یکشنبه 04 آوریل 10 | 10:20

آيا كوبا در مسير یک انقلاب ستاره سفيد قرار دارد؟

پايان رژيم كاسترو به‎خودي خود به معني رهاسازي يك انقلاب رنگي نيست. من شك دارم كه ميراث كاسترو خيلي شبيه ميراث استالين باشد. مردم كوبا احترام بلافصل و درود خود را نثار مردي مي‎كنند كه به حكومت فاسد باتيستا نقطه پايان گذاشت و غرور ملي را براي آنان احيا کرد. اما وقتي كه ابرها كنار مي‎روند انتصاب ناشايست دوستان و اطرافيان به مناصب دولتي و فساد حكومتي منجر به ظهور يك دوره كاستروزدايي خواهد شد…


tripeyاولين دهه قرن 21 به پايان خود رسيد. دهه‎هاي كه از قبل به‎عنوان دهه انقلاب‏ها روي آن حساب باز كرده بودند. از انقلاب نارنجي گرفته تا انقلاب سبز و انقلاب گل سرخ. موجي از انقلاب‏هايي كه در دولت‏هاي شوروي سابق و ديگر نقاط جهان اتفاق افتادند يك طيف رنگارنگ از انقلاب‏هايي را راه انداختند كه مدت‏ها چرخه خبري رسانه‎ها را به خود اختصاص دادند. در اين راستا لازم است كه مروري تاريخ‏نگارانه و سريع (هرچند ناقص) بر اين انقلاب‏ها داشته باشيم:
1. سال 2003: انقلاب گل سرخ در گرجستان، متعاقب انتخابات رياست‎جمهوري، موجب بركناري ریيس‏جمهور «ادوارد شواردنادزه» از قدرت و روی کارآمدن «ميخایيل ساكوشويلي» در مارس سال 2004 گرديد.
2. سال 2004: وقوع انقلاب نارنجي در اوكراين متعاقب انتخابات مورد مناقشه رياست جمهوري در نوامبر 2004.
3. سال 2005: انقلاب لاله در قرقيزستان در پي انتخابات مورد مناقشه پارلمان اين كشور در فوريه و مارس 2005 به وقوع پيوست.
4. سال 2005: انقلاب سرو (صورتي) لبنان در پي قتل رهبر حزب مخالف، «رفيق حريري»، كه منجر به خروج نيروهاي سوري از لبنان شد، به وقوع پيوست.
5. انقلاب خوشه‏اي يا انقلاب تويتري در مولداوي بعد از اعلام نتايج انتخابات پارلماني كه در آن حزب كمونيست اين كشور اكثر كرسي‏هاي پارلمان را به دست آورد، به وقوع پيوست.
7. انقلاب سبز در ايران که بعد از انتخاب مجدد «محمود احمدي‏نژاد» به‎عنوان ریيس جمهور رخ داد.
اين فهرست همچنين مي‏تواند اعتراضات سال 2008 تبت و شمار ديگري از اجتماعات و تظاهرات عمومي در سراسر دنيا را در خود جاي دهد.
چندين عامل اين انقلاب‏هاي جديد را از اسلاف قبلي‎شان جدا مي‏سازند. اولين مورد و مهمترين آن‎ها استفاده از ابزارهاي جديد اينترنتي، به‎خصوص سايت‏هاي سازماندهي اجتماعي و صفحات پيام‏ها و نظرات براي بسيج سريع معترضين و اشاعه اطلاعات است. دومين مورد اين است كه انقلاب‏هاي رنگي از طريق پيكارهاي اعتراضي سازماندهي شده، استراتژيك و غيرخشونت‏آميزشان شناخته مي‏شوند. اگرچه برخوردهاي خشونت‏باري هم بين معترضين و نيروهاي حامي دولت رخ می‎دهد و ادامه خواهد يافت، اما انقلاب‏هاي رنگي اغلب به‎عنوان اعتراضات مسالمت‏آميزي شناخته مي‏شوند كه ماهيتا به وسيله اصول اعتراضي شناخته شده صلح‏آميز، مانند اصول مبارزاتي گاندي و اصول راهنماي اعتراضات صلح‏آميز مرحله به مرحله جين شارپ، پيش برده مي‏شوند. نهايتا اين كه انقلاب‏ها به‎وسيله بخش‏هاي جوان جوامع مذكور سازماندهي مي‏شوند كه منعكس‏كننده يك آگاهي ليبرال و تقاضاهاي فزاينده براي تحقق آزادي‏هاي فردي‏اند.
سئوال این است که گزینه‎های بعدی برای وقوع انقلاب رنگی، کدام کشور است. به‎نظر می‎رسد کوبا می‎تواند یکی از این کشورها باشد. آيا كوبا در مسير یک انقلاب آبي اقيانوسي يا ستاره سفيد قرار دارد؟

كوبا چگونه با اين عوامل كنار خواهد آمد؟
براي شروع بايد گفت كه تلفن‏هاي همراه در كوبا همانند كشورهاي نام برده، در دسترس همگان قرار ندارد. در حقيقت تا سال 2008 فقط مقامات دولتي و خارجيان مقيم كوبا به‎طور قانوني به استفاده از تلفن همراه مجاز بودند. همچنين هزاران تن از مردم كوبا صاحب تلفن‏هاي همراه غيرقانوني بودند كه با اسامي خارج به ثبت رسيده بودند؛ به‎طوري كه اين كشور تا اين اواخر كمترين ميزان استفاده از تلفن همراه را در ميان كشورهاي آمريكاي لاتين به خود اختصاص داده بود. به‎علاوه در اواخر آوريل سال 2008، زماني‎كه «رائول كاسترو» قوانين مربوط به مالكيت كامپيوترهاي شخصي يا تلفن همراه را آزاد كرد، برآوردها حاكي از آن بود كه ضريب نفوذ تلفن ثابت در اين كشور فقط 10 درصد بود و براي جمعيت بیش از 11 میلیونی اين كشور فقط 200 هزار دستگاه كامپيوتر به اينترنت وصل بودند. اما اكنون اوضاع تاحدودي بهبود يافته است. در سال 2008، «جورج دابليو بوش» موانع محدوديتي را از سر راه اين كشور از ميان برداشت و اجازه داد كه براي اولين‎بار آمريكايي‏هاي كوبایي‎تبار براي اعضاي خانواده‎هاي خود دستگاه‎هاي تلفن همراه صادر كنند. «باراک اوباما» هم تعهد کرد كه محدوديت‏ها را از ميان بردارد. اين امر اميد براي همكاري بيشتر بين دو كشور و تسريع جريان تكنولوژي را از طرف جامعه بزرگ مهاجران كوبايي مقيم آمريكا به كشور زادگاه‎شان افزايش داد.
خدمات اينترنتي همچنين به تكميل خط فيبر نوري زيردريايي در سال 2010 منوط شده است كه كوبا را به ونزوئلا وصل مي‏كند. اما اقدام مشترك بين شركت دولتي «تله كام» ونزوئلا و شركت «ترانسبيت» كوبایي (شركت ارتباطات راه دور كارایيب بزرگ)، لزوما به‎معني تحقق آزادي مبادله اطلاعات يا دسترسي و برقراري ارتباط با مردم عادي كوبا نيست. يك ديوار آتش ونزوئلايي يا كوبايي يا يك ديوار آتش مشترك، چيزي است كه براي غربال كردن ترافيك اينترنتي لازم است. در اين راستا ديوارهاي آتش چيني، كره شمالي و اخيرا هم ايران سريعا در ذهن متبادر مي‏شوند. كوبا از طريق انحصار ارتباطات راه دور خود (ETESCA) به‎طور مثال مي‏تواند يك دوره بايكوت اينترنتي و ارتباطات تلفن همراه را ايجاد كند. مقامات كوبايي تقريبا به‎طور يقين از يك تفوق تكنولوژيكي در زمان وقوع تظاهرات توده‏اي و اجتماعات عمومي فوري كه انتظار مي‎رود پس از مرگ كاسترو به وقوع بپيودند، برخوردارند. حداقل در يك دوره زماني كوتاه مدت، صنعت متمركز ارتباطات راه دور كوبا قادر خواهد بود كه از وقوع يك سخت‏گيري عملي آشفته و بي‏برنامه نسبت به ارائه‏دهندگان خدمات اينترنتي و شبكه‎هاي اجتماعي مانند فيس بوك و تويتر جلوگيري كند.
ساختار جمعيت‏شناختي كوبا ممكن است داراي شرايط ويژه‏اي باشد. براساس آخرين سرشماري رسمي كوبا در سال 2002، ميانگين سن ساكنين اين كشور تقريبا 36 سال است. برعكس ميانگين سن در ايران 27 سال و در مولداوي 35 سال است. سه‎چهارم جمعيت كوبا اكنون در مراكز شهري زندگي مي‏كنند و براساس گزارش فيس بوك، وابسته به سيا، اين كشور تقريبا از نرخ سواد 100درصدي برخوردار است. همانند ايران، كوبا هم از تعداد زيادي افراد تحصيل‎كرده برخوردار است. اما نرخ بيكاراني كه خواهان اعطاي امتيازات قانوني از طرف دولت سوسياليست، به‎خصوص خواهان اعطاي ميزاني آزادي شخصي و فرصت‏هاي اقتصادي هستند، در كوبا رو به افزايش است. فقدان فناوري اطلاعاتي كه بتواند تحقق انقلاب‏هاي جمعي به روش ساخت آسان صفحات اينترنتي قابل اتصال به همديگر را در كشورهاي ديگر ممكن سازد، كوبايي‏ها را از برقراري اعتراض براي ايجاد اصلاحات معنادار، باز نخواهد داشت. پيكارهاي اندام‏وار اجتماعي سازماندهي‏كننده از پايين به بالا توسط اينترنت ابداع نشدند، اما اينترنت به‎سادگي به تداوم و رشد آن‎ها كمك كرد.
انقلاب با ايده‎هاي قوي آغاز مي‏گردد. الگوي گذار و تغيير دومين عامل انقلاب است. انقلاب سال 1959 كوبا كه با برنامه‏ريزي و همكاري همه مخالفان صورت گرفت مي‏تواند به‎عنوان مدلي مورد الهام رهبران آينده كوبا قرار گيرد. در آن زمان از راديو شورش(Radio Rebelde)، براي پخش تبليغات ضد باتيستا و ملزم ساختن مردم عادي كوبا براي همكاري با انقلابيون استفاده مي‏شد. اكنون با وجود كنترل همه جانبه دولت بر رسانه‎هاي جمعي، روزنامه‎ها و حتي اينترنت، نسل جديدي از كوبايي‎ها به‎وجود آمده‏اند كه ممكن است بر قديمي‏ترين اشكال عمل جمعي، تظاهرات توده‏اي مسالمت‏آميز و پيكارهاي همبستگي صلح‏آميز تكيه كنند.
البته تحقق تمام اين‎ها به الزامي بودنشان براي اعتراض به‎عنوان عاملي براي تظاهرات و دليلي براي وقوع انقلاب بستگي دارد. براي50 سال «فيدل كاسترو» بر كشور حكومت كرد، ولي در عين‎حال از طرف مردم عادي كوبا مورد توجه و احترام بود. پايان رژيم كاسترو به‎خودي خود به معني رهاسازي يك انقلاب رنگي نيست. من شك دارم كه ميراث كاسترو خيلي شبيه ميراث استالين باشد. مردم كوبا احترام بلافصل و درود خود را نثار مردي مي‎كنند كه به حكومت فاسد باتيستا نقطه پايان گذاشت و غرور ملي را براي آنان احيا کرد. اما وقتي كه ابرها كنار مي‎روند انتصاب ناشايست دوستان و اطرافيان به مناصب دولتي و فساد حكومتي منجر به ظهور يك دوره كاستروزدايي خواهد شد كه در آن كوبايي‎ها به جست‎وجوي آزادي و فرصت‎هاي اقتصادي خواهند پرداخت كه قبلا توسط خانواده و دوستان آن‎ها در ايالات متحده در درون آنان ايجاد و نهاده شده است.
اگر جامعه كوبا از اشتباهات ديگر دولت‎هاي در حال گذار عبرت گرفته باشد، هنوز زمان لازم براي انجام اصلاحاتي را كه براي خنثي‎سازي يك فروپاشي در مقياس كامل نظم سوسياليستي لازم است در اختيار دارد. اگر چنين نباشد خيلي زود شاهد آن خواهيم بود كه ستاره سفيد، سمبل آزادي كوبا، به‎صورت مباهات‎آميزي توسط دانشجويان معترض با تقاضاهاي مبهم به‎سمت حاميان نگران دولتي حركت می‎کند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: