جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
چهارشنبه ۱۹ اسفند ۹۴ | ۱۲:۲۷

یک بام و چند هوا در فضای هنری

وحید لک

تریبون مستضعفین-از اینجا شروع کنم که چرا برای سازندگی و آبادانی جامعه خود به جای وقت گذاشتن و تلاش مستمر به تکنیک بی تفاوتی و بی مسئولیتی بیشتر توجه می شود و یا اساساً به جای پیدا کردن راه حل و تشکیل ستاد بحران فقط دغدغه پاسخگویی و جواب دادن را از مدیران ارشد حوزه […]


تریبون مستضعفین-از اینجا شروع کنم که چرا برای سازندگی و آبادانی جامعه خود به جای وقت گذاشتن و تلاش مستمر به تکنیک بی تفاوتی و بی مسئولیتی بیشتر توجه می شود و یا اساساً به جای پیدا کردن راه حل و تشکیل ستاد بحران فقط دغدغه پاسخگویی و جواب دادن را از مدیران ارشد حوزه فرهنگ و هنر می شنویم! در طول سالیان متمادی است که هنرمندان و افرادی حقیقی به علت بی توجهی مسئولین ذیربط سعی بر شناسایی و معرفی مشکلات و معضلات در مسیر امور هنری کشور را داشته اند و این همت و توان شگفت آور همچنان ادامه دارد اما براستی دلیل این سیل بی عدالتی به مقوله هنر، چرا همچنان ادامه دارد؟

در یک تلنگر و نگاه اجمالی به عملکرد هر آن چه در گذشته و حال اتفاق افتاده است یک موضوع کاملاً قابل لمس است و آن را می تواند این چنین طرح کرد که آیندگان کم کاری و بی توجهی و ناکار آمدی گذشتگان را عامل اصلی بسیاری از این حفره های غیر قابل پیش بینی در مسیر رشد و تعالی عرصه هنر می بیند.

از سوی دیگر تصمیمات عجولانه و غیر منطقی مسئولینی که در دوران تصدی خود، اقدام به ارائه طرح ها و برنامه هایی کردند که فقط می توانست مسکنی باشد در یک زمان کوتاه و در یک شرایط سیاسی خاص. این مسئله نیز عاملی دیگر شد برای کندی در مسیر پیش روی خانواده هنری از جمله اتفاقات نادرست و مخربی که از گذشته آغاز شده و در حال حاضر نیز در حال شکل گیری است، بوجود آمدن مراکز و انجمن هایی است که با نام ترویج، توسعه ، آموزش و حمایت در عرصه هنرهای نمایش به صورت موازی شکل گرفته است .

بازکردن این موضوع که چرا این مراکز با این سرعت و بدون یک هدف مشترک از خاک سر بیرون آورده اند را می توان این طور ترسیم کرد که در واقع هیچ گاه هنرمندان و مسئولین شکل دهنده و سیاستگذار این مجامع، سعی بر گفتگو درون خانواده خود و تلاش مجدد برای بر طرف کردن مشکلات احتمالی و سلیقه ای خود نداشته اند و ساده ترین راه حل در شرایط مختلف بحرانی را در بوجود آوردن تشکلی با نگاه شخصی خود دانسته اند!

در حال حاضر پایتخت کشور (یک استان در بین 32 استان کشور) دارای 5 پایگاه تحت عنوان مرکز هنرهای نمایشی و شماری بسیار انجمن، خانه، موسسه، کانون و اداره است. مراکزی که تا به حال برای یک بار، هم پیمان نشده اند و اغلب سعی بر اجرای برنامه های داخلی و جزیره ای خود دارند. اساس نامه ها و آئین نامه ها و شیوه نامه هایی که مکرراً برای یک خانواده آشنای هنری در عرصه تئاتر نگارش شده اند تاکنون نتوانسته به طور قطعیت هوایی تازه در اتمسفر هنرهای نمایشی کشور تزریق کند.

پرداختن به کم کاری و بی توجهی و بی تفاوتی بخشی از گذشته تاریخ تئاتر نمی تواند راه حلی مناسب را برای آیندگان رقم زند اما آسیب شناسی علمی و کاربردی عملکرد تصمیم گیرندگان حوزه های مختلف دولتی و نهادهای فعال در این عرصه می تواند راهگشایی برای تصمیمات جدی سال آتی قرار گیرد .

تصمیم هایی که اگر با حضور نمایندگان تشکل های مختلف صورت گیرد و ترمیم و پوشش این شکاف بزرگ هنری و زخم کهنه، در بدنه هنرهای نمایشی خواهد بود. امید که تمامی ارگانها و سازمانها و نهادی فعال در عرصه هنرهای نمایشی کشور دلسوزانه و بدون هیچ فاصله ای در زیر یک بام ، هوای تازه را در سال آتی در پیکره تئاتر نهیف و کم جان تئاتر تزریق کنند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: