا و مرجع مذاکرات می‌دانند و بر پایبندی بر چارچوب لوزان تاکید دارند. نهایتا نتیجه مذاکرات نیز هیچ گونه تناقضی با فکت شیت امریکا از توافق لوزان ـ که مقامات ایران پیشتر آن را تکذیب می‌کردند ـ نداشت. لذا مشخص شد که چارچوب لوزان در واقع همان توافق مرحله اول بود که با تغییر الفاظ آن را تفاهم غیر الزام آور نامیده بودند.

۲ ـ لغو فوری تحریم‌ها: در این مورد هم مقام معظم رهبری تاکید کردند که تحریم‌ها باید فورا در هنگام امضای موافقت نامه لغو شود. مسلما خواسته مردم ایران از مذاکرات همین لغو تحریم‌ها بوده و طبیعی است که دادن برخی امتیازات از سوی ایران باید منوط به تعیین تکلیف فوری تحریم‌ها باشد.

در اینجا نیز سران دولتی همان رویه بازی با الفاظ را در پیش گرفتند. آنها اعلام کردند که تحریم‌ها در اولین روز اجرای توافق برداشته می‌شود. اما اولین روز اجرای توافق چه روزی است؟ در برجام با تایید ایران و همه طرفها تعیین شد روز اجرای توافق همان روزی است که همه تعهدات ایران (شامل باز کردن و انبار کردن سانترفیوژها و قطعات آن، تخریب قلب رآکتور اراک، از بین بردن ۹۷ درصد از حجم اورانیم غنی شده و…) انجام شده و به تایید آژانس رسیده باشد. یعنی برداشته شدن عملی تحریم‌ها موکول به بعد از اجرای تعهدات ایران شد؛ اما با بازی با الفاظ، از عبارت برداشته شدن تحریمها در اولین روز اجرای توافق استفاده می‌شد.

۳ ـ همزمانی در اقدامات ایران و ۱+۵ : رهبری به عنوان یکی از خطوط قرمز فرمودند که اجرای تعهدات ایران باید همزمان و متناظر با اجرای تعهدات طرف مقابل باشد. حکمت این سخن هم این بود که مبادا شرایطی مانند ماجرای ابوموسی اشعری ایجاد شود که مایه تمسخر ایرانیان در سطح جهان شود. بدین معنا که ایران تمام تعهدات خود را انجام دهد و وقتی نوبت طرف مقابل رسید، آنها زیر تعهد خود بزنند.

از اینجا مفهوم همزمانی در اجرای تعهدات مورد توجه قرار گرفت. اما سیاست دولت همان بازی با مفهوم کلمات بود. نتیجه این شد که در برجام، اصل همزمانی تعهدات به طور کامل لحاظ شد: “همزمان” با گزارش آژانس مبنی بر اینکه ایران “قبلا” همه تعهدات خود را انجام داده است، تحریمها برداشته می‌شود!

۴ ـ بازرسی از اماکن نظامی: رهبری با مساله بازرسی از اماکن نظامی مخالفت کرده‌اند تا مبادا ماجرای عراق تکرار شود و امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور در خطر قرار گیرد. مسوولان سیاست خارجه نیز اعلام کردند که سمعا و طاعه؛ اجازه هیچ گونه “بازرسی” از اماکن هسته‌ای داده نخواهد شد. بلکه آژانس صرفا “دسترسی” به اماکن نظامی خواهد داشت. اما مشخص نیست که دامنه این دسترسی تا کجا خواهد بود و غیر از تفاوت لفظی، دسترسی چه فرقی با بازرسی دارد؟

۵ ـ بازجویی از دانشمندان هسته‌ای: در این مورد هم از سوی مقام معظم رهبری تاکید شد که اجازه گفتگو با دانشمندان هسته‌ای داده نخواهد شد. این تصمیم برای حفاظت از امنیت جانی و روانی دانشمندان اتخاذ شده بود. اما مشاهده کردیم که در چارچوب توافق شده ایران با آژانس انرژی اتمی برای حل مسائل گذشته، بازجویی از دانشمندان هسته‌ای، با لفظ “دیدارهای فنی ـ کارشناسی” گنجانده شد.

۱_۲۶۳۱۵۰

روند دو ساله مذاکرات اخیر نشان داد که رویکرد رهبر انقلاب، وتوی مستقیم تصمیمات دولتمردان نبوده است. بلکه ایشان خطوط قرمز نظام و مردم را به صراحت اعلام می‌کنند و خواستار تحقق آن از سوی دولت می‌شوند.

به نظر می‌رسد مسوولان دولتی با اطمینان از عدم ورود مستقیم رهبری جهت نقض کردن تصمیمات آنها، استراتژی خود را بر قلب معانی کلمات قرار دادند. به گونه‌ای که در ظاهر جملات، نظر مقام معظم رهبری لحاظ شود، اما در معنا همان روند سابق پی گرفته شود.در این میان کُدخداها یا همان سران حزب لوله کشی نیز به میدان آمده و با القای این تفسیر که خط قرمزهای رهبری واقعی نیست و فقط ابزاری برای امتیازگیری از طرف مقابل می‌باشد، این پازل را تکمیل کردند.

اما با سخنان اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه تعلیق تحریم‌ها مورد قبول نیست و تکلیف موضوع باید روشن شود، بازی مشترک دوستان دولتی و حزب لوله کشی کاملا به هم ریخت. مواضع رهبری نشان داد اگرچه ممکن است ایشان در بعضی موارد جزئی تر نظیر همزمانی اجرای تعهدات، در مقابل بازی با کلمات دوستان سکوت کنند، اما در مورد خطوط قرمز توافق، که با منافع و آینده ملت گره خورده است، تعارفی وجود ندارد. در این میان نیازی به سر و صدا و شعار هم نیست. دستوری داده شده و باید اجابت شود. تغییر در جمله بندی و استفاده از الفاظ متفاوت از سوی تیم مذاکره کننده نیز حاصلی جز لبخند توأم با طمانینه رهبری نظام نخواهد داشت و تا زمانی که خطوط قرمز مراعات نشود، «معامله‌ای در کار نیست».

«ممکن است باز این را هم یک جور معنا کنند». این عبارت را باید جمله کلیدی مقام معظم رهبری در سخنرانی روز پنج‌شنبه دانست. در شرایطی که در متن برجام تلاش شده با تغییر دادن معانی کلمات و بازی با الفاظ، خط قرمزهای هسته‌ای “خنـثی” شود، رهبر انقلاب با تاکید بر “مفهوم” عبارات و نه “الفاظ” آن، این سیاست را ناکام ساختند.

به هر حال اکنون دولت مانده است و ماحصل مسامحه چند ماه اخیر با “خطوط قرمز”؛ از یک سو تعهد بر لغو و نه تعلیق تحریم‌ها، و از سوی دیگر متن برجام که تاکید دارد بر تعلیق تحریم‌های اتحادیه اروپا تا سال دهم و توقف اجرای تحریم‌های امریکا که حتی از تعلیق نیز یک مرتبه پایین تر است. امروز بازی با کلمات شکست خورده است. باید دید تیم هسته‌ای دولت چه راهکاری برای جبران مافات و لحاظ شدن حقیقی خطوط قرمز در برجام می‌تواند بیاندیشد.

پی نوشت: باید مراقب بود تا مبادا این سخنان صریح، طی هفته‌های آتی مجددا به نحوی متضاد با نص آن مورد تفسیر قرار گیرد. در این زمینه، از نقش خطیر برادران کُدخدا نباید غافل بود. چرا که این سران “حزب لوله کشی” در سال‌های اخیرنشان داده‌اند که تا آخر خط ایستاده‌اند و با این قبیل ضایع شدن‌ها از میدان به در نمی‌شوند!

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: