یکشنبه 22 می 11 | 22:00
انتقادهایی بر رویکردها و فعالیت‎‏های ما به آمریکای لاتین

ما و آمریکای لاتین؛ ظرفیت‌های معطل مانده، شناخت کم، اطلاعات اشتباه

یاسر عسگری

فیلمی به زبان بومی در بولیوی به نام «خون کرکس» ساخته شده بود که واکنش سرخپوستان یک منطقه به عقیم کردن زنان قبیله‏‌شان توسط یک هیئت صلح آمریکایی! را به تصویر می‏‌کشید. این فیلم آن چنان تأسف‏برانگیز است که دولت بولیوی، دو سال بعد، این هیئت آمریکایی را از کشور اخراج می‎کند.


تریبون مستضعفین – نوشته‌ای ارزشمند در مورد مناسبات ایران و آمریکای لاتین که در شماره جدید دوهفته‌نامه پگاه حوزه منتشر شده است اما به دلیل طولانی بودن مطلب، به صورت خلاصه به چاپ رسیده است. متن پیش رو قسمت دوم از متن کامل این مقاله است.

ادامه از قسمت اول:

آشنایی اجمالی با هنر و سینمای آمریکای لاتین

غالب محققان و هنرمندان، سینمای آمریکای لاتین را «سینمای اعتراض» می‏‌نامند. اعتراض علیه بی‏‌عدالتی، استثمار فرهنگی و اقتصادی، تبعیض، ترور، کودتا، فقر و… است و تجربیات و اشتراکات زیادی با ما دارند. چرا که سینمایی متعهد و مبارز است که اغلب فیلم‏سازانش در بطن مردم زندگی می‏‌کنند و فیلمی را که می‏‌سازند، مردم می‏‌فهمند. سینماگرانش با هدف مبارزه با بی‏‌عدالتی و ظلم، دوربین به دست می‏‌گیرند.

مثلاً در دهه‏‌های پیش، فیلمی به زبان بومی در بولیوی به نام «خون کرکس» ساخته شده بود که واکنش سرخپوستان یک منطقه به عقیم کردن زنان قبیله‏‌شان توسط یک هیئت صلح آمریکایی! را به تصویر می‏‌کشید. این فیلم آن چنان تأسف‏برانگیز است که دولت بولیوی، دو سال بعد، این هیئت آمریکایی را از کشور اخراج می‎کند. حتی چند سال پیش مردم یکی از کشورهای آمریکای لاتین به فعالیت‏‌های یک تیم پزشکی از یهودیان در آن منطقه حساس و مشکوک شدند؛ چرا که دیدند پس از مدتی، زنان‏‌شان نازا و عقیم شدند و ترکیب جمعیتی آن منطقه به نفع مخالفان آن‌ها (و حامیان یهود) تغییر کرد. این سیاست کثیف از طریق مستند افشا شد.

نمونه‏‌هایی از این، فراوان در آمریکای لاتین، آفریقا، آسیای جنوب شرقی و حتی اروپا و آمریکا است و با اندک پیگیری، علاقه و انگیزه تحقیق می‏‌توان موارد مشابه زیادی را پیدا کرد. ماهیت استعماری و استثماری و تجاوزگرانه آمریکا و همدستان غربی‏‌اش برای ما روشن است، امّا ممکن است عده‏‌ای در کشور، فریب ظواهر و شعارهای آن‌ها را بخورند و شیفته آن‌ها شوند. در کشور ما هم کم نیستند جوانان، اساتید و حتی مسئولانی که شیفته غرب و مطیع آن هستند، اگرچه به ظاهر مسلمانند. شاید دولتمردان و مدیران فرهنگی و سیاسی برای اثبات نیات شوم آمریکا و غربی‏‌ها در عرصه سیاسی نیازمند وقت و تلاش و هزینه‏‌های فراوانی باشند که این واقعیت را به گوش مردم برسانند، ولی هیچ کدام از این تحلیل‏‌ها، اثرگذاری پخش چنین مستندهایی را ندارند.

نگارنده منکر نیاز به تحلیل‏‌های کارشناسی نیست و این نوع تحلیل‏‌ها و گزارش‏‌های خبری جای خود، ولی تأثیرگذاری هنر خصوصاً فیلم، مستند، سریال، رمان و داستان بر مردم جای ویژه خود را دارد. شاید برخی در مورد آن تحلیلگران و کارشناسان بگویند که این‌ها پول گرفته‏‌اند و حکومتی‏‌اند؛ واقعیت آمریکا و غرب را نمی‏‌گویند، امّا دیگر نمی‏‌توانند آن مستندهای واقعی را منکر شوند.

آشنایی با ظرفیت‏‌های هنری آمریکای لاتین

الآن یکی از قوی‌ترین مراکز مستندسازی جهان، در کشور کوباست که شهرت بین‏‌المللی بسیاری دارد. «انجمن هنر و صنعت سینما» (ICAIC) به ریاست «گابریل گارسیا مارکز»، نویسنده مشهور بین‏‌المللی منطقه، فعالیت می‏‌کند. این مرکز، بزرگترین مدرسه بین‏‌المللی سینما و مستند در سراسر آمریکای لاتین و یکی از قوی‌ترین مدارس سینمایی جهان است که دوره تحصیل معمولی آن دو ساله است و در تمام رشته‏‌های هنری و فنی فیلم‏‌سازی فعال است و معروف‏‌ترین سینماگران، فیلم‎نامه‏‌نویسان و حتی بازیگران جهان که روحیه انتقادی و اعتراضی یا انسان‏‌دوستانه دارند، کم و بیش با این مرکز در ارتباط هستند. امّا مراکز فرهنگی و هنری ما و حتی سینماگران ما چقدر با این مدرسه ارتباط و تعامل برقرار کردند؟ در حد صفر. چرا ما نباید از این مدرسه برای ارائه سینمای مستند و خصوصاً نگاه اشراقی و مستند دفاع مقدس‏‌مان ـ به ویژه مستندهای روایت فتح به کارگردانی شهید آوینی ـ را در این مراکز ارائه، تبیین و تبلیغ کنیم و بدین طریق، سینما و مستند و نگاه جدید و انسانی خودمان را بین‏‌المللی کنیم؟ آیا تعامل با آن‌ها کار سختی است؟! خیر، باب تعامل باز است، متأسفانه ما انگیزه‏‌ای برای این نوع فعالیت‏‌ها نداریم. ما حتی به داشته‏‌های خودمان بی‏‌اعتنا و کم توجه هستیم. امّا ببینید که دولتمردان کوبا و دیگر سیاست‏مداران انقلابی کشورهای آمریکای لاتین چقدر از این مدرسه بین‏‌المللی استفاده کرده‏‌اند. هم برای شناساندن سینما و مستند و در یک کلام فرهنگ و هنر کشور خودشان، هم به جهت آموزش و تربیت یک نسلی هنری منتقد سیاست‏‌های امپریالیستی آمریکا و غرب و هم بیان مشکلات کشورهایشان. خصوصاً کوبا که با این کار اعتبار بسیار زیادی برای خودش به دست آورد! آیا واقعاً ما از کوبا کمتریم؟! آیا از لحاظ ایدئولوژیک از کوبا ضعیف‏‌تریم؟! آیا ما از لحاظ تجهیزات و امکانات و پتانسیل و … از آن‌ها کمتریم؟!

لذا می‏‌بینیم کشور کوچک و فقیری مثل کوبا با همین مدرسه و استراتژی دقیق و معین فرهنگی و هنری‏‌اش، برای شناساندن انقلابش در دنیا توانست گام بسیار موفقی در جهان بردارد و از سویی تأثیرات فراوانی بر سینما و مستند آمریکای لاتین بگذارد. به عنوان نمونه، تحت تأثیر سینمای سیاسی کوبا، سلسله فیلم‏‌هایی ساخته شد که شرایط زندگی و اجتماعی و سیاسی در کشورهای آمریکای را به نمایش گذاشت و به نقد و تحلیل وضعیت این کشورها و نقش استعمارگران در بی‏‌ثباتی و فقر و تبعیض و شکاف طبقاتی پرداخته است. مثلاً در آرژانتین، «گروه سینمای آزاد»، دو سال پس از کودتای 1966، فیلم مستند «ساعت کشورها» را علیه حکومت دست نشانده ایالات متحده آمریکا ساختند و فیلمی سینمایی سیاسی و ضد استبدادی و ضد آمریکایی را رقم زدند. این فیلم مانند فیلم جذاب «نبرد شیلی» باعث شد که سینمای آمریکای لاتین از رخوت و گمنامی درآید و به یکی از غنی‏‌ترین و معترض‏‌ترین سینماهای جهان سوم تبدیل شود.

بی‏‌توجهی به پوشش اخبار منطقه آمریکای لاتین

نکته بعدی درباره ضرورت توجه رسانه‏‌های ما به اخبار مناطق مختلف جهان ـ به ویژه اخبار جهان عرب و آمریکای لاتین ـ است. چطور است که اخبار جزئی‏‌ترین رفتار زندگی خصوصی یک هنرمند یا بازیکن فوتبال در تلویزیون و بخش‏‌های مختلف خبری به کرات و منظم مطرح می‏‌شود، امّا از اوضاع مناطقی چون آمریکای لاتین، آفریقا، آسیای جنوب شرقی، آسیای مرکزی و حتی اخبار کشورهای اسلامی منطقه درست اطلاع نداریم و تا قبل از انقلابات اخیر، اخباری از اوضاع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی غالب آن‌ها نداشتیم.

یک پیشنهاد ساده این است که صدا و سیما، بخش‏‌هایی ویژه و مستقلی برای پوشش اخبار و گزارش تحولات این مناطق پخش کند تا هم مسئولان و اساتید و فضای نخبگانی ما در جریان تحولات آن مناطق قرار بگیرند و هم این‌که توده مردم بدانند غیر از اروپا، آمریکا، چین و ژاپن، کشورها و مناطق دیگری در جهان هستند و حتی در مورد این مناطق، آن طور که وانمود می‏‌کنند، نیست و خود این کشورها، با مشکلات و چالش‎های فراوانی مواجه هستند.

قطعاً اگر این روند به صورت منظم هر چند در یک مدت کوتاهی صورت بگیرد، باعث می‏‌شود که تحولی در سطح تحلیل و توجه و حتی روابط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی با مردم این مناطق ایجاد شود.

شناخت کم و اطلاعات نادرست از منطقه

یک علت اصلی عدم ارتباط یا ارتباط ضعیف مردمی ما با این مناطق، همین شناخت نادرست و آگاهی کم است. قطعاً اطلاعات و شناخت کافی از این مناطق باعث افزایش تعاملات و ارتباطات مردمی، فرهنگی، هنری، علمی، اقتصادی ما با مردم این مناطق می‏‌شود. الآن خیلی از دانشجویان و محققان و حتی اساتید دانشگاه با انگیزه داریم که به علت سیاست‏‌های غلط پژوهشی و آموزشی، در انتخاب پایان‏‌نامه و تحقیقات خویش، دچار سردرگمی هستند و یا این‌که اصلاً نمی‏‌دانند روی چه موضوعاتی تحقیق کنند. واقعاً نمی‏‌دانند که چه موضوعاتی برای کشور اهمیت و اولویت دارد! و این‌که چه تحقیقاتی می‏‌تواند کشورمان در بخش مختلف تحقیقاتی، یک گام به جلو ببرد؟! از سویی مسئولان و متولیان امور هم توجهی به بخش‏‌های مطالعاتی و فکری در این حوزه‏‌ها نمی‏‌کنند. گویا فکر می‏‌کنند همه چیزها را خودشان می‏‌دانند یا این‌که موظفند همه چیزها را خودشان شخصاً پیگیری کنند یا به دلایلی چون حسادت، رقابت یا … بستر برای چنین تحقیقاتی را فراهم نمی‏‌کنند.

به خاطر همین نامشخص بودن سیاست‏‌های پژوهشی خصوصاً در حوزه علوم انسانی و اجتماعی است که کشورمان با بایسته‏‌های خود فاصله فراوانی دارد. حال چون موضوع بحث درباره آمریکای لاتین است چه بسیار موضوعی که می‏‌تواند مورد تحقیق و بررسی دانشجویان و پژوهشگران واقع شود. البته ناگفته نماند که این معضل از بی‏‌برنامگی و بی‏‌تدبیری معاونت پژوهش وزارت امور خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دیگر نهادهای فعال در امور بین‏‌الملل است که تاکنون تحقیقات ارزشمندی در خصوص آمریکای لاتین و دیگر مناطق صورت نگرفته است. اگر این نهادها اندک توجه و اهتمامی به مسائل آمریکای لاتین، آفریقا و آسیای مرکزی داشتند سالانه حداقل ده‌ها کتاب، مقاله علمی، تحقیق و پایان‏نامه در خصوص مسائل سیاسی، اجتماعی، تاریخی، علمی، فرهنگی و هنری این مناطق داشتیم ولی چنین تحقیقاتی موجود نیست. فقدان منابع تحقیقاتی نشان می‏‌دهد که مسئولان و متولیان امور از این مسأله غافل هستند و آمریکای لاتین و آفریقا، جزو سیاست‏‌های دسته چندم دولتمردان ما هم نیست و فقط شعارش را می‏‌دهند. شاید فکر کنیم هم و غم‌شان درباره مسائل اروپا و آمریکاست ولی تجربه و رصد فعالیت‏‌های آن‌ها در این مناطق هم نشان می‏‌دهد، این‌گونه هم نیست و دولتمردان و متولیان امر، برنامه و سیاست مشخصی ندارند و طبق مسائل پیش آمده، واکنش نشان می‏‌دهند.

ضرورت شناخت درست از منطقه

شاید عده‏‌ای بگویند که نگارنده در این نوشتار فقط انتقاد می‏‌کند ولی پیشنهادی را مطرح نمی‏‌کند. سئوال‌شان این است که چه باید کرد؟

گام اول برای شروع، تقویت و گسترش روابط، شناخت و آگاهی دقیق و جامع از این منطقه است. گام دوم، بسترسازی برای حضور و ارتباط است و اگر قصد تعاملات عمیق‏‌تر و پایدارتری داریم باید زمینه و بستر حضور بخش‎های خصوصی و غیردولتی ـ اعم از تجار، اساتید، هنرمندان، نویسندگان و… ـ را به این مناطق هم باز کنیم.

برای به دست آوردن آگاهی و شناخت و حتی جریان‏‌سازی و بسترسازی برای تقویت و گسترش روابط و ایجاد علاقه و ارتباط عاطفی با آن سرزمین ناشناخته یا کم شناخته شده، راه‌های مختلفی است. از جمله این‌که فقط به گزارش‏‌ها و تحقیقات کارشناسان خود یا غربی‏‌ها بسنده کنیم یا این‌که با حضور میدانی، منطقه را از نزدیک ببینیم یا اینکه به یک موسسه یا استاد و کارشناس آن منطقه هزینه‏‌ای بپردازیم تا برای ما تحقیق کند. یا از سویی خیلی راحت و آسان‌تر با اعلام نیاز به پژوهش و حمایت از تحقیقات در این حوزه، صدها تحقیق و پایان‏‌نامه را درباره موضوعات مورد نیاز خود هدایت کنیم. متأسفانه دریغ از نگاه این چنینی.

شما اگر پایان‏‌نامه‏‌های دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه‏‌های مختلف کشور را بررسی کنید، کمتر پایان‏‌نامه‏‌ای می‏‌یابید که به آمریکای لاتین یا موضوعات مرتبط به آن بپردازند. انگشت شمارند. امّا تحقیقات با موضوعات تکراری بسیار فراوانند و این نشان دهنده فقدان سیاست پژوهشی در کشور است. با این‌که سالانه بودجه‏‌های هنگفتی صرف تحقیق و پژوهش در کشور می‏‌شود، این‌گونه است که آبی از آب تکان نمی‏‌خورد. چون اغلب موضوعات، مورد نیاز نیستند یا این‌که تکراری‏‌اند و حرفی جدی و جدیدی برای گفتن ندارند و دردی از دردها و مشکلات کشور را حل نمی‏‌کنند. مثلا در سال‌های اخیر در پایان‏‌نامه کارشناسی ارشد، یکی در رشته ادیان و عرفان و دیگری در روابط بین‏‌الملل دو پایان‏‌نامه داریم که اولی به الهیات رهایی‏‌بخش آمریکای لاتین و دیگری به مقایسه پیمان آلبای آمریکای لاتین با اتحادیه اروپا پرداخته است. چرا نباید ده‌ها و صدها پایان‏‌نامه و تحقیق درباره مسائل آمریکای لاتین، آفریقا و مناطق دیگر جهان داشته باشیم؟!

بخش سوم

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: