چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
پنج شنبه ۲۵ آذر ۸۹ | ۰۸:۰۰

جهانی‌شدن نهضت کربلا

امروز ميليونها انسان دلشان مشغول امام حسين (ع) و عاشوراست. اگر مي بينيد ائمه خوشحال مي شدند از اينكه اين مجالس و محافل به پا شود مساله اين نبوده كه دلشان مي خواسته براي كسي كه از دنيا رفته عزاداري کنند و بعد رواج یابد. يك عاطفه معمولي نيست . محافلي كه براي امام حسين برپا مي شود معنايش اشاعه دعوت حضرت است .معنايش اين است كه هدف حضرت دارد درعالم ظهور پيدا مي كند و خون دارد به ثمر مي نشيند


پیوند و تاثیر عاشورا در گذشته و حال
تریبون مستضعفین– لشگر ابلیس در کربلا : اين فاجعه بزرگ و عظيم يعني شهادت سيدالشهدا (ع) به دست دشمنان اسلام يه تعبير ديگر به دست ابليس و دستگاه ابليس اتفاق افتاد .يعني در واقع ابليس انتقام خودش را از خداي متعال گرفت به خداي متعال گلايه كرد. همه حرفش همين بود كه چرا مقام خلافت  رابه او ندادند و به نبي اكرم و به اهل بيتش بخشیدند . اين كينه اي بود كه از ابليس در روز عاشورا ظهور كرد. با تمام وجود صف آرايي كرد و انتقام خود را گرفت . در واقع همه دستگاه طاغوت سنگين ترين انتقامي كه از جبهه حق در طول تاريخ گرفتند ماجراي عاشوراست .پس بزرگترين غصه بر دل اولياء خدا و بزرگترين مصيبت جبهه حق هم در طول تاريخ مصيبت عاشوراست . به حسب ظاهر از ديد اهل دنيا جنگ مغلوبه شد و كار به نفع جبهه ابليس تمام شد. ولي آيا واقعيت همين است ?چه چيزي مايه دلخوشي اولياء خدا در مقابل اين شكست به حسب ظاهر بسيار بزرگ است ؟چه چيزي در متن حادثه عاشوراست كه دل اولياء خدا را خوش مي كند؟ اصلي ترين مساله اين است كه خداي متعال وعده نصرت اولياء خودش را داده است .خدا فرموده: اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا   خدا سرپرست و اولياست إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذينَ آمَنُوا   خداي متعال مدافع مومنين است. اگر همه دست به دست هم بدهند تا یک ولي از اولياء خدا را ذليل كنند و از او انتقام بگيرند، خداي متعال مدافع اوست و كار بر عكس مي شود.
غلبه حق بر باطل در طول تاریخ انبیا
در داستان انبياي الهي مي بينيدکه همه نمرود و قومش دست به دست هم دادند كه ابراهيم خليل را در آتش بسوزانند، ولي خداي متعال نخواست. در باره موساي كليم و دیگرانبيا هم همين طور است. هر تلاشي كه آنها كردند خداي متعال اين تلاش ها را معكوس كرد. در مورد جناب يوسف (ع) برادرها حسد ورزيدند واو را در چاه انداختند. خداي متعال مدافع اوست .پس قومي را تشنه مي كند . .گذرشان به اين چاه مي افتدو يوسف را بيرون مي آورند .آنها به قصد به دست آوردن سود و مال دنيا يوسف را به عنوان برده مي فروشند. ولي خدا مدافع يوسف است .او را در خانه يكي از بزرگان مصر وارد مي كند كه آنها را از نعمت فرزند محروم كرده و بعد يوسف فرزند خوانده آن خانه بزرگ مي شود .وقتي بانوان مصري بناي كيد و مكر مي گذارند، خداي متعال فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنّ،  كيد آنها را برمي گرداند .وقتي بناست يوسف  از زندان آزاد شود و به آن درجاتي كه بايد، برسد دوره عزت يوسف است. خداي متعال خوابي را به هر دليل بر گبري ارائه مي كند و اين عامل نجات جناب يوسف (ع) مي شود .از قبل هم زمينه هاي پاكي يوسف و تبرئه يوسف را فراهم كرده است.

وَ شَهِدَ شَاهِدٌ مِّنْ أَهْلِهَا إِن كاَنَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكَاذِبِين وَ إِن كاَنَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصَّادِقِينَ مَا بَالُ النِّسْوَةِ الَّاتىِ قَطَّعْنَ أَيْدِيهَُنَّ
خداي متعال از قبل اين شاهدها را براي صدق يوسف گرد آورده و بعد اورا نجات مي دهد .همه عليه يوسفند . از برادرها و عشيره خودش گرفته تا زنان مصري و بزرگان مصر . ولي خداي متعال مي خواهد يوسف عزيز بشود. مومنين  به همين يك جمله دل خوشند: إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذينَ آمَنُوا  ؛ خداي متعال وعده پيروزي و نصرت داده و مدافع مومنين است. اين همان چيزيست كه مسير تاريخ را عليه ميل و پسند دشمنان اولياء خدا پيش برده . هر كجا احساس مي كردند پيروزند ،خداي متعال بی درنگ آثار شكست آنها را ظاهر كرده است.
مهدویت، ثمره نهضت عاشورا
خداي متعال مدافع سيدالشهدا (ع) است و وعده پيروزي قطعي داده . در صلوات امام حسن عسكري عليه السلام می خوانیم: أَشْهَدُأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى الطَّالِبُ بِثَأْرِكَ وَ مُنْجِزُ مَا وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ التَّأْيِيدِ فِي هَلَاكِ عَدُوِّكَ وَ إِظْهَارِ دَعْوَتِ
من يقين دارم كه خداي متعال آن وعده اي كه به تو داده  رانقد مي كند، تو را تاييد مي كند ودعوت تو آشكار وجهان گير مي شود . دشمنان تو یعنی همه كفار در طول تاريخ ،در صف دشمنان امام حسين (ع) هستند  که هلاك و نابود مي شوند .اين بركات خون مقدس سيدالشهدا (ع) است. همه حق در تاريخ  وهمه جبهه انبيا و اوليای تاريخ، مرهون عاشوراي امام حسين (ع) هستند. آنها تنها به ظهور امام زمان دلخوش كرده اند. خداي متعال در نسل سيدالشهدا امام زمان عليه السلام را قرار داده و اين همان چيزيست كه در قبال اين شهادت در روايات  وجوددارد. خداي متعال وعده اش را به نبي اكرم و صديقه طاهره سلام الله عليها و وجود مقدس امير المومنين داد و آنها به اين شهادت راضي شدند . وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ   در تفسیر اين آمده كه خداي متعال به نبي اكرم و صديقه طاهره و امير المومنين فرمود كه فرزندي با اين خصوصيات
به شما مي دهيم،   ولي چنين بلاي عظيمي هم در بين است. خداي متعال وعده داد که در مقابل اين شهادت ،امامت را در نسل سيدالشهدا (ع) قرار مي دهد. مساله يك انتقام جويي ساده نيست . مساله يك قتل و يك كشته شدن نيست. مي دانيد ما ماموريم اگر كسي با خود ما پدر كشتگي هم داشته باشد ولي از دوستان ائمه (ع) باشد با او دوست باشيم و اگر نزديك ترين انسان به ما ، دشمن اولياء خدا بود ما مكلفيم با او دشمن باشيم . معني سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُ   اين است .مساله خونخواهي يك پدر نيست .مساله خونخواهي همه انبيا و اولياست .مساله خونخواهي ولي خداست . اين چيزيست كه به دست وجود مقدس امام زمان عليه السلام اتفاق مي افتد :أين الطالب بذحول الأنبياء و أبناء الأنبياء أين الطالب [المطالب‏] بدم المقتول بكربلاء   آن چيزي كه مايه دلخوشي ماست اين است كه سيدالشهدا (ع) اولا اين راه را با يك ميثاق قبلي طي كرده و ثانيا در متن اين بلا به ضيافت خداي متعال رسيده و در گودي قتلگاه مخاطب به خطاب يَأَيَّتهَُا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُ ارْجِعِى إِلىَ‏ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً   شده است.

توجه انبیاء سلف به شخصیت امام حسین(علیه السلام)
باید گفت دست شفاعت امام حسین همه انبيا و اولياء و خوبان را هدايت و شفاعت را از همين دنيا آغاز کرده است. شفاعتي كه قبل از روز عاشورا شروع شده .گاهي حادثه اينقدر عظيم است كه اثارش پیش  از ظهورش در عالم دیده می شود.از همان ابتدا كه حادثه رقم مي خورد آثارش در دنيا ظهور پيدا مي كند. شفاعت سيدالشهدا نسبت به عاشورا قبل از ظهور عاشورا در عالم دنيا شروع شده .اينكه خداي متعال ماجراي سيدالشهدا را با پیامبران اولولعزم در ميان مي گذارد براي چيست؟ براي اين است كه اينها با شفاعت سيدالشهدا بتوانند راه را طي كنند و به مقصد برسند .و گرنه دليل ندارد خداي متعال روضه حضرت سيدالشهدا را براي جناب آدم بخواند .دليل ندارد روضه اش را براي حضرت ابراهيم بخواند یا به هر كيفيت و بهانه اي انبياي اولوالعزمش را به کربلا بياورد . در شب معراج وارد شده كه رسول خدا گذرش به سرزمين كربلا افتاد؛ يعني همه بايد از صحنه كربلا عبور كنند.
خون امام حسین(علیه السلام) تسخیرکننده جهان هستی
امروز ميليونها انسان دلشان مشغول امام حسين (ع) و عاشوراست. اگر مي بينيد ائمه خوشحال مي شدند از اينكه اين مجالس و محافل به پا شود مساله اين نبوده كه دلشان مي خواسته براي كسي كه از دنيا رفته عزاداري کنند و بعد رواج یابد. يك عاطفه معمولي نيست . محافلي كه براي امام حسين برپا مي شود معنايش اشاعه دعوت حضرت است .معنايش اين است كه هدف حضرت دارد درعالم ظهور پيدا مي كند و خون دارد به ثمر مي نشيند. مردم دارند به موضع گيري در مقابل حق و باطل مي رسند. زمانی امام حسين با تمام تلاشي كه كرده توانسته هفتاد نفر ياور پيدا کند. آن  هم با کمی فاصله از عهد نبي خاتم (ص). عده اي از همين هايي كه در كربلا بودند شايد سيدالشهدا را در آغوش رسول خدا ديده بودند. از خود نبي اكرم درباره سيدالشهدا شنيده بودند. اين همان احتجاح صبح عاشورای سيدالشهداست .هنگام صبح حضرت دو خطبه خواند ه است . اين دو خطبه خيلي خواندني ا ست و در هر دو سخنراني اتمام حجت كرده است. فرموده كسي نگويد فردا من را نمي شناخته.با اينکه امام حسين مي دانست اينها به راه نمي آيند ولي در عين حال حجت را بر آنها تمام كرد. می پنداشت
شايد دلي متحول شود. شما از جدم درباره من و برادرم نشنيديد :الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّ   شما نشنيديد آن فضيلت هايي  راكه در باره من نقل شده . اگر نشنيديد     ازاصحاب رسول خدا بپرسيد .پس تنها هفتاد نفر از همه دنياي اسلام  گرد امام جمع شدند .مابقي  بنا به تعبير روايات که صرفا براي تاكيد بر عاطفه ها نيست وجود مقدس امام حسين (ع) را در روز عاشورا مثل گوسفند سر بريدند .يعني كسي براي امام حسين حرمت قائل نبود. احساس نمي كردند كار بدي انجام داده اند، بلكه در تعابير آمده ٌّ يَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّه  ، با ريختن خون سيدالشهدا در پی نزديكي به خدا بودند. اين غربت اسلام است .ولي شما ببينيد امروز ياد امام حسين نام امام حسين قلوب را متحول مي كند. آنچه غصه ها را كم مي كند اين است كه شفاعت امام حسين (ع) دارد ظهور پيدا مي كندو مردم هدايت مي شوند . اگر نبود خون امام حسين (ع)در آن فضاي تاريكي كه اينها ايجاد كردند احدي مسلمان نمي ماند. شما مي بينيد قلوبي در اطراف و اكناف دنيا در بلاد كفار تكان مي خوردو رو به خدا مي آورند. به دنیا پشت مي كنند ودر لذتها و  تمدن مادي ترديد مي كنند . اينها همه آثار راه امام حسين است اينهاست كه موجب شادي دل اولياء خدا بوده .اينكه مي بينيد در گودي قتلگاه وقتي امام سجاد (ع) دارند جان مي دهند زينب كبري مي فرمايند: پسر برادرم چرا با جان خودت بازي مي كني. اوضاع عوض مي شود . اينجا زيارتگاه مي شود . بعد از رفتن امام حسين عزاداري بر امام حسين چه نتيجه اي دارد كه دلي را خوش بكند ،آن هم دل صديقه طاهره سلام الله عليها را. مساله اين است امام حسين شهید شد براي اينكه همه را دستگيري كند و اين تحول قلوب معنايش تاثير شفاعت امام حسين است .اگر ما اينجا جمع شديم به شفاعت امام حسين عليه السلام است. اگر امروز ميليونها قلب متحول مي شوند اين با دست تواناي خود سيدالشهدا صورت می گیرد.
سوره فجر و امام حسین(علیه السلام): ظهور و طلوع فجر
در سوره فجر كه سورة‌الحسين عليه السلام نام گرفته همين دو مطلب آمده يا به تعبير من سه مطلب اساسي وجود دارد. يك مطلب ذيل سوره است كه : يَأَيَّتهَُا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُ ارْجِعِى إِلىَ‏ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى وَ ادْخُلىِ جَنَّتىِ   . اين آيات بر اساس تفاسير روايي مربوط به سيدالشهداست. نفس مطمئنه خود سيدالشهداست و راضية مرضية اصحاب سيدالشهدا هستند .و اما صدر سوره در باره امام زمان عليه السلام است. در شب تاريك دولت بني اميه و دولت اصحاب سقيفه كَظُلُماتٍ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ   خداي متعال مي فرمايد:
وَ الْفَجْرِ   سوگند به ان سپيده اي كه طلوع مي كند. درروايات مي خوانیم مقصوداز اين فجر دولت حضرت بقية الله و ظهور امام زمان عليه السلام است و بعد : وَ لَيَالٍ عَشْرٍ وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ   كه تفسير آن را ائمه عليه السلام می داند.
توجیه پذیری حادثه کربلا در نگاه کلان به جهان هستی
آن كساني كه محدود نگاه مي كنند می پندارند جبهه اولياء خدا شكست خورده . لذا خداي متعال در دوره ضعف انبيا مي فرمود وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ   خدا يك ايام اللهي دارد كه روز غلبه كلمه توحيد و ظهور پيروزي كلمه حق است. مردم را دائما متذكر شو به آن روز كه اميدوار شوند . اين يك عبور است . در روايات ايام الله را روز ظهور دانسته اند. خداي متعال  به موساي كليم مي فرمايد به آنها بگو روز رجعتي است كه خوبان برمي گردند. بدها هم برمي گردندو صحنه عوض مي شود. در بعضي نقلهاآمده که همه انبيا برمي گردند و روز سوم روز قيامت است. خدا چنين ايامي دارد. اگر كسي عاشورا را در دل اين عظمت هستي و تاريخ نبيند قابل تحمل نيست . اولياء خدا اين صحنه را در مجمع عالم مي ديدند .در روز عاشورا مجموع سوره و الفجر را مي ديدند هم صدر سوره را هم ذيل سوره را هم بقيه معارفي  راكه در سوره آمده :أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ   نديدي پروردگارات با آنهايي كه به اسم بهشت خدا ارم درست مي كردند چه کرد. نديدي خدا با فرعون چه كرد وَ فِرْعَوْنَ ذِى الْأَوْتَادِ   . بعضي ها ذِى الْأَوْتَادِ   را اهرام می دانند. خدا همه آنان را مايه عبرت همه عالم قرارداد. بنابراين جاي نگراني نيست .درست است عاشورايي در پيش است، ولي اقتضاي عالم همین است.
نعمت و نقمت ، ابتلاء الهی: بلا پذیری در نگاه جامع به دنیا
براي اولياء خدا خوشي و سختي فرق نمي كند. در سوره و الفجر خداي متعال مي خواهد به ما آرامش بدهد. مي خواهد مجموعه دنيا را به ما نشان بدهد.پس مي فرمايد :
فَأَمَّا الْانسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَئهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبىّ‏ِ أَكْرَمَنِ وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَئهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبىّ‏ِ أَهَانَنِ كلاََّ  بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ
انسان يك اشتباه بزرگ مي كند. وقتي در دنيا به او نعمت مي دهيم مغرور مي شود. وقتي مبتلايش مي كنيم مايوس مي شود. ولی براي مومن شكست و پيروزي در دنيا دقيقا يكسان است .در آيه شريفه سوره حديد مي خوانیم:
ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في‏ أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ
هر مصيبتي كه به شما مي رسد قبل از اينكه در اين دنيا ظهور كند در كتابي ثبت شده.  پس لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ   وقتي چيزي از دست مي دهيد غم نخوريد وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ   و وقتی چيزي به دست مي آوريد خوشحال نشويد .پرسش این است.آیا صر ف نشته شدن وقایع در کتاب می تواند ار احساسات ما جلوگیری کند؟ شايد نكته اش اين باشد که اگر انسان فهميد رخ دادها بي حساب و كتاب نيست و امتحان است آرام می گیرد: فَأَمَّا الْانسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَئهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ   برای این انسان تكليف موضوعيت دارد. پس به دنيا فكر نمي كند به تكليفش می اندیشد. در پايان سوره می خوانیم: وَ جِاْى‏ءَ يَوْمَئذِ  بجَِهَنَّمَ  يَوْمَئذٍ يَتَذَكَّرُ الْانسَانُ وَ أَنىَ‏ لَهُ الذِّكْرَى   خيال كرديد كار به همين دنيا تمام مي شود؟ اين دنيا يك دار امتحان بود. عده اي شكست خوردند. عده اي پيروز شدند. شكست خورده ها فراعنه بودند. آنها خيال مي كردند پيروزند. . حالا پشت سرتان را ببينيد. ببينيد فرعون پيروز بود يا موساي كليم. نمرود پيروز بود يا حضرت ابراهيم .شداد پيروز بود يا حضرت هود.با بصيرت بيشتر قيامت را ببينيد: وَ جِاْى‏ءَ يَوْمَئذِ  بجَِهَنَّمَ  يَوْمَئذٍ يَتَذَكَّرُ الْانسَانُ وَ أَنىَ‏ لَهُ الذِّكْرَى  سعادتمند کیست؟ وقتي جهنم را مي آورند همه انبيا مي گويند: وانفسا  جز نبي اكرم كه مي فرمايد واامتاه  .
وَ جِاْى‏ءَ يَوْمَئذِ  بجَِهَنَّمَ  يَوْمَئذٍ يَتَذَكَّرُ الْانسَانُ وَ أَنىَ‏ لَهُ الذِّكْرَى   آن روز ديگر تذكر به کار نمی آید.  گناه کاران می گویند:يَقُولُ يا لَيْتَني‏ قَدَّمْتُ لِحَياتي‏  اي كاش براي امروزم يك كاري مي كردم. فَيَوْمَئذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ وَ لَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ   هيچ كس جاي او را نمي گيرد. بايد خودش عذاب شود. 

عاقبت جبهه حق و باطل: آینده از آن کیست ؟
وقتی  مجموع سوره و الفجر را ببينيد ديگر جا یی برای نگرانی نمی ماند. والفجر؛ اين شب تاريك دولت بني سقيفه و بني العباس و بني اميه ، در همين دنيا روز روشني دارد و آن روز امام زمان است . نگاهتان به فجر تاريخ باشد . نگاهی به پشت سرتان بيندازيدو ببينيد با فراعنه چه كرديد: أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ   نگاهی به حقيقت دنيا بيندازيد. دنيا كه جاي خوشي نيست . شما از بلاها ناراحتيد. دنيا دار امتحان است؛ نه خوشي ان موضوعيت دارد  ونه رنجش . نگاهی هم به بعد دنيا بيندازيد؛ وقتي همه اين بساط جمع مي شود وَ جِاْى‏ءَ يَوْمَئذِ  بجَِهَنَّمَ  يَوْمَئذٍ يَتَذَكَّرُ الْانسَانُ   پس چنين صحنه هايي در پيش است. شما عاشورا را در دل همه اين صحنه ها ببينيد .آن وقت انسان مي فهمد چه کسی پيروز شده ؟ در شام کسی به امام سجاد گفت: ديدي خدا با شما چه كرد؟ ديدي چگونه شكستتان داد.امام  فرمود: بگذار ظهر بشود موذن اذان بگويد ،مي فهمي پيروز کیست. اينها مي خواهند نام خدا و پيغمبر خدا نباشد ما ميخواهيم اين نام باشد . اينها مي خواستند نام امير المومنين را حذف كنند و امام حسين مي خواست نام امير المومنين زنده شود.
پس اگر امام زماني هست ،امام حسين پيروز است . ا اگر كسي مي خواهد با امام حسين پيوند داشته باشد بايد با امام زمان پيوند داشته باشد. انتظار حضرت فضيلتهایي استثنايي دارد. شنيديد كسي كه در ركاب امام زمان  باشدگویی در ركاب نبي اكرم شهيد شده است. اين انتظار چیست؟ انتظار باز شدن گره عاشورا عجل فرجهم  اين انتظار هم اركاني دارد. انسان بايد وليش را بشناسد .هدفش را بشناسد و به پيروزي آن هدفها  امید داشته باشد. بعد وارد ميدان شودو خودش را وقف كند برای رسیدن به یک هدف بزرگ .
ذکر مصیبت » آخرین نگاه ، آخرین وداع
امروز صبح دو لشكر، صفوف خودشان را منظم كردند .يك طرف كه نگاه مي كني يك بيابان لشكر میبینی. سي هزار تا 120 . يك شهر بزرگ همه مسلحند. عمر سعد جناح راست چپ ميمنه و ميسره را صف ارايي كرد. حضرت هم همين لشكر كوچك خودشان را صف آرايي كردند فرمانده راست زهير است ،فرمانده چپ حبيب ، قلب لشكر هم برادرشان حضرت ابالفضل سلام الله عليه. پيش از همه حضرت دو سخنراني دارند . حضرت خودشان را معرفي كردند تا كسي نگويد من نمي شناختم . شخصيت خودشان را هم معرفي كردند گفتند امروز روزي است كه صلح در آن اتفاق نمي افتد عقب گرد و عقب نشيني و تسليم نيست .اگر شما بايستيد ما تا پاي خون ايستاده ايم. كسي نگويد ما نمي خواستيم خون امام حسين را بريزيم علي و ان الدعي يابن دعي قد ركض بين اثنتين بين سلة و ذله  يك ناپاك در مقابل من است او به من مي گويد تو بايد ذليل ما بشوي يا كشته بشوي. من را بين شمشير و ذلت مخير كرده هيهات من الذله يابي الله ذلك لنا  خدا اجازه مي دهد من ذليل ابن زياد بشوم؟ آن دامنهاي پاكي كه من از آنهابرخواستم اجازه می دهند؟ دامن فاطمه زهرا كه تا جان داشت ايستاد. او را كوبيدند ،عقب نشيني نكرد. با اينكه ناموس خدا و رسول خدا بود در كوچه ها ايستاد كتك خور نامحرم ها شد. پشت در آمد .در مسجد خطبه خواند .خردش كردند .دست برنداشت.ایا او راضي مي شود من ذليل ابن زياد بشوم ؟ اين شدني نيست . تا آخرين قطره خون تا آخرين نفر ايستاداه م. متاسفانه صف آرايي جدي شد وقتي نصيحت ها و حرفها اثر نكرد جنگ در گرفت. حضرت به اصحابش اجازه شروع جنگ نداد. فرمود ما شروع نمي كنيم .اولين تير را عمر سعد به سوي اردوگاه امام حسين عليه السلام پرتاب كرد .ديگر اين حادثه عظيم و اين مصيبت نگفتني آغاز شد . جنگ تن به تن آغاز شد. ولي بعد عمر سعد نهيب زد و گفت تن به تن با اينها نجنگيد. هجوم عمومي و دسته جمعي را شروع كردند .در بعضي از اين هجوم ها عده اي از اصحاب سيدالشهدا در محاصره افتادند .وجود مقدس قمر بني هاشم حمله كرد. حلقه محاصره را شكست  وآنها را از محاصره در‌آورد. به هر كيفيتي بود اين جنگ تا ظهر به طول كشيد. وقت ظهر ابوسمامه ساعدي به حضرت عرض كرد دوست داريم آخرين نمازمان را پشت سر شما به جماعت بخوانيم. حضرت فرمود از دشمن آتش بست بگيريد .ببينيد آتش بست را مي پذيرندتا به اندازه يك نماز به ما فرصت بدهند، نپذيرفتند. لذا حضرت فرمود عده اي سپر شدند تا امام حسين نماز خواند. نماز حضرت كه تمام شد ديگر صحنه جنگ عاشورا جدي شده بود. از اين به بعد همه اصحاب رفتند. نوبت به بني هاشم رسيد. حضرت يكي يكي شهدا را به خيمه مي آورد. هر شهيدي روي زمين مي افتاد مي آمد سرش را به دامن مي گرفت. نمي گذاشت در ميدان بمانند . مرحوم شوشتري نقل مي كند : تا امام حسين عليه السلام زنده بود اجازه نداد سر از يك بدن جدا كنند. البته بعضي از مقاتل يك نفر ديگر را هم نوشتند كه سرش را جدا كنند. بر اساس فرمايش مرحوم شوشتري اولين سري كه از بدن جدا شده سر خود امام حسين عليه السلام است. حضرت دور و برش را نگاه كرد. ديد هيچ كس باقي نمانده .
آمد در ميدان. آخرين اتمام حجت را با مردم كرد. فرمود مردم شما دور من را گرفتيد من را محاصره كرديد مي خواهيد من را بكشيدف ولي بگوييد چرا؟ من حلال خدا را حرام كردم ؟بدعت در دين گذاشتم؟ حرام خدا را حلال كردم كه خون من هدر است ؟ به ناحق خون شما  راريختم؟ گفتند هيچ كدام از اينها جرم تو نيست تو يك جرم بزرگتر داري كه مستحق قتلي. تو پسر امير المومنينی و پسر امير المومنين نبايد زنده بماند. هر چه عقده هاي بدر و حنين و جمل و صفين و نهروان بخصوص نهروان بود از اهل بيت امام حسين گرفتند. روز عاشورا حضرت آماده ميدان شد. دلگرمي بچه ها به امام حسين بود. محافظ خيمه هايش بود. راههاي ورود را بسته بود . وداع هاي امام حسين خيلي عجيب است . آن صحنه عظيم غرق در محبت خدا بود . ولي بچه هايش را فراموش  نكرد . براي خداحافظي آمد كنار خيمه هايش و برگشت. شايد اين ديگر آخرين بار بود كه امام حسين براي وداع آمد . ديگر مساله قطعي است. وارد خيمه نشد .از بيرون خيمه عزيزانش را صدا زد . عزيزان من خداحافظ .وقتي صداي امام حسين را شنيدند ديگر باورکردند كه امام حسين دارد مي رود. سخت ترين لحظه عاشورا از اينجا شروع مي شود. اين وداع امام حسين دل همه خوبها را آتش زده. همه اميدشان به امام حسين بود. دور امام حسين حلقه زدند . به امام حسين می گویند بابا اسْتَسْلَمْتَ لِلْمَوْتِ   واقعا خودت را به مرگ سپردي ؟ مي خواهي بروي؟ فرمود عزيزم كسي كه يار و ياور نداردو تنها شده چه كند؟ بايد خودم به ميدان بروم. بابا ما را به مدينه جدمان برگردان. بابا ما را در اين بيابان به كه مي سپاري و مي روي. من تشنه ام برو اول براي من آب بياور. نمي دانم حضرت چگونه بچه هايش را قانع كرد. اجازه خداحافظي به امام حسين ندادند تيراندازها شروع كردند . حضرت هنوز خداحافظي اش تمام نشده بود. از خيمه هايش فاصله گرفت .بچه هاي امام حسين در چند لحظه با بابايشان وداع كردند. در چند لحظه دل از امام حسين برداشتند. با اينكه مي دانستند ديگر بابا برنمي گردد. روز عاشورا وقتي سوار ذوالجناح شد همه رفتند. عزيزانم ديگر از خيمه بيرون نياييد. چونكه ديگر برايتان محرمي در اين بيابان باقي نمانده. هر چه هست دشمن است و نامحرم. سوار بر مركب به طرف ميدان حركت كرد .ديد دخترش مقابل ذوالجناح ايستاده: دخترم مطلبي داري؟ آري بابا بايد از اسب پياده بشوي تا من مطلبم را بگويم .نمي دانم امام حسين چقدر اين دخترش را دوست داشت. حضرت از اسب پياده شد. بابا بايد روي زمين بنشيني. مقاتل نقل كردند امام حسين روي زمين نشست. بابا من را روي دامنت بنشان. دختر بابايش را خيلي دوست دارد. دوست دارد در دامن بابايش بنشيند ولي رويش نمي شود . اين آخرين لحظه است چطور باباي او باشد دست نوازش روي سر همه بكشد همه بهره مند بشوند ولي روي سر او دست نكشد. گفت :بابا يادتان است خبر شهادت مسلم آمد دخترهاي مسلم دخترهاي خواهرت را روي دامنت نشاندي و نوازششان كردي .بابا درست است من هنوز يتيم نشده ام ولي مي دانم اين ديگر آخرين ديدار است. مي شود من را نوازش كني. .امام فرمود دخترم اينقدر با اشكهايت دل بابايت را آتش نزن. اينقدر دل من را نسوزان. نمي دانم چگونه از دخترش جدا شد ولي بايد جدا بشود به طرف ميدان حركت مي كرد. اين صحنه جانسوز هم از صحنه هاي سنگين است. يك صدا از پشت سرش شنيد دارد مي دود و صدا مي زند مي سوزد و صدا مي زند اگر امام حسن نايستد مي ميرد. صدا مي زند مهلا مهلا يابن الزهرا. پسر فاطمه آرام آرام. اي تو كه داري جان من را با خودمي بري. امام حسين ايستاد. مطلبي داري .من نمي دانم رمز اين وصيت چیست، ولي مادرم گفته در آخرين وداع، گلوي تو را ببوسم .

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: