دوشنبه 26 نوامبر 18 | 18:11
درباره سالها بایکوت مهمترین بخشِ پیام امام خمینی درباره بسیج

بسیج و مقدس‌مآبی!

وحید جلیلی

در طول سالهایی که از آخرین پیام امام درباره بسیج گذشته است و در میان هزاران پوستر و پلاکاردی که در این یازده سال به در و دیوار خیابانها و اداره‌ها و… چسبیده است، ندیده‌ام که این جمله از امام پوستر شده باشد، یا بر دیوار پایگاه بسیج مسجد یا دانشگاه یا اداره یا کارخانه ای نقش بسته باشد که: «مملکتی که با استکبار و پول‌پرستی و تحجرگرایی و مقدس‌مآبی مخالف است، همه افرادش باید بسیجی باشند.»


در طول سالهایی که از آخرین پیام امام درباره بسیج گذشته است و در میان هزاران پوستر و پلاکاردی که در این یازده سال به در و دیوار خیابانها و اداره‌ها و… چسبیده است، ندیده‌ام که این جمله از امام پوستر شده باشد، یا بر دیوار پایگاه بسیج مسجد یا دانشگاه یا اداره یا کارخانه ای نقش بسته باشد که: «مملکتی که با استکبار و پول‌پرستی و تحجرگرایی و مقدس‌مآبی مخالف است، همه افرادش باید بسیجی باشند.»

درحالی که جمله دیگری از همان پیام آذر ۱۳۶۷ را صدها بار از دهان فرماندهان و مسئولان و سخنرانان و بر صفحه مجلات و روزنامه ها و پوسترها شنیده‌ایم و خوانده‌ایم که: «بسیج لشکر مخلص خداست.

تأکید بر انگیزه های درونی بسیج، همچون اخلاص و صداقت و… آنچنان ضریبی یافته است که ویژگی‌ها و آرمان‌های اجتماعی به عنصری دسته چندم و حتی کم اهمیت در تعریف ماهیت بسیج تبدیل شده است.

در تعریف حضرت امام از بسیج و بسیجی، این دو در تقابل با استکبار، پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس‌مآبی معنا می شود. آیا عجیب نیست که امروز در برخی موارد، گاه بسیجی‌گری و مقدس‌مآبی متشبه می‌شود؟ و آیا این همان تنگه احدی نیست که امام چند ماه پس از پایان جنگ، بسیجیان را نسبت به آن هُشیار می‌کند؟

مقدس‌مآبی از یک دیدگاه، تقید شدید به آداب و احکام ظاهری و فردی است. اما این آن تقدسی نیست که امام بر آن شمشیر کشیده باشد و شاید بی دقتی ای که در فهم معنای مقدس مآبی روی داده و آن را مساوی تعبد و تشرع قرار داده، موجب شده است که «تضاد» تفکر بسیجی با مقدس مآبی، یا اصلا فهم نشود، یا از ترس تضعیف تعبد، تلاشی برای تبیین و تشدید آن صورت نگیرد.

مقدس‌مآبی در نگاه امام بسیجیان، نه صرف توجه به احکام فردی و ظاهری دینی، بلکه غفلت از آرمانها و مسئولیت‌های اجتماعی دین است. آرمان عدالت‌خواهی و ظلم‌ستیزی (در همه ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی) از ارکان اصلی بسیج مستضعفین» است که جا دارد این «آرمان» به شکل جدی تر و کاربردی‌تری در «سازمان بسیج متجلی شود؛ وگرنه این تشکل عظیم و وسیع مردمی به تدریج از تعریف خود فاصله خواهد گرفت و دچار آفاتی خواهد شد که پیش از این نیز، دامن بسیاری از حرکت های دینی در طول تاریخ را گرفته است.

اسلام انقلابی (که مبنای انقلاب اسلامی است) و تفاوت و تقابل آن با اسلام غیرانقلابی مرفهین بی‌درد، باید بیشترین، صریح‌ترین و کامل‌ترین ظهور خود را در بزرگترین و مردمی‌ترین نهاد انقلاب داشته باشد و وای بر روزی که در بسیج، اسلام فردی و مناسکی محض، اهمیت و جایگاه برجسته‌تری از اسلام انقلابی و اجتماعی مؤسس بسیج و احیاگر اسلام ناب پیدا کند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: