دوشنبه 16 می 11 | 10:06

بستر‎ فتنه‌های سیاسی؛ فقدان احزاب بالغ و جولان باند‎های سیاسی

سید جلال فیاضی

این روز‎ها بسیار از فتنه جدید سخن به میان می‎آید و پیش از این نیز، انقلاب فتنه‎‎های دیگری را پشت سر گذاشته است؛ فتنه88، فتنه 18تیر، فتنه سیدمهدی هاشمی، فتنه بنی‎صدر و…، اما هیچگاه صاحب‎نظران و شخصیت‎‎های مؤثر انقلاب، به ریشه‎یابی و کالبدشکافی بستر‎های بروز فتنه نپرداخته‎اند و همواره برخوردی سطحی و غیرساختاری با آن داشته‌اند.


سید جلال فیاضی – این روز‎ها بسیار از فتنه جدید سخن به میان می‎آید و پیش از این نیز، انقلاب فتنه‎‎های دیگری را پشت سر گذاشته است؛ فتنه88، فتنه 18تیر، فتنه سیدمهدی هاشمی، فتنه بنی‎صدر و…، اما هیچگاه صاحب‎نظران و شخصیت‎‎های مؤثر انقلاب، به ریشه‎یابی و کالبدشکافی بستر‎های بروز فتنه نپرداخته‎اند و همواره برخوردی سطحی و غیرساختاری با آن داشته‌اند.

نگارنده بر آن است تا در این نوشته از منظر دیگری بروز این فتنه‎‎ها را مورد کنکاش قرار دهد و از مسیر کالبدشکافی احزاب سیاسی در ایران‏، به تحلیل تازه‎ای در این عرصه دست یابد.

مایلم قبل از هر چیز، این نکته را یادآوری کنم که من نیز بر این باورم که احزاب سیاسی دست‎آورد تمدن غربی هستند، اما نمی‎توانیم همه دست‎آورد‎های تمدن غربی را یک‎سره باطل بپنداریم، بلکه با گزینش و بومی‎سازی، می‎توانیم از آن بهره ببریم.

واقعیت آن است که اگر حزب سیاسی را سازوکار مشارکت مردم در اداره کشور و ظرف فعالیت‎ سیاسی بدانیم و به‎عنوان نهاد واسط بین مردم و حاکمیت بدان بنگریم – که مسئولیت سازماند‏‏‏‏‏‏‏هی، آموزش و مشارکت سیاسی مردم را بر عهده دارد – تا زمانی‎که سازوکاری جایگزین برای آن نیافته‎ایم،‎ باید از آن بهره ببریم.

شاید با همین انگیزه بود که در سال‎‎های نخست پیروزی انقلاب، بزرگان انقلاب نظیر شهید مظلوم بهشتی، حضرت آیت‎الله خامنه‎ای، شهید باهنر و آیت‎الله هاشمی رفسنجانی، مصمم به تشکیل حزب جمهوری اسلامی بودند؛ اما به هر دلیل‏، که این مقال فرصت بحث پیرامون آن نیست، موفق به استمرار آن نشدند.

اما اقدام و حرکت آن‎‎ها بیانگر این واقعیت است که جمهوری اسلامی نیز به احزاب سیاسی بالغ نیاز دارد و دقیقا به همین دلیل قانون اساسی در اصل 26، فعالیت احزاب را پذیرفته است.

می‎پذیرم که احزاب سیاسی در کشور ما و به ویژه در دوران پیش از انقلاب اسلامی، از پیشینه خوبی برخوردار نبوده‎اند؛ اما پس از پیروزی باید تلاش می‎کردیم احزابي مؤثر و کارآمد تشکیل داده و آن‌ها را مورد حمایت قرار دهیم. اما متأسفانه قانون احزاب هم، قانون جامعی که متضمن شکل‎گیری احزاب سیاسی بالغ باشد، نیست.

برخی البته اصولا احزاب سیاسی را برنمی‎تابند و حتی آن‌ها را با نظام مبتنی بر ولایت فقیه مغایر می‎دانند‏، در حالی‎که حزب سیاسی، ساختاری در عرض ولایت فقیه نیست، بلکه به‎عنوان تشکل‎‎هایی در طول ولایت فقیه تعریف می‎شوند. روشن است که حزب سیاسی در مفهوم نوین آن با آن‎چه در گذشته به‌نام حزب خوانده می‎شده متفاوت است. حتی، حزب سیاسی با آن‎چه در قرآن کریم تحت عنوان «حزب‎الله» یا «حزب‎الشیطان» آمده، در مفهوم واژه «حزب» متفاوت است.

«حزب سیاسی»، سازمانی است با تشکیلات مستمر، با دوام و شناسنامه‎دار که با خط‎مشی و اساسنامه مدون و شکل‎دهی یک بدنه فراگیر و کادر رهبری منتخب، ازسوی اعضا و هواداران، نقش نهاد واسط بین مردم و حاکمیت را ایفا کرده و با آموزش سیاسی و سازماندهی مردم، زمینه مشارکت آن‎‎ها را در اداره کشور فراهم کرده و به نمایندگی از سوی اعضا و هواداران – که به‌هر حال درصدی از افراد جامعه را تشکیل می‎دهند – و با ارائه برنامه‌اي مدون، از طریق انتخابات در ساختار قدرت حضور می‎یابد و در برابر قانون و مردم پاسخگوی عملکرد خویش است و مهم‎تر از همه این‎که، منافع ملی را بر منافع حزبی ترجیح می‎دهد.

در حالی‎که احزاب سیاسی در ایران؛ موسمی، فردمحور، فاقد بدنه فراگیر و با کادر رهبری خودخوانده هستند که قبل از بلوغ، وارد رقابت سیاسی شده و بدون شفافیت مالی و برنامه مدون، به ساختار قدرت وارد شده و لذا پاسخگوی عملکرد خویش نیز نیستند.

واقعیت آن است که خلأ احزاب سیاسی را دو پدیده پر می‎کند؛ اول مطبوعاتی که کارکردحزبی پیدا می‌کنند و دوم باند‎های سیاسی!

تجربه تلخ روزنامه‎‎های زنجیره‎ای، حاصل چنین پدیده‎ای است؛ روزنامه‎‎هایی که به‎جای اطلاع‎رسانی، کار حزبی می‎کردند و فضای سیاسی جامعه را به‎سمت تنش، تفرقه و رویارویی مردم پیش می‎بردند. حتی در جلسه مدیران مسئول روزنامه‎‎ها و خبرگزاری‎‎ها در دولت نهم و در حضور وزیر ارشاد وقت، مدیر یکی از این روزنامه‎ها- که تابلوی هیچ حزبی بر پیشانی روزنامه خود نداشت – تصریح می‎کند که هدف ما سقوط دولت احمدی‎نژاد است! بنابراین تردیدی نمی‎توان کرد که روزنامه‎‎های زنجیره‎ای، کارکرد حزبی پیدا کردند. کارکردی که هم حیثیت‎مطبوعات را به حراج می‎گذارد و هم فضای سیاسی را ملتهب می‎سازد.

باند‎های سیاسی، گزینه دیگری هستند که در غیاب احزاب بالغ، خلأ آن‎‎ها را پر می‎کنند؛ باند‎ها منافع باندی و شخصی را بر منافع ملی ترجیح می‎دهند؛ فاقد ساختار فراگیر و طولی هستند، و با شیوه خاص به کانون‎‎های قدرت نزدیک شده و با جلب اعتماد کامل، آن‎‎ها اهداف خود را پی می‎گیرند.
باند‎ها بر این باورند که «هرکس با ما نیست لزوما برماست» و لذا در قلع و قمع نیرو‎هایی که با باند آن‎‎ها زاویه دارند، از هر ابزاری استفاده می‎کنند؛ قانون را دور می‎زنند و برای دستیابی به اهداف باندی خود از هیچ کاری رویگردان نیستند.

باند چپ‎‎ها در دولت موسوی، باند کارگزاران در دولت هاشمی‎رفسنجانی و باند مشارکت در دولت خاتمی و عملکرد غیرقابل‎دفاع آن‎‎ها، نمونه‎‎هايی بارز از جولان باند‎ها در فضای سیاسی کشور بود، باند‎هایی که با وجود چنگ زدن بر مراكز قدرت هیچ‎گاه پاسخگوی عملکرد خود نیز نبودند.

من به جریانات اخیر از این منظر می‎نگرم و بر این باورم؛ بار دیگر یک باند سیاسی خود را به دولت نزدیک کرده و با جلب اعتماد رییس‎جمهوری، اهداف خاص خود را دنبال می‎کند و حتی اطلاعات، تحلیل‎‎ها و گزارش‎‎های این باند، به دلیل اعتماد رییس‎جمهوری، منجر به اقداماتی می‎شود که در جامعه تنش ایجاد می‎کند؛ عزل دو وزیر آن‌هم چند روز مانده به پایان دولت نهم، برکناری وزیر امور خارجه در حال مأموریت، برکناری ناگهانی هیأت مدیره و مدیرعامل روزنامه ایران – که چهار تن آن‎‎ها وزرا و اعضای کابینه دهم بودند و مدیرمسئول ایران كه از یاران وفادار احمدی‎نژاد بوده – و در نهایت بسترسازی برای برکناری وزیر اطلاعات و واکنش‎‎های پس از آن ‎و… قطعا حاصل تلاش‎‎های یک باند سیاسی است که می‎تواند برای کشور مخاطره‎آمیز باشد. مضافا این‎که سران این باند، مواضعی را از خود بروز می‎دهند که واکنش شخصیت‎‎های مؤثر انقلاب را برمی‎انگیزد و می‎تواند فضای سیاسی کشور را ملتهب کند.

سخن آخر آن‎که تا قانون احزاب کشور مورد بازنگری قرار نگیرد و قانون متضمن تشکیل احزاب سیاسی بالغ نباشد و فعالیت احزاب سیاسی فاقد شناسنامه و نابالغ و یا به بیان دیگر باند‎های سیاسی، با مانع قانونی مواجه نشود؛ روند تشکیل باند‎ها ادامه خواهد یافت و کشور همواره از باند‎های سیاسی ضربه خواهد خورد.

احزاب سیاسی بالغ، با ترجیح منافع ملی بر منافع حزبی و گروهی و در چهارچوب قانون اساسی و رعایت قواعد بازی در رقابت سیاسی، با ارائه برنامه مدون، به چرخه رقابت وارد می‎شوند. سرنوشت اقدامات و مواضع آن‎‎ها به افراد بستگی ندارد و مجموعه حزب را تحت تأثیر قرار می‎دهد و در صورت پیروزی و حضور در ساختار قدرت در برابر عملکرد خود پاسخگو هستند.

بدیهی است احزاب سیاسی در نظام جمهوری اسلامی، در طول رهبری فعالیت می‎کنند و پایبندی به قانون اساسی و التزام عملی به ولایت فقیه، از مشخصه‎‎های اصلی آن‎هاست.

باور کنیم! در فقدان احزاب سیاسی بالغ، جولان روزنامه‎‎های با کارکرد حزبی و باند‎های سیاسی، اجتناب‎ناپذیر است و این میدان‎داری قطعا به‎نفع ملت و کشور نیست

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: