چهارشنبه ۲۲ اسفند ۹۷ | ۱۷:۲۵

نسل ذوالفقار

جنگ داخلی در سوریه با اختلاف افکنی بین آحاد مردم و باحمایت غربی‌ها از گروه‌های افراطی به‌عنوان اپوزیسیون حاکمیت سوریه در مقابل این کشور آغاز شد. اولین زمزمه‌های دفاع از عقیله بنی هاشم در اوایل سال ۱۳۹۰ شنیده شد و محرم‌ترک از فرزندان جنوب تهران، اولین شهید مدافع حرم در دی ماه آن سال بود‌. […]


جنگ داخلی در سوریه با اختلاف افکنی بین آحاد مردم و باحمایت غربی‌ها از گروه‌های افراطی به‌عنوان اپوزیسیون حاکمیت سوریه در مقابل این کشور آغاز شد. اولین زمزمه‌های دفاع از عقیله بنی هاشم در اوایل سال ۱۳۹۰ شنیده شد و محرم‌ترک از فرزندان جنوب تهران، اولین شهید مدافع حرم در دی ماه آن سال بود‌. وی و همچنین دیگر همرزمانش تا آبان ۱۳۹۴ در مظلومیت کامل و بدون هیچ‌گونه پوشش رسانه‌ای تشییع شدند. در سال‌های نخست سپاه قدس در کنار ارتش سوریه اقدام به مقابله علیه تکفیری‌ها کرد اما نیروی زمینی سپاه پاسداران با فرماندهی سردار حاج‌حسین همدانی برای ارتقای قوای نظامی وارد میدان نبرد با تکفیری‌ها شد. با آغاز عملیات محرم در پاییز ۹۴ برای نخستین بار رسانه‌ها اخبار شهادت فرزندان انقلاب اسلامی را منتشر کردند و با شهادت حاج‌حسین همدانی و تشییع باشکوه این شهید والا مقام در پایتخت و همدان این مساله به‌طور روشن در رسانه‌ها مطرح شد و افکار عمومی این رویداد را مورد نقد‌ها و تکریم‌هایی قرار دادند.

برخی از رسانه‌های غربی همچون «بی‌بی‌سی» و بلندگوهایشان در داخل اقدام به شبهه‌افکنی برای این حضور نظامی کردند و از سوی دیگر صاحب‌نظران رسانه‌ای و فرهنگی و امنیتی به تبیین لزوم این حضور پرداختند. اما شهادت یکی از این رزمندگان جوان دهه هفتادی و حضور گسترده مردم در تشییع پیکر این شهید، پاسخی و فصل‌الخطابی بود بر این شبهات. تشییع پیکر شهید محسن حججی نقطه اوج روایت عظیم حماسه شهدای مدافع حرم بود. به‌گونه‌ای که امام خامنه‌‌ای شهید حججی را حجت خدا نام بردند و گفتند: «شهید حُجَجی را خدای متعال مثل یک حجتی امروز در مقابل چشم همه گرفت.»

شهدای متولد دهه ۶۰ و ۷۰ که نسل سوم انقلاب بودند در این آوردگاه نقش‌آفرینی کردند. مدافعان حرم، بزرگ‌ترین گروه نظامی متشکل از شیعیان و برادران اهل سنت کشورهای مختلف در قالب تیپ‌های فاطمیون، زینبیون، حشدالشعبی عراق، حزب‌الله لبنان و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودند که در راستای اهداف والای انقلاب اسلامی جبهه مقامت نهضت جهانی اسلام را علیه تکفیری ها و برای دفاع از حرم آل‌الله شکل دادند. برای دفاع از حرم و حریم اهل بیت(ع) جان در طبق اخلاص نهاده و در سال‌ها مبارزه با تکفیری‌ها امنیت پایداری را در منطقه و شاید در جهان ایجاد کرده‌اند.

جهاد مدافعان حرم تنها معطوف کمک به مظلومان سوریه و عراق و با هدف تامین امنیت برای آنها نبود، بلکه تمام مردم جهان از اثرات مادی و معنوی این انسان‌های بی‌ادعا که در مقابله و مبارزه با تروریسم قدم برداشتند نفع می‌برند. آنچه می‌خوانید تنها تعداد محدودی از لیست بلند بالای شهدای بزرگ مدافع حرم است و البته این متون هم توانسته تنها بخشی از وجوه شخصیتی شهدای مدافع حرم را به تصویر بکشد.

 

نام شهید: علی‌رضا توسلی ( ابوحامد)
تاریخ شهادت: ۹ اسفند ۹۳

یکی از عملیات‌های مشترک ابوحامد و فاتح(رضا بخشی) جانشینش، ماجرای تل‌قرین بود. تل‌قرین منطقه‌ای در سوریه است که موقعیت استراتژیکی‌ای به خاطر فاصله ۱۵ کیلومتری به مناطق اشغالی فلسطین دارد. وقتی تل‌قرین توسط رزمندگان فاطمیون آزاد شد، دشمن آشفته شد و تحمل این شکست برایش خیلی سنگین بود تا جایی که برای به دست آوردنش دست به عملیات‌های مختلفی زد و حدود ۱۷ شهید از رزمندگان فاطمیون برای حفظ این موقعیت منحصربه‌فرد جبهه مقاومت، جان خود را فدا کردند و اجازه ندادند دوباره این منطقه به چنگ تروریست‌ها بیفتد. ابوحامد و فاتح در حال و هوای ایام فاطمیه سال ۹۳، در تل‌قرین؛ ۱۵ کیلومتری حائل مرز اسرائیل با شلیک خمپاره به شهادت رسیدند. گفتنی است تل‌قرین یکی از سخت‌ترین میدان‌های جنگ سوریه بود که به دست لشکر فاطمیون پاکسازی شد.

برای ابوحامد مرزها، مفهومی روی کاغذ بود. یازدهمین فرزند خانواده توسلی پنج ساله بود که انقلاب شد. انگار فعالیت‌های انقلابی در خانواده توسلی یک بدعت بود تا جایی که برادر بزرگ‌ترش به جرم علاقه به امام خمینی(ره) زنده‌به‌گور شد و همان سال‌ها به سبب عشق به حضرت امام مجبور شد به همراه خانواده به ایران مهاجرت کند و در مشهد مقدس سکنی گزیدند. بعد از، از دست دادن پدر در ۶ سالگی و مادر، در ۱۱ سالگی به پیشنهاد برادر درس طلبگی را آغاز و چهار سال درس دین را در قم و اصفهان خواند. با شروع حمله بعثی‌ها به ایران، افغانستانی‌های ساکن ایران در قالب گردان ابوذر در کردستان از خاک ایران دفاع کردند و علیرضای ۱۴‌ساله به صورت مخفیانه وارد اتوبوس افغان‌ها شد و به کردستان رفت و در آنجا به کار آشپزخانه، نظافت و واکس‌زدن کفش رزمنده‌ها پرداخت. بعد از اولین اخراج از جبهه کردستان به خاطر سن کم توانست در اواخر جنگ تحمیلی دوباره به میدان رزم باز گردد. همزمان با خروج شوروی از افغانستان علیرضا توسلی به افغانستان بازگشت و با عضویت در حزب شیعیان افغانستانی با نام وحدت، به رهبری شهید مزاری جنگ چریکی را آموزش دید و با قدرت گرفتن طالبان در افغانستان دوشادوش دیگر هم‌رزمانش به نبرد پرداخت و زخمی در پیشانی و ترکشی در زانو و سینه نزدیک قلب یادگاری طالبان در وجودش شد. همزمان با جنگ طالبان، دوره تخصصی ادوات سنگین را آموزش دید و توانست فرمانده شود و این مهارت ویژه باعث مقاومت در شهر طالقان افغانستان شد. وی در سال ۱۳۷۹ و در ۲۷سالگی ازدواج کرد و بعد از سقوط طالبان دوباره به ایران باز گشت. عوارض مجروحیت سبب شد مدتی خانه‌نشین شود اما بعد از به دنیا آمدن‌ فرزند دومش آموزشگاه رایانه‌ای را در گلشهر مشهد با مدیریت خودش تاسیس کرد. یک‌ سال بعد از به دنیا آمدن طوبا دختر دومش، با شروع جنگ در سوریه با سخنرانی‌های هر هفته‌ خود در دعای ندبه، سعی در تشویق دوستانش در جهاد کرد و با تشکیل گروهی ۲۱ نفره، بدون اطلاع خانواده‌هایشان، بهار ۱۳۹۲ برای دفاع از حرم‌آل‌الله عازم سوریه شدند. پس از ۶ ماه سختی در سوریه و هدیه کردن چهار شهید افغانستانی، سازمان مجاهدین افغانستانی مدافع حرم (فاطمیون) تشکیل شد. با افزایش مجاهدین افغانستانی ۹ گروه مجزا با نام‌ «خیبر» شکل گرفت. اولین ماموریت گروهان فاطمیون حفاظت از فرودگاه سوریه با فرماندهی ابوحامد بود. عملیات‌های پاکسازی اطراف حرم حضرت زینب(س)، تل اذان، دوخانیه، تل‌قرین و… با نام فاطمیون و به فرماندهی ابوحامد در لشکر فاطمیون اتفاق افتاد.

حیات فرهنگی، اجتماعی شهید

ابوحامد با فعالیت‌های تبلیغی در دعای ندبه مشهد از یک گروه ۲۱ نفره لشکری، با نام‌ فاطمیون‌ مدافع حرم ساخت. همسرش نقل می‌کند: «بارها می‌گفتند این جبهه مقاومت تمام شدنی نیست. این از علائم آخرالزمان است و نهایتا منتهی خواهد شد به آزادی قدس و ظهور امام زمان(عج). می‌گفتند این روحیه مقاومت بین ملت‌ها در حال زنده شدن و فراگیر شدن است و اتفاقا می‌گفتند که ما افغان‌ها حتما باید در این ماجرا حضور داشته باشیم.» ابوحامد همچنین در آموزشگاه رایانه‌ای خود فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی در حوزه کامپیوتر و زبان را به انجام‌ رسانید.

 

نام شهید: علی تمام‌زاده (ابوهادی)
تاریخ شهادت: ۱۶ آبان‌ ۱۳۹۴

در دومین اعزام خود به سوریه و در دومین روز محرم در جریان عملیاتی در محدوده روستای قراصی از روستاهای جنوب غرب حلب و در میان آتش سنگین تکفیری‌ها مشغول عقب کشیدن همرزمان مجروح خود بود که در اثر اصابت گلوله مستقیم دشمن به درجه رفیع شهادت نائل شد.

خط‌شکن و جریان‌ساز مدافع حرم آل‌الله، زاده ۲۴ فروردین ۱۳۵۵ بود. در بهار نوجوانی، «حوزه ایروانی» چهار راه مولوی تهران‌ را برای تکلیف دین انتخاب کرد و پس از آن برای هدفی فرهنگی، قدم در «حوزه علمیه کرج» گذاشت. اعزام به سوریه برای یک روحانی که سوابق نظامی نداشت کار آسان و در دسترسی نبود و به همین جهت تصمیم گرفت با هویتی دیگر و با یک پاسپورت افغانستانی در قالب تیپ فاطمیون راهی شام شود. شیخ از اعضای فاطمیون شد و به یاری همان پاسپورت افغانستانی، به جبهه مبارزه اعزام و در سوریه با ابوحامد(شهید توسلی) آشنا شد و مقدمات دومین اعزامش به مدد و کمک ابوحامد فرمانده تیپ فاطمیون انجام گرفت. «علی تمام‌زاده» طلبه حوزه علمیه کرج بعد از نماز جمعه روبه‌روی مصلی می‌ایستاد، داد می‌زد و نشریه «شلمچه» را توزیع می‌کرد و برای همین در میان بچه‌های کرج به «علی شلمچه» معروف شده بود.

حیات فرهنگی، اجتماعی شهید

در روزگاری که بازار فرقه‌ها داغ شده‌ بود، نقش‌آفرین شد و در صف اول مبارزه فعال بود و در جبهه نظامی در برابر فرقه‌های «ضاله» قرار گرفت. مقابله با فرقه‌های منحرف فکری و دینی و نگارش مقالات و نوشته‌هایی در مجلات و پایگاه‌های مجازی، تنها بخشی از فعالیت‌های «ابو‌هادی» بود. این مدافع حرم آل‌الله، اولین نشریه خود را با نام شهید مدافع حرم، علیرضا توسلی در دهه ۹۰ به چاپ رساند و وبلاگ مدافعون و چند نشریه دیگر در کرج و سوریه، امتداد فعالیت‌های فرهنگی‌‌اش شد. «دومین شهید روحانی مدافع حرم» از فعالان فرهنگی استان البرز و ساکن فردیس، مدت بسیار زیادی به‌عنوان ارتش فرهنگی یک نفره، نشریه‌ای را منتشر می‌کرد و تمام محتوای نشریه، طراحی، چاپ و تکثیرش را برعهده داشت. وی در بسیاری از برنامه‌های فرهنگی، تبلیغی و جهادی به‌خصوص در عرصه روشنگری و مقابله با جریان‌های فکری مانند دراویش و فرقه‌های خاص فعال بود و بدون هیچ حمایتی، طراحی برنامه‌های اعتراضی به این پدیده‌ها را راه‌اندازی می‌کرد. انتشار نشریه منتشر شده در سوریه با شهادت شهید تمام‌زاده متوقف شد و با توجه به اینکه پایگاه فرهنگی او در زمان حیات مادی کانون فرهنگی شهید فهمیده در شهر کرج بود و ارتباط تگاتنگی با خانواده شهید فهمیده داشت و سخنرانی‌های خود را هر سه‌شنبه در این کانون برگزار می‌کرد، هم‌اکنون یاد و خاطره این شهید مبلغ مدافع حرم در این کانون زنده نگه داشته می‌شود.

 

نام شهید: بابک‌نوری هریس
تاریخ شهادت: ۲۸ آبان ۱۳۹۶

دفتر خاطرات و آلبوم عکس‌های دوران ایثارگری پدر چراغ راه شهادت یک دهه هفتادی و آخرین فرزند خانواده شد. عضویت در بسیج محله و فعالیت در مسجد، آغاز راهی جدید برایش بود و همزمان با سیر رشد جسمانی، رشد شخصیتی و فرهنگی‌اش شکل گرفت و همنشینی، دوستی و هم‌سفرگی با شهید جعفرنیا‌ و شهید سیرت‌نیا علاقه‌ او را در دفاع از حرم آل‌الله دوچندان کرد.

حیات فرهنگی اجتماعی شهید

تمام فعالیت‌هایش به جنگ و جهبه نبرد علیه داعش خلاصه نشده بود و فعالیت‌های فرهنگی در بسیج، خدمت در هلال‌احمر رشت و مهارت در ورزش کیک بوکسینگ و کارهای عام‌المنفعه برگ دیگری از زندگینامه این شهید لاکچری است. جوانی که حتی خانواده‌اش هم از فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی و خیریه وی تا بعد از شهادتش خبردار نبودند. یک بسیجی دهه هفتادی، زاده‌مِهر، که دلاوری و جوانمردی را از اربابش آموخت و مُهر شهادت تنها بعد از ۲۶ روز از تولد ۲۵ سالگی در مرام‌نامه پهلوانی‌اش نقش بست.

ساخت بنای یادبود شهدای گمنام در پارک ملت رشت، یادگاری ماندگار برای اهالی شهر باران است. تنها دو هفته بعد از تدفین این شهید، در فضای مجازی‌، توسط چند جوان گیلانی، فعالیت‌هایی در فضای مجازی تحت عنوان شهید بابک نوری‌هریس راه‌اندازی شد و مجموعه این فعالیت‌ها در راستای ترویج ایثار و شهادت، به شکل مجموعه‌ای از خاطرات خانواده و دوستان شهید است. در شبکه‌های اجتماعی ذیل عنوان شهید نوری‌هریس، سه طرح ویژه به نام‌های «سیرت شهدایی»، «سه‌شنبه‌های مهدوی» و «شب ‌جمعه‌های شهدایی» اجرا شده است. همچنین خاطرات و زندگینامه شهید، با حمایت اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان گیلان زیر نظر استاد مرتضی سرهنگی، مدیر ادبیات پایداری حوزه هنری کشور نگارش و به چاپ خواهد رسید.

 

نام شهید: مجید عسگری‌جمکرانی
تاریخ شهادت: ۶ آذر ۱۳۹۶

مجید عسگری‌جمکرانی، اولین شهید معلم مدافع حرم‌ و معلم بسیجی از گردان یکم امام حسین(ع) لشکر ۱۷ علی بن‌ابیطالب(ع) بود. او هم‌رزمانش در جریان آزادسازی شهر حلب از آخرین پایگاه‌های داعش در حال ایجاد حفره‌ای برای استقرار امن تیراندازان خودی و برپایی سنگری در برابر حملات دشمن بودند که با خستگی یکی از رزمندگان، عسگری جای خود را با او عوض می‌کند که پس از چند ثانیه، خمپاره‌ای در نزدیکی وی به زمین برخورد می‌کند و ترکش‌های آن به بدن او اصابت و درنهایت در اثر همین انفجار، وی با زمزمه ذکر یا زهرا(س) به فیض عظیم شهادت نائل می‌شود و همزمان با ایام شهادت امام حسن عسکری(ع)  خبر شهادتش به خانواده می‌رسد.  مجید عسگری‌جمکرانی ۴۴ ساله با سابقه ۲۳ ساله در تدریس، شهید معلم مدافع حرم آل‌الله شد. وی خادم مسجد مقدس جمکران و حرم حضرت معصومه(س) و از معلمان هنرستان شهدای چهارمردان قم و دانش‌آموخته حوزه علمیه بود که در مسیر تعلیم و تربیت گام بر داشت. او هشت سال در حوزه علمیه قم تحصیل کرد و معلمی فداکار و انسانی وارسته بود‌ و درس جماعت را به دوستانش می‌آموخت. مجید عسگری پیش از سال ۱۳۸۵ در مدرسه شهید رجایی تدریس می‌کرد و بعد از آن در هنرستان طاها تدریس خود را در رشته کامپیوتر ادامه داد.  یکی از شاخصه‌های اخلاقی شهید عسگری اهمیت به نماز اول وقت بود و همیشه در نماز جماعت حاضر می‌شد که این روش نیکوی او زبانزد اطرافیانش بود. علاوه‌بر اینکه در رشته کامپیوتر و ریاضیات و خدمت به دانش‌آموزان تبحر خاصی داشت، از خادمین مسجد مقدس جمکران و حرم حضرت معصومه(س) بود و اغلب نمازهای خود را در حرم حضرت معصومه(س) و مسجد جمکران می‌خواند و شرکت در نماز جمعه جزء برنامه‌های همیشگی‌‌اش بود. معلمی چیره‌دست و متعهد که درس‌های تخصصی مربوط به کامپیوتر، سخت‌افزار و نرم‌افزار را تدریس و نحوه کلاس داری‌اش هم با شیوه‌ای خاص همراه بود، همچنین در اردوها همراه خوبی با دانش‌آموزان بود و تاکید می‌کرد علوم مختلف را می‌توان آموخت، اما در درجه اول باید رفتار انسانی و اخلاقی را یادگرفت.

حیات فرهنگی، اجتماعی شهید

او در برگزاری و تشکیل حلقه‌های صالحین در هنرستان اهتمام می‌ورزید و سرگروه صالحین پایگاه بسیج شاهد حوزه مقاومت شهید قربانی بود و هر هفته جلسه‌ای را با هدف و موضوع امر به معروف و نهی از منکر برگزار می‌کرد و گاهی برنامه‌های فرهنگی را به صورت خودجوش عهده‌دار می‌شد و توجه خاصی به زیارت و راهپیمایی اربعین داشت و در این اجتماع بزرگ شرکت می‌کرد. شهید عسگری عضو بسیج آموزش و پرورش و عضو داوطلبان و امدادگران جمعیت هلال‌احمر نیز بود. وی با زمانبندی دقیق فعالیت‌های فرهنگی، تدریس و تحصیل همزمان و کسب علوم حوزوی را انجام می‌داد و همچنین با شرکت در دوره‌های آموزش‌های نظامی، خود را برای حضور در جبهه سوریه آماده نگه می‌داشت تا اینکه با اصرار توانست موافقت مسئولان آموزش و پرورش را بگیرد و در دفاع از حرم آل‌الله، به آرزوی خود برسد. سه فرزند از این شهید به یادگار مانده که یکی از آنها روشن‌دل است.

 

نام شهید: مصطفی صدرزاده
تاریخ شهادت: اول آبان ۱۳۹۴

مصطفی صدرزاده در میان شهدای مدافع حرم به واسطه اینکه در قالب یک تبعه افغانستانی به سوریه اعزام شده بود معروف شد ‌و فرزند سوم و پسر دوم خانواده است. مصطفی صدرزاده با نام جهادی سیدابراهیم در سال ۹۲ برای دفاع از دین و حرم بی‌بی زینب(س)، داوطلبانه به سوریه عزیمت و به علت رشادت در جنگ با دشمنان دین، فرمانده گردان عمار و جانشین تیپ فاطمیون شد و سرانجام پس از چندین بار زخمی شدن در درگیری با داعش، روز تاسوعا؛ نهم محرم مقارن با اول آبان ۹۴ در عملیات محرم در حومه حلب سوریه به آرزوی خود؛ یعنی شهادت در راه خدا رسید و به دیدار معبود شتافت و در گلزار شهدای بهشت رضوان شهریار آرام گرفت.

مصطفی صدرزاده متولد ۱۹ شهریور ۱۳۶۵ در شهرستان شوشتر استان خوزستان و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش پاسدار و جانباز جنگ تحمیلی و مادرش از خاندان جلیله سادات هستند. مصطفی ۱۱ ساله بود که از اهواز به همراه خانواده به استان مازندران و پس از دو سال به شهرستان شهریار استان تهران نقل مکان و در آنجا ساکن شد. وی دوران نوجوانی خود را با شرکت در مساجد و هیات‌‌های مذهبی، انجام کارهای فرهنگی و عضویت در بسیج و یادگیری فنون نظامی سپری کرد. در دوران جوانی درحوزه علمیه به فراگیری علوم دینی پرداخت، سپس در دانشگاه دانشجوی رشته ادیان و عرفان شد و همزمان مشغول جذب نوجوانان و جوانان مناطق اطراف شهریار و برپایی کلاس‌ها و اردوهای فرهنگی، نظامی، جلسات سخنرانی و… برای آنان بود. حضور فعال و موثر شهید صدرزاده در دفاع، فقط مختص به شام و عراق نبود وی در کنترل فتنه‌گران ۸۸ در میدان آزادی نقش موثری داشت و همان سال نیز به دست نا‌اهلان کنار ساختمان ایران‌فیلم با اصابت ضربه بر سر بیهوش شد و اغتشاش‌گران با وارد آوردن ضربات چاقو به دست و پای این شهید بدن وی را شرحه‌شرحه و مجروح کردند.

حیات فرهنگی و اجتماعی شهید

مصطفی از ۱۴، ۱۵ سالگی جزء کسانی بود که برای ساخت مسجد کمک می‌کرد، چه از لحاظ کارگری کردن برای ساخت که نخواهند هزینه‌ای را متقبل شوند و چه از طریق جمع‌آوری پول در بهشت رضوان یا بهشت‌زهرای تهران. در ۱۷‌ سالگی هیات ابوالفضل العباس را برپا کرد و در همان سن مسئولیت‌های سنگین را به او محول کردند و فرمانده پایگاه بسیج هم شد و بیشترین کتابی که هدیه می‌داد کتاب ابراهیم هادی بود. توانمندی‌های مصطفی به جز حوزه فرهنگی در بحث آموزش‌های نظامی هم بود که بخشی را به صورت دوره‌ای در بسیج گذرانده بود و بخشی را خارج از بسیج. به‌طور مثال شهید صدرزاده در رشته غواصی تا ۳۰ متر عمق دریا را پروانه رسمی گرفته بود. او شعاری داشت مبنی‌بر اینکه سرباز امام زمان باید با همه علوم و فنون آشنایی کامل داشته باشد.  ساخت دو مسجد امتداد فعالیت‌های فرمانده گردان عمار شد و همچنین در یکی دو ماموریت قبل از شهادتش پارکی را سمت شهریار که تبدیل به مکان ناامنی برای خانواده‌ها شده بود احیا و پایگاه بسیجی در آنجا دایر کرد و به لحاظ فرهنگی روی محیط پیرامونش کار کرد. دو شهید هم در آن پارک دفن و فضای پارک را متحول کردند.

 

نام شهید: مرتضی عبداللهی
تاریخ شهادت: ۲۳ آبان‌ماه ۱۳۹۶

۹۶