سه‌شنبه 10 می 11 | 15:00
نگاه انتقادی به نمایشگاه کتاب تهران

نمایشگاه، ترافیک، قرارهای عاشقانه و … کتاب

محمدرضا عابدی شاهرودی

اساسا تفاوتى نمی‌‏كند كه ما چه نمايشگاهى می‌‏زنيم. مخاطبانى كه به نمايشگاهِ كتاب می‌آيند، تقريبا همان بافتِ فرهنگى و طبقاتى را دارند كه به نمايشگاهِ فروشِ بهارى يا پائيزى لباس می‌‏روند. اين به اين دليلِ بسيار مهم است كه ما فكر می‌‏كنيم نمايشگاهِ كتابِ ما، بايدِ همه نيازهاىِ فرهنگى از همه طبقات را پوشش بدهد.


تریبون مستضعفین – محمدرضا عابدی شاهرودی

نمايشگاهِ امسال هم برگزار شده است و مثلِ هميشه انتقادات و پيشنهاداتِ بسيارى به پشتِ درهاىِ بسته نمايشگاه می‌‏رسد. نمايشگاهى كه مسئولانِ برگزار كننده‌‏اش، علاقه‏‌ى چندانی به تعاملِ دو طرفه با جريانِ فرهنگىِ جامعه ندارند و فكر می‌‏كنند كه شلوغىِ متروىِ محلِ نمايشگاه، ترافيكِ خيابان‌هاى اطراف و ازدحامِ جمعيت، نشان از موفقيتِ آنان می‌‏دهد. در اين‌جا می‌‏خواهيم به چند نكته كه به دركِ بهتر ما از اين ماجرا كمك می‌‏كند، بپردازيم.

۱-  اساسا تفاوتى نمی‌‏كند كه ما چه نمايشگاهى می‌‏زنيم. مخاطبانى كه به نمايشگاهِ كتاب می‌آيند، تقريبا همان بافتِ فرهنگى و طبقاتى را دارند كه به نمايشگاهِ فروشِ بهارى يا پائيزى لباس می‌‏روند. اين به اين دليلِ بسيار مهم است كه ما فكر می‌‏كنيم نمايشگاهِ كتابِ ما، بايدِ همه نيازهاىِ فرهنگى از همه طبقات را پوشش بدهد. در اين‌جا براى ما اهميت دارد كه آمارِ بازديد از نمايشگاه را بالا ببريم، حالا حتى اگر مجبور باشيم ساندويچ‌هاى سرد و سى‌دی‌‏هاى فيلم هم بفروشيم، مانعى ندارد. مهم اين است كه اين‌قدر نمايشگاهِ ما شلوغ باشد، كه هيچكس نتواند به راحتى يك غرقه يا يك كتاب را پيدا كند.

۲- نمايشگاهِ كتاب، يك رويدادِ فرهنگى است. فرهنگى به اين معنا كه نياز به يك محيطِ آرام و قابلِ تعامل دارد، نه يك محيطِ شلوغ و پر از سر و صدا و هياهو. اما از آن‌جا كه براى ما هياهويش اهميت بالاترى دارد، فضاى فرهنگی‌‏اش را نابود می‌‏كنيم. هيچ نيازى ندارد همچون نمايشگاهِ فروشِ پوشاك، نمايشگاهِ كتاب هم شلوغ باشد. بر عكس، بايد محيطى داشته باشيم كه افرادِ علاقه‌‏مند، فرصت ديدار و گفتگو و گپ‏‌هاى عصرانه را با هم داشته باشند.

۳- سياستِ نمايشگاهِ كتاب ما، همچون تلويزيون و برنامه‏‌هايش است. همان‌طور كه تلويزيون می‌خواهد به تنهايى و به صورتِ انحصارى، تغذيه كننده تصويرىِ جامعه باشد و اجازه هيچ‌گونه رقيب و حتى نقدى را هم به خودش نمی‌‏دهد، دقيقا نمايشگاهِ كتاب ما هم به همان راه می‌‏رود. چون در چنين فضايى، می‌‏تواند از تضمين شدنِ مخاطبانش، مطمئن باشد. دقيقا به همين دليل، انبوهى از برنامه‏‌هاى تلويزيونى وجود دارند كه كسى براى ديدنشان برنامه ريزى نمی‌‏كند، اما بايد ساخته شوند تا شبكه‏‌هاى تلويزيون كه مرتب هم بر تعدادشان افزوده می‌‏شوند، بى‌برنامه نمانند.

همين ماجرا در نمايشگاهِ كتاب هم وجود دارد. نمايشگاهِ كتابِ ما، بايد به تنهايى همه نيازهاى فرهنگى كشور را در يك سال تأمين كند. تصاويرِ آشنا براى شما در اين نمايشگاه، هجوم افرادى است كه از شهرستان‌هاى دور به اينجا می‌‏آيند و خريدِ ساليانه خود را انجام می‌‏دهند. حال اين‌كه براى اين نياز، سيستم پخش و فروشِ كتاب وجود دارد و بايد آن‌ها را تقويت كرد، نه اين‌كه محلِ تبادلِ فرهنگ و انديشه را به بازديدكنندگانِ خسته‏‌اى تبديل كرد كه زيرِ بارِ كتاب‌ها، كمر خم كرده‌‏اند.

۴- چه كسانى به كتابخانه‏‌هاى عمومى كشور می‌‏روند؟ خيلى راحت، تقريبا 90 درصد به بالا، كسانى هستند كه براى قبول شدن در دانشگاه و كنكور درس می‌‏خوانند. به همان قياس، همين تعداد به نمايشگاه می‌‏روند. مهمترين قسمتِ نمايشگاهِ ما، نمايشگاهِ كتاب‌هاى كنكورى و تستى است كه نه تنها هيچ كمكى به فرهنگِ جامعه نمی‌‏كند، بلكه بر مدرك گرايى و حفظ كردن و فراگرفتنِ شيوه‏‌هاى تستِ يك دقيقه‏‌اى متمركز است. با امتحانِ يك راه ساده، می‌‏توانيد ببينيد كه چه اتفاقى می‌‏افتد. كافى است غرفه‏‌هاى كتاب‌هاى كنكورى را از نمايشگاه حذف كنيد، فكر می‌‏كنيد چند نفر به خواندنِ كتاب درباره تاريخ اساطيرِ مصر يا زندگى گل‌ها در آمازون علاقه دارند!؟

۵- اين می‌‏تواند يكى از افتخاراتِ ما باشد كه محلى را براى قرارهاى عاشقانه ايجاد می‌‏كنيم. در جامعه‌‏اى كه بيشترين تخصص را در برگزارىِ مراسمِ عزا و كمترين ظرفيتِ تحمل و گنجايش را براى شادى دارد، نمايشگاهِ كتاب ناگهان همه را به ياد كتاب می‌‏اندازد و اينكه اگر كتابى هم نمی‌‏خرند، اما به ديدارِ كسانى بروند كه براى خريدنِ كتاب می‌‏آيند.
شايد اين رويكرد به ترويجِ فرهنگِ جامعه كمك نكند، اما شايد باعثِ رونقِ بيشتر دفاترِ ثبت ازدواج و حتى طلاق بشوند.

۶- و دوباره تكرار می‌‏شود. اين‌كه ما در نمايشگاهِ خودمان، قصد داريم به همه جامعه ثابت كنيم كه نسبت‌مان با آنان، همچون نسبت يك پدر با فرزندِ بى‌ادب و بى‌تربيتش است. بنابراين انتخاب‌هاى گزينشى در كتاب‌ها و حتى ناشران، دوباره وجود دارد. اين مسئله دقيقا از همان سياستى می‌‏آيد كه نمايشگاهِ ما، بايد همه كار بكند. بايد بر طرف كننده همه نقاطِ ضعف و نيازهاى جامعه باشد. حتى از آن براى كوباندنِ نمايشگاهِ نيويورك و لندن كه با آن‌ها مشكلاتِ سياسى داريم، استفاده می‌‏كنيم. انگار كه اين‌جا همان بورسِ هميشه در حالِ ركورد زنى ما و بورسِ هميشه در حالِ شكستِ خوردنِ نيويورك و لندن است.

رويدادهاى فرهنگى، بايد فرهنگى باقى بمانند. اما از آن‌جا كه انتقال باشگاه‌هاى ورزشى به استان‌ها، به خاطرِ روابطِ سياسى اتفاق می‌‏افتد، بديهى است كه كوتاه‌ترين ديوارِ جامعه ما، يعنى فرهنگ هم نمی‌‏تواند دفاعى در برابرِ خودش بكند.

۷- اما نمايشگاه در حالِ برگزارى است. اگر می‌‏خواهيد يك عصرِ خوب را بگذرانيد، با دوستان‌تان باشيد، قهوه بنوشيد، كتاب ببينيد و كتاب بخوانيد، در يك جلسه خوب درباره ادبيات شركت كنيد، به يك كتابفروشى، كافه كتاب يا يك جمع دوستانه در پارك بروید! اما اگر انتخاب ديگرى داريد، خودتان را براى شلوغى، ترافيك و سر و صدا آماده كنيد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: