سه‌شنبه 26 آوریل 11 | 16:00
عکس‌نوشت

بحرین: نمونه‌ای بی‌همتا در اعتراض و مقاومت مسالمت‌آمیز / قسمت سوم

سید کمال‌الدین دعائی

بحرینی‌ها، کوچک و بزرگ، خواسته‌شان را فریاد می‌زنند: «سرنگونی رژیم»… ملتی را که از مرگ نهراسد، از چه چیز می‌توان ترساند؟ سینه‌هایشان را در مقابل گلوله سپر کرده‌اند… شما هم اگر جای آن‌ها بودید و نصفه‌شب حمله می‌کردند و تیرباران‌تان می‌کردند، حتما موقع خواب برایشان پیغام می‌گذاشتید: «اول بیدارم کن! وقتی خواااااابم منو نکش!»… مردم بحرین کارنامهٔ حاکمان ظالم خود را به دست گرفته‌اند.


سید کمال‌الدین دعائی

بحرین: نمونه‌ای بی‌همتا در اعتراض و مقاومت مسالمت‌آمیز / قسمت اول

بحرین: نمونه‌ای بی‌همتا در اعتراض و مقاومت مسالمت‌آمیز / قسمت دوم

بحرینی‌ها، کوچک و بزرگ، خواسته‌شان را فریاد می‌زنند: «سرنگونی رژیم».

***

ملتی را که از مرگ نهراسد، از چه چیز می‌توان ترساند؟ سینه‌هایشان را در مقابل گلوله سپر کرده‌اند.

***

«انسان دو بار نمی‌میرد.» اگر همین یک زندگی را به شرافت و آزادگی خرج نکنی، دیگر فرصتی نخواهد بود.

«مرگ بهتر است از تحمل ننگ».

«آیا برای سرنگونی حکومت مطمئن هستید؟» پاسخ مردم بحرین: «بله!»

Delete به تنهایی اکتفا نمی‌کند! معترضان خواستار یک Shift + Delete برای آل خلیفه هستند.

این بنر را با الهام از صفحهٔ فیلترینگ اینترنت بحرین طراحی کرده‌اند. روی آن نوشته شده است: «عقیدهٔ مورد نظر مسدود است. این عقیده به خاطر مخالفت با عقائد شکنجه‌گران و قاتلان بحرین مسدود شده است. اگر باور دارید که صفحهٔ مورد نظر نباید مسدود باشد، لطفا برای اعتراض به میدان شهدا بیایید.» روی پوستر هم نوشته شده است:‌ «ما خواستار یک سیستم عامل جدید هستیم.»

شما هم اگر جای آن‌ها بودید و نصفه‌شب حمله می‌کردند و تیرباران‌تان می‌کردند، حتما موقع خواب برایشان پیغام می‌گذاشتید: «اول بیدارم کن! وقتی خواااااابم منو نکش!»

مردم بحرین کارنامهٔ حاکمان ظالم خود را به دست گرفته‌اند: آقای دیکتاتور در ظلم و تبعیض و دزدی و هتک‌ حرمت، نمرهٔ خوبی گرفته است، اما در خدمت و آبادانی و رفاه و عدالت، نه! مردود است!

***

هم‌چنان‌که عمّال آل خلیفه به کشتار و آتش‌سوزی و اغتشاش مشغول‌اند، مردم خود آتش‌‌ها را خاموش می‌کنند، شهرشان را تمیز می‌کنند، و برای نظم عبور و مرور همکاری می‌کنند.

***

ژورنالیست‌ها و بلاگرها هم تا وقتی که بازداشت‌شان نکنند و زیر شکنجه جان‌شان را نگیرند، در کنار مردم به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

***

برادر جان! چشمانت می‌سوزد! دود سیگار شاید زهر گاز اشک‌آور را تسکین بدهد؛ اما آتش دل سوخته‌تان را چه چیز خنکا خواهد بخشید؟ هیچ چیز مگر ویرانی کاخ ظلم!

***

فردا؛ حکایت قهرمانان لؤلؤ را برای فرزندان‌مان بازخواهیم گفت…

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: