سه شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹
شنبه ۰۴ اردیبهشت ۹۵ | ۱۲:۵۰

«ركود» سنگين و «گراني‌»هاي رنگين!

حسين يداللهي

نه صاحبان صنايعي كه مسحور تبليغات برجامي شده بودند، توانستند بهره‌اي قابل‌توجه از برجام به دست آورند، و نه مردم مبهوت بزك‌كردن‌هاي برجامي حظّي از آن بر سر سفره خويش يافتند.


به گزارش تریبون، كمي به عقب بازگرديم‎؛ به دوران تبليغات انتخابات و وعده‌هاي جذاب دكتر روحاني در كسوت نامزد رياست جمهوري. آقاي روحاني از سوء مديريت‌ها و مشكلات معيشتي مردم مي‌گفت و بر اين ادعا بود كه با تدبير صحيح و ديپلماسي قوي مي‌تواند سد تحريم‌ها را در هم بشكند و ضمن حفظ حقوق و غرور ملي، آرامش و بهبود اوضاع معيشتي و اقتصادي را براي جامعه به ارمغان آورد.

اينك اما قريب به سه سال از رياست‌جمهوري دكتر روحاني مي‌گذرد و متاسفانه اوضاع اقتصادي جامعه و وضعيت معيشتي مردم، خوشايند نيست. از چاه برجام، آبي براي ملت نجوشيد؛ امتيازهاي فراوان يكطرفه داده شد و وعده‌هاي نسيه گرفته شد؛ وعده‌هايي كه طرف مقابل، انگيزه و اراده‌اي براي عمل به آن‌ها ندارد و آش آن‌قدر شور شده كه حتي ‌رئيس كل بانك مركزي كشورمان هم در مصاحبه‌ با تلويزيون بلومبرگ تصريح كرد برجام تا‌كنون «تقريباً هيچ» دستاورد اقتصادي براي ايران نداشته است.

اذعان ولي‌ا… سيف هنگامي دردناك‌تر مي‌شود كه به يادآوريم چگونه برخي شخصيت‌ها و رسانه‌ها به بزك‌كردن توافق هسته‌اي پرداخته بودند و آن را فتح‌الفتوح و تسليم‌شدن قدرت‌هاي بزرگ در برابر ايران و … لقب مي‌دادند.

جاي تاسف است كه مردم دل‌بسته به وعده‌هاي خوش برجامي، پس از گذشت قريب به سه سال از فعاليت دولت محترم، شاهد ركود بي‌سابقه در بخش‌هاي گوناگون صنايع و به تبع آن، پيامدهاي سنگيني چون تعطيلي واحدهاي توليدي و افزايش بيكاري اقشار زحمتكش هستند.

وانگهي اگرچه در كنار ركود سنگين، تورم كلي و نقطه به نقطه كاهش يافته است اما كاهش تورم تقريبا پيامد قهري ركود موجود است و معجزه خاصي به شمار نمي‌آيد. به عبارت ديگر هر دولت ديگري هم مي‌توانست با رهاكردن ركود به حال خود، به كاهش نسبي تورم دست يابد.

همچنين، تورم مورداشاره اگرچه به لحاظ علمي كاهش يافته است اما مردم آثار آن را در معيشت خود لمس نمي‌كنند. گراني روزافزون اقلام اساسي در سه سال اخير گواهي روشن بر اين ادعاست. اين معضل هنگامي ملموس‌تر مي‌شود كه دريابيم قيمت برخي اقلام عمومي و پرمصرف نظير برنج و خرما نيز در اين روزها بار ديگر با افزايش روبرو بوده است.

اين روزها؛ هم ركود سنگين، گلوي واحدهاي توليدي را فشرده و هم افزايش قيمت كالاهاي ضروري و پرمصرف، قشرهاي محروم و متوسط جامعه را در تنگنا قرار داده است. نه صاحبان صنايعي كه مسحور تبليغات برجامي شده بودند، توانستند بهره‌اي قابل‌توجه از برجام به دست آورند، و نه مردم مبهوت بزك‌كردن‌هاي برجامي حظّي از آن بر سر سفره خويش يافتند. اينك برجامي پرزرق و برق مانده است و كوهي از آرزوهاي نافرجام‎؛ آرزوهايي كه برآورده‌شدنشان به اجرايي‌شدن برجام گره خورده بود و البته برجامي كه طرف مقابل نشان داده است انگيزه‌اي براي پايبندي به آن ندارد.

آيا اين تجربه تلخ و سنگين مي‌تواند مايه عبرت كساني شود كه مدعي بودند در سايه تعامل و گفتگو با نظام سلطه مي‌توان اوضاع اقتصادي جامعه و وضع معيشتي مردم را ارتقا بخشيد؟! آيا اين تجربه دردناك مي‌تواند اسباب توجه غيرشعاري و عميق دولتمردان و نهادهاي ذي‌ربط به راهبرد حياتي «اقتصاد مقاومتي» را موجب شود؟! گذشت زمان، پرده از واقعيت‌هاي بيش‌تري كنار خواهد زد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: