دوشنبه ۰۶ دی ۸۹ | ۰۸:۴۳

تکلیف حکومت اسلامی در برابر حق زنان سرپرست خانوار

اما آیا واقعا در کشور ما همه مسئولان نسبت به این وظیفه که پیامبر اکرم (ص) عهده دار آن بوده و بعد از خود بر عهده ایشان قرار داده همین نگاه را دارند؟


زنان سرپرست خانوار از جمله گروه های آسیب پذیر و محروم جامعه هستند که در زندگی فردی و اجتماعی خود با مشکلات و موانع زیادی از جمله مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دست و پنجه نرم می کنند.

امروزه مشکلات این قشر از جامعه در تمام دنیا و همچنین در کشور ما از جهات گوناگونی با سایر مسایل اجتماعی و فرهنگی جامعه گره خورده است. همانطور که در دهها تحقیق و مقاله و گزارش های مرتبط با این موضوع به لحاظ نظری به این موضوع پرداخته شده است اما ما قصد مقاله نوشتن در این باب را نداریم .در یک بررسی کوچک در ارتباط با این موضوع مهم ،نکات و مشکلات متفاوتی به نظرمان رسید که قصد داریم ان شاالله با پیگیری جدی تر موضوع و دنبال کردن آن به عنوان یک موضوع عدالتخواهی ، در جایگاه دانشجویی و عدالتخواهی خود تریبونی باشیم برای این زنان جامعه که صدایشان به جایی نمی رسد چرا که تریبونی ندارند.

در این رابطه به چند نکته بسنده می کنم:

عدم وجود آمار دقیق

در تقسیم بندی های مربوط به خانوار های زن سرپرست چند تعریف وجو دارد:

زنان سرپرست خانوار: زنانی که همسرشان به هر دلیلی از جمله تصادفات یا مرگ طبیعی ، از دنیا رفته و هم اکنون زن مسؤلیت خانواده را بر دوش دارد و هم چنین زنانی که به دلیل طلاق از همسر خود جدا شده اند و زن به تنهایی یا همراه با فرزندانش زندگی می کند.

زنان بد سرپرست: زنانی را شامل می شود که به هر دلیلی مثل ناتوانی و علیلی، اعتیاد و یا فراری بودن همسر گرچه همسرشان در قید حیات است اما عملا زن سرپرستی خانواده را به عهده دارد.

دختران خود سرپرست:دختران مجرد و سن بالایی که ازدواج نکرده اند و بعضا تنها زندگی می کنند.

در یک بررسی اولیه برای هر کسی روشن می شود که یکی از مشکلات مهم در این رابطه نبود آمار رسمی و دقیقی از این قشر در جامعه است ،به طوری که آخرین آمار مربوط به سال ۸۵ است که معمولا شامل تنها گروه اول میشود و دسته دوم یعنی زنان بد سرپرست را هم شامل نمی شود. از سوی دیگر در این چند سال اخیر مرتبا بر تعداد این زنان افزوده شده است.

نبود آمار دقیق یا در دسترس قرار ندادن آن می تواند بیانگر نکات متفاوتی باشد مثلا اینکه آمار دقیق زیر بنای هر کار اساسی در کشور است و این نشان از نبود یک برنامه ریزی دقیق کشوری برای رسیدگی به این قشر از جامعه دارد.البته در رابطه با وظیفه حکومتی در قبال این قشر در بند های بعدی اشاره خواهم کرد.اما آنچه مهم است این است که از جمله عواملی که روز به روز بر تعداد این زنان می افزاید طلاق است تا آنجا که در چند سال اخیر میانگین سن زنان سرپرست خانوار طبق گزارشات منتشر شده به ۲۸ سال رسیده است. آیا نباید به فکر پیش گیری بود؟ چرا و به چه دلیل باید در کشور ما روز به روز بر تعداد این زنان افزوده شده و جامعه را با سردرگمی در حمایت از این قشر قرار دهد؟

وظیفه حکومت در برابر زنان سرپرست خانوار و عدم هماهنگی‌های حکومتی

از بحث پیش گیری که از جهات گوناگون به نهادهای متفاوتی مرتبط می شود که بگذریم می رسیم به اینکه برای همین هایی که در حال حاضر وجود دارند چه می کنیم؟

امام صادق (ع) می فرمایند: پیغمبر فرمودند: من از هر مؤمنی به خود سزاوارترم و اولویت دارم و پس از من این سزاواری را علی (ع) دارد.به حضرت عرض شد معنی این سخن چیست؟

فرمود فرمایش پیغمبر اسلام است که هر که بمیرد و از خود بدهی یا بازماندگان بی سرپرست به جا گذارد ،بر عهده من است (که دینش را ادا کنم و از بازماندگانش سرپرستی کنم )و هر که بمیرد و مال از خود بر جا گذارد ، از آن ورثه است، پس هر گاه فردی مالی نداشته باشد ، بر خود ولایت ندارد و چون مخارج عیال خود را نپردازد به آنها حق امر و نهی ندارد و پیامبر اسلام و امیرالمؤمنین و امامان بعد از ایشان ملزم هستند( که مخارج آنها را بپردازند ) و از ایشان نسبت به خود مردم اولویت دارند و تنها چیزی که موجب شد عموم یهود به دین اسلام روی آورند همین سخن رسول خدا (ص) بود ، زیرا ایشان نسبت به خود و عیالات خود آسوده خاطر باشند ( زیرا دانستند که اگر بی سرپرست باشند نگهداری و کفالت آنها بر عهده رسول خدا و پس از آن حضرت بر عهده جانشین اوست) (اصول کافی ص۲۶۴)

بر این مبنا در دوران غیبت فرزند رسول خدا (ص) نیز این مسئولیت بر عهده مسئولین حکومت اسلامی بوده و توجه ویژه ایشان را می طلبد.

اما آیا واقعا در کشور ما همه مسئولان نسبت به این وظیفه که پیامبر اکرم (ص) عهده دار آن بوده و بعد از خود بر عهده ایشان قرار داده همین نگاه را دارند یا بعضا نگاهشان این است که این یک لطف حکومت است و لذا تا هر جا توان باشد به این قشر خدمت می شود.قطعا اگر نگاه مسئولین به این موضوع نگاه پیامبر بود وضع خیلی متفاوت بود و دیگر هیچ مسئولی به بهانه نداشتن بودجه و… در این ارتباط کوتاهی خود را توجیه نمی کرد.

در حال حاضر ارگان های متفاوتی در کشور وظیفه حمایتی از این قشر جامعه را دارند و هر کدام به نوعی در این رابطه داعیه خدمت دارند. از بهزیستی و کمیته امداد گرفته تا مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری و شورای فرهنگی اجتماعی بانوان و شهرداری و …. .

اینکه وظیفه هر کدام چیست و چه می کنند باشد برای نوشته های بعد تا ان شاالله دقیق تر به هر کدام پرداخته شود اما همه و همه دچار یک عدم هماهنگی و برنامه ریزی کلان حکومتی هستند که این هم از مشکلات بزرگ در این حوزه است. در بین این ارگانها در حال حاضر بهزیستی و کمیته امداد هستند که به لحاظ اجرایی بار مسئولیت این امر خطیر را بر عهده دارند اما متأسفانه در بین این دو هم عدم هماهنگی وجود دارد. بر فرض مثال وقتی زنی بر اثر فوت همسر یا طلاق به این دسته از زنان می پیوندد هیچ مبنایی وجود ندارد که به کدام ارگان مراجعه کند کاملا انتخابی یا به بهزیستی مراجعه می کند یا کمیته امداد و پس از ثبت از حمایت های آن ارگان بهره مند می شود. شاید به نوعی موازی کاری یا اتلاف انرژی و زمان و هزینه ، اگر قرار باشد هر دو یک کار را انجام دهند تمام بودجه را بدهند به یکی تا این کار را انجام دهد.البته تفاوت هایی در نحوه عملکرد این دو ارگان وجود دارد که بعدا به آن خواهیم پرداخت اما آنچه روشن است اینکه اگر هر دو اینها تحت مدیریت وزارت رفاه و تأمین اجتماعی قرار بگیرند و با مدیریت و برنامه کلان کشوری تحت نظارت باشند و هر کدام وظایف مشخص و جداگانه ای در این ارتباط بر عهده بگیرند یقینا وضع بهتر خواهد بود.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: