شنبه 23 آوریل 11 | 10:00

«امام مهدی حماسه‌ای از نور» کتابی ارزشمند از شهید صدر

این کتاب با طرح پرسش هایی در ابتدا آغاز می‌شود و هر فصل آن پاسخ به یکی از این پرسش هاست که در فضای فکری جهان اسلام و جهان عرب آن روز مطرح بوده است و هنوز نیز در موضوع مورد بحث ، مورد نظر قرار می گیرد.


تریبون مستضعفین – «امام مهدی حماسه‌ای از نور» نوشته‌ی شهید بزرگوار «آیت‌الله سید محمد باقر صدر» است که به همت کتابخانه بزرگ اسلامی در مولود نبوی 1389 هجری قمری به طبع رسیده است.

گرچه چاپ جدیدی از این کتاب در بازار یافت نشد، اما نکات و برجستگی‌های مهم این کتاب و مولف آن موجب می شود تا به معرفی این مجموعه ی کوچک 88 صفحه ای بپردازیم.

این کتاب با طرح پرسش هایی در ابتدا آغاز می‌شود و هر فصل آن پاسخ به یکی از این پرسش هاست که در فضای فکری جهان اسلام و جهان عرب آن روز مطرح بوده است و هنوز نیز در موضوع مورد بحث ، مورد نظر قرار می گیرد.

فصل اول که زندگانی طولانی مهدی (عج) است سه امکان برای طول عمر او را از سه منظر امکان عملی (تجربه شدن مثل نوح و خضر)، امکان علمی با رجوع به تحقیقات فیزیولوژی مطرح گردیده است که پیری و فرسودگی زاییده‌ی قانون حاکم بر بافت انسانی است و امکان طول عمر برای بدنی که از هرگونه تاثیر خارجی بری باشد امکان پذیر است و اساسا پیری پدیده‌ی فیزیولوژیک است و ربطی به زمان ندارد، چه این که پیرهایی می‌بینیم که عضلات و اندام شان تر و تازه است، و علاوه بر آن ها دانش مهدی جلوتر از دانش بشری است که در حال تحقیق بر شیوه های افزایش طول عمر است. در گام آخر نیز امکان منطقی یا فلسفی این مسئله مورد بحث قرار گفته است.

در فصل دوم تحت عنوان اعجاز طول عمر با ذکر این که اگر هم امکان های پیش گفته را نپذیریم طول عمر به عنوان اعجاز می تواند مطرح شود، به تحقیقات فلسفه ی علم اشارعه می کند که علیت در آن ها زیر سوال رفته و به آیین مقارنه یا از پی هم آیی همیشگی دو پدیده تبدیل یافته که فهم امکان معجزه به عنوان حالت استثنایی با آن درگیر نمی شود.

فصل سوم به رازطول عمر و غیبت اشاره می کند. که به دلیل اهمیت آن که ویژگی ممتاز این کتاب هم این نوع نگاه است که بر رشد خود امام در دوره غیبت نیز تاکید دارد، بخش هایی از آن را در انتهای متن خواهیم خواند.

فصل چهارم آمادگی کامل فکری و دینی مهدی (عج) است که با ذکر این که امامی که از خردسالی تا به امروز امام است اگر مشکلی داشتند خلفا در بوق و کرنا می کردند یا این همه پیرو عاقل و اندیشه ورز در این سال ها چیزی می گفتند به تبیین علم امام مهدی و ائمه پیش از ایشان پرداخته شده است.

در فصل پنجم ایمان به تحقق وجود مهدی و در فصل ششم پاسخ به این سوال که «چرا مهدی تا کنون ظهور نکرده» مطرح شده است و از ضرورت تمهیدهایی برای ظهور سخن به میان آورده شده.

پرسش اصلی فصل هفتم اجرای انقلاب به وسیله فرد است که به بررسی نقش پیامبر در تغییر جامعه خود پرداخته وامکان تغییر جامعه جهانی به وسیله امام را بررسی می کند، و در فصل نهایی ضمن اعلام عدم وجود تصویر دقیق از نحوه ظهور امام چگونگی انقلاب در روز موعود را به ظهور بعد از خفقان و ایجاد آمادگی در انسان ها و همساز با سیر تاریخی تجربه های انسانی احاله می دهد.

بخش‌هایی از این شاهکار خواندی را با هم می‌بینیم:

«غیبت و طول عمر» از انگیزه هایی هستند که رهبر ذخیره شده می‌تواند، به یاری آن ها، در روز موعود؛ انقلابی را که در انتظارش هستیم، به گونه ای نیکوتر ایجاد کند و نقش، فعالیت و رهبری خویش زرا به پایان ببرد.

لازمه ی انقلابی آن چنان بزرگ و عمیق، موقعیّت روحی ویژه ای است که رهبر دگرگون ساز باید داشته باشد. او باید با تمام وجود، برتری مکتب خویش، و خردی و ناچیزی نظام های گوناگونی را که به نابودی شان برخاسته، احساس کند. هر چه که تار و پود رهبر انقلاب، بیش تر با پوچی و ناچیزی تمدّن و جامعه ی فساد زده عجین شده باشد؛ هر چه بیش تر آگاه شده باشد که تمدّن زمانش، تنها یک نقطه‌ی کوچک است از خطّ دراز سیر تمدّن انسانی، از نظر روحی توانایی بیشتری برای رو به رو شدن با آن تمدّن و پیکار و چیرگی، و رسیدن به پیروزی را دارد. مسلّم است که مقدار این توانایی روحی، بستگی دارد به فراز و نشیب ها و دگرگونی هایی که آن رهبر به خود دیده است.

با در نظر گرفتن این که برای نابود کردن یک موجودیت یا تمدن سترگ، نیرویی بسیار بزرگ و سرشار از توانایی روحی مورد نیاز است، به این نتیجه می رسیم که چون رسالت مهدی، در روز موعود، دگرگون سازی جهان پر از ستم و بیداد است – آن هم یک دگرگونی هعمه جانبه، که تمامی ارزش ها و نظام های اجتماعی را در بر می گیرد – پس طبیعی است که او باید از این حهان سرمایه ی عظیمی از احساس روحی بگیرد، و خود نیز از فرآورده های جهانی که به ویرانی اش برخاسته، نباشد. زیرا هر کس در سایه ی تمدّنی استوار پرورش یابد – که بر تمام شئون هستی جامعه مسلّط است – احساس هراسی از آن تمدّن به دل می‌گیرد. چه در تلّد و دوران کودکی، آن را غالب و زورآور و سرکش یافته و تا چشم به جهان گشوده، چیزی جز بازتاب های گوناگون آن تمدّن ندیده است. بر خلاف کسی که در دل تاریخ فرو رفته و پیش از آن که تمدّن حاکم و موجود، رنگ هستی پذیرد؛ او در جهان زیسته و جز آن، تمدّن های بزرگ دیگر را هم دیده که یکی از پی دیگری، بر جهان واحد، چیره گشته و سرنگون گردیده اند. و مهم تر؛ همه ی این سرگذشت تمدّن ها را – به جای آن که در نوشته های تاریخی بخواند – با دو چشم خود دیده و در پایان هم شاهد پیدایش و رشد و گسترش تمدّنی بوده که باید پیش از روز موعود، آخرین بخش داستان بشر باشد.

او در کنار همه ی تمدّن ها، با زیرکی و هوشیاری زیسته و با آن‌ها گام زده و ژرفایی را که می‌خواهد در دل آن فرو رود و شنا کند، نه از لابه‌لای سطور در هم تاریخ، بلکه در امتداد تاریخی زمان و همراه با تاریخ؛ نگریسته و شناخته است. و به همین دلیل، چهره‌ی حاکم تمدّن موجود جامعه را سرنوشتی گریز ناپذیر نمی‌داند، و بدان با دیدی رویا وار که به حکومت سلطنتی فرانسه می نگریست نمی نگرند. (ژان ژاک روسو اندیشمند معروف فرانسوی، نویسنده ی قرارداد اجتماعی و امیل با این که در جهان فلسفه و اندیشه از بزرگ ترین منادیان دگرگونی بود، باز هم تصور یک فرانسه ی تهی از پادشاه برایش ترس آور بوده است. زیرا وی در سایه ی حکومت سلطنتی پرورش یافته و در طول زندگانی اش نیز همواره هوای ان را تنفس کرده بود!)….«مهدی» شخصا در دل تاریخ فرو رفته، و با هیبت خویش، به تاریخ پرتو افکنده و نیرو داده است. لذا احساسی دارد لبریز از این که نظام ها و تمدّن های پیرامون او، زاییده ی رویدادی از رویدادهای زمانی تاریخ است، که در پی انگیزه های پدید آورنده ی آن ها، پدیدار شده اند و در پی انگیزه های نابودی شان هم از میان می روند؛ و عمر تاریخی تمدّن هر اندازه هم که دراز شود بیش از مدّتی کوتاه از عمر دراز تاریخ نیست.

از سوی دیگر آزمودگی و تجربه‌ای که در اثر دیدار و رو در رویی تمدّن‌ها و جنبش‌ها و تحوّل‌ها نصیب امام مهدی (عج) شده، اثر بزرگی در آمادگی روح و اندیشه‌ی او برای رهبری روز موعود گذاشته است. تجربه‌هایی این چنین، مهدی (عج) را در برابر فراز و نشیب‌های فراوانی قرار می‌دهد و توانایی او را برای ارزیابی پدیده‌های اجتماعی و آگاهی بر علل و عوامل رنگ و نیرنگ‌های تاریخ، بیشتر می‌کند.

از این سخنان که بگذریم، دگرگون‌سازی جهان ظلم‌زده، که به رهبر منتظر واگذار شده، بر بنیاد همان رسالت آسمانی اسلام است. و بدیهی است لازمه ی انجام این ماموریت، وجود امامی نزدیک به سرچشمه ی وحی اسلامی است، که از شخصیتی ساخته و کامل و مستقل برخوردار باشد و بتواند از تاثیرات تمدّنی که باید در روز موعود با آن به مبارزه برخیزد، برکنار بماند، بر خلاف کسی که در دامن همین تمدّن زاییده شده و پرورش یاقفته و اندیشه ها و احساساتش نیز در چارچوب آن شکل گرفته است.

چنین کسی معمولا از پشتوانه‌ها و ارزش‌ها و رسوبات تمدبن حاکم دور نمی‌ماند، هر چند که برای دگرگون ساختنش نیز، تاخت و تاز را رهبری کند. پس برای این که بتوان اطمینان پیدا کرد که راهبر منتظر، از تمدّنی که او برای دگرگون ساختنش برگزیده شده، تاثیری نپذیرفته، باید شخصیت او به گونه ای کامل، در چنان مراحلی از تمدّن پیشین ساخته شود که چه از جنبه ی اصیل و چه در روح کلی، به تمدّنی که با رهبری و موضع گیری خود، به تحقق آن برخاسته نزدیک تر باشد. (ص 48- 52)

پیروزی هر انقلاب و هر فعّالیّت احتماعی، به یک سلسله شرایط و موقعیّت های عینی و خارجی بستگی دارد که بدون فراهم شدن آن شرایط نمی تواند به هدف خود برسد.

اگر چه قسمتی از شرایط و موقعیت های انقلاب مهدی (عج) آسمانی و خدایی است و جنبه ی آسمانی دارد، امّا اجرای کلّی ماموریت اوبه گرد آمدن شرایط عینی و خارجی وابسته است.

همان گونه که آسمان چشم به راه ماند تا پنج قرن از جاهلیت بگذرد آن گاه ندای آخرین رسالت آسمانی را – از سوی پیامبر ما بشنود؛ این انتظار یعنی اجرای برنامه ی الهی هم مستلزم تحقق موقعیّت های عینی و خارجی است. موقعّیت هایی که برای انجام یک دگرگونی بزرگ لازم است، یا عواملی است مانند محیط مساعد و فضای عمومی مناسب و یسا بعضی ویژگی های جزئی که جنبش دگرگونی بخش از لا‌به‌لای پیچ و خم‌های جزئی در جستجوی آن است …

مسلما انقلاب مهدی (عج) نیز، مانند هر دگرگونی اجتماعی دیگر، از جهت اجرا به موقعیت های اجتماعی بستگی دارد؛ که باید همساز با آن موقعیت های معین، پیش آید. زیرا مهدی خود را برای اقدامی اجتماعی و در سطحی محدود آماده نکرده، بلکه رسالتی که از سوی خداوند برای او تعیین شده دگرگون ساختن همه جانبه ی گیتی است، به صورتی که همه ی افراد بشر از تاریکی‌های ستم و بیداد، به فروغ دادگری راه یابند.

برای چنین دگرگونی بزرگی، تنها وجود یک رهبر شایسته کافی نیست، زیرا ویژگی های یک رهبر شایسته را پیامبر، در همان روزگار سیاه خویش داشت، بلکه علاوه بر رهبر شایسته نیبازمند یک محیط جهانی مساعد و یک فضای عمومی مساعد نیز هست تا موقعیت‌های خارجی مطلوب را برای انجام انقلاب جهانی آماده سازد. (ص 75-76)

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: