دوشنبه 29 مارس 10 | 14:31

جمهوری ایرانی نشد؛ جمهوری جدید اسلامی می‌آید

موسوی قصد دارد با انتشار بیانیه ای در سالروز رفراندوم بزرگ ملت ایران و رای به جمهوری اسلامی با ارائه تعریفی جدید از جمهوری اسلامی و بیان مقاصد و اهداف استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی به انحرافاتی که در این سال‌ها به زعم او در این شجره طیبه رخ داده اشاره کند و به ادامه حرکت جنبش سبز تا استقرار نظام جدید جمهوری اسلامی دعوت کند!


میرحسین موسوی

میرحسین موسوی

تریبون مستضعفین- یکی از فعالین احزاب اصلاح‌طلب روز گذشته گفت نشست سران فتنه را برای انتشار بیانیه مشترک به مناسبت 12 فروردین روز جمهوری اسلامی ایران بی نتیجه ماند.

بر اساس شنیده ها یکی از حاضرین حاضر به امضای این بیانیه مشترک نشده و دیگران را نیز توصیه به عدم صدور هرگونه بیانیه در شرایط فعلی کرده است. با این حال موسوی قصد دارد با انتشار بیانیه ای در سالروز رفراندوم بزرگ ملت ایران و رای به جمهوری اسلامی با ارائه تعریفی جدید از جمهوری اسلامی وبیان مقاصد و اهداف استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی به انحرافاتی که در این سال‌ها به زعم او در این شجره طیبه رخ داده اشاره کند و به ادامه حرکت جنبش سبز تا استقرار نظام جدید جمهوری اسلامی  دعوت کند.

پیش از این طرح شعار «جمهوری ایرانی» از سوی جنبش سبز مخالفت‌های مردم را در پی داشت. ظاهراً این تغییر استراتژی از جمهوری ایرانی به جمهوری جدید اسلامی به دلیل همین مخالفت‌های گسترده مردمی در راهپیمایی‌های 9 دی و بیست و دوم بهمن سال گذشته است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان دانشگاه علم و صنعت در سال 87 هشدار دادند که عده‌ای در صدد هستند تا انقلاب را از محتوا خالی کنند و از انقلاب به ظاهرش بسنده کنند. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در آن دیدار شجاعت در برابر دشمنان، عقیده‌ى واقعى به مشاركت مردم، ارزش‌گذاری به  مجاهدت و شهادت، اجتناب از اشرافیگری و ساده‌زیستی را به عنوان روح و باطن انقلاب مطرح کردند. به نظر می رسد این بیانیه درصدد ایجاد تغییر در بعضی مفاهیم اساسی جمهوری اسلامی باشد.

بخشی از سخنان رهبری درباره تحریف مفهوم جمهوری اسلامی

«نظام اسلامى، نظام اسلامى است در ظاهر و باطن؛ نه فقط نظام اسلامى در ظاهر. صرف اینكه حالا یك شرائطى در قانون اساسى براى رئیس جمهور و براى رهبر و براى رئیس قوه‌ى قضائیه و براى شوراى نگهبان و براى كه و كه معین شده؛ و چه و چه، اینها كافى نیست؛ اگرچه اینها لازم است. انحراف در هدفها، در آرمانها، در جهتگیرى‌ها را باید مراقبت كرد كه پیش نیاید. و این چیزى است كه ما در طول این سالهاى طولانى – بخصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام – درگیرش بودیم؛ جزو درگیرى‌هاى اساسى در این دو دهه‌ى گذشته، یكى همین بوده. تلاشهاى زیادى شده است براى اینكه جمهورى اسلامى را از روح و معناى خودش خارج كنند. تلاشهاى زیادى كرده‌اند؛ به شكلهاى مختلف؛ چه در زمینه‌هاى سیاسى، چه در زمینه‌هاى اخلاقى، چه در زمینه‌هاى اجتماعى؛ از اظهاراتى كه شده و حرفهائى كه زده شده. ما یك دوره‌اى را هم مشاهده كردیم كه در مطبوعات ما رسماً، علناً، جدائى و تفكیك دین از سیاست را اعلان كردند! اصلاً مسئله‌ى یكى بودن دین و سیاست را كه اساس جمهورى اسلامى و اساس حركت عمومى مردم بود، زیر سؤال بردند. از این بالاتر؟! در دورانى، در مطبوعات ما دیده شد كه صریحاً، علناً، از رژیم ظالم، جبار و سفاك پهلوى دفاع شد! براى اینكه چنین حالتى پیش نیاید و براى برخورد با این انحراف، میشود با برجسته كردن مرزهاى اعتقادى و فكرى و سیاسى، جلوى این انحراف را گرفت. شاخصهاى هویت اسلامى بایستى معلوم باشد: شاخص عدالت‌طلبى، شاخص ساده‌زیستى مسئولان، شاخص كار و تلاش مخلصانه، شاخص طلب و پویائى علمى بى‌وقفه، شاخص ایستادگى قاطع در مقابل طمع‌ورزى و سلطه‌ى بیگانگان، شاخص دفاع از حقوق ملى. از حقوق ملت، دفاعِ شجاعانه كردن یك شاخص است؛ مثل همین حق هسته‌اى؛ مسئله‌ى هسته‌اى. این یكى از ده‌ها نیاز كشور ماست؛ تنها مسئله‌ى ما نیست؛ اما وقتى دشمن روى این نقطه متمركز شد، ملت هم ایستادگى كرد. در این نقطه‌اى كه دشمن روى او تمركز پیدا كرده است، اگر ملت عقب‌نشینى كند، اگر مسئولین عقب‌نشینى كنند و از این حق قطعى و روشن صرف‌نظر كنند، بدون تردید راه براى دست‌اندازى به حقوق ملى براى دشمن باز خواهد شد.

اجتناب از اشرافیگرى؛ یعنى ضد ارزش كردن. در انقلاب ما این نكته وجود داشت؛ این را بتدریج بعضى‌ها سعى كردند كمرنگ كنند. این در مسائل اقتصادى ما اثر دارد، در مسائل روانى ما اثر دارد. اشرافیگرى و گرایش به اشرافیگرى، یك ضد ارزش بود در انقلاب. یعنى افرادى در سطوح مختلف بودند كه از اینكه به اشرافیگرى نسبت داده شوند، یا از آنها چیزى دیده شود كه جزو خصوصیات اشرافیگرى باشد، بشدت اجتناب میكردند. مسئولین كشور در درجه‌ى اول متعهد به این قضیه هستند و باید باشند. این تدریجاً ضعیف شد. امروز خوشبختانه همان موج ضد ارزش كردن اشرافیگرى، بحمداللَّه وجود دارد؛ یعنى دولت، مسئولین دولتى ساده‌زیستند، مردمى هستند و این خیلى فرصت خوبى است؛ نعمت بزرگى است. این یكى از شاخصهاست.

مسئله‌ى ارزش جهاد و شهادت، یكى دیگر از شاخصهاست. ارزش مجاهدت، مقام والاى شهادت، از جمله‌ى چیزهائى بود كه به وسیله‌ى عناصرى – كسانى، دستهائى – زیر سؤال رفت. جهاد را زیر سؤال بردند، شهادت را زیر سؤال بردند. این، یكى از شاخصهاست؛ باید برجسته شود. احترام به شهیدان، احترام به جهاد و مجاهدان بایستى جزو بخشهاى برجسته‌ى پرچم جمهورى اسلامى قرار بگیرد. جمهورى اسلامى به جهاد و شهادت شناخته میشود.

اعتماد به مردم، عقیده‌ى واقعى به مشاركت مردم. بعضى‌ها اسم مردم را مى‌آورند؛ اما حقیقتاً اعتقادى به مشاركت مردم ندارند. بعضى اسم مردم را مى‌آورند؛ اما به مردم اعتماد ندارند. بناى جمهورى اسلامى بر اعتماد به مردم و اعتقاد به مشاركت مردم است.

شجاعت در برابر هیبت دشمن، جزو شاخصهاست. در مقابل دشمن اگر مسئولین كشور احساس رعب و خوف بكنند، بر سر ملت بلاهاى بزرگ خواهد آمد. آن ملتهائى كه ذلیل و مقهور دست دشمن شدند، عمده‌ى علت این بود كه مسئولان – پیشروان قافله‌ى ملت – شجاعت لازم، اعتماد به نفس لازم را نداشتند. گاهى در بین آحاد مردم عناصر مؤمن، فعال، فداكار، آماده‌ى به جانبازى هستند، منتها مسئولین و رؤسا وقتى خودشان این آمادگى را ندارند، نیروهاى آنها هم از بین میرود و این ظرفیت هم نابود میشود. آن روزى كه شهر اصفهان در دوره‌ى شاه سلطان حسین مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حكومت باعظمت صفوى نابود شد، خیلى از افراد غیور بودند كه حاضر بودند مبارزه و مقاومت كنند؛ اما شاه سلطان حسین ضعیف بود. اگر جمهورى اسلامى دچار شاه سلطان حسین‌ها بشود، دچار مدیران و مسئولانى بشود كه جرأت و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نمیكنند، در مردم خودشان احساس توانائى و قدرت نمیكنند، كار جمهورى اسلامى تمام خواهد بود.»

دیدار با دانشجویان دانشگاه علم و صنعت – بیست و هفت آذر هشتاد و هفت

  1. حامد جان
    30 مارس 2010

    مرگ بر سربازی اجباری

  2. من يه بي نامم
    31 مارس 2010

    تا جايي كه من خاطر م است . جمهوري اسلامي ايران بوده هست و خواهد بود. اولا چون روزي كه انقلاب پيروز شد همه گان گفتند جمهوري اسلامي ايران نه يك كلمه كمتر نه بيستر و 98 در صد هم تاييد كردند. پس اين شلوغ بازيهاي سياسي كه اين جور احزاب مرغ صفت در مييارند يه ابزاري برا متفرق كردن مردم از هم و گرنه چه دليلي داره كسي كه قبلا خودش به اين نظام راي داده بخواد از انحرافاتي كه به قول خودش در اين زمان ايجاد شده نظر بده.؟ اگر هم انحرافي وجود داره در كاركرد بين خود ادم ها هست نه نظام. و يكي از خود انحرافات هم ناشي از طرز تفكر همين جناب اقاي موسوي مي باشد كه اصلا تكليفش با خودش مشخص نيست . كدوم طرفي با مردم يا با خارجي ها . چون تا حالا هر كاري كرده سودش به خارجي ها رسيده و ظررش به مردم اين آب و خاك ،

  3. رها
    31 مارس 2010

    زنده باد موسوی

  4. عارف
    17 آوریل 2010

    درود بر مير حسين

  5. lpl
    2 ژوئن 2010

    زنجیره ای بسازیم در 22 خرداد امسال به یاد 18 خرداد سال پیش . از جنوب تهران تا شمال تهران . از دشت تا دامنه البرز . رو به ستیغ كوهها حركت كنیم و فریاد ننگ بر دیكتاتور و فاشیست زمان را سر دهیم . قرار روزهای بعد را در دل تجمع خواهیم گذارد و تدارك بزرگنرین تجمع 25 خرداد در مسیر انقلاب رو به آزادی را خواهیم گذارد . اطلاع رسانی را خارج از فضای نت و در دل اجتماع از طریق تشكیل شبكه های هرمی به سه نفر منتقل نماییم و از آنها بخواهیم كه هر كدام ، سه نفر را در زیر مجموعه خود فرا بگیرند . شبكه ای بسازیم كه نه قابل سانسور است و نه فیلتر پذیر . نه هك میشود و نه آی پی ما را بن میكنند . شبكه سازی را از همین لحظه شروع كنیم . خرداد ما را فرا میخواند

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: