سه شنبه ۱۷ فروردین ۸۹ | ۱۵:۴۷

جایزهٔ بزرگ برای داستان کوچک

برگزاری دو جایزه، فقط و فقط نشان‌دهندهٔ دو جزیرهٔ مجزا است که تحمل برگزیدگان و داوران و صاحبان یک‌دیگر را ندارند! پس «لکم جایزة ولی جایزتی»!


enghelab-eslamiاوایل این هفته، خبری رسید از سایت محمدرضا سرشار، که به تازگی دبیر جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شده است. خبر این بود: «در سال جاری قرار است، جشنوارهٔ داستان برگزیدهٔ انقلاب اسلامی برگزار شود»

اشتباه نکنید، این، چیزی است سوای «جشن داستان انقلاب» که در بهمن‌ماه ۸۶ نخستین دورهٔ خود را برگزار کرد. «جشنوارهٔ داستان برگزیدهٔ انقلاب اسلامی» که دبیر جایزهٔ کتاب سال خبر برگزاری آن را در سال ۸۹ رسانه‌ای کرده است، جایزه‌ای است با تولیتِ معاونت فرهنگی وزارت ارشاد که سندش به نام «خانه کتاب» می‌خورد. القصه، چنانکه سرشار گفته است نخستین جلسهٔ مقدماتی این جشنواره با حضور اعضا(!) برگزار شده تا مباحث کلی این جایزه مورد بحث و بررسی قرار بگیرد.

بحث دربارهٔ موفقیت یا ناموفقی خانه کتاب و معاونت فرهنگی ارشاد در برگزاری جایزه‌های ادبی در کشور، بحثی است جدا که از آن می‌گذریم. آن‌چه با خواندن این خبر، تعجب و تأسف را برمی‌انگیزد، چیزی است به نام «داستان انقلاب» که اساساً، پیکر نحیفش نادیدنی است.

باید استدعا کرد از جنابان آقایان، که بیایند و اساساً ۱۰۰ داستان با موضوع انقلاب که در ۴-۵ سال اخیر منتشر شده را معرفی کنند. نتیجه هرچه باشد، مطمئناً تصمیم‌گیران فرهنگی را در گرفتن تصمیم به برگزاری جشنواره و جایزه با موضوع داستان و رمان انقلاب یاری خواهد کرد.

خبر برگزاری این جشنواره درحالی رسانه‌ای می‌شود که «جشن داستان انقلاب» سومین دورهٔ خود را به چشم ندید! سال گذشته، درحالی که طبق برنامه می‌بایست سومین دورهٔ این جشنواره برگزار شود، هرگز خبر این برگزاری به گوش نرسید و در عمل، اظهارات متناقض دبیر و مسؤول برگزاری جشنواره خواندنی بود. امیرحسین فردی دبیر این جشنواره به رسانه‌ها می‌گفت: این دوره بهمن یا اسفند ۸۹ برگزار می‌شود. اما محسن مؤمنی شریف مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری می‌گفت: اردیبهشت یا تابستان ۸۹ برگزار می‌شود.

حالا لابد، مدیران فرهنگی کشور، ظرفیت ادبیات داستانی انقلاب را آن‌چنان دیده‌اند که ۲ جایزه «بزرگ» برای آن تعیین کنند. اما آیا واقعاً این‌طور است؟ اگر این‌گونه است، چرا سرشار باید بگوید: «فهرست آثار منتشر شده در ۳۰ سال گذشته نیز در اختیار اعضا قرار گرفته!» یعنی آثار داستانی انقلاب تا این حد از نظر کمّی اندک‌اند که فهرست ۳۰ ساله‌شان برای یک مرحله داوری قابل جمع‌آوری و بررسی است؟ اگر چنین است -که هست- چرا باید ۲ جایزهٔ بزرگ برای بررسی و داوری این داستان‌ها برگزار کرد؟

بگذارید کمی مسئله را باز کنیم. برگزارکننده «جشن داستان انقلاب» حوزه هنری است. برگزارکنندهٔ «جشنواره داستان برگزیدهٔ انقلاب» دولت است. میان سیاست‌های فرهنگی حوزه هنری وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی و معاونت فرهنگی ارشاد، اختلاف‌ها بسیار است… و برگزاری دو جایزه، فقط و فقط نشان‌دهندهٔ دو جزیرهٔ مجزا است که تحمل برگزیدگان و داوران و صاحبان یک‌دیگر را ندارند! پس «لکم جایزة ولی جایزتی»!

القصه، داستان انقلاب ما از نظر کمی و کیفی، سطحی نامطلوب دارد و حالا، ۲ ارگان بزرگ می‌خواهند به این «کم» جایزهٔ بزرگ بدهند…

راستی وظیفهٔ اعتلای ادبیات داستانی انقلاب بر عهدهٔ کیست؟

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: