دوشنبه ۱۱ بهمن ۸۹ | ۱۳:۳۵

تقدیر و حمایت دانشجویان از استعفای رحیم‌پور از شورای انقلاب فرهنگی

اين ‌كه يك فرد باسابقه در “كارزار فرهنگ “، از “قرارگاه فرماندهي ” استعفا دهد چه دليلي جز “ناكارآمدي ” اين قرارگاه مي‌تواند داشته باشد. به ويژه وقتي كه اين فرد، “دردي به جز درد فرهنگ ” نداشته باشد و شب و روزش وقف نبردهاي عرصه فرهنگ باشد.


بسيج دانشجويي دانشگاه‌هاي تهران، صنعتي اميركبير، صنعتي شريف، امام صادق(ع)، علامه طباطبايي، خواجه نصيرالدين طوسي، علم‌و‌صنعت و شهيد بهشتي با صدور بيانيه مشتركي از استعفاي حسن رحيم‌پور ازغدي از عضويت در شوراي عالي انقلاب فرهنگي حمايت كردند.

متن كامل اين بيانيه به شرح ذيل است:

استاد ارجمند و بسيجي
جناب آقاي حسن رحيم‌پور ازغدي

استعفاي جنابعالي از شوراي عالي انقلاب فرهنگي و به تعبيري احتجاج شما با شورا، شايد دير هنگام اما مؤيدي بود بر آن‌چه از سوي رهبر بزرگوار انقلاب، “بي‌نشاطي ” و “ركود ” حاكم بر “قرارگاه اصلي فرماندهي فرهنگي ” كشور دانسته شده است. اين ‌كه يك فرد باسابقه در “كارزار فرهنگ “، از “قرارگاه فرماندهي ” استعفا دهد چه دليلي جز “ناكارآمدي ” اين قرارگاه مي‌تواند داشته باشد. به ويژه وقتي كه اين فرد، “دردي به جز درد فرهنگ ” نداشته باشد و شب و روزش وقف نبردهاي عرصه فرهنگ باشد.

از يك سو بر كسي پوشيده نيست كه شما هر كجا باشيد، لحظه‌لحظه‌تان وقف فرهنگ است و از سوي ديگر عنوان مي‌شود كه جنابعالي به دليل “كمبود وقت ” از شوراي عالي انقلاب فرهنگي كناره‌گيري نموده‌ايد. سوالي كه به ذهن متبادر مي‌شود اين است كه “آيا به حسب ظاهر، براي يك جهادگر عرصه فرهنگ، جايگاهي با اهميت‌تر از شوراي عالي انقلاب فرهنگي متصور است كه به خواهد وقت خود را صرف آن نمايد؟ “به هر حال از اين‌ كه اوقات گران‌بهاي شما ديگر صرف مباحثات غير اولويت‌دار و بي‌ثمر نمي‌شود بسيار مسروريم. اميد داريم حضور شما در عرصه‌هاي ديگر فرهنگي، هم‌چنان ‌كه تاكنون چنين بوده است، موجب بركات فراوان براي نظام اسلامي شود، ان‌شاءالله.

اين كناره‌گيري هم‌چنين قوت قلبي بود براي دلسوزان فرهنگ ناب اسلامي. معناي استعفاي جنابعالي براي تشكل‌هاي دانشجويي، صداقتي بود كه براي نجات از توجيهات چند لايه سياست‌گذاران فرهنگي به كار بستيد. ناكارآمدي شوراي عالي انقلاب فرهنگي به قدري مشهود است كه نمي‌توان آن را در پس پرده آمارها و گزارش‌كارهاي رنگارنگ پنهان نمود.

آري وقتي مديراني عهده‌دار امور عرصه فرهنگ گردند كه شغل دوم‌شان فرهنگ است و وقتي اشخاصي در جايگاه‌هاي تصميم‌گيري بنشينند كه با عينيات جامعه بيگانه‌اند و همه‌چيز را از منظر شاخص‌ها مي‌نگرند، جز “عدم پيشرفت ” انتظار ديگري نمي‌توان داشت. وجود حلقه‌هاي بسته مديريتي و مشورتي موجب مي‌شود كه ظرفيت‌هاي عظيم نظام اسلامي ديده نشود و دائم از تهديدها سخن به ميان بيايد.

تنها خدا مي‌داند كه فرهنگ كشور تا امروز چه قدر از بابت اين فرصت‌سوزي‌هاي متحمل خسارات شده است. چه كسي مي‌تواند ادعا كند كه تا امروز در كشور، از ظرفيت‌هاي چون “آموزش و پرورش ” و “آموزش عالي و ظرفيت عظيم دانشگاهيان “، “گردشگري و ميراث فرهنگي “، “سينما “، “رسانه‌هاي سنتي و نوين ” و بسيار ظرفيت‌هاي آماده ديگر براي احياي فرهنگ اسلامي بهره گرفته شده است. امروز كدام كشور در دنياست كه از موهبت‌هايي چون “ملتي مسلمان و ولايت‌مدار ” و “حوزه‌هاي علميه ” برخوردار باشد؟

متاسفانه عمده آن‌چه تاكنون انجام گرفته است مباحثاتي پيرامون يك سري مفاهيم كلان است و حال آن‌كه اولويت چيز ديگري است. به نظر مي‌رسد كه موعد آن رسيده تا عرصه فرهنگ مهياي حضور جواناني مومن، دغدغه‌مند و “با نشاط ” شود باشد كه خون تازه در رگ‌هاي فرهنگ تزريق گردد.

لازم به ذكر است كه حسب اطلاع، برخي ديگر از اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز، در خصوص ناكارآمدي شورا، هم عقيده جنابعالي مي‌باشند. به هر حال اميدواريم كه كناره‌گيري حضرتعالي تلنگري دوباره باشد براي به يادآوردن احتجاج رهبر انقلاب در ابتداي اين دوره شورا و فرصتي گردد براي بازآفريني قرارگاه اصلي فرماندهي فرهنگي كشور.

وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن:

اخرین اخبار
پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.