شنبه ۰۷ مرداد ۹۶ | ۱۶:۲۱

اندر احوالات مال‌داری

سامان سیفی دانش‌آموز دبیرستان شرف‌الدین

شاید بشود مال‎ها را مَجازی از نظامی دانست که مال‎ها پس از استقرار این نظام تشکیل شده‎اند این نظام آن‌ها را «ممکن» کرده است. نظامی که در ظاهر زیبایش پیشرفت صنعتی و تسلط انسان بر طبیعت دیده می‎شود و هسته‎ی زشتش بحران محیط زیست و استعمار را به وجود آورده است. نظامی که در شعارهایش حرف از آزادی زد و در عمل به تجارت برده‎داری پرداخت.


در نظر بگیرید از یک خیابان به یک مال پناه می‎برید. از فضایی گرم، پر سروصدا، آلوده و… به محیطی آرام و پاک وارد می‎شوید. محیطی پر از نورها و رنگ‎های روشن و دلچسب. برخلاف بازارهای سنتی با رنگ تیره‎ی آجر و خشت و مصالح قدیمی و نورهای متفرق مغازه‎های معمولی. متخصصین مجرب طراحی داخلی به بهترین شکل نور و رنگِ بنا را تنظیم کرده‎اند.

در مال صدای موسیقی آرامی شنیده می‎شود. در مال از فریادهای «بدو حراجه»، «بیا اینور بازار» و… خبری نیست. اینجا کسی نمی‎خواهد به زور به شما کالایی بفروشد و آرامش «گشت‎و‎گذارِ» شما را برهم بزند. فروشندگانِ مهربان و خوش‎چهره با لب‎های خندان آماده‎ی خدمتند. انتظامات نیرومند، امنیت گشت‎و‎گذار شما را فراهم می‎کند.

اگر گرسنه شدید در طبقه‌ی بالا «فودکورت» با انواع و اقسام غذاها منتظر شماست. کودکتان حوصله‎اش سر رفته؟ طبقه‎ی بالاتر شهربازی. می‎خواهید درکنار لباس و غذا و جواهرات کمی فرهنگ «مصرف» کنید؟ طبقه‎ی آخر «بوک‎لند» در خدمت شماست. مال‎ها در ظاهر مراکز خرید نیستند، آن‎ها باغ و بوستان‎های امروز هستند. مانند همان‎جاهایی که سعدی و حافظ در آن‎ها به تماشا می‎پرداختند. باغی که درختان و چمن و میوه‎هایش #سواروسکی و درسا و The one هستند.

اما این ظاهر قضیه است. زیر این پوسته‎ی آرام هسته‎ی متفاوتی وجود دارد. این هسته درحالت عادی نمایان نمی‎شود. تنها کافی است کمی کنجکاوی به خرج بدهید و محیط را دقیق بررسی کنید تا این هسته‎ی متفاوت خودش را آرام آرام به شما نشان بدهد.

مثلا کافی است کاری کنید که احساس کنند مناسب این محیط عالی نیستید. مثلا شهرستانی هستید و ظاهرتان به اندازه کافی «لاکچری» نیست. آن‎وقت نیروی امنیتی آرامش‎بخش راه خروج را به شما نشان خواهد داد.

یا به عنوان یک سری دانش‎آموز علوم انسانی با پرسنل و فروشندگان گپ بزنید و از آن‎ها سوالاتی بپرسید و از این سوال و پاسخ مثلا بفهمید هرچه خریدار بیشتر پرسه بزند بیشتر خرید می‌کند. یا بفهمید اینجا در ماه محرم با فروشندگانی که لباس سیاه می‎پوشند برخورد می‎شود. یا اینکه فروشندگان از اینکه Lc Waikiki لاکچریت فروشگاه را پایین آورده است و آدم‎های بیشتری می‎توانند از اینجا خرید کنند ناراضی هستند.

وقتی مامورین امنیتی متوجه می‌شوند، شما را از مال بیرون می‌کنند. اگر از آن‌ها سوال کنید چرا؟ می‌گویند طبق آیین‌نامه‌ی داخلی(که نشانی از آن هیچ‌جا یافت نمی‌شود و معلوم نیست وجود دارد یا نه) صحبت کردن با فروشندگان و پرسنل فروشگاه ممنوع است مگر اینکه برای خرید کردن باشد. این هسته‎ی خشن و به شدت طبقاتی خود را دربرابر کوچک‎‏ترین حرکت برای فهم «چگونگی مال» ظاهر می‎کند. زیرا این فهم اصالت ظاهر زیبای مال را زیر سوال میبرد و کارکردش را کشف می‎کند. کارکردی که چیزی جز مصرف بیشتر و در نتیجه سود بیشتر صاحبان ثروت نیست.

شاید بشود مال‎ها را مَجازی از نظامی دانست که مال‎ها پس از استقرار این نظام تشکیل شده‎اند این نظام آن‌ها را «ممکن» کرده است. نظامی که در ظاهر زیبایش پیشرفت صنعتی و تسلط انسان بر طبیعت دیده می‎شود و هسته‎ی زشتش بحران محیط زیست و استعمار را به وجود آورده است. نظامی که در شعارهایش حرف از آزادی زد و در عمل به تجارت برده‎داری پرداخت.

پ.ن. دیروز در اردوی جامعه‌گردی مدرسه‌ی شرف‌الدین، مامورین امنیتی پالادیوم به بچه‌ها گفتند که سوال پرسیدن از پرسنل و فروشندگان و قیمت پرسیدنی که به قصد خرید نباشد ممنوع است و یادداشت‌هایشان را از آن‌ها گرفتند و از آن‌ها خواستند فروشگاه را ترک کنند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن:

اخرین اخبار
پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.