شنبه 26 مارس 11 | 12:14

اصحاب مهندس مشایی در سالی که گذشت

محمدمهدی میرزایی‌پور

مسأله دوم در نقد مواضع این دوستان در نحوه تعامل با دیگر برادران جبهه انقلاب است. حقیقتاً اگر کمی به سوء استفاده‌های رسانه‌های ضد انقلاب از تفرقه مسئولین و مواضع قاطع مقام معظم رهبری در لزوم ایجاد وحدت بین قوا و مسئولین کشور دقت نمائیم متوجه می‌شویم که دست به دست کردن تقصیرها و بزرگ کردن برخی اشتباهات دیگران به نفع جبهه انقلاب نبوده و تنها می‌تواند ناشی از عدم توجه به مسأله اصلی که همان حفظ اسلام و انقلاب است باشد.


تریبون مستضعفین – محمدمهدی میرزایی‌پور – یکی از جریاناتی که سال گذشته مسأله ساز شد موضوع طرفداران جناب مهندس مشایی بود. در این میان در قضاوت کردن نسبت به ایشان به نظر تندروی‌ها و کندروی‌هایی صورت گرفت که به جای خود شایسته بررسی هستند. اما بهانه نوشتن این مقاله درخواست دو تن از دوستان برای بررسی یکی از آخرین مطالب حلقه یاران ایشان با نام «بزرگان مورد خطاب امام خامنه‌ای چه کسانی می‌توانند باشند؟» در سایت باکری آنلاین بود. می‌خواهیم به این بهانه یک نگاه به عملکرد سال گذشته این جریان به عنوان یکی از جریانات درون جبهه انقلاب در آستانه نوروز 90 داشته باشیم.

در مقاله مذکور سعی شده بود با استفاده از بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع اعضای مجلس خبرگان، خطاب به برخی بزرگان «در لزوم زیر سؤال نبردن خدمات دولت‌مردان با شنیدن بعضی اخبار دروغ» نسبت به اظهارات چهره‌های انقلابی مانند آیت الله یزدی، آیت الله سید احمد خاتمی و دیگر چهره‌های معروف جبهه انقلاب علیه مواضع آقای اسفندیار رحیم مشایی انتقاداتی صورت بگیرد و به این وسیله، این بزرگان را خطاب رهبر انقلاب در این سخنان معرفی نماید. در بخشی از مقاله می‌خوانیم: «برای روشن شدن بهتر مطالب ذکر شده بخشی از مواضع حضرات آیات آقایان مکارم شیرازی، علم الهدی، جنتی، یزدی، خاتمی، مصباح یزدی و… را در قبال عملکرد مسئولین دولتی همچون مهندس مشایی، که برگرفته از همین اخبار ناصحیح و غیرمعتبر می باشد را مرور می‌کنیم…»

اتخاذ چنین رویکردی از سوی برادران ما در این جریان مسبوق به سابقه است. مدتی پیش نیز مقاله‌ای با عنوان «اعتراف تکان دهنده «صفارهرندی» پس از ۲ سال» از سوی یکی از برادران طرفدار جناب مشایی منتشر شد که در آن به شدت به دکتر صفار هرندی، وزیر سابق ارشاد حمله شده بود. همچنین در مطلبی که اخیراً منتشر شد، بخش دیگری از رسانه‌های انقلابی به دلیل اعتراض نسبت به برداشتن روسری توسط خانم خبرنگار اسپانیایی در برابر رئیس جمهور لقب اقتدارگرا گرفته و هدف انتقاد شدید این جریان قرار گرفتند. همچنین در موضوع دعوت و تجلیل از ریچارد فرای انداختن تقصیرها به گردن دکتر حداد عادل از دیگر جهت گیری‌های جریان مزبور در سال گذشته بوده است. علاوه بر موارد فوق، آوردن شاهد مثال برای تأیید سخنان بعضاً شاذ و بحث برانگیز جناب مشایی از سخنان و رفتارهای رهبر معظم انقلاب و امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) از مأموریت‌هایی بوده است که این دوستان برای خود در سال گذشته تعریف نموده‌اند. به عنوان مثال درباره اظهارات جنجالی ایشان درباره موسیقی و نیز درباره‌ی برگزاری جشن نوروز در تهران شاهد‌مثال‌هایی آورده شده تا به انتقادات نسبت به رفتارهای فرهنگی دولت خدمت‌گزار که ظاهراً با مدیریت جناب رحیم‌مشایی انجام می شود پاسخ داده شود.

این مقاله هرگز قصد ندارد زحمات آقای مشایی را در همراهی با دولت حقیقتاً انقلابی و زحمت کش نهم و دهم زیر سؤال ببرد، بلکه تعریفات رئیس محترم جمهور را در رابطه با زحمات ایشان صحیح و ستودنی می‌داند. اما به هر حال هر کسی از جمله ایشان و طرفداران‌شان باید سعی کنند انتقاد پذیر بوده و اگر سخنی را در نقد مواضع‌شان صحیح می‌بینند بپذیرند و تصحیح بنمایند. در این راستا سؤالاتی چند از ایشان و طرفداران‌شان شایسته پرسش است که ذکر می نمائیم.

به طبع آن‌چه که به عنوان اصلی‌ترین دغدغه‌ی یک چهره انقلابی باید شناخته شود، خود انقلاب شکوهمند اسلامی و حفظ نظام ِ برآمده از آن است. نظام اسلامی از جهات مختلفی با خطراتی مواجه است که از لحاظ میزان اهمیت یکسان نیستند. به عنوان مثال آرایش موی فوتبالیست‌های کشور یک موضوع شایسته بررسی و حمله عربستان به بحرین یک خطر بسیار بزرگتر برای کیان اسلام و انقلاب است. فهم درست و درک دقیق از این اولویت باعث می‌شود به عنوان مثال رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان کشور جناب رحیم مشایی و مواضع ایشان را به عنوان یک مسأله فرعی قلمداد کنند که شایستگی اتلاف وقت و جنجال را ندارد. پیرو همین موضع نیز ایشان از آن زمان تاکنون هیچ موضع‌گیری‌ای له یا علیه ایشان اتخاذ ننموده‌اند. این درسی برای دوستان طرفدار ایشان است تا دیگر بخش اعظم تلاش‌شان را معطوف به بررسی و پاسخگویی انتقادات نسبت به مواضع جناب مشایی ننمایند و توجه‌شان را به ترویج دیدگاه‌های محوری انقلاب اسلامی که توسط مقام معظم رهبری مورد اشاره قرار می‌گیرند معطوف کنند. مثلاً به جای تیتر کردن تأییدات رهبر انقلاب بر هویت ایرانی (که البته بخشی از مواضع ایشان را تشکیل می‌دهد) به مسأله جنبش نرم‌افزاری و تولید علوم انسانی اسلامی یا موضوع لزوم رعایت اخلاق رسانه‌ای و وبلاگی بپردازند و یا به انتقاداتی که همه روزه علیه اسلام و انقلاب از سوی جریانات ضد انقلاب صورت می‌گیرد پاسخ بدهند.

مسأله دوم در نقد مواضع این دوستان در نحوه تعامل با دیگر برادران جبهه انقلاب است. حقیقتاً اگر کمی به سوء استفاده‌های رسانه‌های ضد انقلاب از تفرقه مسئولین و مواضع قاطع مقام معظم رهبری در لزوم ایجاد وحدت بین قوا و مسئولین کشور دقت نمائیم متوجه می‌شویم که دست به دست کردن تقصیرها و بزرگ کردن برخی اشتباهات دیگران به نفع جبهه انقلاب نبوده و تنها می‌تواند ناشی از عدم توجه به مسأله اصلی که همان حفظ اسلام و انقلاب است باشد. یعنی کسی که حفظ نظام مبتنی بر ولایت فقیه را به عنوان اولین اولویت در مواضع‌اش در نظر می‌گیرد هرگز به کسانی که دلسوزان واقعی آن هستند پرخاش نکرده و آنان را اقتدارگرا و به نوعی منافق نمی‌نامد. استحاله‌ی معیار «حب و بغض» به دفاع از اشخاص (ولو این‌که آن فرد حقیقتاً فرد درستکاری باشد) به هر حال یک نوع از انحراف است. حساس بودن نسبت به هر صیحه‌ای که بلند می‌شود و استفاده از آن در جهت ایجاد تفرقه حقیقتاً به صلاح نیست. به عنوان مثال در دیدار خبرگان در حالی که رهبر عزیز انقلاب در حال توصیه کردن وبلاگ نویسان به عدم اهانت به خانواده هاشمی بودند و طبیعتاً بقیه توصیه‌های‌شان در لزوم اتکا به اخبار درست به همین خانواده برمی‌گشت تصور کردن مورد نظر بودن منتقدین آقای مشایی توسط رهبر انقلاب در بخش دوم نصایح حقیقتاً ناشی از کج‌فکری است!

از این موارد گذشته باید دوستان ما بدانند که دولت آقای احمدی‌نژاد به هیچ روی «معصوم» نیست؛ و انتقاد کردن از آن نیز «گناه نابخشودنی» نیست که غیر قابل گذشت باشد. البته باید مانع سوء استفاده جریانات ضد انقلاب شد ولی طبق فرموده رهبر انقلاب در همین دیدار اخیر با خبرگان «انتقاد، مخالفت، بيان عقايد، با جرأت، هيچ اشكالى ندارد؛ اما دور از هتك حرمت‌ها و اهانت‌ها و فحاشى و دشنام و اين چيزها.» یا در دیدار شهریور ماه‌شان با هیئت دولت فرمودند «ليكن در عين حال كه ممكن است يك موارد بيشترى را شما محق باشيد، يك جاهائى هم ممكن است انتقاد وارد باشد؛ بنابراين انتقادپذيرى را در خودتان نهادينه كنيد. بايد جورى باشد كه مسئولين دولتى انتقادپذيرى را در نفس خودشان پذيرا باشند. البته اين كار، سخت هم هست، اما بايد با سعه‌ى صدر برخورد كرد، كه: «آلة الرّياسة سعة الصّدر». البته رياست به معناى آن بالانشينى‌ها نيست. اگر بخواهيد مديريت كنيد، ناچاريد سعه‌ى صدر داشته باشيد و يك چيزهائى را تحمل كنيد.» یا به عنوان مثالی دیگر پس از شرکت دانشجویان در اعتراض به تصویب وقف دانشگاه آزاد در مجلس که با انتقادهایی نسبت به برخی تندروی‌ها روبرو شد رهبر انقلاب ضمن تأیید تلویحی اصل عمل، دانشجویان را هم به انتقاد پذیری دعوت کردند. این نشان از لزوم عدم برخورد صفر و صدی با مواضع افراد عضو دولت است.

از سوی دیگر عدم وجود استراتژی درست و منسجم فرهنگی در دولت نهم و دهم حقیقتاً موضوعی شایسته‌ی نقد و غیرقابل لاپوشانی و نادیده گرفتن است. ما از این جریان انتظار داریم لااقل به اندازه‌ای که برای ایرانیت نظام ارزش قائل هستند برای اسلامیت آن نیز ارزش قائل شده و اعضاء هیئت دولت را به اتخاذ رویکرد درست و منطقی در این زمینه‌ها تشویق نمایند. اگرچه در دوران دولت دهم پیشرفت‌های فرهنگی هم داشته‌ایم ولی این بخش هنوز بسیار مظلوم است. روزی نیست که خبر اکران یک فیلم و تئاتر ضد اسلام و انقلاب – که توأمان به تأیید جشنواره‌های بیگانه و جشنواره‌های داخلی رسیده است – به گوش نرسد. حوزه‌های دیگر فرهنگ که جای خود دارند.

و در آخر انتظار ما از آقای رحیم‌مشایی این است که اگر این رفتارها را قبول ندارند این دوستان را از ادامه اتخاذ چنین مواضعی نهی کنند تا کیان انقلاب از تفرقه‌های بی‌مورد در امان بماند.

  1. همت
    28 مارس 2011

    سلام بر مستضعفین جهان

    برادران مستقر در این سایت مبارک و شریف بنده همان نگارنده مقاله ای هستم که شما در موردش اینقدر ناانصافی نموده اید و لذا آمادگی این را دارم که در یک جلسه ای با شما اهالی مستضعف به دفاع از یادداشت خویش برخواسته و شما را نسبت به دریافت نادرست از مجموعه این یادداشت برحذر دارم.
    با ما تماس بگیرید.

    09394650177

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: