دوشنبه 02 می 11 | 21:46

نامه محسن رضایی به رهبر انقلاب در انتقاد از عملکرد هاشمی

من به روشنی می‌بینم که چگونه تکنوکرات‌ها که از اساس مخالف روحانیت و ایشان هستند چگونه دارند با ده‌ها اقدام بی‌صدا ریشه حاکمیت سیاسی روحانیت را در این کشور تضعیف می‌کنند و با بی‌وفایی کامل نسبت به آقای هاشمی و روحانیت به آن سویی که خودشان می‌خواهند، نظام را می‌کشانند.


در ستون یادداشت‌های روزنامه ملت ما با عنوان اصلاحات فرهنگی آمده است:

دکتر محسن رضایی: آقای هاشمی روزی به من گفتند که من در سال‌های اول ریاست‌جمهوری، امور فرهنگی را از سیاستگذاری تا اجرا به رهبر انقلاب واگذار کردم، ولی آقای هاشمی پس از مدتی خود نوعی ارزش‌های جدید فرهنگی را تبلیغ و ترویج کرد. خطبه‌های نماز جمعه ایشان در آن دوران موجود است. صحبت‌ها و مباحث ایشان به سوی اصلاح فرهنگی، نه در فرهنگ گذشته قبل از انقلاب بلکه به سوی اصلاح فرهنگ و ارزش‌هایی که پس از انقلاب در بین نیروهای انقلابی رواج پیدا کرده بود، متمایل شد.

رهبری و نیروهای انقلاب از‌‌ همان ابتدا در مقابل این تجدید نظر موضع گرفتند. البته نیروهای انقلاب دو گروه شدند. عده‌یی از افراد که بیرون از سپاه بودند، به روش‌های افراطی کشیده شدند، ولی بخش اعظمی از نیروهای انقلاب که در درون سپاه و بسیج بودند، احترام آقای هاشمی را کاملا نگه می‌داشتند ولـی نگرانی و نـاراحتی خـود را به صورت نـامه‌های محرمـانه یـا در جلسـات خصوصی اظهـار می‌کردند.

اگر زمانی آن نامه‌ها منتشر شود کاملا پیداست که اختلاف نظر‌ها کجا بوده است. در اینجا تنها به یکی از این نامه‌ها اشاره می‌کنم تا عمق نگرانی‌ها و دغدغه‌های نیروهای انقلاب بیان شده باشد:

محضر مبارک فرماندهی معظم کل قوا

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای دام عزه

چندی پیش (قریب به دو ماه) نامه‌یی برای سرور عزیزم آقای هاشمی رفسنجانی نوشتم و در آن نامه از عدم توجه ادارات دولت ایشان به بسیجی‌ها و سپاهی‌ها گله کردم و قصد آن را نداشتم که جنابعالی را از محتوای این نامه با اطلاع سازم. ولی چون آقای لاریجانی وزیر محترم ارشاد به آقای ذوالقدر گفتند که آقای هاشمی از این نامه ناراحت شدند، فکر کردم مصلحت نیست که جنابعالی از این نامه بی‌اطلاع باشید لذا به پیوست، نامه را خدمت شما می‌فرستم. جنابعالی مطلع هستید که اینجانب چه میزان از آقای هاشمی دفاع کرده‌ام.

(و ان شاء‌الله خواهم کرد) ولی به‌‌ همان دلیل و انگیزه‌یی که دفاع کرده‌ام و به دلیل احساس خطری که از تضعیف ایشان می‌نمایم این نامه را به ایشان فرستادم. من به روشنی می‌بینم که چگونه تکنوکرات‌ها که از اساس مخالف روحانیت و ایشان هستند چگونه دارند با ده‌ها اقدام بی‌صدا ریشه حاکمیت سیاسی روحانیت را در این کشور تضعیف می‌کنند و با بی‌وفایی کامل نسبت به آقای هاشمی و روحانیت به آن سویی که خودشان می‌خواهند، نظام را می‌کشانند. برای آن‌ها ظاهرا مهم نیست که امثال آقای هاشمی شکست بخورند برای آن‌ها این مهم است که وضع فعلی را یک قدم به سوی غرب‌زدگی ببرند و آن را به دست کسانی بسپارند که از دست روحانیت و سربازان وفادار آنکه سپاه و بسیج باشد، زخم اساسی خورده و به جان همه ما تشنه‌اند. من به عنوان یک سرباز روحانیت دست جنابعالی را می‌بوسم که آقای هاشمی را از این خطر بزرگ نجات دهید. انقلاب اسلامی و امام راحلمان و حوزه بزرگ شیعه برای امثال آقای هاشمی بهای بزرگ پرداخته‌اند و زحمت طاقت‌فرسایی کشیده‌اند. خدا را شاهد می‌گیرم که من به آقای هاشمی علاقه‌مند هستم و آرزو می‌کنم که ایشان با سربلندی این سه سال باقیمانده ریاست‌جمهوری را طی کند و خدای ناکرده به شخصیت سیاسی ایشان لطمه‌یی وارد نشود.

سرباز جنابعالی

محسن رضایی

۷۲/۸/۲۲

  1. محمد حسين
    3 می 2011

    متن نامه اصلي رو چرا نگذاشته؟ همون كه به هاشمي نوشته بود؟!

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: