یکشنبه 17 آوریل 11 | 11:10

كلاه قرمزي، ‌يك كودك بيست و چند ساله …

روانشناسي عميق اجتماعي، قدرت جاودانگي كلاه قرمزي، بچه اي كه بيست و چند سال دارد است


بسياري از اوقات، بسياري از بزرگ ترها ، فكر مي كنند كه كودكان متوجه نمي شوند ، به همين دليل بايد براي آنها فقط خوب و بد كرد و چيزي را برايشان توضيح نداد . يا آنها را با همه مسايل اجتماعي آشنا نكرد . چندين سال پيش، زوج هنري ايرج طهماسب و حميد جبلي به نتيجه اي بر خلاف اين دست يافتند ، كودكان را افرادي فهيم پنداشتند و در قاب رنگي تلويزيون ، با جان دادن به دو عروسك ، به مردم نمايش دادند ، كه بچه ها بسيار پيچيده تر از بزرگ تر ها هستند . اين دو عروسك ، همان كلاه قرمزي و پسر خاله بودند . در آن سال ها اتفاقات زيادي افتاد و شايد برنامه هايي به محبوبيت چند برابر كلاه قرمزي دست يافتند . اما اكسير ماندگاري كلاه قرمزي و پسر خاله چه بود ؟ اين مجموعه ، از جمله كارهاي سهل و ممتنعي است ، كه كم تر كسي فكر مي كند ، زمان و تخصص بالايي به خود اختصاص داده است . اما مطمئن باشيد همه چيز كاملا تخصصي و حرفه اي و پژوهش شده پيش رفته ، تا اكنون بعد از گذشت اين همه سال ، هنوز هم اين سريال ركورد محبوبيت خويش را بين كودكاني كه هم سن كلاه قرمزي بوده اند و اكنون بيست و اندي سن دارند و همچنين والدين آنها ، حفظ كرد.

اين مجموعه از دو منظر قابل بررسي است . يكي بخش ها و عوامل فني آن است ، كه از سازندگان عروسك ها تا عروسك گردان ها ، صدا پيشه ها ، طراحي دكور ، متن گفت و گو ها و همه و همه حساب شده و حرفه اي انتخاب گرديده بود . خوشبختانه سازندگان اين مجموعه ، با اين تفكر كه مردم در هر صورت كلاه قرمزي را دوست دارند ، با ساخت سري جديد آن برخورد نكرده بودند و هنوز هم خلاقيت و شكوفايي استعداد هاي جديد در آن موج مي زد . گرچه همه مي دانيم ، كه «كلاه قرمزي» ، ‌به دوران اوج محبوبيت خود بر نخواهد گشت ، اما اكنون كه در قياس با برنامه هاي در حال حاضر به آن نگاه مي كنيم ، هنوز هم قابليت دفاع و تشويق را در خود دارد .
زاويه قابل بررسي ديگر ،‌در اين مجموعه ، درون مايه و طراحي اوليه عروسك هاست . هوشمندي اين زوج هنري ،‌در ابتداي خلقت اين عروسك ها ،‌چنان ماهرانه بود ،‌كه بعد از اين همه سال ، هنوز ارزش و پويايي خود را حفظ نموده است . كلاه قرمزي و پسر خاله ، ار آنجايي مكمل هاي بسيار خوبي براي هم هستند ، كه يكي از آنها ، شخصيت ( كاراكتر ) و ديگري ، تيپ (سنخ ) است . كلاه قرمزي ، كاملا يك تيپ است ، كه نمونه افراد بسياري ، مانند خودش دارد . بچه هاي فوق العاده شيطان و بازيگوشي ، كه از زير هر كاري در مي روند ، درسي نمي خوانند و كلمات را جا به جا تلفظ مي كنند . گرچه از نظر فانتزي شور و شيريني هاي زيادي به آن اضافه شده ( از جمله درون مايه هاي هر هنري ، اغراق است ) ،اما در باطن ما با آن همذات پنداري مي كنيم و همين است كه اين گونه دوستش داريم . در نقطه مقابل ، پسر خاله ، كاملا يك شخصيت (كاراكتر ) است . ما الگوي رفتاري او را در افراد متفاوتي پيدا نمي كنيم ، اگر هم چنين تفكري را آشنا مي دانيم ، در بچه اي با اين سن و سال سراغ نداريم و همين آشنايي زدايي است ، كه وقتي «پسر خاله » از حقيقت تلخ افراد كارتون خواب صحبت مي كند ، ( بعضي ها نبايد فرش شون رو بشورن . مقواست . وا مي ره . ) ، مخاطب خوشش مي آيد و مي خندد . آن جمله اصلا خنده دار نيست ، بلكه غم انگيز نيز مي باشد ، اين پارادوكس سن و موقعيت خنده دار است . از اينگونه موارد در طنز فهيم اين مجموعه كم نيست و به اعتقاد نگارنده ، اين روان شناسي عميق اجتماعي ، همان قدرت جاودانگي كلاه قرمزي ، بچه اي كه بيست و چند سال سن دارد ، مي باشد .

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: