چهارشنبه 13 آوریل 11 | 10:10

واقعیت یهود(۲):ناپلئون، ناجي يهود

در سال هاي آغازين قرن 19 جهان شاهد ظهور يك نابغه ي نظامي و جاه طلب به نام ناپليون بناپارت بود . بناپارت كه كار خود را به عنوان افسر توپخانه با درجه ي ستوان دومي در ارتش انقلابي فرانسه آغاز كرده بود ، به سرعت مدارج ترقي را طي نمود و با پيروزي هايي بر ارتش اتريش و سپس پروس ، در مدت كوتاهي امپراتور فرانسه شد و جمهوري را ملغي كرد.


ادامه از بخش اول

در سال هاي آغازين قرن 19 جهان شاهد ظهور يك نابغه ي نظامي و جاه طلب به نام ناپليون بناپارت بود . بناپارت كه كار خود را به عنوان افسر توپخانه با درجه ي ستوان دومي در ارتش انقلابي فرانسه آغاز كرده بود ، به سرعت مدارج ترقي را طي نمود و با پيروزي هايي بر ارتش اتريش و سپس پروس ، در مدت كوتاهي امپراتور فرانسه شد و جمهوري را ملغي كرد.

ناپلئون پس از استقرار امپراتوري و حمله به كشورهاي اطراف و به زانو در آوردن آنها ، عزم خود را جزم كرد تا بر انگلستان رقيب ديرينه فرانسه غلبه كند . به دنبال اين امر به  مصر لشكر كشيد تا انگلستان را از طريق مستعمراتش تحت فشار قرار دهد.

در اين مسير نياز به پشتوانه مالي فراواني بود كه تنها لابي هاي يهودي واجد آن بودند . از اين رو با تلاش وي در سال 1803 م . نخستين مجمع ملي يهوديان با نام باستاني سنهدرين در پاريس گشايش يافت.

پس از آن ناپلئون شعار بازگشت به سرزمين موعود را براي جلب نظر يهوديان متمول سرلوحه ي برنامه هاي تبليغي خود قرار داد . اما اين امر چندان مورد توجه يهوديان واقع نشد و حتي زماني كه او قصد داشت تا بيت المقدس را تصرف كرده و آن در اختيار يهوديان قرار دهد ، يگانهاي لشگر او كه در مصر مستقر بودند ، بايد با يهوديان بومي فلسطين نيز پيكار مي كردند و بسياري از اين يهوديان بومي دوشادوش مسلمانان و مسيحيان جنگيدند . به هر نحودوران ناپلئون با حمله به روسيه به سرآمد.

او را به سنت هلن تبعيد كردند و در نااميدي محض به مرض سرطان در گذشت. عمل او منجر شد تا براي اولين بار يهوديان اروپايي گردهم جمع شوند و اولين نشستهاي مستقل يهودي را در اروپا برپا دارند.

اما با اين وجود سفر يهوديان به فلسطين همچنان به خاطر احساسات و عواطف ديني آن ها براي زيارت اماكن متبر كه و يا اقامت در مجاورت آن ها و تأسيس نهادهاي خيريه بود و به شكل سازمان يافته و در قالب برنامه سياسي آشكاري صورت نمي گرفت. جمعيت يهوديان در فلسطين در سال 1799 م. تنها حدود پنج هزار نفر بود و اين تعداد هم مالك درصد خيلي كمي از زمين هاي فلسطين بودند.

اواسط قرن 19 دوران مهمي را در تاريخ خاورميانه شامل مي شود. آغاز دوران سقوط و اضمحلال دولتهاي قدرتمند مسلمان، ايراني و عثماني.

در ايران سلسه قاجار با حكومت خود صدها سال ايران را به عقب برد و عثماني با فساد گسترده درباري خود نيز دچار چنين وضعي گرديد. در مصر محمد علي پاشا ، كه اصالتاً آلبانيايي بود ، قدرت را به دست گرفت و سپاه عثماني رااز منطقه راند . عثماني در شمال آفريقا تنها نامي بي استفاده بيش نبود . در اين زمان فلسطين گاهي تحت سيطرة مصر و گاهي حوزة نفوذ عثماني بود. اكثريت قريب به اتفاق مردم ساكت فلسطين مسلمان بودند و در آن يك اقليت چند صد نفري يهودي نيز  ساكن بود.

انگلستان تنها حامي يهود

اما اولين حمايت استعمار از يهوديان به سال 1840 م . باز مي گردد  . انگلستان – رقيب ديرپاي فرانسه – براي حفظ منافعش دست به كار شد و در سال 1848 م بيانيه اي صادر كرد كه انگلستان تنها كشور حمايت كننده از اتباع يهودي روسي الاصل مقيم فلسطين است . مغز متفكر تاسيس كشور يهودي در فلسطين ، لرد پالمرستون نخست وزير انگلستان در11 اوت 1840 م . به سفير انگلستان در استانبول نوشت :

« اگر بازگشت يهوديان به فلسطين با موافقت عثماني صورت بگيرد ، مانع بسيار خوبي را در برابر تهاجم هاي محمد علي پاشا والي سركش مصر و بازماندگانش به وجود خواهد آورد . بايد سلطاني عثماني و اطرافيان او را قانع سازي كه اكنون فرصت مناسبي براي گشايش درهاي مهاجرت به فلسطين پيش آمده است . »

البته انگلستان با تحت حمايت قرار دادن يهوديان در 1850 م ، تزار را بر  عليه يهوديان تحريك كرده بود ، اما اين دخالت جديد به منظور تاثير گذاري بر سياستهاي اروپايي عثماني محسوب مي شد. در سال 1851 م . لرد پالمرستون نخست وزير وقت انگلستان كه در آن زمان در اوج قدرت استعماري به سر مي برد ، اولين بهانه را براي دخالت و دست اندازي در اراضي فلسطين به دست آورد و اين بهانه چيزي جز اعتراض صوري به وضعيت يهوديان نبود.

به دنبال اين دخالت انگلستان امتياز حمايت كنسولي از يهوديان فلسطين را به دست آورد و نخستين كنسولگري خود را در بيت المقدس راه اندزاي نمود و سرپرستي آنها به « ادوارد توماس راجرز » و « مينزي » كه هر دو يهودي بودند سپرد. در ادامه انگلستان مجوز خريد يك قطعه زمين براي يهوديان مستمند را از عثماني به دست آورد و به دعوت لرد پالمرستون، در سال 1855 م .

سرموس مونته فيوري   جواني از يك خانواده يك قطعه زمين يهودي ايتاليايي ملكي را در نزديكي يافا خريد  و رعيتهاي مسلمان آن را بيرون راند و اولين مزرعه كشاورزي صنعتي پديد آورد كه كارگران آن همگي يهودي اروپايي بودند. از اين زمان بود كه استعمار فلسطين توسط يهوديان آغاز شد.

انگلستان در ادامه دخالتهاي خود در همان سال انجمن ادبيات انگليسي كتاب مقدس را در اورشليم بنا نهاد كه تماماً به دست يهوديان اداره مي شد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: