شنبه 21 می 11 | 15:18
انتقادهایی بر رویکردها و فعالیت‎‏های ما به آمریکای لاتین

ما و آمریکای لاتین؛ بی‎توجهی دستگاه دیپلماسی و صداوسیما

یاسر عسگری

حال که آمریکای لاتین موضوع بحث ماست، از این نکته غافلیم که گروه‏های هنری منطقه آمریکای لاتین در ساخت مستندهای اعتراضی و انتقادی، تبحر خاصی دارند و مستندهای تأثیرگذار بسیاری درباره مسائل مختلف این منطقه وجود دارد که غالباً به نقد سیاست‎های کشورهای غربی در قالب استعمار قدیم و جدید و همچنین کشتار بومسان منطقه و در ضعف نگه‏داشتن منطقه پرداخته شده است.


تریبون مستضعفین – نوشته‌ای ارزشمند در مورد مناسبات ایران و آمریکای لاتین که در شماره جدید دوهفته‌نامه پگاه حوزه منتشر شده است اما به دلیل طولانی بودن مطلب، به صورت خلاصه به چاپ رسیده است. متن پیش رو قسمت نخست از متن کامل این مقاله است:

یاسر عسگری

اشاره: این نوشتار گوشه‌‏ای از مسائل و مشکلاتی است که طی چند سال مطالعه و تحقیق درباره منطقه آمریکای لاتین با آن مواجه شده‏‌ام. بخش زیادی از آن‌ها ناظر به تجربیات و مشاهدات نگارنده است که در تعامل با نهادها، سازمان‌ها و برخی صاحب‎نظران و کارشناسان این منطقه به دست آمده است.

***

فقدان نگاه جهانی

نگاه بین‌المللی و جهانی در فعالیت‌های فرهنگی، علمی و اجتماعی و حتی اقتصادی ما کمتر دیده می‏شود یا اینکه اصلاً دیده نمیشود. حتی می‎‏توان گفت فعالیت‎های بین‎المللی ما اصولاً سازمان یافته و روی برنامه و سیاست خاصی نیست و عمده فعالیت‏های صورت گرفته از روی علاقه شخصی بوده است تا فعالیت سازمانی.

کم توجهی‎ها یا بی‎توجهی‎های ما هم به صورت‏‌های مختلف دیده می‎شوند. شاید به خاطر همین است که ما نویسندگان، هنرمندان، شاعران و فیلمسازان بین‏‌المللی و شاخص در دنیا نداریم. حافظ، مولوی، سعدی و دانشمندانی مانند ابن سینا و ملاصدرا و… مد نظرم نیست؛ چون آنها مربوط به دوران گذشته‎اند و غالباً ما هم تلاشی جدی در معرفی آنها به دنیا نداشته‏‌ایم و مسشترقان این شخصیت‏‌ها را شناسایی کردند و به جهانیان معرفی کردند. اگر فیلمسازانی مانند عباس کیارستمی، محسن مخملباف یا… داریم که کم و بیش در رسانه‏‌های بین‏المللی شناخته شده‏‌اند، بیشتر به خاطر رویکرد سیاسی و اجتماعی خاصی است که اتخاذ کرده‏‌اند نه ارزشمندی کارهای آن‌ها. چرا که کشورهای غربی در راستای سیاست‏‌هایشان همواره درصدد حمایت از شرقیان و خصوصاً مسلمانان و اعرابی هستند که به آداب و رسوم اسلامی یا فرهنگ ملی‏‌شان توهین و بی‏‌احترامی کنند یا در مورد مسائل داخلی کشور یا فرهنگ‏شان غلو کنند و اوضاع را تیره و تاریک نشان دهند. لذا به نظر نگارنده، به همین دلیل است که امثال مخملباف و کیارستمی به راحتی در جشنواره‏‌های مختلف حضور می‏‌یابند و جوایزی را هم نصیب خود می‏‌کنند.

کم توجهی به تحقیقات و مراکز تحقیقاتی درباره مسائل بین‎المللی

مسأله دیگر این‌که فراوان مشاهده شده است که مراکز یا موسساتی که به مسائل جهانی می‏‌پردازند، غالباً به اروپا و آمریکا توجه می‎کنند و از بقیه مناطق جهان غافل می‎شوند. کارهای ارزشمندی در حوزه ها مسایل اصلی انجام می‏دهند یا در مورد بی‏مهری دستگاه‌های دولتی واقع می‏شوند یا اینکه حمایت جدی از آنها برای ادامه و گسترش کار صورت نمی‏‌گیرد. نمونه‏هایش فراوانند. یک نمونه موسسه مطالعاتی کارا پژوهش سبز بود که در سال‌های میانی دهه هفتاد با تمرکز روی منطقه آفریقا، فعالیت‏‌ها و تحقیقات ارزشمندی در خصوص سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع آفریقا انجام داد، ولی به علت عدم حمایت و مشکلات مختلف، تعطیل شد. نکته جال توجه اینکه، مسئولان دولتی و سازمان‏‌های متولی فعالیت در این قاره مانند وزارت‏خانه‏‌های امور خارجه، کشاورزی و جهاد سازندگی و… بیشترین استفاده را از گزارشات و تحقیقات همین موسسه می‏‌کردند. هم اکنون، مرکز مطالعاتی آفریقا دانشگاه تربیت مدرس ـ به گفته برخی از کارشناسان منصف و غیر جناحی مسائل آفریقا ـ از جمله مراکزی است که در مورد حمایت و توجه جدی مسئولان و متولیان امر قرار نمی‎گیرد.

مرکز فرهنگی میثاق هم نمونه‏‌ای دیگر از این موسسات است که برای انجام تحقیقات و… توجه جدی به آن نمی‏‌شود و مسئولان و متولیان فرهنگی، به اندک توجهی به آن، خود را راضی کرده‌اند که چرا قصد جدی و برنامه منظمی برای تقویت و گسترش فعالیت‌هایی با محوریت گفتمان هنر و ادبیات انقلاب اسلامی را ندارند و به وضع موجود راضی هستند و همین که چند مستندساز یا عکاس، چند فیلم درباره مقاومت اسلامی فلسطین و لبنان تهیه کنند، به آن خرسند هستند. اگرچه از ساختن صدها مستند و فیلم درباره مناطق مختلف و حساس جهان اسلام و مناطق بین‏الملل غفلت کنند، احساس ناراحتی و نقصان نمی‎کنند. برای مثال چرا ما نباید در مورد بحرین، تونس، یمن، لیبی، مراکش، موریتانی، سودان، نیجریه و دیگر کشورهای آفریقایی و اروپایی و آسیایی و بیش از 20 کشور آمریکای لاتین مستند فرهنگی، اجتماعی و سیاسی داشته باشیم؟ از سویی، هر از چند گاهی مستندها یا فیلم‏هایی درباره مناطق مختلف و محدود و منحصر به لبنان و فلسطین، پخش می‏کنند ولی روال ثابت و برنامه منظمی ندارد و بیشتر مناسبتی است.

بی‎توجهی دستگاه دیپلماسی و صداوسیما به مناطق مختلف جهان

جهان در نظر غالب مسئولان کشور به ویژه دستگاه دیپلماسی و سازمان صداوسیما یعنی آمریکا و اروپا، آن هم نه همه اروپا، بلکه اروپای غربی (مانند آلمان، انگلیس و فرانسه) و ایالات متحده آمریکا. حالا بنا به شرایط محیطی و سیاسی، اخبار عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان هم بیان می‏شود و تا پیش از انقلابات اخیر جهان اسلام، کمتر توجهی به آن کشورها داشتند.

صداوسیما با اینکه در تأمین برنامه‏‌هایش هزینه‏های فراوانی را می‏‌پردازد، حاضر نیست طی روندی عادلانه، و نگاهی جامع، به همه فرصت‏های موجود بین‏المللی گفتمان جبهه مقاومت جهانی توجه کند. برای مثال بیایید آمار منطقه‏‌ای و محتوایی فیلم‏‌ها، سریال‏‌ها، مستندها و حتی اخبار و گزارشات پخش شده در صدا و سیما را در بیاورید و آن وقت مقایسه کنید که چند درصد این برنامه‏‌ها، گزارش‏‌ها، اخبار جریان مقاومت اسلامی و جبهه مقاومت جهانی را در مقابل استعمار و امپریالیسم و نظام سلطه منعکس می‏‌کنند و چند درصدش اخبار نظام سلطه و دنیای استعماری را. با مقایسه آماری به راحتی می‎توان دریافت که کفه ترازو به طور قابل مشاهده‎ای به سمت کشورهای غربی و نظام سلطه است. این آمریکا زدگی و اروپازدگی در اغلب رسانه‏‌ها ـ چه رسانه ملی و مطبوعات، از هر جناح و گروهی ـ و همچنین شبکه‎ها و برنامه‏‌های صداوسیما به راحتی قابل رویت است. برای مثال، بارها شده است که مستندهای حیات وحش ـ با انواع اسم‏‌ها و از شبکه‎های مختلف ـ را در چندین قسمت و در بهترین ساعت‏‌ها پخش می‏‌کنند ولی از نمایش مستندهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی درباره آمریکای لاتین، آفریقا، آسیای مرکزی، آسیای جنوب شرقی، اسلام‏گرایی در جهان امروز، جهان اسلام و بیداری اسلامی در جهان و… خبری نیست. غالب مستندها درباره این مناطق یا درباره میراث فرهنگی و صنایع دستی آن‌هاست یا درباره حیات وحش و طبیعت آن مناطق. این بی‎توجهی‎ها از این چند حالت خارج نیست: 1.اصلاً چنین مناطقی برای مسئولان رسانه ملی، قابل توجه و اهمیت نیست. 2. مستندهایی در این زمینه نداریم و یا تولید نشده است که هیچ کدام آن‌ها قانع کننده نیست.

کم ‏توجهی به هنر آمریکای لاتین

حال که آمریکای لاتین موضوع بحث ماست، از این نکته غافلیم که گروه‏های هنری منطقه آمریکای لاتین در ساخت مستندهای اعتراضی و انتقادی، تبحر خاصی دارند و مستندهای تأثیرگذار بسیاری درباره مسائل مختلف این منطقه وجود دارد که غالباً به نقد سیاست‎های کشورهای غربی در قالب استعمار قدیم و جدید و همچنین کشتار بومسان منطقه و در ضعف نگه‏داشتن منطقه پرداخته شده است.

واقعاً چرا اینگونه است؟ چرا به سینمای مناطق مختلف از جمله کشورهای اسلامی، آمریکای لاتین و آفریقا و… نمی‏‌پردازیم؟ شاید از لحاظ امکانات و ارائه تصویری یا کیفیت پخش و نمایش، ضعف و نقصان‏هایی داشته باشند و کیفیت آنها پایین‏تر از فیلم‏‌های هالیودی و برخی مستندهای اروپایی و آمریکایی باشد، امّا با مشکلات، روحیات و حتی فطرت ما سازگارتر است؛ چون بیشتر واقعیت‏‌ها را بیان می‏‌کنند یا این که همخوانی سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بیشتری با ما دارند. حتی به نوعی، به مشکلات اجتماعی و فرهنگی و هویتی و سیاسی کشورهای جهان سوم و کشورهای در حال توسعه می‏‌پردازد که ما هم جزو این دسته هستیم. برای معرفی سینما و مستند آمریکای لاتین چقدر تلاش شده است؟

چرا شناخت مسئولین فرهنگی و هنری ما باید از سینمای غیر اروپایی، آمریکایی، هندی و شرق آسیا ضعیف باشد؟ آیا آفریقا و آمریکای لاتین و آسیای مرکزی برای خودشان فرهنگ و هنر ندارند؟ رضا برجی، یکی از مستندسازان و عکاسان برجسته کشور می‏‌گوید: «تا دلتان بخواهد ما از سینمای اروپا و آمریکا مطلب می‏‌دانیم. و سینمای اروپا را در بعضی مواقع، جزء جزء کرده‏‌ایم و در مناسبت‏‌های مختلف هم، بارها و بارها درباره سینمای فرانسه، ایتالیا، انگلیس و… صحبت شده است.» ایشان ادامه می‎دهد که: «تا دلتان بخواهد ما در جشنواره‏‌های مختلف اروپایی شرکت می‏‌کنیم و تا به حال، ده‌ها جایزه ریز و درشت آن‌ها را هم تصاحب کرده‏‌ایم امّا تاکنون سینمای آمریکای لاتین بسیار مهجور مانده است. چه از نگاه فرستادن فیلم به جشنواره‏‌های مختلف این قاره یا شرکت دادن فیلم‏‌هایی از این منطقه در کشور.»

البته وی در ادامه به یکی از علت‏‌های مهم مهجوریت سینما و مستند آمریکای لاتین در کشور می‏‌پردازد و می‏‌گوید: «سینماگران ما با اینکه خود جزو کشورهای به اصطلاح جنوبند، با این حال، همه فکرشان فیلم ساختن برای مطرح شدن در کشورهای شمال است، حتی به قیمت پشت کردن به آداب و رسوم و سنت‏‌های دینی و ملی مردم خود.» این مسأله مهمی است که این مستندساز و عکاس جنگ به آن اشاره کرده است؛ چرا که اغلب ما، اگر فردی شرقی و اسلامی باشیم نگاه‏مان به غرب است و با تفکر غربی و لیبرال غربی ارتباط و علقه عاطفی و روحی داریم و در درون، غربزده و به تعبیر دقیق‏تر، اروپازده و آمریکازده‏‌ایم.

با این که بیش از سه دهه است که انقلاب اسلامی ایران ـ بزرگترین پدیده قرن گذشته ـ روی داده است و اعتراضی به روال مدیریت بین‏‌المللی جهان و تلاش برای احیای دین و ارزش های والای انسانی و الهی بود، این کم توجهی و غفلت از سینما و مستند اعتراض مناطق مختلف و تقویت جبهه مقاومت جهانی، گناهی نابخشودنی است.

بخش دوم

 

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: