جمعه 27 می 11 | 11:32

واقعیت یهود(۱۱):اعلان استقلال،اولين قيام،شوراي سان رمو

مردم سوريه و فلسطين با كمال صراحت در قطع نامه تاريخي كنگره سوريه، كه هشتم مارس 1920 در جشن عظيمي از بالاي عمارت شهرداري دمشق خوانده شد، خواهان استقلال و طرد فكر سرپرستي برسوريه و فلسطين شدند و خيالات خام صهيونيسم در مورد ايجاد وطن ملي يهودي در فلسطين را محكوم نمودند.


بند چهارم از ماده ۲۲ پیمان جامعه ملل ملت‌های عربی را که از دولت ترکیه جدا شده بودند، در انتخاب دولت مستشار آزاد گذاشته شده بودند.

مردم سوریه و فلسطین با کمال صراحت در قطع نامه تاریخی کنگره سوریه، که هشتم مارس ۱۹۲۰ در جشن عظیمی از بالای عمارت شهرداری دمشق خوانده شد، خواهان استقلال و طرد فکر سرپرستی برسوریه و فلسطین شدند و خیالات خام صهیونیسم در مورد ایجاد وطن ملی یهودی در فلسطین را محکوم نمودند.

قبل از این هم یک بار اراده و خواسته‌های ملت سوریه و فلسطین در همه پرسی که از طرف کمیسیون – کرین به عمل آمد، برای همه کس روشن و آشکار گردید.

اولین قیام – قیام قدس ۱۹۲۰ م.

در آوریل ۱۹۲۰ م. در شهر بیت المقدس، فلسطینیان پس از آگاه شدن از نقشه‌های شوم استعمار انگلیس و صهیونیسم به عنوان اعتراض به این اوضاع نامطلوب، علیه انگلیسی‌ها و صهیونیست‌ها قیام کردند.

این قیام اولین حرکت مردمی و همه جانبه آن‌ها بر ضد صهیونیست‌ها بود. در جریان این قیام مردم به یهودیام حمله کردند و در اثر تصادم شدیدی که بین عرب و یهود و افراد پلیس که از یهودیان دفاع می‌کردند واقع شد، عده‌ای از یهودیان و عرب‌ها کشته و زخمی شدند.

حال دیگر مردم فلسطین به جای اعتراض و فرستادن شکایت و دادخواست، به صورت عملی وارد مبارزه شدند. اما چون این قیام به شکل منظمی و سازمان یافته‌ای صورت نگرفت، پس از هفت روز فروکش کرد و سیاست انگلستان را در فلسطین تغییر چندانی نداد.

اما عوامل شورش که توسط یک هیات نظامی تهیه شده بود، می‌توان بدین گونه عنوان نمود:

۱- مایوسی اعراب از اجرای وعده استقلال انگلستان.
۲- ترس و وحشت اعراب از آینده مملکت خود، براثر وعده بالفور
۳- دخالت و اعمال نفوذ آژانس یهود در امور اداری فلسطین.
۴- تشکیل وطن ملی یهود در فلسطین مساوی است با سرازیر شدن یهودیان دنیا و قبضه نمودن سیاست و اقتصاد فلسطین و در نتیجه بندگی اعراب

ژنرال بولز نامه‌ای که برای فرمانده کل قوای انگلستان در شرق قاهره نوشت، اظهار داشت:

آژانس یهود تسلیم دستورهای حکومت نیست، توقعات زیادی برای پیشبرد یهود دارد و که از حد تفاهم و توافق گذشته، تا آنجا که این آژانس مدعی است، قدرت من و قدرت هر اداره دیگر فلسطین باید به آن‌ها سپرده شود.

وعده‌های ما دیگر در مسلمانان و نصارا اثری ندارد و در اثر خلف وعده‌ها و بدقولی‌هایی که از ما دیده‌اند، به کلی از آن‌ها سلب اطمینان شده و دیگر باور نخواهند کرد که ما روزی به وعده‌هایی که در موقع ورود به بیت المقدس به آن‌ها داده‌ایم عمل خواهیم کرد، زیرا حقایق فراوانی وعده‌های ما را تکذیب می‌کند…

رسمی نمودن زبان عبری، تشکیل دستگاه قضایی مستقل یهودی، عضویت صهیونیست‌ها در بسیاری از پست‌های حکومت فلسطین و امتیازات فراوانی که به صهیونیست‌ها برای مهاجرت و مسافرت داده‌ایم، عناصر غیر یهود را معتقد ساخته که ما با یهودیان سازش داریم.

وی در خاتمه مخصوصاً سفارش می‌کند که راه سعادت و خیر و نجات بریتانیا و صلاح خود صهیونیسم این است که آژانس یهود غیرقانونی اعلام شود.

البته چون این گزارش مملو از حقایقی به ضرر صهیونیست‌ها و بر خلاف میل و خواستة آنان بود، رئیس حکومت سرپرستی هربرت صموئیل، که مردی یهودی بود، از انتشار آن جلوگیری کرد. اما رفته رفته که مضمون گزارش به دست آمد معلوم شد مطالب فوق علل این قیام معرفی شده است.

شورای سان رمو

تصمیمات این شورا برخلاف همه پیمان‌ها و عهدهای خود متفقین و مناقض با مبانی و اساسنامه‌های اعلان شده به دنیا بود و اراده و خواسته ملت عرب را زیر پا گذاشت و در نتیجه این پیمان ظالمانه، فرانسه به سوریه حمله کرد و در ۲۴ ژوئیه ۱۹۲۰ م. پس از حادثه شوم می‌لسون، که یوسف العظمه وزیر دفاع سوریه در آن کشته شد، تمام سوریه را تصرف نمود.

انگلستان و فرانسه قطع نامة کنگره سوریه را، که مظهر اراده تقریباً همه ملت بود، قانونی ندانستند. در مقابل، حزب صهیونیسم از شورای متفقین تقاضا کرد که انگلستان سرپرست و قیم فلسطین معلوم شود. این تقاضا که از طرف اقلیت بیگانه بسیار ضعیف صادر شده بود مورد توجه قرار گرفت.

روز ۲۵ آوریل ۱۹۲۰ م. در شهر سان رمو جلسة شورای عالی متفقین برای تعیین سرنوشت سرزمین‌های عربی تشکیل شد و نتیجه مذاکرات این شد که سوریه و لبنان – علی رغم اراده ملت – تحت سرپرستی فرانسه و عراق تحت الحمایة انگلستان و فلسطین هم به شرط اینکه وعده بالفور اجرا شود، تحت قیمومیت انگلستان [این قیم عادل!] قرار گیرد.

یهود از این فرصت ‌‌نهایت استفاده را برد و فوراً عهدنامه‌ای را به امضای سران کنفرانس رسانید که در آن چنین آمده بود:

فلسطین را باید در موقعیت اداری – سیاسی قرار داد تا یهود برای تاسیس میهن ناسیونالیسم خود در آزادی کامل به سر برده، حکومت انتداب نیز به هجرت یهودی‌ها به فلسطین کمک کند، در این رابطه توصیه می‌شود کابینه‌ای برای رسیدگی به امور مهاجرین یهودی تشکیل شود تا ناظر امور هجرت باشد و از سوی دیگر به مهاجرین مسکن و شغل مناسب بدهد و بتواند امتیازات شرکت‌ها در درجه اول به یهودی‌ها بدهد تا آن‌ها بتوانند در تاسیس چنین میهنی همه سعی و تلاش خود را به کار گیرند.

به هر حال شورای متفقین، فلسطین را تحت الحمایه انگلیس قرار دادند و طرح تحت الحمایگی را بدون هیچ گونه توجهی به نیازهای ملت‌ها تقدیم سازمان ملل نمودند. خواننده محترم توجه داشته باشند که تنها همین عمل خلاف کافی است تا باطل بودن اصل قیومت را به اثبات رساند.
دبیر کل سازمان ملل طی یاداشتی به شورای امنیت در تاریخ ۳۰ / ۰۷ / ۱۹۲۰ م. اقدام شورای عالی متفقین را محکوم نموده و گفت: تقسیم قیومیت توسط کشورهای بزرگ غیر قانونی بوده و نمی‌توان آن را به رسمیت شناخت.

ولی متفقین هیچ اهمیتی برای اهداف سازمان ملل قائل نشدند و هدف آن‌ها دادن ظاهری قانونی به اعلامیه بالفور بوده که چنین مشروعیتی را نیاز داشته است تا در وضعیتی مناسب مورد اجرا قرار گیرد و چه کسی از انگلیس که طراح اصلی اعلایمه بالفور است برای احراز پست قیومیت مناسب‌تر است؟ و چه کسی از شورای امنیت (که تشکیلاتی است که متفقین برای تایید پیروزهای خود به وجود آورند) برای تبریک گفتن به انگلیس به خاطر موفقیت در انجام دادن ماموریت خود مناسب‌تر است؟

این مطلب را سند تحت الحمایه که توسط شورای امنیت در ۲۴ /۷/ ۱۹۲۲ م. که به موجب آن انگلیس ماموریت تاریخی خود را در فلسطین آغاز نمود تصویب شده است، تایید می‌کند.

البته شایان ذکر است که حکومت انگلستان در تاریخ ۱۳ /۲/۱۹۱۹ م. یعنی سه سال و پنج ماه پیش از آنکه جامعه ملل رسما فلسطین را تحت الحمایه بریتانیا قرار دهد، پیش نویس آن را با کمک صهیونیست‌ها تهیه کرده بودند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: