پنج‌شنبه 22 آوریل 10 | 08:13

در حمایت از ادبیات احمدی نژاد: این مدل، زبان می خواهد!

انقلاب اسلامی در مقام نظر و عمل، نظم حاکم بر جهان فعلی را نمی پسندد و همین بس که تنش زایی را تا زمانی که نظم مد نظر خود را که ادعا می کند مورد قبول فطرت انسانی است بر جهان حاکم کند، در ذات آن بدانیم. این مدل محتاج زبان بیان است و نمی توان این زبان را در قالب اصول متعارف دیپلماسی جستجو کرد، چه این که اساسا انقلاب اسلامی چنین دیپلماسی ای را که در قالب صلح، جنگ آفرین بوده نمی پذیرد…


یکم. انقلاب اسلامی در مقام نظر و عمل، نظم حاکم بر جهان فعلی را نمی پسندد و همین بس که تنش زایی را تا زمانی که نظم مد نظر خود را که ادعا می کند مورد قبول فطرت انسانی است بر جهان حاکم کند، در ذات آن بدانیم. این تنش زایی در اصول انقلاب قانون اساسی نیز نهفته است، آن جایی که سخن از جنبش های آزادی بخش و مانند آن به میان می آید.

دوم. سیاست خارجی جمهوری اسلامی کارگزار اهداف انقلاب اسلامی است کما این که جمهوری اسلامی هم باید در پی تحقق آرمان های انقلاب اسلامی باشد. گفتمان های حاکم بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران گرچه بسته به دولت ها متغیر بوده اما آن چه رهبر معظم انقلاب اسلامی در اسفند 88 بدان اشاره کردند و آن را به عنوان مدل سیاست خارجی مطرح ساختند این است: “مدل تعاملیِ ضد نظام سلطه” و این دولت نمی شناسد.

سوم. این مدل محتاج زبان بیان است و نمی توان این زبان را در قالب اصول متعارف دیپلماسی جستجو کرد، چه این که اساسا انقلاب اسلامی چنین دیپلماسی ای را که در قالب صلح، جنگ آفرین بوده نمی پذیرد. از سویی برخی واقعیت های بین المللی را نباید نادیده گرفت. خلاصه این که این زبان باید بر اساس تعمق در مبانی دینی و نگاه به واقعیت ها حاصل آید و البته نه بر اساس تعمق در واقعیت ها و نگاه به مبانی دینی!

چهارم. شیوه برخورد با مستکبری که آگاهانه بر کبر ورزیدن خویش اصرار می ورزد، در منابع دینی آمده است. این را می توان در نهج البلاغه نیز در آن جایی که حضرت امیر(ع) فضیلت های خویش را در مقابل زشتی های معاویه بر می شمرد و یا در تمثیل هایی که در خصوص افراد به کار می برد، به وضوح دید.

پنجم. شیوه ی سخن گفتن احمدی نژاد در مقابل تهدید تلویحی ایران به حمله اتمی از سوی آمریکا را باید در چنین فضایی به تحلیل نشست. “گنده تر از تو هم نتونسته کاری بکنه”، “تازه اومدی بذار عرقت خشک بشه”، “هرچیزی رو که آوردن که نباید امضا کنی”. این ها، قسمتی از پاسخ های احمدی نژاد بود به مستکبر فعلی عالم، اوباما. البته این ها به معنای انکار پیگیری های دیپلماتیک عرفی نخواهد بود کما این که ایران نیز چنین کرد.

ششم. ظاهرا نقل این روزهای فضای روشنفکری دیپلماسی ایرانی، این است که باید حداقل کمی در بیان، “فیتیله” را پائین کشید. صحبت از آن است که باید افرادی سخن بگویند که در چارچوب دیپلماسی متعارف، حرف می زنند و هر لفظی را نشاید به زبان آوردن!

هفتم. مدل “تعاملیِ ضد نظام سلطه” محتاج زبان است و زبان، محتاج مفاهیم و مفاهیم محتاج مبنای ذهنی. بی شک اسلام شیعی همه را دارد. باید کنکاش جدی کرد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: