شنبه 14 می 11 | 22:48

حزب‌الله چگونه كاركنان سازمان جاسوسي اسرائيل را به‎استخدام خود درآورد

حسن خامه‌يار

در سال 1989 “شاباك ” از شبه‎نظاميان مزدور ارتش آنتوان لحد واحد “مبات ” را تشكيل داد تا با آن عمليات مسلحانه حزب الله را خنثي كند. ولي شاباك در تحقق اين هدف ناكام ماند. اين ناكامي به‎قدري مفتضحانه بود كه حزب‎الله موفق شد تعدادي از افراد “مبات ” را به‎استخدام خود درآورد.


فروپاشي ده‌ها شبكه جاسوسي اسرائيل در لبنان

اسرائيل از اولين لحظه يورش نظامي به لبنان در سال 1982 تا زمان عقب نشيني از اين كشور در 25 ماه مي سال 2000 كوشيد يك پايگاه قوي جاسوسي در لبنان ايجاد كند تا جايي كه واحدهاي جاسوسي و جمع آوري اطلاعات تا اواخر دهه هشتم از قرن بيستم به هشت واحد افزايش يافت. اما اين شبكه‌ها نه فقط نتوانستند در درون حزب الله نفوذ كنند بلكه با هرج و مرج و آشفتگي دچار شدند.
تلاش صهونيست‌ها براي استخدام جاسوس در لبنان ابتدا از درون نيروهاي مزدور و شبه نظامي ارتش انتوان لحد آغاز شد و به همين منظور يك واحد اطلاعاتي از درون اين نيروها شكل گرفت. اسرائيل در پي يورش نظامي سال 1978 به لبنان به منظور دور كردن چريك‌هاي فلسطيني از مناطق مرزي جنوب لبنان، “ارتش جنوب لبنان ” را به وجود آورد. ولي به مرور زمان و پس از تأسيس حزب الله، بجاي اينكه جاسوس‌هاي انتوان لحد به درون حزب الله رخنه كنند، اين سربازان گمنام حزب الله بودند كه در اين واحد راه يافتند، و شماري از افراد آن را به استخدام درآوردند.

گشوده شدن پرونده‌هاي سرّي موساد ناتواني آن را از رخنه به درون حزب الله نشان خواهد داد

رونين برگمن پژوهشگر اسرائيلي در امور جاسوسي، چندي پيش با انتشار كتابي تحت عنوان “نقطه بازگشت ناپذير ـ سرويس‌هاي اطلاعاتي اسرائيل در مقابل حزب الله و ايران ” دلايل ناتواني دستگاه‌هاي جاسوسي اسرائيل فعال در لبنان و نيز ناتواني آن‌ها از رخنه به درون حزب الله را تشريح كرده است. در اين كتاب آمده است كه اسرائيل شبكه‌هاي جاسوسي فراواني در لبنان به وجود آورد و افراد زيادي را استخدام كرد، ولي اطلاعات كم ارزش و ناچيزي به دست آورد.
برگمن در بخشي از كتاب مزبور ناكامي سرويس‌هاي جاسوسي اسرائيل در رويارويي با حزب الله لبنان را زير سؤال برده و گفته است : “چنانچه پس از گذشت نيم قرن پرونده‌هاي سرّي سازمان موساد گشوده شود، ميزان ناتواني و سرافگندگي اين سرويس‌ها از رخنه به درون حزب الله، همه تاريخ نگاران و پژوهشگران آينده را غافلگير خواهد كرد. آنگاه روشن خواهد شد كه “جيمز باند اسرائيلي بازپرس كلوز بوده است “.

نويسنده اسراييلي: از 2000 درگيري ميان حزب الله و اسرائيل، 1920 مورد آن به ابتكار حزب الله بوده است

در ادامه كتاب آمده است: “از سال 1982 تا ماه مي سال 2000 حدود دو هزار درگيري ميان نيروهاي حزب الله و ارتش اسرائيل در جنوب لبنان روي داد كه 1920 مورد آن به ابتكار حزب الله بوده است. ارتش اسرائيل آگاه است كه سربازان خودي در نتيجه اطلاعات صفر، بهاي سنگيني پرداخت كردند. حزب الله يك سازمان نيرومند و نفوذ ناپذير و آموزش ديده است ولي اداره بازرسي ارتش اسرائيل جزئيات اطلاعات عملياتي جبهه‌هاي جنوب لبنان را كه توانمندي حزب الله را به عنوان يك سازمان ورزيده و كار آزموده و جنگجوي فداكار مي‌باشد سانسور مي‌كرد “.
رونين برگمن به نقل از سرهنگ اسحاق تدهار يكي از افسران سرويس‌هاي جاسوسي كه حدود 30 سال در جبهه لبنان به منظور استخدام جاسوس فعاليت مي‌كرده و از كارشناسان مسائل حزب الله است مي‌نويسد: “مردم لبنان، حزب الله را سازماني كه مقاومت را رهبري مي‌كند مي‌شناسند، و نه يك سازمان تروريستي. اين شناخت تلاش سرويس‌هاي جاسوسي اسرائيل را براي رخنه به درون حزب الله دشوار مي‌كرد. گفتن اين سخن كه سازمان‌هاي اطلاعاتي و امنيتي اسرائيل در برابر حزب الله متحمل شكست سنگين و جبران ناپذير شدند تأسف آور است.
در پي انتشار گزارش كميته (كميته كاهان) حقيقت ياب بررسي عوامل جنايت كشتار اردوگاه‌هاي صبرا و شاتيلا در جنوب بيروت در سال 1982، آرييل شارون وزير جنگ وقت اسرائيل از سمت خود كناره گيري كرد و مسئوليت اداره وزارت جنگ به موشه آرنز سپرده شد. در آن مرحله سرنوشت ساز از تاريخ لبنان سه دستگاه جاسوسي اسرائيل در صحنه لبنان فعاليت مي‌كردند كه رقابت و هرج و مرج تمام وجود آن‌ها را فراگرفته بود. اين سه دستگاه عبارتند از موساد، شاباك و اداره اطلاعات ارتش موسوم به (واحد 504 ) كه مسئوليت استخدام جاسوس را بر عهده داشت.

استخدام جاسوس در درون حزب الله را در اولويت خود قرار دهيد

در حقيقت مأموريت و فعاليت اصلي دستگاه شاباك در برقراري امنيت در داخل اسرائيل و مبارزه با فعالان فلسطيني در سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين متمركز بود و انتقال بخشي از فعاليت اين دستگاه در شنهاي متحرك لبنان يك حركت نا متعارف به نظر مي‌رسيد. ابراهام شالوم رئيس وقت شاباك با اين اقدام مخالفت كرد و گفت : “اين اولين بار است كه شاباك ناگزير مي‌شود در يك كشور بيگانه فعاليت كند “. در عين حال مسئول واحد 504 بر اين باور بود كه “شاباك پا را از گليم خود درازتر كرده و آنچه را در مناطق فلسطيني نشين انجام مي‌دهد در لبنان عملي نيست “.
در سال 1986 امنون شاحاك رئيس وقت اداره اطلاعات ارتش اسرائيل با افسران مسئول استخدام جاسوس در جنوب لبنان جلسه تشكيل داد و به آنها گفت: “عمليات حزب الله ارتش اسرائيل را سردرگم كرده و ما از اين سازمان شناختي نداريم. هيچ عامل نفوذي در درون حزب الله نداريم. راهكارها و عمليات حزب الله بسيار پيچيده و سرّي است. من از شما مي‌خواهم استخدام جاسوس در درون حزب الله را در اولويت اهداف و برنامه‌هاي خود قرار دهيد “. ولي هيچ كدام از سرويس‌هاي امنيتي و جاسوسي رژيم صهيونيستي توان اجراي اين دستورات را نيافتند.

شكست استخدام يك جاسوس براي اطلاع از سرنوشت رون آراد

امنون شاحاك در سال 1988 يك نظامي خودخواه را به نام ياكوف برومر به سمت فرمانده واحد 504 در لبنان تعيين كرد. ولي نامبرده در مأموريت خود مبني بر گماشتن عوامل نفوذي در درون حزب الله با شكست فاحشي مواجه شد. رونين برگمن در اين باره در كتاب خود چنين نوشته است : “دو سال پس از ناپديد شدن رون آراد خلبان اسرائيلي در جنوب لبنان، واحد 504 يك شهروند لبناني را به استخدام در آورد تا از سرنوشت آراد اطلاعاتي كسب كند. اين جاسوس دوره‌هاي آموزشي پيچيده‌اي را گذراند، ولي سرانجام توسط افراد حزب الله شناسايي و بازداشت شد. ”
برگمن در ادامه كتاب خود نوشته است: “روزي يك جاسوس وابسته به واحد 504 با نام مستعار “مسوربال ” به پاسگاه سربازان اسرائيلي مستقر در مرز لبنان با فلسطين اشغالي نزديك شد تا به اسرائيلي‌ها اطلاع دهد كه حزب الله همان شب تصميم دارد به عمليات مسلحانه دست بزند. واحد 504، نظاميان مستقر در پاسگاه مرزي را از آمدن مسوربال بي‌خبر گذاشت و آنها به گمان اينكه او يكي از رزمندگان حزب الله مي‌باشد، با شليك گلوله به قتل رساندند. اين اقدام اوج كشمكش و سردرگمي ميان سرويس‌هاي اطلاعاتي و جاسوسي اسرائيل در رويارويي با حزب الله را آشكار مي‌كند. باوجودي كه توان عملياتي و آسيب رساني حزب الله روز به روز گسترش مي‌يافت، در عين حال دامنه اختلاف و شكاف و جبهه گيري و فريب كاري ميان دستگاه‌هاي امنيتي اسرائيل فراگير مي‌شد. تا جايي كه واحد 504 و شاباك بر ضد موساد متحد شده بودند و اين سازمان را به تكروي و خود خواهي متهم مي‌كردند “.

سازمان جاسوسي اسراييل كه كاركنان آن به استخدام حزب‌الله درآمدند

در اين كتاب آمده است: “در سال 1989 و در پي وضعيت بحراني كه واحد 504 با آن رو به روشده بود، دستگاه شاباك كوشيد دامنه فعاليت‌هاي امنيتي خود را در لبنان گسترش دهد. براي تحقق اين هدف از ميان شبه نظاميان مزدور ارتش انتوان لحد واحد “مبات ” را تشكيل داد تا افراد آن عمليات مسلحانه حزب الله را خنثي كنند. همچنين شاباك براي فعال نمودن اين مزدوران در زمينه شيوه جمع آوري اطلاعات و جنگ رواني بر ضد حزب الله براي آنها دوره‌هاي آموزشي داير كرد. ولي شاباك در تحقق اين هدف هم با ناكامي مواجه شد. اين ناكامي به قدري مفتضحانه بود كه كارگزاران امنيتي اسرائيلي نمي‌دانستند كه آيا بايد اطلاعات افراد “مبات ” را باور كنند يا نه؟. اما بدتر از همه فاجعه به قدري دردناك بود كه حزب الله موفق شد به اين واحد پاتك زند و تعدادي از افراد مبات را به استخدام خود درآورد “.
در برابر افزايش اين شكست‌هاي مفتضحانه، تعدادي از افسران دستگاه‌هاي امنيتي اسرائيل مستقر در جنوب لبنان در سال 1991 با ارسال يادداشتي به اوري ساگي كه به تازگي به رياست اداره اطلاعات ارتش منصوب شده بود از او خواستند ياكوف برومر را از سمت خود بركنار كند. در بخشي از اين نامه آمده است “حزب الله به مرور زمان تقويت مي‌شود و ما تضعيف مي‌شويم “.

عمليات هاي حزب الله به قدري دقيق است كه گويي شيوه جنگ را در مراكز نظامي راهبردي جهان فراگرفته‌اند

رونين برگمن در اين كتاب تأكيد كرده است: “عمليات مسلحانه رزمندگان حزب الله در جنوب لبنان به قدري دقيق بوده كه مانند اين است كه شيوه جنگ را در مراكز نظامي راهبردي جهان فراگرفته‌اند “. اين نويسنده به نقل از تعدادي از افسران بلند پايه امنيتي اسرائيل كه در جنوب لبنان فعاليت مي‌كرده‌اند نوشته است كه تلاش براي استخدام عوامل نفوذي در حزب الله كار بسيار دشواري است. “در ميان افراد حزب الله هرگز عامل خيانت وجود ندارد. امكان ندارد افراد حزب الله را به خيانت اصول و باورهاي ديني‌شان متقاعد كرد. آنها به طور غير طبيعي به هركسي مشكوك مي‌شوند “.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: