دوشنبه 07 مارس 11 | 11:33

نقش ايران در نبرد نرم امت اسلامی

دکتر امير محبيان

فرآیند موسوم به جنگ نرم از پیچیدگی‌های خاص خود برخوردار است زیرا در مورد ذهن انسان که موضوع و هدف عملیات جنگ نرم است؛ شناخت ما چندان زیاد نیست و پیش بینی پذیری رفتار‌ها همواره درصدی از نسبیت را با خود دارد و هیچ ادعای قطعیت در مورد پیش بینی پذیری رفتار‌ها از لحاظ علمی پذیرفتنی نیست. به عبارتی عملیات روانی در محیط پیش بینی پذیر کارآمدی داشته و در محیط‌هایی که پیش بینی دشوار است؛ از کارآمدی آن کاسته می‌شود.


فرآیند موسوم به جنگ نرم از پیچیدگی‌های خاص خود برخوردار است زیرا در مورد ذهن انسان که موضوع و هدف عملیات جنگ نرم است؛ شناخت ما چندان زیاد نیست و پیش بینی پذیری رفتار‌ها همواره درصدی از نسبیت را با خود دارد و هیچ ادعای قطعیت در مورد پیش بینی پذیری رفتار‌ها از لحاظ علمی پذیرفتنی نیست. به عبارتی عملیات روانی در محیط پیش بینی پذیر کارآمدی داشته و در محیط‌هایی که پیش بینی دشوار است؛ از کارآمدی آن کاسته می‌شود.

یکی از پژوهشگران نبرد ادراکی بنام هنریک فریمن [۱] در مقاله‌ای تحت عنوان جنگ ادراکی (روانی – ادراکی) چشم اندازی برای آینده [۲] نوشته است: آنچه سبب متمایز شدن یک بازیکن حرفه‌ای شطرنج از بازیکنی ناشی می‌شود، توانایی مشاهده الگو‌ها در موقعیت‌هایی است که ساختارهای شناخته شده را دنبال می‌کند اما اگر ساختاری وجود نداشته باشد بازیکن حرفه‌ای هیچ مزیتی نسبت به بازیکن ناشی ندارد. مشابه این وضعیت در مورد نبردهای روانی صدق می‌کند؛ حمله به درک و ادراک در واقع حمله به قابلیت فرمانده در یافتن ساختارهایی به تناسب نگرش خود به موقعیت است. با از دست دادن ساختار؛ فرمانده توانایی مشاهده الگوهای منطقی را ندارد.

وقایعی که اخیرا در شمال آفریقا و در میان کشورهای عرب رخ می‌دهد مصداق وضعیتی است که طراحان نبرد نرم غرب در آن گرفتار شده‌اند. بروز دومینوی سقوط و بحران در کشورهایی که مدعی ثبات کامل سیاسی بودند از الگوهای شناخته شده در غرب تبعیت نمی‌کنند. شوک وارده به تحلیلگران و تصمیم گیران غرب و بویژه آمریکا آن‌ها را به سیاست صبر و انتظار که ذاتا سیاستی انفعالی است کشانده است. اما آیا سیاست خارجی ما نیز باید سیاست صبر و انتظار را پیش گیرد؟ مسلما خیر؛ آنچه که در حال رخ دادن است برای طراحان استراتژیک سیاست ایران نباید امری غیر قابل پیش بینی بشمار رود.

بیش از سی سال پیش بذرهای اندیشه‌هایی در مورد استبداد ستیزی و نبرد برای کسب استقلال در چارچوب باورهای دینی با پیروزی انقلاب اسلامی در اذهان امت اسلامی کاشته شد که امروزه در حال ثمر دادن است.

تا چندی پیش تصور می‌شد که غرب در موضعی بالا‌تر در پی بهره گیری از آموزه‌های جنگ نرم علیه ایران است؛ این تصور غلط نبود در‌‌ همان زمان هم صاحب این قلم تاکید کرد که ظرفیت‌های نظام اسلامی برای ورود به نبردی نرم با دشمنان امت اسلامی آنچنان بالاست که می‌تواند ما را در موضع بر‌تر قرار دهد.

اکنون شرایط کاملا نشان دهنده آن است که غرب در برابر الگوهای ناشناخته برای خود در موقعیتی کاملا نامطمئن قرار گرفته است کنترل موقعیت حداقل تا کنون از دست آنان خارج شده است. بر اساس آموزه‌های نبرد نرم معنای این وضعیت غرب، پیدایش ظرفیت‌ها و فرصت‌های طلایی برای پیروزی طرف مقابل است.

این فرصت‌های طلایی همیشگی نیست و تا زمانی که غرب در این موقعیت متزلزل در تحلیل شرایط قرار گرفته است باید مهره‌ها را به گونه‌ای حرکت داد که در ثبات پس از تحرکات فعلی، صحنه بازی پیروزی مطمئنی را برای جریان اسلامخواه رقم زند.

اما آنچه وزارت خارجه و دستگاه تصمیم ساز جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی شایسته است در نظر گیرد:

۱. مدل‌های مرسوم و عادی دیپلماتیک در شرایط فعلی پاسخگو نیست؛ الگوهای سریع العمل و پیچیده که بتواند بر اساس مدل ادراکی مردم کشورهای اسلامی عمل نماید باید به کار گرفته شود تا در نقاط عطف به این جریانات که‌گاه بدون برنامه قبلی جاری است مسیر‌های درست را اعلام نماید.

۲. هر حرکتی که فعلا به اعلام موضع بر‌تر و خط دهی سیاسی جمهوری اسلامی منجرشود و شائبه دخالت خارجی رادر اذهان توده‌های آن کشور‌ها القاء کند؛ نادرست بوده و ممکن است به واکنش ناخواسته آن‌ها و بسته شدن باب تاثیر گذاری بینجامد.

۳. حرکت طبیعی این جریانات، ماهیت ضد صهیونیستی و استقلال خواهانه دارد که موقعیت غربی‌ها را سست می‌کند. همین وضعیت تا کنون برای سیاست خارجی نظام اسلامی ایران فرصتی طلایی است. اما اداره ظریف ادراک ملل منطقه در چارچوب تمایلات و علایقشان با ظرافت لازم، هنری است که در کنار آموزه‌های علمی آینده ساز خواهد بود.

۴. طراحی ادبیات مقبول بر حسب باور‌ها و ارزشهای مشترک با ملل قیام کرده که در عین حال شائبه خروج از مرزهای دیپلماتیک را القاء نکرده و در همین حال الهام بخش باشد؛ ضرورتی انکار ناپذیر دارد که با توجه به سرعت تحولات سریعا باید انجام پذیرد.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که فرصت‌های طلایی از این دست برای شکل دهی ذهنیت مشترک در میان اجزای توده‌های کشورهای اسلامی که لازمه شکل گیری هویت امت اسلامی است، شاید تکرار ناشدنی باشد به همین دلیل باید منتظر سرعت عمل و عملکرد تاریخی وزارت خارجه در بهره گیری از این فرصت باشیم، عملکردی که آیندگان حتی با آن نقش ایران در آینده امت اسلامی را خواهند سنجید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت‌ها:


[۱] Henrik Friman
[۲] Perception Warfare: a perspective for the future

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: