یکشنبه 11 آوریل 10 | 15:06

صحبت از مذاکره با امریکا کند یا جهالت است یا خیانت

دومین دلیل دشمنی امام با امریکا این است که تفکر آن منافی با وحدت و دین باوری است. این تفکر کمر همت بر ازاله ی دین بسته و به دین سکولار هم رحم نمی کند. به امام (ره) می گویند شوروی مبدأ نفی خداست و امریکا و سیاست مداران آن دین باورند و حداقل یکشنبه ها را به کلیسا می روند. امام این گونه جواب می دهند که: « امریکا شوروی را هم بازی داده است»…


تریبون مستضعفین- متن زیر چکیده‌ای از سخنرانی دکتر کوشکی در تاریخ 19 آبان 88 در دفتر گفتمان انقلاب اسلامی با عنوان «نه بزرگ انقلاب اسلامی» است.

iranusa*****

امام (ره) امریکا را سرسلسله ی دشمنان می دانستند، نه مردم یا اشخاص حاکم را، بلکه تفکر حاکم در آنجا ( لیبرال سرمایه داری و پیامدهایش ) را درخور این میزان دشمنی می دانستند. امریکا به قول امام (ره) مصداق بارز طاغوت است. امام فرمودند:« امریکا از شوروی بدتر، شوروی از امریکا بدتر، انگلیس از هردو بدتر، ولی امروز ما با امریکا کار داریم». همان طور که قبلا و در یک تا دو قرن قبل از این شرایط انگلیس نوک پیکان مبارزه ی انقلابیون ایران بود و بسیاری از علما این را به درستی تشخیص داده بودند.
دلایلی که از منظر امام (ره) برای مهم بودن دشمنی با امریکا شمرده شده است از این قرار است:

1-شاخصیت امریکا در جبهه ی استکبار:
اکنون و بعد از گذشت این سال ها از انقلاب اسلامی ایران این حقیقت دیگر بدیهی شده استکه رهبری و شاخصیت جهان استکبار با امریکا است.

2-دین زدایی تفکر حاکم بر امریکا:
دومین دلیل دشمنی امام با امریکا این است که تفکر آن منافی با وحدت و دین باوری است. این تفکر کمر همت بر ازاله ی دین بسته و به دین سکولار هم رحم نمی کند. به امام (ره) می گویند شوروی مبدأ نفی خداست و امریکا و سیاست مداران آن دین باورند و حداقل یکشنبه ها را به کلیسا می روند. امام این گونه جواب می دهند که: « امریکا شوروی را هم بازی داده است». مثال این حقیقت هم در این زمان تفکر شیطان پرستی است که از امریکا برخواسته است و اکنون این فرقه ی کثیف داعیه دار تفکر است و حتی در ایران و انقلاب اسلامی هم توانسته است چند هزار نفر را جذب کند. امام می دانستند که شوروی موفق نمی شود. اما امریکا فرق می کند. امریکا پرچمدار دین زدایی است و ایران که تمام همتش احیای دین در تمام شئون است و شعار حکومت دینی می دهد لزوما و بالذات با امریکا دشمن است. حتی اگر ما امریکا و دشمنی با آن را بی خیال شویم او با ما کار خواهد داشت، چون در میان انقلاب اسلامی ایران و تفکر حاکم بر امریکا بودن یکی ملازم با نبود دیگری است. چون یکی در همه جای دنیا حاکمیت دین را می خواهد و دیگری می خواهد اصلا دین در دنیا نباشد. این قضیه قابل مصالحه و حل با مذاکره نیست، مگر این که یکی از این دو تغییر ماهیت دهد. مصر حکومت امریکا را پذیرفته است، و به دستور امریکا مرز با غزه را سخت تر از اسراییل بسته، تا آنجا که اسراییل یکی دو بار مرز را باز کرد اما مصر این کار را برای یک بار هم انجام نداد. مصر در مقابل اهانت به دین و دین زدایی سکوت می کند و حتی زمینه ی مخالفت را هم فراهم می کند. در مقابل اهانت به پیامبر اسلام سکوت می کند و بنابراین از امریکا کمک مالی هم دریافت می کند.
امام فرمودند « رابطه ی ما با امریکا رابطه ی گرگ و میش است». این را دیگر هر کسی می فهمد، حتی کسی که از پشت کوه درآمده است. از طرفی این سخن از یک حکیم الهی است و باید آن را تحلیل کرد. رابطه ی گرگ و میش چگونه است؟ حیات گرگ از دریدن میش است و حیات میش از نبودن گرگ. این دیگر مذاکره پذیر نیست.

3-استقلال:
سومین زمینه و دلیل برای دشمنی با امریکا بحث استقلال است. استقلال در دید امام (ره) زمینه ی دینداری است. تا کسی مستقل نباشد نمی تواند دین را بفهمد و آن را انتخاب کند. یک بار فردی نزد من آمد و با احتیاط پرسید که ما بعد از مطالعه ی چندین جلد از صحیفه ی امام به این نتیجه رسیده ایم که امام تأکیدی که روی بحث استقلال داشته است روی اسلام نداشته است. من این را تأیید کردم و در مقابل تعجب او این نکته را گفتم که در تفکر امام (ره) استقلال زمینه ی دینداری است. بخشی از این استقلال نفی سبیل است. یعنی در هیچ زمینه ی فکری و فرهنگی و سیاسی و… تحت تأثیر و حتی فشار هم نباشیم و بتوانیم در آزادی و استقلال فکر کنیم و آزادانه و به دور از هرگونه فشار بتوانیم به هرآنچه که به آن رسیدیم عمل کنیم. نه تحت تأثیر تبلیغات قرار بگیریم و نه فشارهای سیاسی و نه هیچ چیز دیگری از این دست. پس مهمترین قسمت استقلال که مقدمه ی انتخاب درست است استقلال فکری است، و سپس و در مرحله ی بعد استقلال اقتصادی و سیاسی و … .
نکته ی دیگری که باید متذکر شد این است که نگاه نظام سرمایه داری و در نتیجه نگاه امریکا به جهان، ذاتا همه گیری و جهان شمولی را در خود دارد. این نکته را حتی مارکس و انگلس در مانیفست خود ذکر کرده اند و در آن مقطع زمانی و آن شرایط و آن تاریخ به این نتیجه رسیده اند که: سرمایه داری جز به جهان راضی نمی شود. امریکا مصداق بارز این ویژگی است. اصلا مطرح کردن نظم نوین جهانی با ناظمی به نام امریکا در همین جهت است و به این معنی است که نظم را من تعیین می کنم و هرکه به این نظم عمل نکند یاغی شناخته می شود و باید با او برخورد کرد. باید او را منزوی و تحریم کرد. حتی روسیه هم از این نحوه ی دید امریکا بی تأثیر نمانده است. این روسیه بود که در هر 3 مرحله ی تحریم ایران با امریکا همکاری کاملی کرد و رای صائب مثبت داد و برای مرحله ی چهارم تحریم هم اعلام آمادگی کرده است. اکنون هیچ کشوری در دنیا نمی تواند در مقابل امریکا استقلال کامل داشته باشد. دیدید که انگلیس در مقابل امریکا نتوانست به نظر مردمش که مخالف جنگ و نیرو فرستادن به عراق و افغانستان بودند عمل کند. آلمان هم به همین گونه است. فرانسه ای هم که ادعا دارد که عضو ناتو نیست به هر جا که امریکا بگوید نیرو می فرستد. امریکا هنوز هم در ژاپن و آلمان و ایتالیا و … از کاپیتولاسیون برای اتباعش بهره می برد. پس اولین مانع استقلال هر ملتی در جهان امریکا است، حتی در آلمان و ایتالیا و … . مسئولین چکسلواکی و دیگر کشورهای اروپای شرقی نمی توانند در برابر طرح امریکا برای استقرار سپر موشکی در کشورشان مخالفت کنند، و این یعنی عدم استقلال. وقتی ما شعار استقلال می دهیم، این یعنی مخالفت با سیطره ی امریکا بر جهان، و حداقل به دلیل این که اگر ما استقلال پیدا کنیم ملت های دیگر هم که استقلال می خواهند به پا خواهند خواست امریکا ما را رها نمی کند. اگر ما می خواستیم مثل عربستان و مصر و پاکستان و ترکیه بشویم که انقلاب نمی کردیم. این ها کشورهاییند که سلطه ی امریکا را پذیرفته اند. اگر ما هم سلطه ی امریکا را بپذیریم مثل آنها می شویم. آن ها امروز چه وضعی دارند؟ کل کشورهای نوچه ی امریکا در هیچ معادله ی جهانی به حساب نمی آیند و کشورهای حاشیه ی خلیج فارس و عربستان هم که ملت هم حساب نمی شوند چون حتی ویژگی های کشور ملت هم ندارند. کره چندی پیش درخواست در اختیار گرفتن فرماندهی ارتشش را از امریکا کرد، بوش جواب داد که اکنون اصلا وقت مطرح کردن این صحبت ها هم فرا نرسیده است و این اجازه را به کره نداد. ژاپن هم تازه در همین سالهای اخیر از امریکا اجازه ی داشتن ارتش را گرفته است و تنها 3 دوره ی 4 ساله است که ارتش دارد. در ژاپن سالی شصت و چند مورد داریم که نیروهای امریکایی مست از پایگاهشان خارج شده و به زنان و دختران ژاپنی تجاوز می کنند و سپس آن ها را می کشند و دولت ژاپن حق محاکمه ی آن ها را ندارد. در آخرین مورد نیروهای مست امریکایی خارج شده از پایگاهشان پس از تجاوز به دختری 12-13 ساله در کره او را تکه تکه کرده و بنا کردند به دورش رقصیدن و تنها کاری که پلیس توانست انجام دهد این بود که دژبانی پایگاه را صدا کند تا نیروها را برگرداند.
نیکسون در 9 دوره ی قبل گفت: خلیج فارس قلب تپنده ی جهان صنعتی است، و رگ های اصلی و حیاتی این موجود هم در همان جاست (اشاره به تنگه ی هرمز). ما برای حفظ این قلب حاضر به هر کاری هستیم.
در این شرایط انقلاب اسلامی ایران باعث شد قسمت عمده ای از خلیج فارس (حدود 1200 کیلومتر مرز پیوسته با خلیج فارس و دریای عمان با عمق استراتژیک بالا و پراکندگی جزایر در این خلیج که به نوبه ی خود در همسایگی این خلیج کاملا یکتا و بدون رقیب است) از دست امریکا خارج شود. ایران چسبیده به قلب جهان صنعتی شعار استقلال می دهد، و جهان صنعتی هرگز حاضر نخواهد شد این استقلال را بپذیرد. حتی اگر انقلاب ما و استقلالمان از نوع اسلامی هم نبود، مسیحی، زرتشتی، و یا حتی لائیک هم بودیم باز هم با امریکا چالش جدی و بنیادین داشتیم. چون چسبیده به قلبی که اسراییل هم با آن همه هزینه اتاقک نگهبانی آن و منافع دیگر غرب در منطقه است شعار استقلال می دهیم. کسانی که شعار مذاکره با امریکا سر می دهند بگویند که آیا امریکا حاضر است استقلال ما را حتی به عنوان لائیک ها بپذیرد؟ نه. امریکا که تغییر نکرده، پس برای رفع اختلاف لزوما ما باید ماهیتا تغییر کرده باشیم و این اشتباهی بزرگ است.
این دلایل در مورد هیچ قدرت استکباری دیگری صدق نمی کند، اعم از روسیه و انگلیس و … . ما مخالف شعار مرگ بر روسیه نیستیم، روسیه و شوروی بسیار به ایران خیانت کردند. روسیه در مخالفت با ایران متحد امریکاست. حتی مخالف مرگ بر چین هم نیستیم، اما شعار مرگ بر امریکا مرگ بر همه ی نظام های ظالمی است که مستضعفان را چپاول می کنند. مرگ بر روسیه ای را هم که برای فراموش کردن امریکا باشد قبول نداریم.

4-ملاحظات اقتصادی: حالا دیگر وارد دلیلی می شویم که هر کسی از هر طرز فکری می تواند آن را قبول کند. این دلیل دیگر دلیل قابل فهمی است. حتی دلیلی در سطح منافع اقتصادی هم بر عدم مذاکره با امریکا دلالت می کند. چندی پیش گروه جهاد اسلامی باعث کشته شدن یک امریکایی در لبنان شد. امریکا به بهانه ی این که ایران تأثیر معنوی بر این گروه داشته است و غیر مستقیم باعث این قتل شده است 350 میلیون دلار از اموال بلوکه شده ی ایران در امریکا را تصاحب کرد. ما هم با همین حساب خسارت می خواهیم. فکر می کنید نشسته اید و مجانی مرگ بر امریکا می گویید. امریکا دلار به دلار خسارت هایی را که در جریان انقلاب و 13 آبان و … دیده است از طریق دیوان لاهه حساب کرد و گرفت، از پول متر به متر لانه ی جاسوسی گرفته تا پول شیشه ی شکسته شده ی فلان شرکت امریکایی در تهران که برایش چند صد دلار پول گرفت. امریکا که همه ی خسارت هایش را حساب کرده و پول گرفته است. ما هم با همین قواعد حساب خسارتمان را می خواهیم. اسراییلی ها به خاطر افسانه ی هولوکاست این همه از آلمان قسط بندی شده خسارت گرفتند، در همین حال بیایید ببینید فقط خسارت های مستقیم مالی و جانی امریکا به ایران چقدر بوده است؟ یک قلم سکوی نفتی صد میلیون دلاری ما به قیمت آن روز را فقط امریکا مستقیما در خلیج فارس ذوب کرد. موقعی می خواستند به ایران برای جبران خسارت های وارد آمده توسط امریکا 5 هواپیما بدهند. کل کارخانه ی بویینگ را هم بدهند سود خسارت ها نخواهد شد. به این نحوه حسابی که امریکایی ها می کنند آیا کل ثروت امریکا جوابگوی خسارت های ما خواهد بود؟ ما از این خسارت ها نخواهیم گذشت.اگر خسارت های جنگ با عراق را هم اضافه کنیم که امریکایی ها در آن نقش غیر مستقیم بسیار بارزی داشتند این خسارت ها چقدر می شود؟ اوباما می گوید گذشته ها را فراموش کنیم! امریکا که خسارت های خود را گرفته، بیش تر هم گرفته. از آن طرف فقط قراردادهای امریکا کلی به ما ضرر زده است. تحریم های امریکا کلی به اقتصاد ما ضرر زده است. به همین سادگی 30 سال را گذشته فرض کنیم؟ منافع ملی این گونه حفظ می شود؟ شکنجه هایی که آن ها بر جوانان ایرانی وارد آوردند به حساب آن ها چند؟ فقط در یک نمونه بچه های ایران برای حفاظت از سکوهای نفتی ما در خلیج فارس رفتند، سکوها را امریکایی ها زدند، بسیاری از بچه های ما آنجا در درگیری مستقیم با نیروهای امریکایی شهید شدند. شهید مهدوی با بدن تمام سوخته در آب بالای 30% نمک خلیج فارس ساعت ها شناور بود. امریکایی ها او را از آب گرفتند. او را آنقدر شکنجه دادند تا شهید شد و افتخار این را داشت تا امریکایی ها این گونه به وسیله ی او خشم و کینه شان را نسبت به انقلاب اسلامی نشان دهند. جنازه ی او را که تحویل گرفتیم یک میخ 10 سانتی در سینه اش بود که به گفته ی همراهانش امریکایی ها در شکنجه آن را به بدنش زده بودند که نام فرمانده عملیات را بگوید و او در جواب فقط الله اکبر می گفت. خون شهید مهدوی و هزاران از این دست چند؟ خون این جوانان نخواهد گذاشت مذاکره ای رخ بدهد. 290 مسافر ایرباس ایرانی چند؟ هرگاه مادر شهید مهدوی ها و خانواده ی شهدای ایرباس به مذاکره رضایت دادند حرف از مذاکره بزنید. تمام شهدای جنگ عراق مطابق حساب آن ها چند؟ خسارت هایی که آن ها در لانه ی جاسوسی به انقلاب زدند چند؟ 3 کودتای پارس و نقاب و نوژه را آن ها کردند، درگیری های استان های ما در اوایل انقلاب را آن ها ایجاد می کردند. نگاهی که آن ها به ایران کرده اند و در جهان آن را جا انداخته اند تمام شده است؟ عربستان مگر کی بود که جرئت کند حاجی های ما را به خاک و خون بکشد؟ این جز به تضمین و پشتوانه ی امریکا بود؟ امام (ره) فرمودند ما از قاتل 400 حاجیمان در عربستان که شهید شدند نخواهیم گذشت و انتقام خون آنان را خواهیم گرفت. این نگاه در جهان چقدر به ما خسارت زده است؟ علاوه بر آن ما شریک مظلومان جهان هستیم. خسارت هایی را که امریکا به دیگران هم زده ما هم مدعی هستیم. شرارت های سیستان و بلوچستان و کشته شدن 450000 عراقی و وقایع پاکستان و افغانستان و … را ما هم مدعی هستیم.
از همه ی این ها گذشته ما هم تاکنون کاری در زمینه ی قطع رابطه نکرده ایم. رابطه را آن ها قطع کرده اند، آخرین نامه هم که مال اوباما است از موضع بالاست. از موضع مستکبرانه است. شما به چه حقی این گونه با ما صحبت می کنید؟ چون موشک دارید؟ جوانان ما هم به لطف خدا و با تلاش خواهند ساخت. ثروت و قدرت دارید؟ به لطف خدا ما هم خواهیم داشت. شما چرا باید خود را از ما برتر بدانید؟
یادمان باشد که امام (ره) گفتند: « اگر ما یک قدم عقب نشینی کنیم 100 قدم پیش می آیند». پیام تبریک احمدی نژاد به اوباما اشتباه بود، چون این را جواب ندادند. کاملا از موضع بالا برخورد شد. حتی پیام دریافت شد هم فرستاده نشد. این فقط حقارت برای ایران است و نتیجه ای که بین ما و امریکا در بر دارد این است که استکبار لذت می برد و می خندد.
با این حساب ها هرکه در این دوران صحبت از مذاکره با امریکا کند یا جاهل است و یا خائن.

سؤال: کار احمدی نژاد دیپلماسی عمومی نبود؟
جواب: کار احمدی نژاد پیام تبریک بود و آن ها جواب ندادند و این تحقیری بود برای ملت ایران. محاسبات دنیای دیپلماسی محاسبات دقیقی است. تمام حرکات در این دنیا معنی دارند، حتی میزان تشریفات استقبال، یک سلام و هر گونه عمل دیگری. تمام این ها معنی دارد. مثلا احمدی نژاد به تاجیکستان رفت در حالی که دو روز قبلش رهبر چین به آنجا رفته بود. تشریفات کاملا نشان داد که تاجیکستان به چین بسیار بیش از ایران احترام گذاشته است. تشریفات برای سفر رییس جمهور ایران یک پنجم تشریفات سفر رهبر چین هم نبود. حال در مورد کارهای احمدی نژاد راجع به امریکا اگر این کارها در دنیا اثری در منفور کردن امریکا یا محبوب کردن ایران داشته است بیاورید و بیان کنید.

سؤال: آیا رابطه با امریکا نمی تواند راجع به مسائل اقتصادی صرف باشد؟
اولا مذاکره با امریکا تاکنون رخ نداده است و تنها جلسه ی 45 دقیقه ای سعید جلیلی مشکوک به مذاکره است. هر چند ایران اعلام کرده که فقط در مورد 5+1 و مسائل آن در این جلسه صحبت شده است اما امریکا توانست از آن بسیار سوء استفاده ی تبلیغاتی کند. ما مخالف همین هم هستیم. اگر جلسه با 5+1 است باید به همه همراه جلسه گذاشت، نه یکی یکی. اگر امریکا 3 بار درخواست کرد و بعد از آن شما مذاکره با او در 5+1 را پذیرفتید، در صورتی که 6بار درخواست می کرد و ایران همه را غیر از امریکا در جلسه ی مذاکره می پذیرفت احترام انقلابیمان بیشتر حفظ می شد. اما در مورد رابطه ی اقتصادی باید بگویم که در این مورد هم ما ضرر می کنیم. دوستان حتما انتظار دارند بعد از مذاکره ی اقتصادی سر امریکا کلاه هم بگذارند! امریکا در این مورد بسیار تجربه دارد. ما هم از آن طرف حتی در تنظیم قرارداد گازی با ترکیه مانده ایم، یا در بسیاری موارد هنوز داریم خسارت اشتباه هایمان در تنظیم قراردادهایی را می پردازیم. از آن طرف امریکای مستکبر را داریم. سر قضیه ی مک فارلین که قرار شد ایران وساطت آزادی گروگان های امریکایی را بکند و ایران این را در عوض گرفتن موشک تاو برای جنگ قبول کرد. امریکایی ها گفتند تا قران آخر پول این موشک ها را مطابق بازار سیاه می گیریم، باز هم ما قبول کردیم. آن ها هم در حالی که هنوز نزد ما گرویی داشتند و کارشان گیر ما بود موشک های تاریخ مصرف گذشته را به ما فروختند که شلیک نمی شد!!
کجای کاریم برادر من؟ امریکا دشمن ماست. ما را تحریم کرده است. هواپیمای ما 8 ساعت در هامبورگ نشست، فقط به یک قطعه نیاز داشت. آلمانی ها نمی دادند، چون ما تحریم بودیم. آخر هم که دادند شماره سریال آن را یادداشت کردند که به محض نشستن در ایران این قطعه را باز می کنید و همان را با همان شماره سریال به ما پس می دهید وگرنه هواپیماهایتان دیگر اجازه ی نشستن در آلمان را ندارند. بانک های ما در خارج از ایران دست و پایشان را بسته اند. کار به جایی رسیده است که ما با صرافان خارجی باید کارمان را پیش ببریم، به شیوه ی هزاران سال پیش به فلان صرافی –نه بانک- در فلان کشور باید بسپریم که این پول را بر فرض به حسابت در سوییس دریافت کن در عوض به فلانی که فلان اسم رمز را می گوید فلان قدر پول بده. [ آن ها با ما دشمنند، از هر کاری علیه ما استفاده می کنند، جای این حرف ها نیست. ]

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: