شنبه 24 آوریل 10 | 09:55

آويني مطالبه حق مستضعفان را تعطیل نکرد

او مثل بسیاری از دیگران باور نداشت كه”ان تنصروا الله ینصركم” یا “الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا”را باید در ذیل برخی تفكرات فلسفی یا عرفانی به فراموشی سپردو عمل را به بهانه فكر، و واجبات و محرمات را به بهانه‌ی نگاه فلسفی و عرفانی واگذاشت. به قول میرشكاك او جامع شریعت و طریقت بود… شریعتی هم كه آوینی به آن التزام داشت در نماز و روزه وحج خلاصه نمی‌شد…


بسیاری از سه گانه تفكر – فرهنگ – تمدن نام برده اند. زنجیره ای كه هر پدیده و واقعه و تحول انسانی و اجتماعی را می توان در ذیلش تحلیل كرد.
احتمالا این نگاه را ابتدا دكتر فردید در محاضراتش طرح كرده و بعد در كتاب دكتر داوری مكتوب و منتشر شده و بعد ها بسیاری از شاگردان و حواریون این حلقه به نام خود یا با رعایت كپی رایت؛ رواج داده اند.
باید پذیرفت در دوره ای كه به مقتضای توسعه اقتصادی؛ سطحی نگری و تفكر شعارزده‌‌ی پوچ در جامعه ایران ترویج می‌شد؛این رویكرد بسیار مفید و نجات بخش بود.
نگرشی كه اذهان را به مبانی نظری و ریشه های فكری هر پدیده‌ای متوجه می‌كرد و با ترسیم پیوند پیچیده‌ تفكر و فرهنگ و تمدن از گلاویز شدن با پدیده‌های تمدنی و غفلت از سرچشمه پرهیز می‌داد.
سید مرتضی آوینی – كه آن زمان هنوز شهید آوینی نشده بود- از كسانی بود كه بیشترین نقش را در فراگیری این نگاه لااقل در بخشی از سربازان فرهنگی و فكری انقلاب ایفا كرد.
در حالی كه برخی تریبون‌ها و قرارگاه‌ها به شدت در حال مصادره گفتمان “تهاجم فرهنگی” به نفع تفكر ظاهرگرا، نتیجه زده و سیاست زده بودند، آوینی یك تنه در میانه ایستاده بودو راه را نشان می‌داد.
لب كلام این بود كه نمی‌توان ساده‌ لوحانه همه‌ی محصولات تمدن غرب را پذیرفت و به همه‌ی نهاد‌ها و ساختارهای سیاسی و اجتماعی و حقوقی و…آن گردن نهاد و بعد ادعای استقلال سیاسی و مبارزه جهانی با استكبار و مقابله با تهاجم فرهنگی كرد.
غرب یك مجموعه به هم پیوسته بود و اگر از انسان یا خدا یا طبیعت یا…. حرف می‌زد كه ما هم نامشان را در فرهنگ لغاتمان داشتیم؛فقط اشتراك لفظی بود و تعبیر واحد از موضوعات متفاوت.
برخلاف بعضی دیگر كه سال‌ها پس از شهادت آوینی به یاد حرفهای او افتادند و خود را و دیگران را به عمل زدگی و سطحی نگری متهم كردند و این بار از راه ترویج تعمّق و تفكّر به هدر دادن و منحرف كردن نیروهای حزب اللهی مشغول شدند؛ آوینی همواره مرد فكر و اقدام و علم و عمل بود.
حرف هایی كه امروز بعضی از شیفتگان كار تئوریك و علمداران اپیستمولوژی و گفتمان و رویكرد و بازكاوی و خوانش و سنت – مدرنیسم و… با هزار اهنّ و تلپ و بسیار قلمبه سلمبه تر از آنچه هست تكرار می كنند،آوینی سالها پیش از اینان از هاضمه‌ی قدرتمند تفكر خود گذرانده بود وبه ساده ترین بیان در مقلات “توسعه و مبانی تمدن غرب” بازگفته و بدان هشدار داده بود.
امّا حتی این هوشمندی و پیشتازی فرهنگی نیز”ویژگی” او نبود.
او مثل بسیاری از دیگران باور نداشت كه”ان تنصروا الله ینصركم” یا “الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا”را باید در ذیل برخی تفكرات فلسفی یا عرفانی به فراموشی سپردو عمل را به بهانه فكر، و واجبات و محرمات را به بهانه‌ی نگاه فلسفی و عرفانی واگذاشت.
به قول میرشكاك او جامع شریعت و طریقت بود اگرچه خود هیچگاه به چنین ادبیاتی دامن نمی‌زد و اگر هم از مفردات واژگانی دیگر نحله‌های فكری در نوشته‌هایش بهره می برد طعم و لحن گفتارها و نوشتار‌هایش منحصر به فرد بود.
شریعتی هم كه آوینی به آن التزام داشت در نماز و روزه وحج خلاصه نمی‌شد- اگر چه مشهور به نمازهای اول وقت و قنوت‌های گرم بود- او برخلاف بسیاری از مدعیان امروزی تفكر دینی و علمداران تقابل سنت و مدرنیسم كه فرق بوی باروت با عطر تیروز را تشخیص نمی‌دهند بارها و بارها در میدان جنگ و خط مقدم حضور یافته بود و مانند بسیاری از حضرات كه سخنرانی در فلان پادگان یا فعالیت در فلان واحد تبلیغات در اهواز (زیر كولر گازی) را “جبهه رفتن”می‌نامیدند و چه بسا بیش از او سابقه جبهه داشتند؛ جهاد را تجربه كرده بود و با مرگ روبه‌ رو شده بود.
“امر به معروف و نهی از منكر” را هم به بهانه حوالت تاریخ یا اقتضائات تكنولوژی تعطیل نكرده بود.
و مطالبه حق مستضعفان را به بهانه‌ی مطالعه مبانی فكری مستكبران وانگذاشته بود. پیش از آنكه “توسعه و مبانی تمدن غرب را بنویسد؛”بشاگرد” را ساخته بود و بعد از آنكه “آئینه جادو” را نوشت”سراب” را ساخت.
پدرش می‌گوید:
“یك روز زمستان وقتی از دانشكده به خانه آمده بود پرسیدم پالتویت كجاست.گفت:دادم به كسی. از این كارها زیاد می‌كرد.”
جامعه‌گرایی و عدالتخواهی او نیز البته با برخی مدعیان متفاوت بود.
بعضی دوستانش می‌گویند در سالهای جوانی آنچنان در خلوت معنویش غرق شده بود و به حركت‌های چپ دانشجویی بی‌اعتقاد بود كه ما را ناامید می‌كرد.ولی ویژگی آوینی در این بود كه برخلاف مدعیانی كه از جامعه و عدالت و جنگ فقر و غنا و… شروع كردند و بعد از سال‌ها از دین باطنی و اسلام معنوی و عرفان لائیك و معنویت منهای دین سر در آوردند و به خدمت سرمایه‌داری و نظم نوین جهانی مشغول شدند؛ او از معنویت آغاز كرد و از عدالت سربرآورد و مرحله به مرحله هم در معنویت و هم در آرمان‌خواهی‌اش عمیق‌تر و وسیع‌تر شد و از نینوا تا گوراژده و از سال 61 هجری تا آستانه هزاره سوم میلادی را مثل كف دستش می‌شناخت. نه در حسرت دیروز و نه در انتظار فردا ؛ امروز خود را و “حال”خود را توجیه نكرد و آرمانخواهی، معنویت جویی و عمل‌گرایی را لازم وملزوم دانست .
امروزه البته بسیاری او را فقط در شاهكارهایی چون “فتح خون” یا “آیینه جادو” خواهند محصور كرد و بسیاری امیدوارند كه او را هم شاگردی از شاگردان فردید یا عارفی از قماش معنویت گرایان تكلیف گریز معرفی كنند.
اما او هنوز در میانه ایستاده است و “راه” را نشان می‌دهد و نه فقط هدف را و پس پریروز را و پس فردا را.

  1. آوینی مطالبه حق مستضعفان را تعطیل نکرد / وحید جلیلی - مجاهده
    26 آوریل 2010

    […] تریبون مستضعفین به اشتراک گذاشتن در شبکه های […]

  2. نبی اله حبیبی
    29 آوریل 2010

    با سلام
    از شما و مطالبتان تشکر می کنم.از این که یکی از محورهای مطالب شما توجه به محرومان هست قابل تثدی می باشد.اما پیشنهاد می کنم همیشه برای پیدا کردن محرومان به نقاط دور افتاده،مرزی و بخش های محروم معروف مشهور نروید.این روستاهای معروف ممکن است در استانی باشد که همه ما برای تفرّج و استراحت به آنجا برویم.یا در شهرستانی باشد که یکی از محصولاتش معروف باشد و کسی به مناطق روستایی آنجا نرفته باشد.بر فرض هم اگر مسئولی به آن جا بیاید از کنار آن روستا عبورش بدهند و اجازه ندهند که مسئولی به آن جا بیاید؟آیا ممکن است مردم محروم و از همه جا مانده و رانده به وضعیت موجود و فقر خود عادت کنند؟
    آری استان سرسبز گیلان شهرستان رودبار زیتون که سر راه مسافران نوروزی و …قرار دارد.شهرستان رودبار منطقه ای دارد به نام عمارلو .مرکز بخش عمارلو جیرنده هست که تقریبا هشتاد درصد امکانات دولتی در آنجا احتکار شده .بیشتر کارمندان بخش عمارلو از جیرنده،پاکده و کلیشم هستند.در آب معدنی داماش در منطقه عمارلو بش از نود درصد کارکنانش جیرنده،پاکده هستند.مسئولین فعلی و کارمندان رده بالای معدن رو به تعطیلی زغال سنگ معدن جیرنده ای و پاکده ای هستند.همین امر باعث شده که جیرنده،پاکده و کلیشم در آبادانی و پیشرفت قرار دارند.شاید جالب باشد که بدانید تعداد 20 واحد مسکونی توسط کمیته امداد امام خمینی (ره) در کلیشم ساخته شد ولی حتی یک واحد در روستای ما ودیگر روستا ها که افراد تحت پوشش کمیته امداد بیشتری دارد ساخته نشد. اما روستای ما که ما گرفتاری ها ،مشکلات و محرومیت هایش را از نزدیک می بینیم.
    مشکلات فعلی روستای ما از قرار زیر است:
    1- نداشتن آب شرب بهداشتی بنابر اعلام مرکز بهداشت شهرتان رودبار.هم اکنون روستاییان خرمکوه به ناچار آب جوی های بالا دست را وارد لوله مشی قدیمی روستا نموده اند و از آن مصرف می کنند،به طوری در آب لیوان گل و لای قابل مشاهده است و طعم نامطبوعی دارد.
    2- زمین های علفزار و چشمه بالا دست محل در زمین های منطقه خولشکوه توسط کلیشمی ها تصرف شده و خرمکوهی ها زمین ،آب آشامیدنی و آب کشاورزی این منطقه را نمی توانند استفاده نمایند.
    -اما ماجرا این است که پس از زلزله سال 69 کلشمی ها چشمه و به دنبال آن زمین های منطقه خولشکوه را تصرّف نموده ،پس از ورود نیروی انتظامی و درگیری کلیشمی ها با نیروی انتظامی و پیگیری های قضایی ،کلیشمی ها خسارت پرداخت نمودن و قرار شد زمین ها را باز پس دهند،که ای ن اتفاق نیفتاد.و هم چنان این مسئله به مدت 20 سال وجود دارد.دلیل آن هم داشتن نفوذ و نیروهای در راس کارهای دولتی و تمکن مالی آنان بوده است.در همان ایام درگیری آقای صفر آقایی کلیشمی مدیر کل جهاد سازندگی استان گیلان بوده و پس از چند سال تمام زمین های متعلق به مردم محروم خرمکوه را مرتع و چراگاه دام های کلیشم اعلام کرد و با این کار آخرین ضربه را به مردم محروم خرمکوه وارد کرد.
    3- خانه های مخروبه زلزله هنوز در محل باقی است و ستاد اسکان در آن موقع خیانت کرد و این مخروبه ها را در آن جا باقی گذاشت. و خانه های موقتی ساخته شد ،قرار بود بعد از دو سال خانه دائمی برای مردم ساخته شود ولی این کار هیچ موقع انجام نشد و مردمی که همه چیز را از دست داده ،با همان خانه ها کنار آمدند. نتیجه آن شد کسانی که توانستند از روستا به امید رفاه،در آمد و زندگی بهتر به مناطق حاشیه شهرهایی مثل قزوین و … مهاجرت کردن ،غافل از این در آن جا مشکلات جدیدی به سراغشان خواهد آمد.
    امروز روستا به شکل یک مخروبه بزرگی در آمده که مردمی فقیر اندکی مستمری از کمیته امداد می گیرند و در مشکلات خود غوطه ورند.وضعیت داخلی روستا تاسف بار است.فاضلابی که انواع آلودگی ها را دارد در کوچه رها شده!فضولات حیوانی در هر گوشه ای از روستا جمع آوری شده.کوچه ها و معابر تنگ و غیر قابل رفت و آمد که باید مواظب باشی به زمین نخوری.چهره های مردم بر اثر سرمای آب و هوای کوهستانی تیره شده و فقر از لباس و ظاهر اهالی نمایان است.باغاتی که در گذشته محصولاتی مثل گردو،فندق و غیره داشته امروز نفس های آخر را می کشد.شاید 5 سال دیگر باید فقط باید در صحبت هیمان از روستایی به نام خُرّمکوه یاد بیاوریم.
    روستایی که 4 شهید ده ها جانباز ،ایثارگر در راه دفاع از انقلاب در،امروز هیچ دفاعی ندارد.امروز مردم این روستا هیچ دستاویز دیگری ندارند.تبعیض را در محرومیت زدایی به چشم خود می بینند.می بینند که در روستای کناریشان به دلیل نفوذ سیاسی و مالی ده فجر 88 ،20 واحد مسکونی برای افراد تحت پوشش کمیته امداد ساخته شده اما برای آن ها هیچ قدمی برداشته نمی شود.دیگر امیدی به قوه قضاییه و دولت خدمتگزار ….خودمان را تسلی می دهیم که رایحه خوش خدمت از کنار روستای مار رد شد.

  3. احسان محمدي
    8 می 2010

    سلام عليكم
    چه بسيار شيرين است وصف عدالت،وچه بسيارند گو يندگان عدالت و چقدر كم است عمل
    ان شااله از دولت كريمه انتظار داريم همه مناطق كشور را توجه نمايند.

  4. حسین حمیدی
    21 سپتامبر 2010

    روستای خرمکوه در منطقه عمارلو رودبار با تقدیم 3 شهید به انقلاب اسلامی بعد از گذشت 30 سال از انقلاب هنوز از امکانات ابتدایی محروم است و مردم این روستا از محرومیت رنج می برند. 1-نداشتن آب شرب بهداشتی بنا بر آزمایش به عمل آمده توسط بهداشت شهرستان رودبار 2-کمبود آب کشاورزی باوجود چشمه ها ومنابع آبی در بالا دست روستا،که در صورت احداث سد خاکی (طرح شده در مجلس) روستا های دیگر هم از مشکل کم آبی رها می شوند. 3- تصرف زمین ها و مراتع روستا (خلشکوه) توسط تنی چند از اهالی روستای کلیشم به مدت چندین سال (ازسال1370)که هنوز هم ادامه داشته ،در حالی که از نظر قضایی تنی چند از روستاییان کلیشم محکوم به پرداخت خسارت به صاحبان زمین ها شده اند،و مصادره (خلشکوه خرمکوه و کلیشم) به (خلشکوه کلیشم). 4- ترمیم و بازسازی نشدن امامزاده طاهر(س)روستای خرمکوه .در صورت بازسازی امامزاده های منطقه و راه اندازی مناطق تفریحی وسیاحتی، این روستا از بن بست رهایی می ابند. 5-اجرایی نشدن طرح هادی در روستا ،که سال ها از تصویب آن می گذرد. 6-ساختمان های زگالی و موقتی زلزله که بعد ازگذشت 19 سال از وقوع زلزله هنوز در باره بازسازی آن ها اقدامی صورت نگرفته است،وآثار باقی مانده و مخروبه های زلزله در محل باقی مانده. 7- در بن بست قرار گرفتن محل با وجو د،قرار داشتن جاده 50 ساله خرمکوه به کلیشم به بره سر یا دیلمان و غیر قابل استفاده شدن آن. 8-نداشتن فضای ورزشی. 9-مشکل حمل ونقل عمومی و گرانی کرایه سواری به لوشان 10- تخریب حمام عمومی در زلزله و بازسازی نشدن آن 11-پوشش نداشتن شبکه استانی سیمای گیلان( باران) 12-خسارات همه ساله خشکسالی و سرمازدگی محصولات کشاورزی 13-نداشتن خانه عالم 14-نداشتن کتابخانه عمومی 15-نیاز به تعمیر و مرمت مسجد حضرت ابوالفضل 16-گازکشی به روستا از طریق خط لوله بره سر به کلیشم در آینده 17-نداشتن گاردریل(حفاظ) جاده جیرنده به خرمکوه 18-تغییر نام روستای خره پو به خرمکوه به دلیل ثقیل و مبتذل بودن نام خره پو با توجه به این که نام خرمکوه در کلیه مکاتبات و پرونده تحصیلی و…به مدت 30 سال استفاده می شود. لطفا به اطلاع دولتمردان مخصوصا عزیز ما آقای احمدی نژاد برسانید

  5. اکبری
    28 سپتامبر 2010

    باسلام – 1- تشکر می کنیم ازاینکه مطالب فوق را نوشته ای 2- خیلی از حرفهات بیخودی بود به خودتان بیان و دنبال رفع مشکلات منطقه باشید نه دنبال مشکل زدایی 3- اگر شما 4 شهید دادید روستای کلیشم بالغ بر 50 شهید 4- چرا از روستاهای ویه و ناوه و کلیشم که اصلا آب ندارند چیزی ننوشته اید

  6. م قنبری
    7 فوریه 2011

    سلام روستای خودتان را با پاکده جیرنده یا کلیشم مقایسه نکنید. هر شهر یا روستا به نسبت عوامل جمعیت سواد و دسترسی قابل پیشرفت است .مثلا لوشان در 80 سال پیش وجود خارجی نداشت اما الآن ….. امیدوارم یک روز خرم کوه پایتخت ایران بشود.وهمه خوشحال بشوند.

  7. علی زمانی
    10 فوریه 2011

    اگر عدالت رعایت شود همه بر اساس قابلیت ها و استعدادهای خود رشد می کند.مشکل اینجاست که امروز هر که صدایش بلند تر است خود را شایسته حق بیشتری می داند.
    یکنم،ویه ،خرمکوه،لایه،نوده،سنگرود،هیچ چیز کمتر از بقیه جاها ندارندوتعداد با سواد،شهدا و…

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: