یکشنبه 10 آوریل 11 | 12:00

۲۰ نکته درباره مدیریت و فعالیت‌های تشکل‌های فرهنگی (۲)

یاسر عسگری

مشکلات و بی تجربگی‏های فعالان فرهنگی و دانشجویی مرا بر آن داشت که برخی از نکات و تجربیاتی که در حین فعالیت‎های فرهنگی و دانشجویی با آن مواجه شده ‏ام را نوشته و در اختیار دیگران قرار دهم تا هم نوعی انتقال تجربه صورت گیرد و هم اینکه دیگر فعالان، اشتباهات و بی‏دقتی‏ هایی که ما صورت داده ‏ایم، تکرار نکنند …


تریبون مستضعفین-یاسر عسگری

ادامه از قسمت اول

7- تمرین کار و فعالیت جمعی و الزام به تبعات آن

هر فعال و تشکلی برای نهادینه کردن گفتمان انقلاب و دغدغه‏هایش باید کار جمعی را در خودش نهادینه کند. از مطالعات دسته جمعی گرفته تا اردوهای جمعی و … در کارهای جمعی خیر و برکتی است که در فعالیت‏های انفرادی نیست و بی جهت نیست که دین اسلام ما را به فعالیت‏ها و عبادات جمعی چون نماز جماعت، نماز جمعه و… توصیه کرده است. لذا هر فعال و هر مجموعه‏ای باید برای رسیدن به آرمان‏های بلند و متعالی‏اش، تک محوری و تک‏روی را کنار بگذارد و این چنین روحیه‏ای را در نیروهایش هم نهادینه کند. کار فرهنگی گروهی برای اینکه به نتیجه برسد باید لوازم آن رعایت شود. اگر وقتی فردی خارج از گروه، فعالیت هایی انجام می دهد که به ضرر گروه تشخیص داده شد باید برخورد شود. برخورد هم با افراد داخل مجموعه با خارج از مجموعه فرق دارد. اما متأسفانه غالب این برخوردها با افراط و تفریط همراه است و برای افراد رشد و سازندگی به همراه نمی آورد، بلکه کینه و کدورت یا غرور و تنبلی را فراهم می‏آورد. خود انتقادی یا نقد پذیری گروهی یا برای مجموعه  ضروری است. در فعالیت گروهی باید روحیه نقدپذیری یا نقد درون گفتمانی، تحمل آرا و نظرات دیگران، عدم اصرار روی نظر و یافته شخصی، سعه صدر و… باید لحاظ شود و گرنه گروه دچار آسیب می‏شود و در زمان دور یا نزدیک از هم می‏پاشد.

8-استفاده از امکانات و ظرفیت‏های پیرامونی

هر فعال و تشکلی باید از امکانات پیرامونی نهایت استفاده را ببرد. درست است که اکثر امکانات در تهران و قم و چند شهر بزرگ متمرکز است ولی هر شهر و منطقه‏ای یک سری امکانات و ظرفیت‏هایی ویژه دارند که ابتدا باید آن امکانات و ظرفیت‏ها شناسایی شود و سپس برای آن برنامه‏ ریزی شود. مثلاً شهری ممکن امامزاده یا مکان توریستی یا جاذبه گردشگری داشته باشد یا در مسیر یک جاده پر تردد و حیاتی باشد که خودش یک فرصت است.

محدودیت و کاستی در همه جا وجود دارد. هنر آن نیست که پس از تأمین همه شرایط و امکانات حرکت کنیم بلکه هنر آن است که درتنگناها و محدودیت‏ها و کمبودها، از حداقلها، بهترین استفاده را ببرییم. اگر بخواهیم منتظر اصلاح همه کاستی‏ها و مطلوب شدن همه موجودها و تجهیز امکانات باشیم تا پس از فراهم شدن همه شرایط اقدام کنیم، باید بدانیم که هیچ وقت به چنین نقطه‏ ای نخواهیم رسید. پس عاقلانه آن است که به جای تقاضای اکید توسعه امکانات، توجه شدید خود را به بهره‏ گیری از امکانات موجود کنیم. متأسفانه فعالان تشکل‏های فرهنگی یا دانشجویی بسیاری را می‏بینیم که همه فعالیت‏ها را با رسیدن پول و دریافت امکانات تعریف کرده ‏اند و اگر پول و بودجه‏ ای به آنها نرسد فعالیتی را انجام نمی‏دهند. این مشکل به صورت جدی در غالب تشکل‏های فرهنگی و دانشجویی ما وجود دارد.

9- مشورت و همفکری

این مشورت و همفکری هم باید درون گروهی و بیرون گروهی باشد. اگر در کارها، مشورت نکنیم یا خلاف نظر جمع عمل کنیم، فعالان و همراهان ما در مجموعه دلسرد می‏شوند و با این روحیه کار تربیتی انجام نمی‏شود. از سویی دیگر، آنها برای کار دل نمی‏سوزانند و آن فعالیت و گروه را از خودشان نمی‏دانند و برای خود سهمی از رشد و تعالی و موفقیت مجموعه قائل نمی‏شوند و امکان کناره‏ گیری و قطع همکاری چنین افرادی می‏رود. همواره فعالان و تشکل‏هایی که مشاوران قوی و مشاوره ‏های درون گروهی داشته‏ اند، بسیار موفق‏تر و توانمندتر از دیگران بوده‏ اند. البته باید از اهلش مشاوره گرفت و هر کسی صلاحیت مشاوره و راهنمایی ندارد.

10- اطلاع‏رسانی در مورد فعالیت‏های خود

هر مجموعه‏ ای برای فعالیت‏های خود باید اطلاع‏ رسانی مناسبی را اتخاذ نماید. اطلاع‏ رسانی به یک معنا، رویکردی خاص از تبلیغ است. گرچه تبلیغ هم در جای خود و به اندازه، نیاز است. اطلاع ‏رسانی باعث الگودهی و انگیزه‏ بخشی به دیگر مجموعه‏ ها می‏شود. حداقلش اینکه دیگر شهرستان‏ها و مناطق هم در می‏ یابند که جبهه فرهنگی انقلاب در سراسر کشور حضور دارد و سربازانی این علم را در شهر خویش زنده نگهداشته‏ اند و… به بیانی، تداعی‏گر حفظ خاکریز و سنگر به صورت یک نفره است.

در جبهه مخالف گفتمان انقلاب اسلامی می‏بینیم که آنها به صورت منظم، منسجم و برنامه‏ ریزی شده به اطلاع‏ رسانی و تبلیغ افکار و آراء و محصولات خود می‏ پردازند گویی چیزی غیر از آن وجود ندارد. با توجه به گسترش امکانات اطلاع ‏رسانی و تأسیس ده ها خبرگزاری و روزنامه در بین نیروهای مذهبی، توجه به تبلیغ محصولات فرهنگی، آراء و اندیشه‏ های این جبهه پررنگ تر از گذشته است. یکی از اساتید جبهه فرهنگی انقلاب گفته‏ اند توزیع هم‏سنگ تولید است و می‏ توان گفت تبلیغ و اطلاع‏ رسانی از یک منظر چنین جایگاهی دارند.

11- حفظ عزت نفس خود و تشکل

به صورت گذرا به این اصل پرداخته شد که در ارتباطات با مسئولین باید ظرافت و ضابطه داشت. اگر مجموعه ‏ای واقعاً نیاز به بودجه و امکانات دارد، عزت‏ مندانه از آنها درخواست بودجه و امکانات کنید. کاسه گدایی به سمت مسئولین دراز کردن درست نیست. طرز درخواست بودجه و امکانات باید به گونه‏ ای باشد که عزت نفس فرد و مجموعه لکه دار نشود. حواسمان باشد که شعر زنده ‏یاد دکتر سید حسن حسینی در مورد ما صادق نشود که گفت: «شاعری وام گرفت، شعرش آرام گرفت». عزت نفس در برخورد با مدیران و مسئولین خود باعث رشد و شکوفایی و استقامت مجموعه در برابر خواست‏های جناحی و امیال عده‏ ای می‏شود.

12- پرهیز از اختلاط پسر و دختر

ایجاد محیط سالم برای هر فعالیتی ضروری است خصوصاً در این زمینه. محیطی که زمینه و امکان ارتکاب گناه را فراهم کند، محیط سالمی برای فعالیت فرهنگی و گروهی نیست. پرهیز از اختلاط چه در هسته شورای مرکزی و چه مخاطبان برنامه‏ ها. چرا که هم عقوبت الهی دارد و هم اینکه مجموعه را قطعاً و یقیناً به انحراف می‏کشاند یا از هم فرو می‏ پاشاند. لذا برای سالم بودن محیط فعالیت بسیار ارزش قائل شویم.

13- توجه به نیروهای همفکر و زیر مجموعه

برای رشد همه جانبه نیروها باید برنامه ‏ریزی کرد. مجموعه‏ ای موفق و ماندگار است که اسباب رشد و تعالی همه جانبه نیروها را ـ چه معرفتی و معنوی، چه اقتصادی و معیشتی ـ به درستی فراهم کند. مثلاً در صورت نیاز مجموعه، نیروها را به کلاس‏ها و دوره‏ه ای ویژه آموزشی و معرفتی (مثلاً ویراستاری، زبان، خبرنگاری، مستندسازی، تفسیر، معارف اسلامی و…) بفرستند.

بی توجهی به دغدغه‏ ها، سئوالات، پیشنهادات و مشکلات همراهان و زیر مجموعه در آینده نزدیک تأثیر خودش را نشان می‏دهد و عموماً منجر به جدایی از مجموعه و یأس از فعالیت‏های فرهنگی گروهی می‏شود. لذا در فعالیت‏های گروهی، جلسات منظمی با فعالان و اعضا داشت تا همنوایی و هماهنگی و همفکری بیشتری بر مجموعه حاکم شود و همگان خود را مسئول رشد یا رکود مجموعه تلقی کنند و کار را از آن یک فرد یا مدیر مجموعه ندانند و همگان دلسوز مجموعه باشند.

14- پرهیز از تزریق بودجه بی‏برنامه

تزریق بودجه و امکانات برنامه ‏ریزی نشده و غیرضروری باعث تنبلی و انحراف مجموعه می‏شود. افزایش بودجه و امکانات غیر ضروری و همچنین حقوق بی‏مبنا در موسسات فرهنگی اقتصادی، برای آنها سم است. از روحیه اصالت بودجه دست برداریم. امکانات و بودجه غالباً نقشی کاتالیزوری دارند، یعنی به گسترش و تداوم کار کمک می‏کنند، نه این که اصل شروع یک فعالیتی باشند. اگر نگاه ما درست و تربیتی باشد، بدون بودجه هم می‏توان فعالیت گروهی و فرهنگی موثر داشت.

15- خوش قولی و خوش خلقی و پایبندی به تعهدات و قولها

بدون مبنا وعده ندهیم و توقع کاذب ایجاد نکنیم. اگر کاری را در یک وقت مورد انتظار نمی‏توانیم انجام بدهیم، بگوییم نمی‏توانیم. با عمل به حرف‏ هایمان نشان دهیم که به حرف‏هایی که می‏زینم، هم اعتقاد داریم و هم اینکه پایبندیم. امری که متأسفانه بین مذهبی و حزب اللهی، خلاف آن، خیلی عادی و متعارف است!

16- تقسیم کار در مجموعه بر اساس شایسته‏ سالاری

در هر مجموعه بر اساس شایسته ‏سالاری و توانایی افراد، مسئولیت‏ها را تقسیم کنیم و بر اساس آقازادگی، طلبه و روحانی بودن، تهرانی بودن، بزرگتر بودن سنی و … عمل نکنیم.

17- توجه به آموزش مداوم

تجربه نشان داده است هر انسانی پس از چندی فعالیت، نیاز به بازخوانی اهداف و آرمانها دارد و شارژ روحی و روانی و انگیزشی و آموزشهای جدید دارد تا بتواند با عزم و اراده ‏ای جدی‏تر به ادامه فعالیت بپردازد. وقتی ما دائم در فعالیت باشیم و توجه به تقویت مبانی و مطالعات و تفکر در فعالیت‏ هایمان کمرنگ شود، به مرور زمان استحاله می‏شویم. چون آدم کم مایه، محکوم افکار و برنامه ‏های دیگران می‏شود.

غالب ما در فعالیت‏ های خود چنان فعالیت می‏کنیم که از خود و همراهان غافل می‏شویم و هر روز یا هر هفته، چندین برنامه سنگین را انجام می‏دهیم و پس از آن یک ماه یا چند ماه استراحت می‏کنیم و آموزش را فقط به یک زمان خاصی اختصاص می‏دهند. این نوع برنامه ‏ریزی در تشکل‏های دانشجویی بسیار دیده می‏شود. این اشتباه است که برخی از فعالان و مدیران مجموعه آموزش و مطالعه و افزایش بینش و مهارت را منوط به تابستان می‏دانند. نمی‏توان مطالعه و آموزش را در طول سال تعطیل کرد و امید داشت پس از فراغت از ایام تحصیل، به مطالعه پرداخت. لذا لازم است فعالیت‏های آموزشی و تربیتی، متناوباً و به صورت مستمر صورت بگیرد نه اینکه تنها به دوران یا زمان خاصی اختصاص یابد. پس برگزاری اردوها و دوره ‏های آموزشی ـ تشکیلاتی در هر فصل یا نیمسال یک راهکار برای حل این مشکل و معضل است و تنها راهکار نیست و برای طول سال هم برای آموزش نیروها و مخاطبان، باید برنامه‏ ریزی لازم را داشت.

18- اعتقاد و باور به برنامه و اهداف

هر فعال یا مجموعه‏ ای باید به فعالیت‏ها و برنامه‏ هایش ایمان و اعتقاد داشته باشد. اگر ایمان راسخ و باور به برنامه و فعالیت خود نداشته باشد، در انجام آن سستی می‏کند و با اندک مخالفت یا مانعی، از ادامه آن باز می‏ماند. تردید و تزلزل نسبت به فعالیت‏های جاری مجموعه باعث می شود که انسان همیشه از خود گلایه‏ مند و ناراحت باشد. نکته دیگر اینکه وقتی مخاطب، آن اعتقاد لازم به کار و فعالیت را در خود پیشنهاد کننده فعالیت نمی‏بیند، به پیشنهادهای آن فعال فرهنگی و تربیتی، سوءظن پیدا می‏کند و آن را جدی نمی‏گیرد. تجربه نشان داده است که هر گاه فردی به پیشنهادها و طرح‏هایش باور داشته باشد در مخاطبان هم اثر می‏گذارد. همچنانچه استاد اخلاقی که خودش مهذب و اخلاقی باشد، خواه ناخواه در مخاطبان اثر می‏گذارد هر چند فعالیت تدریسی خاص نداشته باشد. حضور او در میان مخاطبان یک نوع درس است و مخاطبان هم بدون اینکه بخواهند یا نخواهند از وی متأثر می‏شوند و این بیانگر تأثیر نیت و عمل فرد بر نیت و عمل مخاطبان است. ایمان و اعتقاد داشتن به هدف و کار باعث دلگرمی مخاطبان و باورپذیری فعالیت فرهنگی از سوی مخاطبان می‏شود.

19- استفاده از تکنولوژی‏ و ابزارهای جدید

یکی از ضروریات فعالیت‏های فرهنگی استفاده از ابزارهای جدید است. چه بسا اگر فعالی یا تشکلی بخواهد فقط از طریق تبلیغ چهره به چهره گام بردارد، ممکن است دامنه فعالیتش محدود بماند و ولی با استفاده از ابزارهای جدید چون سایت و وبلاگ و… می‏تواند دامنه فعالیتش را گسترش دهد.

20- الگو شدن

متأسفانه یکی از مشکلات جدی در امر فعالیت فرهنگی و اجتماعی، نداشتن الگو در این زمینه است. چرا که عمده جوانان و معلمان و فعالان فرهنگی در شهرستانها نیازمند الگو اند و معرفی الگو به عنوان یک شیوه تأثیرگذاری و تبلیغ بسیار می‏تواند مورد استفاده قرار بگیرد. مثلاً فعال شدن مساجد و مدارس دهه اول انقلاب، یک الگوی موفق و کارآمدی برای مساجد و فعالان مساجد ما در زمان حاضر است. نشریاتی چون ضمیمه جمهوری اسلامی و ماهنامه «سوره» شهید آوینی و «نیستان» سید مهدی شجاعی، الگویی برای فعالان فرهنگی و مطبوعاتی حال حاضر ماست. لذا اگر انسان در جایی پایگاهی قوی ایجاد کند یا مجموعه ‏ای را خوب مدیریت کند می‏تواند فعالیت‏ هایش را گسترش دهد. نمونه این مجموعه‏ های شهرستانی فراوان است. ده ها نکته مدیریتی و تربیتی دیگر را می‏توان عنوان کرد که فعلاً به همین نوشتار بسنده می‏شود.

– این مقاله چکیده و ویراسته سخنانی است که در گعده‎های آموزشی ـ تشکیلاتی نشست فعالان جبهه فرهنگی در همدان  ارائه شده است که به مدت 3 روز (پنجم تا هفتم آبان 1389) در اردوگاه ابوذر همدان برگزار شده است.

منبع: نشریه راه (دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی)، شماره 50 و 51، 1389

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: