دوشنبه ۲۴ اسفند ۹۴ | ۱۶:۴۲

ناگفته هایی از حاج بخشی از زبان همسرش

آذر ماه سال 90 دو هفته قبل از آسمانی شدن حاج بخشی برای مصاحبه از طرف هفته نامه پنجره به منزل حاجی بخشی در کرج رفتیم و چند لحظه ای هم پای صحبت های این بانوی فداکار نشستیم تا درباره حاجی برایمان صحبت کند . علی رغم کهولت سن و میل باطنی اش سرانجام حاضر […]


آذر ماه سال 90 دو هفته قبل از آسمانی شدن حاج بخشی برای مصاحبه از طرف هفته نامه پنجره به منزل حاجی بخشی در کرج رفتیم و چند لحظه ای هم پای صحبت های این بانوی فداکار نشستیم تا درباره حاجی برایمان صحبت کند . علی رغم کهولت سن و میل باطنی اش سرانجام حاضر شد چند جمله ای از روزهای همسفر بودن با حاجی بخشی بگوید.

حاجی بخشی

همسر حاجی بخشی اینگونه روایت کرد: « من همیشه با حاجی بودم. هر کس مرا می دید، می¬گفت: « تو خسته نشدی؟» اهواز، مکه، جبهه غرب و جنوب همه جا همراه حاجی بودم. 53 سال با هم زندگی کردیم. عباس پسرم که شهید شد، خبر شهادتش حاجی به ما دادند. من حلوا درست کردم. تاب نمی آوردم، گفتم بروم بهشت زهرا(س) که دیدم حاجی آمد.گفتم:« پس کو عباس! عباس شهید شد؟» حاجی چیزی نگفت. حاجی و عباس با هم جبهه بودند. اما با هم نیامدند. نادر- داماد حاج بخشی که در ماشین معروف حاج بخشی در شلمچه در سال 65 به شهادت رسید- و عباس هم با هم بودند که عباس شهید شده بود.»

بانو گرجی زاده همسر در کنار مرحوم حاجی بخشی – دی ماه 90

مکه ( کشتار حجاج در سال 66) هم با حاجی بودم. شلوغ که شد حاجی را گم کردم. تا شب خبری از حاجی نشد تا اینکه یکی از همسفرها آمد و گفت :«حاج خانم بیا ببرمت پیش حاج بخشی» حاجی تیر خورده بود اما حالش وخیم نیود. خدا را شکر کردم که سالم است. حاجی به من گفت شا زودتر برو ایران من هم بعد که بهتر شدم می¬آیم . قبول نکردم. گفتم:« با هم آمدیم با هم برمی گردیم.» هیچ وقت با حاجی بگو مگو نداشتیم. بچه ها همیشه می گویند ما هیچ وقت دعوای شما دو نفر را ندیدم!

بعد از شهادت بچه ها هر وقت من دلتنگ بچه ها می شدم حاجی دلداری ام می داد و هر وقت هم حاجی دلتنگی می¬کرد، من دلداری اش می دادم. روزی که برای مصاحبه خدمت حاج خانم رسیدیم حاج خانم بین صحبت هایش گفت که خواب دیده است که رفته است بهشت زهرا(س) قبر رضا و عباس را پیدا نکرده است! هیچ کدام از قبرها شماره نداشته اند! انگار بهشت زهرا را(س) به هم ریخته بودند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: