یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸
پنج شنبه ۰۹ اردیبهشت ۸۹ | ۱۵:۳۶

مستضعفين کجا از خود بگويند؟

ازسويي صاحبان زر و زور و تزوير يا همان توان گران و رفاه زدگان و مرفهين بي درد بر پايه ي توان حاصل از قدرت و ثروت خويش و منزلت اجتماعي… علاوه بر اين که خود هيچ گونه ترسي به دليل بي نيازي و اغناء در طرح مطالبات خود ندارد، به دلايلي که گفته شد، به راحتي صاحب تريبون مي گردد. از سويي به علت تمکن خود آن ها نيز مي توانند تريبون هاي جديد براي خود ايجاد کنند يا حتي تريبون هاي موجود در جامعه را به نفع خويش مصادره کنند… نتيجتا فقرا و مستضعفان هيچ تريبوني در جامعه نمي يابند و از سويي تريبون ها نيز در دست کساني قرار مي گيرد که خود طعم فقر و استضعاف را نچشيده اند


فقر و استضعاف به طور طبيعي انسان را به انزوا مي کشد. انزواي سياسي و اجتماعي و فرهنگي و… انسان فقير در نتيجه ي کمبود و فقر نسبت به سايرين احساس خودکم بيني مي کند. از سويي به خاطر محروم ماندن از آموزش و فرهنگ و در نتيجه استضعاف فرهنگي احساس بي سوادي و کم بود و ناداني مي نمايد. از سمتي ديگر به خاطر آسيب هاي اجتماعي که به تبع فقر گريبان گير اين گروه مي شود انگشت اتهام ها در جامعه به سمت اين قشر نشانه مي رود و در جامعه نيز پرخطا شمرده مي شوند.

در نيتجه ي همه ي اين موارد فقرا و مستضعفين در جامعه جايگاه اجتماعي خود را از دست مي دهند و کوچک شمرده مي شوند و از سويي خود با احساس خودکم بيني مواجه مي شوند. در نتيجه نه تنها حضور فعال و تاثير گذار در جامعه را از دست مي دهند و از حضور در نهادها و سازمان ها و گروه هاي تاثير گذار محروم مي شوند، که شجاعت و اعتماد به نفس و توان براي بيان مشکلات و معضلات خود را نمي يابند.

از منظري ديگر دغدغه ي معيشت آن چنان وقت و توانايي هاي آن ها را به خود مشغول مي کند که مجال حضور در عرصه هاي ديگر زندگي به ويژه عرصه ي اجتماعي را نمي يابند. از وجهي ديگر به خاطر نياز به سايرين و توان گران و … مجبورند براي به خطر نيفتادن هستي خويش در مقابل توان گران و مرفهان و ظالمان و مستکبران و طاغوت هاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي سکوت کنند.

به تعبير اول مقتداي عدالت خواهان و آزادي خواهان جهان، امام علي (عليه السلام): «تقتمحه العيون و تحقره الرجال » فقير در نزد مردم کوچک و بي ارزش جلوه مي کند و مردم او را تحقير مي کنند. « الفقير ينسي و المقل غريب في بلدته» فقير فراموش مي شود و در شهر و محل خود نيز غريب و گم نام است. « الفقير حقير لا يسمع کلامه و لا يعرف مقامه » فقير حقير شمرده شده اي است که به سخنانش گوش فرا نمي دهند و مقام و منزلتش را به رسميت نمي شناسند.. « ان الفقر مذحله للنفس ، مدحشه للعقل ، جالب للهموم » فقر خوارکننده ي نفس، لرزاننده ي عقل و دامن زننده به نگراني هاست « القله ذله و الحرمان خذلان ، من افتقر في الدنيا حزن » کم داري ذلت است و محروميت بدون آن که فقير شد در دنيا محزون مي گردد.»الفقر يخرس الفطن« فقر انسان زيرک را در استدلال و مطالبه ي حقش لال مي کند و با مشکل مواجه مي سازد.»من استغني کرم علي اهله و من افتقر هان عليهم«بي نيازها در ميان نزديکان و اهل خويش عزت و آبرو مي يابند و آن که فقير شد در نزد آنان خوار مي شوند..

٭٭٭

ازسويي صاحبان زر و زور و تزوير يا همان توان گران و رفاه زدگان و مرفهين بي درد بر پايه ي توان حاصل از قدرت و ثروت خويش و منزلت اجتماعي حاصل از تمکن و تکاثر خود توان و شجاعت و تهور و اعتماد به نفس براي حضور در اجتماع دارند و از سويي جامعه نيز در نتيجه ي دور افتادن از تعاليم پيامبران و غرق شدن در گرداب غفلت سنتي و مدرن (تجدد) براي آنان شان و منزلت قائل شده است.

در نتيجه قشر مرفه و توانگر علاوه بر اين که خود هيچ گونه ترسي به دليل بي نيازي و اغناء در طرح مطالبات خود ندارد، به دلايلي که گفته شد، به راحتي صاحب تريبون مي گردد.

از سويي به علت تمکن خود آن ها نيز مي توانند تريبون هاي جديد براي خود ايجاد کنند يا حتي تريبون هاي موجود در جامعه را به نفع خويش مصادره کنند. روزنامه ها و مجلات، تلويزيون ها و راديوها، بيلبوردها، سينماها و… همه خواسته يا ناخواسته در خدمت آنان قرار مي گيرد. آماري که از سيطره ي مافياي جهاني قدرت و ثروت به ويژه يهود بر رسانه ها ي مکتوب و تصويري و اينترنت منتشر مي شود، خود گوياي همه چيز است. در سطح داخلي نيز همه ي اين ها مشخص و واضح است. اگر خود مسئولان رسانه ها وابسته به باندهاي قدرت و ثروت و توان گران جامعه نباشند، به صورت طبيعي در دست گرفتن تريبون در هر سطح و صورتي که مد نظر باشد احتياج به تمکن مالي و سياسي دارد.

نتيجتا فقرا و مستضعفان هيچ تريبوني در جامعه نمي يابند و از سويي تريبون ها نيز در دست کساني قرار مي گيرد که خود طعم فقر و استضعاف را نچشيده اند. که به تعبير حضرت روح الله:«تنها آن هايي تا آخر خط با ما هستند که طعم فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند.»

٭٭٭

جنبش دانشجويي به سبب ماهيت آن و تاثيرگذاري آن در جامعه تريبوني براي بيان تفکرهاي مختلف است. تفکر اسلام گرايي، چپ گرايي ، ليبراليسم و… که هر يک به نوعي در دوره اي از تاريخ از تريبون جنبش دانشجويي به جامعه ارائه شده اند . جنبش دانشجويي در کانون الهام بخشي جامعه قرار دارد. تفکرات متفاوت با چنبره زدن بر جنبش دانشجويي و وابسته کردن آن به خود همواره آن را به تريبوني وابسته براي بسط نظريات خود تبديل کردند. از سويي توانگران و مترفان نيز بيکار نماندند و با وابسته سازي اين جنبش اجتماعي به خود علاوه بر منحرف کردن آن ها از بازگشت به اصل و فطرت خويش که همان آرمان خواهي و عدالتخواهي در سنين جواني است اين جنبش را به تريبون خويش بدل کرد و در برهه اي در کشور ما نيز جنبش دانشجويي به سمت شعارهاي سرمايه داري و ليبرالي روي آورد. که رگه هاي مرده اي از آن هم اکنون نيز در دانشگاه ها موجود است. از سويي با ايجاد يک جريان وابسته و انحرافي عدالتخواه چپ تلاش در جلوگيري از بازگشت جنبش دانشجويي به سمت عدالتخواهي مبنايي و اسلامي نمود، که به طور کلي در جامعه ي اسلامي ايران طرد شد، و اکنون نيز با احياي جريان مضحک نوعي چپ سرمايه داري تلاش در ادامه اين انحراف دارد.

جنبش دانشجويي بهترين فرصت براي ايجاد تريبون براي مستضعفين و پي گيري مطالبات بر زمين مانده ي آن هاست. که در بهترين دوره ي سني به علت جواني و عدم فزوني تعلقات و وابستگي ها امکان پي گيري دارد. دانشجو خود را وامدار کسي نمي داند که بترسد لذا بي محابا مي تواند به مستکبرين و طاغوت هاي سياسي و فرهنگي و اقتصادي بتازد. نمونه هاي اين حرکت در دانشگاه هاي ما از ديرباز موجود بود و بعد از پيام 6/8/81 مقام معظم رهبري به جنبش دانشجويي براي پي گيري عدالت پر رنگ تر شد. و اين امر امکان پر رنگ تر شدن دارد و فرا تر از امکان يک تکليف است. فراتر از تاکيدات مکرر رهبر انقلاب در اين زمينه ، در متون مرجع ديني ما نيز بر اين تکليف براي دانايان و عالمان که جنبش دانشجويي يکي از مصاديق آن است آمده است چنان که امام علي (عليه السلام) مي فرمايد :اخذالله علي العلماء الا يقاروا علي کظه ظالم و لا سغب مظلوم«خدا از اگاهان پيمان گرفته است، که در برابر بي عدالتي هاي زمانه( سيري ظالمان و گرسنگي مظلومان) سکوت نکنند.

از همه مهم تر فرمايش حضرت حق تعالي در قرآن است :«ما لکم لا تقاتلون في سبيل الله و المستضعفين» «شما را چه شده است که در راه خدا و مردان و زناني که مورد استضعاف و محروميت تحميلي قرار گرفته اند و از خدا مي خواهند که از زير يوغ ظالمين رها شوند و از خدا درخواست سرپرست و ياري کننده مي خواهند مجاهده نمي کنيد؟»

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: